به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

شغل من مریضم می کند

شغل من مریضم می کند

نیویورک تایمز
1404/10/07
8 بازدید

سوالات مربوط به دفتر، پول، شغل و تعادل بین کار و زندگی را به workfriend@nytimes.com ارسال کنید. نام و موقعیت مکانی خود یا درخواست ناشناس ماندن را درج کنید. نامه‌ها ممکن است ویرایش شوند.

تضعیف شده توسط یک رهبر آینده

دوست کار عزیز،

من در یک دفتر ماهواره‌ای برای یک شرکت مستقر در ایالات متحده کار می‌کنم و مدیرم و من در یک نبرد سه ساله محبوس شده‌ایم، زیرا او هرگز برای وصیت‌نامه‌هایم پیروز نشدم ارزش ها). او برای اولین بار مدیری است که در منطقه ما تجربه کمی دارد، اما اصرار دارد که هم کار خودش و هم کار من را انجام دهد - به طرز بدی.

او در مقابل تیمم مرا تضعیف می کند، تجربه نزدیک به یک دهه من را رد می کند و تئاتر شرکتی "درخواست نظر من" را زمانی که از قبل تصمیم گرفته باشد، اجرا می کند. همکارانم اکنون با ترحم به من نگاه می کنند و از من می پرسند که در این مورد چه کار خواهم کرد. پاسخ من این است که با او و رئیسش تلاش کرده ام بی فایده باشد.

مدیریت بالا «پتانسیل رهبری» او را می ستاید و در حالی که او «خطای خود را یاد می گیرد و مرتکب می شود» حاضر نمی شود وارد عمل شود. در همین حال، روحیه ضعیف شده است، بهره وری کاهش یافته است، و من تبدیل به یک داستان هشدار دهنده در دفتر شده ام. بدن من پرچم سفید را به اهتزاز در می آورد - فشار خون بالا، اگزما، اضطراب - کارساز است. من هرگز در چنین موقعیتی قرار نگرفته‌ام و درس ارزشمندی در مورد شغل‌هایی که در آن‌ها کار نمی‌کند ترک کردن آن‌ها آسان نیست آموخته‌ام.

از تیمم احساس ناراحتی می‌کنم وقتی آنها به من نگاه می‌کنند که از طرف آنها عقب نشینی کنم. اما به طور فزاینده ای، انجام کارم به نظر می رسد که من را در موقعیت بدی قرار می دهد. به من بگو من حق دارم خودم را نجات دهم. اینکه گاهی شجاع‌ترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که نبردی را متوقف کنید که قبلاً هزینه زیادی دارد.

پاسخ کوتاه: بله، حق با شماست که ترک می‌کنید.

پاسخ طولانی‌تر: شما باید دو سال و نیم پیش ترک می‌کردید. اجازه دهید من یک انحراف کوتاه را توضیح دهم.

محمد صلاح، بازیکن قدیمی و محبوب فوتبال لیورپول، اخیراً مصاحبه‌ای غیرمنتظره با خبرنگاری انجام داد که در آن از کنار گذاشته شدنش از ترکیب اصلی توسط سرمربی نسبتا جدیدش، آرن اسلات، شکایت کرد. در پاسخ به این فریاد دردناک، مالکیت لیورپول به مطبوعات نشان داد که اسلات از حمایت کامل خود برخوردار است، و صلاح - یک شخصیت افسانه‌ای که در موفقیت‌های اخیر باشگاه نقش داشت - در انگلیس رها شد در حالی که بقیه اعضای تیم برای یک بازی به میلان پرواز کردند.

این حماسه به طور گسترده در تلویزیون پخش شده است و به عنوان یک درام حرفه‌ای و حرفه‌ای درام پخش می‌شود. می‌داند آنچه واقعاً در جریان است، یک استراتژی پرسنل ساده‌تر است. صلاح یک فوق ستاره است، با قراردادی به اندازه فوق ستاره، اما او در حال پیر شدن از اوج ورزشی خود است و دیگر برای تیم مفید نیست. لیورپول مایل است قرارداد او را به باشگاه دیگری بفروشد، دستمزد او را از دفتر خود پاک کند و به آن‌ها اجازه دهد روی بازیکنان جوان‌تر سرمایه‌گذاری کنند، اما به دلایل مختلف P.R و سازمانی نمی‌توانند آشکارا این را بگویند. با نیمکت نشینی او - و حمایت از مدیر جدیدتری که نماد آشکارا از او ابراز نارضایتی کرده است - مالکیت باشگاه در واقع به صلاح می‌گوید که به سنگ‌ها ضربه بزند و یک باشگاه جدید پیدا کند.

اکنون، من مطمئن هستم که فشارها و بارهای محل کار شما تا حدودی با فشارهای لیگ قهرمانان متفاوت است. اما برای من سخت است که شباهت‌ها را در اینجا نبینم.

مثل صلاح، شما یک کارگر باتجربه هستید که احساس می‌کنید توسط یک مدیر جدید مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اید. و مانند اسلات، مدیر شما حمایت کامل از مالکیت اعتراضات شما را دریافت کرده است. ممکن است مدیر شما همانقدر بد باشد که شما می گویید - لیورپول در حال حاضر در رده دهم قرار دارد - اما زمانی که آن شخص تصمیم می گیرد چه کسی به میلان پرواز کند خیلی مهم نیست.

وقتی مدیران ارشد به شما اطلاع دادند که به پتانسیل رهبری مدیر شما اعتقاد دارند، مطمئن هستم که به زبانی در مورد کار کردن با یکدیگر و ارزش گذاری برای خدمات و برنامه شما توضیح داده شده است. اما منظور آنها این بود: خدمات شما دیگر در اینجا مورد نیاز نیست. پیاده روی کنید!

آیا این یک راه بد برای برقراری ارتباط است؟ بله. آیا شما حق دارید احساس عصبانیت و خیانت کنید؟ بله! اما همانطور که خودت می نویسی، یک نفر را استخدام کردند که کار تو و او را هم انجام دهد. ماندن شما و تلاش برای انجام آن در ماه‌ها و سال‌های پس از آن لحظه، برابر است با انتخاب صلاح برای پایان دادن به قراردادش با لیورپول و حاضر شدن هر روز برای تمرین برای مسابقاتی که هرگز یک دقیقه در آن‌ها بازی نخواهد کرد. به عبارت دیگر، اتلاف وقت همه است.

من این استعاره فوتبال را تا حدودی تعمیم می‌دهم زیرا همان‌طور که دعوای نسبتاً رایج صلاح در محل کار با عبارات حماسی در رسانه‌های خبری پخش می‌شود و واقعیت سرراست آن را پنهان می‌کند، من گمان می‌کنم که شما در تشخیص پویایی اولیه در محل کار خود به دلیل تمایل به انجام کار مشکل دارید. بیش از حد درامات کنید.

تعهد شما به تیمتان قابل تحسین است، اما آنها (احتمالاً) بزرگسالانی هستند که می توانند بدون شما در این محل کار حرکت کنند - یا در صورت لزوم خودشان شغل جدیدی پیدا کنند - و راحتی آنها در محل کار ارزش سلامت عقل یا فشار خون شما را ندارد. من واقعاً به عنوان یک سؤال فلسفی نمی‌دانم که «شجاعانه‌ترین کاری که می‌توان انجام داد این است که نبردی را متوقف کنیم که از قبل هزینه زیادی دارد». اما اگر شما یک دودپرش یا یک تکاور ارتش نباشید، من در تلاش هستم تا ببینم این سوال چگونه در اینجا قابل اجرا است.

من نمی‌خواهم خیلی خشن باشم. من با مصیبت شما همدردی می کنم. وقتی خود را از نزدیک با نقشی که سال‌ها بازی کرده‌اید شناسایی می‌کنید، پذیرفتن یک انتقال اجتناب‌ناپذیر حتی زمانی که به طور واضح و مستقیم در ارتباط باشد، دشوار است. و اجتناب از وابستگی عاطفی شدید به شغل و همکاران غیرممکن است.

اما چنین وابستگی می‌تواند برخی از حقایق اساسی را پنهان کند. شرط می بندم که همکارانتان این را فهمیدند، و وقتی از شما پرسیدند، "در مورد آن چه خواهید کرد؟" آنها امیدوار بودند که شما بگویید: "یک موقعیت جدید پیدا کنید." مطمئناً، به نظر می رسد بدن شما خیلی زودتر از مغز شما تشخیص داده است که دیگر در این شغل مورد نظر نیستید و خود را در یک هجوم خطرناک خطرناک انداخته و به شما هشدار می دهد که وقت آن رسیده است که ادامه دهید.


همکار زمزمه، طبل

دفتر ما، مانند بسیاری از افراد در N.Y.C. دارای پلان طبقه باز چند نفر از ما از همکارمان که مدام زمزمه می کند و ضربه می زند، عصبانی شده ایم. او خودآگاهی ندارد. شما نمی توانید کسی را به خاطر خلق و خوی خوب سرزنش کنید، اما این موضوع باعث حواس پرتی می شود. این فرد بسیار جوان است، بنابراین ممکن است تجربه زیادی در یک محیط اداری نداشته باشد، و همچنین در تیم دیگری است، بنابراین اینطور نیست که بتوانیم از مدیر خود بخواهیم که مداخله کند. چگونه از او بخواهیم که بدون بی‌ادبی یا توهین‌آمیز دست از کار بکشد؟

به‌عنوان یک مقاله‌نویس مشاوره، همیشه خوب است که پاسخ یک سؤال در خود سؤال باشد. چگونه از همکارتان می‌خواهید که زمزمه کردن و ضربه زدن به دفتر را متوقف کند، بدون اینکه بی‌ادب یا توهین‌آمیز باشد؟ خوب، شما از او می خواهید که متوقف شود و به عنوان بی ادب یا توهین آمیز رفتار نمی کنید. واقعاً به همین سادگی است.

اگر دستورالعمل‌های دقیق‌تری می‌خواهید: به سراغ این شخص بروید. اگر واقعاً همدیگر را نمی‌شناسید خودتان را معرفی کنید یا اگر می‌شناسید توجه او را جلب کنید. بگویید: "می‌توانم از شما خواهش کنم؟ مطمئن نیستم که متوجه این موضوع هستید یا خیر، اما در حین کار زمزمه می‌کنید و ضربه می‌زنید، و این حواس‌تان را پرت می‌کند. آیا اشکالی ندارد که متوقف شوید؟" تماس چشمی برقرار کنید و به روشی غیرتهدید کننده لبخند بزنید، و شاید در پایان یکی از آن شانه های ظریفی را که ارتباط برقرار می کند، پرتاب کنید: ببخشید، می دانم که این کمی ناخوشایند است!

من فکر می کنم ممکن است همکار مورد توهین قرار گیرد. اما احتمال اینکه او کمی خجالت بکشد بسیار بیشتر است، وضعیتی که می‌توانید با توقف در اواخر آن روز یا هفته در کنار میزش برای صحبت‌های کوچک غیرمرتبط که به کمک آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند و احساسات سختی وجود ندارد، بهبود ببخشید. او احتمالاً به خاطر سرزنش ها نیز سپاسگزار خواهد بود: هیچ کس نمی خواهد مزاحم دفتر باشد. و اگر او واقعاً از درخواست خفیف و مودبانه شما آزرده خاطر شده است تا جایی که رفتار او کار شما را مختل می کند، باید آن را به عنوان کمکی به یک مشکل پرسنلی در نظر بگیرید که در نهایت ممکن است به وجود بیاید.

شما به آن اشاره نکردید، اما نمی‌دانم که اگر همکار شما رفتارهای غیرعادی و غیرعادی دارد، نگران توهین هستید یا خیر. حتی اگر اینطور باشد، توصیه من تغییر نمی کند. افراد نوروتیپیک سزاوار احترام به ارتباط مودبانه و مستقیم هستند، و اگر همکار شما نیاز دارد که بتواند برای انجام کار خود زمزمه کند، شما و او (و در صورت لزوم H.R.) می توانید یک سازش یا سازش منطقی پیدا کنید. اما چنین بحثی تنها زمانی می تواند اتفاق بیفتد که اولین قدم را بردارید و در کنار اتاقک او توقف کنید و این موضوع را مطرح کنید.

سالها داستان های ترسناک تبلیغاتی و افسانه های شهری در مورد همکارانی که به راحتی توهین می شوند، بدون توجه به دگرگونی های مداوم زندگی اداری که به دلیل بیماری همه گیر برای ما به ارث رسیده است، همه را نسبت به نزدیک شدن مستقیم به همکاران، کمی محتاط کرده است. مشکلات.

البته، "زمزمه آزاردهنده" نسبت به تحریکات اداری صمیمی تر مانند بوی بدن یا بوی بد دهان، دردسر کمتری برای رسیدگی به آن است. اما با صحبت کردن با همکارتان، نه تنها به سلطنت وحشتناک یک افسر خاتمه می‌دهید، بلکه یک فرهنگ در محل کار ایجاد می‌کنید که در آن می‌توان مشکلات را به طور کلی، مودبانه اما صریح، بدون ترس از توهین یا خجالت حل کرد.