نقد و بررسی فیلم: رز بایرن به عنوان یک مادر سنگین در "اگر پاها داشتم ، به شما لگد می زنم" عمیق و تاریک می شود "
چگونه همه آن را دست و پنجه نرم می کنید؟ مادران تمایل دارند که این سؤال را مطرح کنند - اغلب با لحنی تراشه ، انتظار پاسخ تراشه را دارند. به ندرت کسانی که از آنها می پرسند می شنوند که می شنوند که شاید آن توپ های دست و پنجه نرم در حال معلق در حال شناور شدن باشند ، در حال سقوط به زمین هستند.
یک نفر احساس می کند که لیندا ، مادر بار سنگین که توسط یک شجاع و مرتکب رز بایرن در "ماری برنشتاین" تجسم یافته است "اگر پاها داشتم ، شما را لگد می کردم" ، اگر کسی مراقبت می کرد ، آزادانه گسترش می یابد. اما لیندا اولویت کسی نیست.
او مطمئناً اولویت شوهرش نیست ؛ یک کاپیتان کروز ، او از دور تلفن می کند و بررسی می کند که او به درستی از فرزند بیمار خود مراقبت می کند و وقتی که اینطور نیست ، آزادانه به او توصیه می کند. یک متخصص درمانگر ، او مطمئناً در مراحل مختلف بحران اولویت بیماران خود نیست.
او همچنین اولویت پزشکان نظارت بر بیماری دخترش نیست - یک اختلال در خوردن غذا به قدری شدید که کودک به یک لوله تغذیه احتیاج دارد. حتی پیمانکاری که گفته می شود آن سوراخ را در سقف لیندا برطرف می کند ، او را در پایین لیست قرار می دهد.
با درک همه اینها در صحنه های اولیه ، ما ناگهان دو تصمیم خلاقانه جسورانه را می دانیم که برونشتاین می گیرد ، تنها در دومین ویژگی خود به عنوان کارگردان. اولین: دوربین او نزدیک است - به طرز فجیعی نزدیک - در چهره بایرن. به نظر می رسد که بگوییم ، هیچ کس دیگری به او توجه نمی کند ، اما ما مطمئناً خواهیم کرد.
دوم ، و راد ترین: ما کودک لیندا را می شنویم اما او را نمی بینیم. در ابتدا این احساس ناراحتی ، حتی ناامید کننده است. اما برونشتاین آن را به سادگی توضیح داده است: لحظه ای که چهره کودک را می بینید ، جایی است که همدلی شما می رود (به خصوص بیمار). در حقیقت ، این کودک ، که توسط یک Delaney Quinn با صدای شیرین بازی شده است ، حتی نامگذاری نشده است. این فیلم درباره لیندا است ، به یاد دارید؟
بنابراین ، این چهره لیندا به تنهایی است-در چنان نزدیک نزدیک که می توانستیم در منافذ او قرار بگیریم-که ابتدا می بینیم. او در یک جلسه پرتنش با فرزند و پزشک آنها (با بازی یک برنزشتاین استرن بازی می کند.) لیندا ناامیدانه می خواهد لوله تغذیه را برداشته شود. پزشک می گوید دختر ابتدا باید به وزن هدف برسد.
لوله البته به یک اتصال جسمی و عاطفی تبدیل می شود - و نمادی از گناه لیندا احساس می کند که قادر به حل این بحران نیست.
هک ، او حتی نمی تواند تنظیم تعمیرات مربوط به پرتگاه شکاف در خانه را انجام دهد. سقف اتاق خواب او درست قبل از اعتبار افتتاحیه فرو ریخته است و مادر و دختر را وادار به یک متل در کنار ساحل می کند. (این مکان در همپتون در لانگ آیلند است ، که همه گوشه های آن پر زرق و برق نیستند.) این سوراخ زشت ، دقیقاً مانند لوله تغذیه ، به عنوان پورتال برای چیزی بسیار بزرگتر و حتی خیالی خدمت می کند.
با مشاجره با مرد تعمیر ، لیندا با ناامیدی به بالش فریاد می زند. کسی فکر می کند مواردی مانند املاک آسیب دیده - یا یک پارکینگ زننده ، که لیندا را نیز رانندگی می کند - در مقایسه با عذاب یک کودک بیمار کوچک خواهد بود. اما برای لیندا ، بزرگ و بزرگ. دیگر هیچ دیدگاهی از مقیاس وجود ندارد.
شاید به همین دلیل است که به سختی قادر به تمرکز روی خودش است ، لیندا همچنین یکی از بیماران خود را بدرفتاری می کند-یک مادر جدید (دانیل مک دونالد ، عالی) در افسردگی تمام عیار و ترسناک پس از زایمان.
تنها شخصی که لیندا می تواند به آن علاقه مند باشد ، درمانگر خودش است که توسط ، بله ، کانن اوبراین ، در اولین بازیگری نمایشی خود بازی می کند. برای یک بار ، و به طور هدفمند ، O'Brien دورترین چیز از خنده دار است - یک مرد ترش قادر به کمک به لیندا از ظروف سرباز یا مسافر خود نیست. (صحبت از یک ظروف سرباز یا مسافر مارپیچ ، مداحی های قطعی از "سنگهای ناتوان" وجود دارد-این کارگردان فیلم ، جاش صفدی ، در اینجا تهیه کننده است-و سفر پیشرو آن به جنون.)
شاید تنها شخص کاملاً واضح در کل فیلم ، جیمز ، متل دستی باشد که در واقع لیندا را دوست دارد و سعی می کند به شما کمک کند. $ AP Rocky در این نقش کاریزمای آسان دارد ، اما لیندا قادر به تمرکز روی او یا هر کس دیگری نیست.
و این شامل فرزندش نیز می شود. حتی اگر روزهای او به دختر اختصاص داده شده باشد ، او را به ملاقات ها و پر کردن آن لوله عصبانی می کند ، احساس می کنیم که لیندا ، در میان هرج و مرج ، فراموش کرده است که فرزندانش چگونه به نظر می رسد. مطمئناً یکی دیگر از دلایل اساسی است که برونشتاین تصمیم می گیرد چهره کودک را نشان ندهد. چهره بایرن ، هرچند ، فراموش کردن آن دشوار است ، زیرا خستگی ، سرخوردگی ، خشم و همه چیز را در بین آنها ثبت می کند. این فیلم همکاری فوق العاده ای بین او و نویسنده-کارگردان برونشتاین است که از تجربیات خودش با مادری الهام گرفته است.
همچنین به بایرن ، بازیگر جذابیت بی دردسر در فیلم های سبک تر ، فرصتی برای نمایش همه کاره بودن و ریزش در سخت ترین نقش دراماتیک حرفه خود داده است.
"اگر پاها داشتم ، شما را لگد می زنم" ، یک نسخه A24 ، توسط انجمن تصویر حرکت "برای زبان ، برخی از مواد مخدر و تصاویر خونین" رتبه بندی شده است. زمان در حال اجرا: 113 دقیقه. سه ستاره از چهار.