معجزه در خیابان 64: گزینه هایی برای اپرای تعطیلات
نیویورک فاقد سرگرمی های زنده در تعطیلات نیست. Rockettes چهار بار در روز در قلب توریستی Midtown اجرا میکند، در حالی که "فندق شکن" جورج بالانچین اکثر شبها در مرکز لینکلن بینندگان را مسحور میکند. و فقط سعی کنید ردیابی هر «مسیح» را در این پنج منطقه داشته باشید.
اما برای اپرای تعطیلات، معمولاً فقط یک نمایش بزرگ در شهر وجود دارد: هر آنچه که اپرای متروپولیتن ارائه میدهد. در سالهای اخیر، این شرکت نسخهای از «فلوت جادویی» نه چندان کریسمسی موتزارت را ارائه کرده است که بیشتر برای کودکان طراحی شده است تا بزرگسالان.
امسال، بهطور معجزهآسایی، اپرای دیگری در تئاتر لینکلن سنتر وجود دارد: «Amahl and the Night Lenny by a Disrmingly Visitors» اثر Gian Carlo Menotti. آخر هفته گذشته، امکان دیدن هر دو اثر در یک روز وجود داشت.
«آمهل»، یک قلب گرمکن ۴۵ دقیقهای که مانند نمایشنامهای رازآلود آشکار میشود، در گذشته بیشتر یک قطعه اصلی تعطیلات بود. در سال 1951 در NBC پخش شد و پخش زنده هر کریسمس برای حدود 12 سال ادامه داشت. بعداً، گهگاه باز میگشت، به شبکههای دیگر منشعب میشد و در نهایت روی صحنه ریشه میگرفت. امروزه، تولیدات آماتور اغلب در دسترس بازوها هستند. حرفهایها، نه چندان.
مدت اجرای آن ممکن است کوتاه باشد، اما «امهل» حاوی تئاترهای زیادی در داستان پسری معلول و مادر فقیرش است که سه پادشاه هنگام عبور از آنجا برای ملاقات با مسیح شیرخوار در بیتلحم از آنجا دیدن میکنند. ده ها خواننده اصلی وجود دارند که هر کدام لحظه ای در کانون توجه قرار دارند. یک گروه بزرگتر برای افزایش انرژی در نیمه راه نمایش وارد شد. و حتی یک عدد رقص.
تئاتر مرکز لینکلن، در همکاری با Met، خواستههای بسیاری از اثر را با احیای قفسهی بالای صفحه برآورده میکند، به ویژه در انتخاب بازیگر میزانسن-سوپرانوی ستاره جویس دیدوناتو در نقش مادر آمهل. در صحنه تئاتر صمیمی نیوهاوس، او بسیار بیشتر از حد معمول در معرض دید قرار میگیرد، و این چالش چیزی تازه و جذاب را از حساسیت معمولی مودبانهاش بیرون آورده است.
صدای سبک، تقویتشده و غرقکننده دیدوناتو، قدرتی متحول کننده به خود میگیرد که هر چه شخصیت او مضطربتر میشود، بیشتر میشود. در اجرای خود، مادر زنی است که کاملاً غرق شده است: در نهایت هوشیاری و فرسودگی، و به راحتی با دروغ های خیال انگیز پسرش از لبه خارج می شود. گاهی اوقات، او نمی تواند در چشمان او نگاه کند. در لحظات دیگر، او در طلسم داستان های او و خوش بینی تزلزل ناپذیر آنها قرار می گیرد. عشق دوسوگرایانه او به اماهل حقیقتی ناخوشایند دارد، و در این اثر تا حد زیادی به توجیه رفتاری میپردازد که اغلب باعث میشود مخاطبان سر خود را بخارانند.
در بیشتر موارد، لئون روایتی سرراست از اپرا ارائه میکند. مانند احیای فیلم تورنتون وایلدر به نام «شهر ما» در برادوی در فصل گذشته، به نظر میرسد که او کمتر علاقهای به اختراع مجدد یک کلاسیک دارد تا اینکه آن را به شکلی هیجانانگیز و پر طنیندار در سراسر جهان بسازد. هیچ غافلگیری برای طرفداران دیرینه «آمهل» وجود نخواهد داشت، به جز زمانی که پسر با بازی آلبرت رودز جونیور با همدردی غیرقابل مهار، درباره سه پادشاه در خانه اش می گوید: «یکی از آنها سفیدپوست است!» بهجای «یکی از آنها سیاهپوست است!» تحریککنندهتر.
لئون تولیدات خود را در زمان حال تنظیم میکند، که به بهترین وجه از طریق مجموعههای اشیای آشنا و نامتجانس درک مکلین ارتباط برقرار میکند. اما او همچنین دنیای خود را با فانتزی القا می کند، مانند لباس های التقاطی امیلیو سوسا برای سه پادشاه (فیلیپ بویکین، برنارد هولکامب و تاد توماس، که به طرز شگفت انگیزی هماهنگ هستند)، که در هیچ زمان و مکانی غیرممکن است مشخص شود.
نتیجه، که به دو پیانو به کارگردانی استیون ازگود کاهش می یابد، مقداری رنگ از دست می دهد. اما لئون صدای شبانی آمهل را با جسی بارت که در راهروها سرگردان است و ملودی های شبانی را روی یک ابوا می نوازد، حفظ می کند. مقاومت در برابر جذابیت آهنگین او دشوار است، همانطور که تقریباً غیرممکن است که این تولید را بدون اینکه به نوعی جابه جا شوید، ترک کنید.
در Met، جایی که «فلوت جادویی برای سرگرم کردن» بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد، این مورد کمتر است. با دو بازیگر و دو رهبر ارکستر، این نمایش را می توان اغلب، اگر کمی ناشیانه ارائه کرد. برای مثال، در مراسم ماتین روز شنبه، سوپرانو Rainelle Krause برای بسیاری از آریاهای معروف ملکه شب خود با ارکستر هماهنگی نداشت.
تولید جولی تیمور با نمایش عروسکی و دکورهای یادبود به نمایش در میآید و این نسخه خانوادهپسند حدود یک ساعت از مواد را به تصویر میکشد. داروی دروازه، روشی که بسیاری از آنها از طریق "فندق شکن" به باله معرفی می شوند.
این نمایش می تواند از نظر جذابیت ناامید به نظر برسد، با حرکات کمدی مبتذل و مبتذل و ارجاع به "6-7" که بچه ها در بعدازظهر شنبه زوزه می کشیدند. اما بسیاری از آنها در پایان 90 دقیقه اپرا به وضوح بی قرار بودند. همه خانوادهها زودتر رفتند و پسری جلوی من از خستگی به شدت تکان میخورد.
بهطور عجیبی، Met به ارائه این «فلوت جادویی» بدون وقفه ادامه میدهد، که میتواند به کودکان استراحتی مفید بدهد. شاید در آن صورت، تولید مجبور نباشد آنقدر مخاطب خود را تحسین کند. در «اماهل» همسایهای باید یاد گرفت: جذابیت گسترده نیازی به مصالحه ندارد.