مارینا ویوتی: ستاره اپرا با قطعات هوی متال
مارینا ویوتی میزانسنسوپرانو در یک صبح ژوئیه سال 2024 از خواب بیدار شد و میدانست که میلیونها نفر آواز او را در مراسم افتتاحیه المپیک پاریس در اواخر همان روز تماشا خواهند کرد. او فقط یک نگرانی داشت.
او گفت: «من باید دوستی پیدا میکردم تا با او گلف بازی کنم. "من دوست ندارم دور هم بنشینم."
او واقعا دوست ندارد.
ویوتی، 39 ساله، در حال حاضر نقش شاهزاده اورلوفسکی را در "Die Fledermaus" در اپرای زوریخ ایفا می کند - برادرش، لورنزو، رهبر ارکستر است - بخشی از یک فصل پرمجموعه که شامل شارلوت در فیلم Massenet's Oussky "استرالوت" است. رکس» و نقش اصلی «کارمن» در اپرای دالاس.
اما ویوتی متولد سوئیس، ستاره نوظهور جهان اپرا با طیف متنوعی که شامل باروک، بل کانتو و اپرت است، چند زندگی دیگر داشته است. او یک خواننده هوی متال بود، دارای مدرک کارشناسی ارشد در ادبیات و فلسفه بود و قبل از شروع به تحصیل صدا، کنسرت های متال را ترتیب داد. این مطالعات علیرغم تردیدهای قابل توجه در مورد سن او انجام شد - او در اواسط 20 سالگی بود، بسیار فراتر از نقطه شروع متعارف اواخر نوجوانی برای یک خواننده اپرا - و پیشینه متال او.
در طول راه او سرطان را پشت سر گذاشت، کتاب نوشت، سه آلبوم تولید کرد، و برنده یک پروژه با Grabbaldm با من شد و برنده یک پروژه بزرگ برای من بود. ژانرهای موسیقی (او همچنین ورزشکار است و به تعداد زیادی زبان به راحتی صحبت می کند.)
او گفت: «من فکر میکنم عموماً مردم نباید فقط یک کار را در طول زندگیشان در پاریس انجام دهند، جایی که او در سال گذشته در پاریس اجرا میکرد. اپرا او خندید. «اما شاید به اندازه من چیزهای زیادی نباشد!»
ویوتی، همانطور که رزومهاش نشان میدهد متحرک و کاریزماتیک است، ممکن است مانند سه خواهر و برادرش برای موفقیت موسیقی کلاسیک به نظر برسد. پدر و مادر او رهبر ارکستر سوئیسی مارچلو ویوتی و ویولونیست فرانسوی ماری-لورنس برت هستند، و او با سفر به مراسم نامزدی پدرش در سراسر جهان بزرگ شد.
ویوتی گفت: "این شکل گیری شگفت انگیز بود؛ گوش من پر از همه آن صداها است." او گفت: «از 5 سالگی میخواستم خواننده اپرا شوم.»
والدینش به او پیشنهاد کردند فلوت بخواند، زیرا این کار به کار تنفسی مشابهی نیاز داشت و او به سطح حرفهای ادامه داد «اگرچه علاقه واقعی من اسبسواری بود.
سپس، زمانی که او ۱۸ ساله بود، زمانی که وی 18 ساله بود، پس از یک زندگی هماهنگ خانوادهاش به پایان رسید. سکته مغزی.
ویوتی ویران شده بود. او که افسرده شده بود، از داشتن کاری با موسیقی کلاسیک که با مرگ پدرش مرتبط بود، امتناع کرد. لورنزو ویوتی گفت: «ما حتی نتوانستیم با او در ماشین به آن گوش دهیم. "من فکر می کنم او فقط سعی می کرد به روش خودش از اتفاقی که افتاده بود جان سالم به در ببرد."
او به هوی متال روی آورد که از طریق یکی از دوستانش کشف کرده بود.
این موسیقی که بسیار خشن و تاریک بود پناهگاه من بود. من متنهای خودم را مینوشتم، فریاد میزدم و با جامعهای به اشتراک میگذاشتم که احساس استقبال میکردند.» خانواده او، به ویژه مادرش، از او حمایت کردند. ویوتی گفت: «من ظاهر بسیار تیره و گوتیک و خالکوبیهایی داشتم. «من مشروب مینوشیدم، اما او قضاوت نکرد و به کنسرتهای من آمد.»
در حالی که با گروههای متال آواز میخواند، یک دوره مقدماتی سخت را برای ورود به دانشگاههای فرانسوی (موسسات نخبهای که دانشجویان را برای خدمات دولتی یا کارهای دولتی آماده میکنند) آغاز کرد، سپس به سمت ادبیات و فلسفه رفت. او شروع به سازماندهی کنسرت های متال کرد و با این فکر که مدیریت فرهنگی خواهد خواند، یک دوره کارآموزی را در جشنواره موسیقی مجلسی در اکس آن پروونس آغاز کرد. با گوش دادن به موسیقی کلاسیک برای اولین بار پس از چهار سال، او متوجه شد که چقدر دلش برای آن تنگ شده است.
"من خود به خود تصمیم گرفتم که بروم و لورنزو را در "Simon Boccanegra" در وین سازهای کوبه ای بشنوم. "اپرا داستان یک پدر و دخترش است. در پایان من هق هق می کردم. به مادرم گفتم، اینجا جایی است که باید باشم."
(مادر آنها، لورنزو گفت، "باشه، من فقط برای یک دوره مدیریت فرهنگی هزینه کردم، اما خوب.")
ویوتی تصمیم گرفت که وین بهترین مکان برای شروع تحصیل در تکنیک هوی متال است، اما شروع به تحصیل در تکنیک هوی متال کرد. مشکل ساز ویوتی گفت: «همه هنرستانها من را رد کردند. در نهایت، هایدی برونر، یک میزانسن سوپرانو و مربی سوئیسی، پس از عکسبرداری با اشعه ایکس از تارهای صوتی او که هیچ آسیبی در اثر آواز متال نشان نداد، او را پذیرفت. گروسمن برای نیویورک تایمز
ویوتی گفت: «من ناخودآگاه از خوانندگان اپرا تقلید میکردم. "معلوم شد که من قبلاً تکنیکی داشتم."
تاد کامبرن، یک پیانیست در Haute Ecole de Musique در لوزان، که ویوتی بعداً در آن شرکت خواهد کرد، گفت که قبل از اینکه در تست بازیگری او بنوازد، به او گفته شده بود که او چیز خاصی است. کامبرن گفت: "او بدیهی است که باید مهارت های آوازی خود را توسعه دهد، اما به وضوح استعداد زیادی داشت." «او حس شهودی از سبکهای مختلف موسیقی داشت و استعدادی طبیعی برای حضور در صحنه، تفسیر، ارتباط داشت.»
او افزود، پیشرفت آوازی او زمانی حاصل شد که او شروع به مطالعه تکنیک بل کانتو نزد تنور آرژانتینی رائول گیمنز کرد. "در دو درس او قفل نت های بلند من را باز کرد و من یک مزو بودم."
او گفت که آزمون پس از گرفتن دیپلم آسان بود. لورنزو ویوتی گفت: "بزرگترین چالش نام پدرم بود."
برای مارینا سخت بود، همانطور که برای او بود. "حسادت وجود داشت. ما باید ثابت میکردیم که ما فقط بچههای یک رهبر ارکستر معروف نیستیم."
ویوتی شروع به شرکت در مسابقات و برنده شدن نقشهای کوچک در خانههای اروپایی کرد. او بهتازگی در نقش استفانو در «رومئو و ژولیت» گونو در لااسکالا انتخاب شده بود، زمانی که در ماه مه ۲۰۱۹، در حین اجرا در لوسرن بیهوش شد.
او کاملاً گفت: «تومور بزرگی در سینهام داشتم. "به من گفته شد که ممکن است دیگر هرگز نخوانم."
او تحت شیمی درمانی و پرتودرمانی قرار گرفت، اما به افراد کمی درباره تشخیص یا درمان گفت. او میگوید: «وقتی تازه شروع کردم، نمیخواستم برچسب بیمار یا غیرقابل اعتماد باشد و همه اولینهای بزرگ من در راه بودند. (در سال 2024، او آلبوم «Melankholia» را منتشر کرد، که تلفیقی از آهنگهای رنسانس و موسیقی راک بود، که به تجربه او از سرطان میپردازد.)
شش هفته پس از آخرین پرتو درمانیاش، او اولین کار خود را در La Scala با رهبری لورنزو انجام داد. او گفت: «من خیلی خسته بودم. "اما این به من خیلی خوشحال شد."
بزودی پس از همه گیری ویروس کرونا فرا رسید. او گفت که استراحت اجباری به او این امکان را می داد که به خوبی بهبود یابد و روی تکنیک خود کار کند. تا سال 2021، او در حال اجرای فیلم دشوار «La Voix Humaine» از پولنک بود و به نقشهای اصلی در خانههای اصلی میرفت.
«از ابتدا میتوانستید او را تقریباً در تمام مجموعهها، از باروک تا امروز انتخاب کنید.» "داشتن آن تنوع و پالت گسترده و یک مزیت بزرگ بسیار غیرمعمول است. او می تواند کمیک، دراماتیک و تکنیک خارق العاده ای باشد. اما او همچنین ظرفیت ذهنی دارد که با چابکی بسیار زیاد از چیزی به چیز دیگر برود."
ویوتی گفت که فرصت هایی که امسال با بازی های المپیک باز شد، و جایزه گرمی با اجرای متال فرانسوی (برای بهترین متال گوجی) و جایزه متال (برای بهترین متال era) فرانسه به ارمغان آورد. و به شکلی بزرگتر به زندگی او بازگردید. او با گوجیرا اجرا کرده و در آخرین کنسرت بلک سابث در بیرمنگام انگلستان، کمی بیش از دو هفته قبل از مرگ آزی آزبورن خوانده است. او درخواستهای زیادی از جشنوارهها و خانههای اپرا برای انجام پروژههای متقاطع متال و اپرا دریافت کرده است.
او گفت: «ده سال پیش، کمی عجیب به نظرم میرسید. او گفت: "اکنون کاری که انجام می دهم جالب به نظر می رسد. اکنون می توانم از در ورودی به فلز برگردم و پلی بین دنیاهایم بسازم."
او گفت که اپرا به مخاطبان جدیدی نیاز دارد. خواندن یک آریا از "کارمن" با گوجیرا به نسل جوان می گوید که امکانات زیادی برای این فرم وجود دارد. او افزود، "این شغل متقاطع و زندگی است که من همیشه می خواستم؛ اکنون می توانم آن را زندگی کنم."