مینی درایور هنوز معتقد است که می تواند غیرممکن را انجام دهد
مینی درایور می تواند گزینه های جایگزین را تصور کند. نسخه ای از زندگی او وجود دارد که در آن او همه چیز را به هالیوود وارد کرد و سطح ستاره ای را حفظ کرد که از آن به عنوان "آن چیز داغ و سفید داغ" یاد می کرد. مینی دیگری به حومه شهر نقل مکان کرد، سبزیجات پرورش داد، هفت بچه به دنیا آورد.
درایور گفت: «من همیشه مجذوب زندگیای بودهام که در آن زندگی نکردهام. "گاهی اوقات من تقریباً می توانم آن را ببینم."
درایور در 55 سالگی راه میانه ای را طی کرده است: یک فرزند، یک زندگی تقسیم شده بین کالیفرنیای جنوبی و لندن، یک حرفه متفاوت درست در لیست A. او فکر می کند که این یک زندگی غیرمحتمل است. و او نسبتاً مطمئن است که این همان زندگی است که میخواهد.
"اینکه مثل من خوش شانس بودهام و هنوز هم همانطور که در این مرحله هستم کار میکنم؟" او گفت. "من می دانم که چقدر نادر است."
راننده در اوایل اکتبر در یک غروب در غرب لندن در حال صحبت روی فنجان های چای غلیظ بود. ما شب را در یک میخانه در همان نزدیکی شروع کرده بودیم، اما میخانه سر و صدا بود، بنابراین او، با شیتزو، باب، من را به سمت یک خانه شهری اجارهای هدایت کرد، در حالی که از شلوغی و شلوغی زندگی خانوادگی راحت بود. دستکش سیاه و عینک آفتابی آرنج او را روی میز قرار داده است.» src="https://static01.nyt.com/images/2025/12/21/multimedia/21cul-minnie-driver-01-cghk/21cul-minnie-drive r-01-cghk-articleLarge.jpg?quality=75&auto=webp&disable=upscale">
او و پسر نوجوانش که از مدرسه شبانهروزی به خانه میآیند، بعدازظهر را به چیدن سیب در باغچه پشتی گذرانده بودند. راننده سپس آنها را به شکل پای پخته بود، اگرچه به محصول نهایی برچسب "جوراب سیب" زد.
او در حالی که یک برش را میچسبید، با موهای وحشی و چشمانش روشن گفت: "پس این معامله است." "مارتا استوارت یک قاشق چای خوری نمک در شیرینی گفت. فکر می کنم نمک زیادی است." سپس او خطاب به باب، که به طور غیرعادی به تخت او علاقه مند شده بود، گفت: "پسر خوب، فقط دراز بکش. دست از قوز کردن بردار."
بازیگران زن به خاطر "واقعی" بودن، به خاطر اینکه شخصیت و پیشانی خود را به هیچی صاف نمی کنند، اعتبار زیادی به دست می آورند. درایور اگر تلاش می کرد ظاهراً نمی توانست غیر واقعی باشد و این واقعیت را به نقش هایش القا می کند. او بی تکلف، مادرزادی صریح، کمی شرور، سه دهه در هالیوود و خارج از آن، در حالی که فقط به طور متناوب بازی هالیوود را بازی می کرد، کار حرفه ای انجام داده است.
بعد از آنچه که او به عنوان یک سال آیش توصیف کرد، نقش های آینده ای در Netflix's "Run tiller" آخرین بازی هاروی دارد. در درام عهد عتیق فاکس "وفادار"؛ و در فصل پنجم سریال نتفلیکس «امیلی در پاریس»، که اولین بار در روز پنجشنبه پخش می شود.
در «Emily»، درایور بدون قلم از طریق محتوای حمایتشده توسط او نقشی را بازی میکند. پخش زنده او حتی ارتش stan خود را دارد: سوژه های سلطنتی من. پرنسس جین اعتراف می کند: «آنها هر چیزی را که به آنها بگویم می خرند.
دارن استار، خالق «امیلی در پاریس» در ایمیلی نوشت: «مینی به این نوع شخصیت می رسد. او میداند چگونه میتواند یک نفر را خشن، پر زرق و برق و هنوز کاملاً انسانی بسازد.»
و برای اولین بار در ۲۰ سال گذشته، درایور با بازی در نمایش تکنفره «Every Brilliant Thing» به صحنه بازگشت. وقتی با او ملاقات کردم، او یک هفته در تمرینات بود، هر روز گریه می کرد، خسته و سرحال بود.
او در آشپزخانه خود گفت: «هیچ وقت اینقدر خسته نبودم. «اما من آن را دوست داشتم.»
این شیرینی، اگر کنجکاو باشید، بسیار خوب بود.
راننده هنوز میتواند حس 14 سالگی را به خاطر بیاورد، خنداندن تماشاگران، حبس کردن خود در غرفه دستشویی و تصمیم گیری برای این که این همان چیزی است که از زندگی میخواست. او به مدرسه نمایش رفت و قصد داشت حرفه ای روی صحنه ببرد. اما ایفای نقش در یک سریال محدود، "Mr. Wroe's Virgins" منجر به پیشنهادی برای فیلم "Circle of Friends" در سال 1995 شد. راننده گفت. «میدانم که چقدر نادر است.»
درایور برای بازی در نقش بنی، نویسندهای چاق و جوان در دهه 1950 ایرلند، حدود 25 پوند وزن اضافه کرد. این نقش توجه مدیران بازیگری را برانگیخت، اگرچه برخی از آنها زمانی که درایور با ظاهری لاغر و با اعتماد به نفس برای جلسات وارد شد، سردرگم شدند. او فکر می کرد برای یک آخر هفته به آمریکا می آید. او چندین دهه در آنجا ماند.
"من یک دختر بریتانیایی بودم که به هالیوود آمد، و بعد همه این اتفاقات افتاد و من هرگز به خانه نرفتم." برای مدتی او همه کارها را انجام داد: کمدی، درام، یک فیلم اکشن. او حتی به طور خلاصه یک دختر باند بود. ("GoldenEye" محصول 1995.) بین سال های 1996 و 1997، او در "شب بزرگ"، "گروس پوینت خالی" و "ویل هانتینگ خوب" نوبت های پاک نشدنی داشت که آخرین آنها برای او اسکار را به ارمغان آورد. نامزدی.
اما او در مورد کارهای پرمخاطب و تنزل دادن به نقشهای همسر و دوست دختر دوگانگی باقی ماند و اجازه داد ستارهها از بین بروند. او گفت: "من نمی دانستم چگونه در تعقیب آن ابرنواختر خاص بمانم." "من نتوانستم محاسبات مربوطه را حفظ کنم."
او به رد کردن "برنامه ریز عروسی" اشاره کرد - قسمت در نهایت به جنیفر لوپز رسید - در عوض انتخاب کرد که دوره کنجکاوی "The Governess" را انجام دهد. او به آن فیلم افتخار میکند، اما اکنون تعجب میکند که چرا کار جریان اصلی را تا این حد دشوار میدانست.
او درباره تصمیم خود برای «برنامهریز عروسی» گفت: «ای کاش میتوانستم برگردم و بروم، «ای رفیق، فقط فیلم [تعریفآمیز] را بساز: خوب خواهد شد، سرگرمکننده خواهد بود و فقط استراحت کن». "اما من جهنده و بی لنگر بودم، زیرا کاملاً از عنصر خود خارج شده بودم. من فقط بسته شده بودم."
در سال 2006، او برای ساخت یک سریال تلویزیونی، کمدی کلاهبردار FX "The Riches" قرارداد امضا کرد. او گفت که در آن برنامه با نویسندهای رابطه کوتاهی داشت و پسرش هنری را در سال 2008 به دنیا آورد، "که همه چیز را تغییر داد." او در سالهای کودکی زیاد کار نکرد و سپس راه خود را باز کرد و نقشهای ثابتی را در برنامههای تلویزیونی مانند «درباره یک پسر» (15-2014) و «بی کلام» (19-2016) انتخاب کرد. درایور در مورد ستاره شدن هالیوود گفت: دنبال آن ابرنواختر خاص. «نمیتوانم محاسبات مربوطه را حفظ کنم.»
اگر این رزومه از نظر متوسط و لحن متفاوت باشد، به یک نوع کلی مینی درایور مربوط میشود. او گفت: «آنها همیشه سریع و سریع هستند و از هوشیاری خاصی برخوردارند. این راننده زندگی واقعی نیز هست.
او گفت: «زندگی در حال بازی است، فقط در حال کاوش تکههایی از خودتان است. "این واقعاً ادعایی به نظر می رسد، اما شما از آن یاد می گیرید."
در دهه 2010، او خانه ای برای خود و پسرش در کالیفرنیا ساخته بود، جابه جایی که دائمی به نظر می رسید. اما در طول قرنطینههای ویروس کرونا، هنری که مشتاق مدرسه حضوری بود و پروژههای کمتری در لسآنجلس فیلمبرداری میشد، با او و شریک قدیمیاش، مستندساز ادیسون اودی، به لندن بازگشت.
او پس از ورود به دهه ۵۰ سالگی، شروع به تعجب در مورد طول عمر حرفهای کرده بود، زمانی که سال گذشته کار شگفتانگیزی را انجام داد. همش بد نبود او با پسرش وقت می گذراند. و با نوشتن خاطرهای به نام «مدیریت انتظارات»، کار روی رمانی درباره زندگیهایی که ممکن بود داشته باشد آغاز کرد.
اما همچنان نگران بود. او اغلب نقش های عاشقانه ایفا کرده بود. آیا این همه از بین رفته بود؟ آیا او اکنون فقط مادربزرگها را بازی میکند؟
او میگوید: «من از کار کردن امتناع میکنم و نمیدانم چگونه میخواهم مردم را متقاعد کنم که مرا هر چه بیشتر نگه دارند.» "اما من این کار را زمانی انجام دادم که ستارهای شیرین، نرم، چاق و بسیار بعید بودم. وقتی به گذشته نگاه میکنم، کاری را انجام دادم که مطلقاً غیرممکن بود. بنابراین باید به این باور ادامه دهم که میتوانم غیرممکنها را انجام دهم."
سپس او به اودیا در اتاقی در طبقهی بالا زنگ زد. "تو هنوز منو جذاب میدونی، نه عزیزم؟" اودی که هدفونش را در دست داشت جواب نداد. درایور با خنده گفت: خدایا. "این خنده دار است." (چند دقیقه بعد با یک پیراهن هاوایی که درایور آن را «کاملاً دفیبریلکننده» توصیف کرد پایین آمد و به او اطمینان داد.)
ظاهرا هنوز وقت مادربزرگها نرسیده است. درام پرطرفدار «فرار کن» که اولین بار در 1 ژانویه نمایش داده شد، اولین بار در راه او قرار گرفت. او نقش زنی با گذشته ای تاریک را بازی می کند که دخترش ناپدید می شود. سپس به او پیشنهاد شد "امیلی در پاریس"، که به گفته او، "یک شیرینی از زمانه" بود.
"لباس ها؟ دیوانه، موز." او گفت.
استار او را بهعنوان «مفرح خالص» برای کار در صحنه فیلمبرداری توصیف کرد - «او تمام روز همه را میخندید». نمونهای از خط شاهزاده جین: «آیا هر کدام از شما قایقهای تندرو دوست دارید؟»
«امیلی در پاریس» در این فصل در رم فیلمبرداری شد، همانطور که پروژه بعدی او، «وفادار» در ۲۲ مارس به نمایش درآمد. راننده نقش سارا مادرسالار کتاب مقدس را بازی میکند.
این نقش او را بیشتر از همه به او کشاند و هنوز هم نیاز به پیشنهاد دارد. او گفت: «در عهد عتیق شوخ طبعی زیادی وجود ندارد. اما او کاملاً خودش بین صحنه ها بود. جفری دونوان، همبازی او، به یاد آورد که او را به قدری می خنداند که گریه می کرد.
او در یک مصاحبه تلفنی گفت: «او در یک مصاحبه تلفنی است. "بسیار تیز و شوخ و بسیار دلسوز."
سپس فیلمبرداری تمام شد و او به لندن برگشت و برای "Every Brilliant Thing" آماده میشد و در حمامهای فضای تمرین گریه میکرد. وقتی با او ملاقات کردم، او در مورد اینکه میخواهد همه بلیطها را بازپرداخت کند، شوخی میکرد.
او به مخاطبان خیالی گفت: «عذرخواهی میکنم». "بسیار متاسفم. دارم حساب بانکی ام را خالی می کنم."
مدتی طول کشید تا دانکن مک میلان، نویسنده و کارگردان نمایشنامه، متوجه شود که در حال مبارزه است. او گفت: «برای مدتی چنین چیزی را ندیدم، زیرا او بسیار کنترل شده و کنترل شده بود. بررسی ها یکنواخت عالی بود. (نمایش ماه گذشته بسته شد.)
موفقیت راننده در این نقش نباید کسی را متعجب می کرد، حتی درایور. بازیگری برای بیش از 30 سال به او آموخته است که احساس می کند همه چیز ممکن است فرو بریزد فقط بخشی از کار است. زندگی انتخابی او، هر چند بعید است، به خوبی از آب درآمده است.
او گفت: «از خوشحالی بسیار مفتخرم. "این به من این حس را می دهد که وای، من 55 ساله هستم و این کاری است که انجام می دهم. شاید همه چیز فقط گرد و غبار و تار عنکبوت نباشد."