در بالی، حال و هوای تعطیلات خاطرات یک کشتار را پنهان می کند
وقتی هتلها و کلوپهای ساحلی برای جذب گردشگران به این جزیره زیبا و جن زده ساخته شدند، استخوانها سفید و صاف ظاهر شدند.
در یک امتداد ساحلی با حاشیه نخل در جزیره بالی اندونزی، ساخت و ساز یک استراحتگاه پنج ستاره در سال ۱۹۹ به اندازه کافی پر شد. کشیش هندو برای جن گیری ارواح فراخوانده شد. چند در پایین تر، در زمینی که به شیک ترین نقطه شب جزیره تبدیل می شد، دو جمجمه از روی خاک به بالا خیره شدند و کارگران ساختمانی را ناراحت کردند. حتی چند سال پیش، "در سواحل بهشت"، همانطور که آخرین شعار باشگاه ساحلی می گوید، بقایای انسان در جایی که یک استخر و معماری بامبو (که به عنوان "آگاهانه به محیط زیست" تبلیغ می شود) ظاهر شد.
از 60 سال پیش در این ماه، قتل عام های ضد کمونیستی در اندونزی جان افراد را گرفت حداقل نیم میلیون نفر — یکی از بدترین حمام های خون قرن بیستم، و یکی از نادیده گرفته ترین ها. شبه نظامیان سیاهپوش، همسایگان با کینه، بستگان دستور کشتن یا کشته شدن، همه آنها در چاقو زدن و بریدن، خفه کردن و تیراندازی شرکت کردند.
اعتبارات بسیاری...>وایان بدرا، 73 ساله، یک کشیش هندو برای جن گیری ارواح فراخوانده شد.
فصل کشتار با بادهای موسمی دسامبر به بالی رسید. در میان کشورهای مجمع الجزایر اندونزی، جزیره ای که اکنون مترادف تعطیلات سیباریتی است، بیشترین تلفات را متحمل شده است. مورخان تخمین می زنند که بین 80000 تا 100000 بالیایی بین دسامبر 1965 تا چند ماه اول سال 1966 کشته شدند. بسیاری از اجساد در سواحل، توسط گورستان های باران زده و سواحل که هنوز توسط صنعت مسافرت دست نخورده باقی مانده اند، رها شدند. کشیش.
خاطرات کشتارهای 1965 و 1966 امروزه نه تنها در اندونزی، بلکه در خارج از کشور نیز زیر آب باقی مانده است. فراموشی به ویژه در بالی قوی است، جایی که یادآوری قتل ها می تواند حال و هوای تعطیلات را خراب کند. مورخان می گویند در واقع، توسعه گردشگری انبوه در جزیره یک استراتژی عمدی توسط دیکتاتوری سوهارتو بود که در سال 1966 قدرت را در دست گرفت تا اقتصاد را که به دلیل کشتارهای جمعی از هم پاشیده بود، احیا کند. جلوی صندلیهای استراحت و چترهای سفید در ساحل." src="https://static01.nyt.com/images/2025/12/17/multimedia/17int-bali-dispatch-05-wqcb/17int-bali-dispatch -05-wqcb-articleLarge.jpg?quality=75&auto=webp&disable=upscale">
«من ضد گردشگری نیستم، اما در عین حال باید اذعان کنیم که گردشگری تاریخ و آسیب ما را دفن کرده است. ما در مورد کشتارها صحبت نمیکنیم زیرا گردشگری به این بستگی دارد که بالی مکانی برای هماهنگی، صلح، یوگا باشد.»
بهطور سنتی، مردم بالی بهجای دریا، به آتشفشانهای مقدس در داخل کشور نگاه میکنند. شالیزارهای پلکانی برنج به سمت کوه ها بالا می روند. اقیانوس برای فرستادن خاکستر سوزانده شده به زندگی پس از مرگ برای آماده شدن برای تناسخ بود. حتی امروزه، بسیاری از بالیایی ها شنا بلد نیستند. تنها ظهور گردشگران خارجی بود که تمرکز را به سواحل موجسواری و شنهای سیاه جزیره معطوف کرد.
کتوت سوئرجا، 61 ساله، نوزادی بود که شبهنظامیان سیاهپوش به دنبال پدرش آمدند که یک تعمیرگاه دوچرخه داشت. خانههای منطقه ساحلی آنها، کروبوکان، سوختند. پسر عموی پدرش که معلم بود نیز کشته شد.
اعتبار...کتوت سوئرجا، 61 ساله، پس از کشته شدن پدرش توسط شبهنظامیان، به یتیمخانهای رفت. به خانواده گفته شده بود که اجساد این مردان در یک گور دسته جمعی در باتلاقها و جنگلهای حرا، در نزدیکی یک قبرستان ساحلی برای جذامیها و آنهایی که فقیرتر از آن بودند، انداخته شده بود. بستگان آقای سوئرجا هیچ استخوانی نداشتند، بنابراین مشتی خاک از گورستان برداشتند، به این امید که برای آزاد کردن روح مردان برای تناسخ کافی باشد.
آقای. سوئرجا به یک یتیم خانه ختم شد. او گفت که وقتی به فکر پیوستن به پلیس بود، مقامات روستا به او گفتند که شانسی ندارد. خانوادههای قربانیان از مشاغل دولتی منع شدند. رژیم نظم نوین سوهارتو، و برخی از آنها به صنعت گردشگری ختم شدند که خاطرات آرام قتل عام ها را فراموش کرد.
همان ننگ در مورد اعضای شبه نظامیانی که زمانی بالی را به وحشت انداخته بودند صدق نمی کرد. دلیل رسمی کشتارهای دسته جمعی این بود که کمونیست ها با ربودن و سپس کشتن شش ژنرال ارتش، کودتای 30 سپتامبر 1965 را برانگیختند. (این حمله هرگز به طور قطعی مشخص نشد که بخشی از هیچ توطئه گستردهتری از سوی حزب کمونیست اندونزی که با نام اختصاری P.K.I شناخته میشود)
ماده ردا اعتراف میکند که به شبهنظامیان تعلق داشته تا به گفته او، از روستای خود در برابر نفوذیها محافظت کند. او به دوستانش مباهات می کرد که پاکسازی ها ضروری است، اما می گفت که هرگز خودش کسی را نکشته است. اکنون 80 ساله، آقای ردا موقعیت ممتازی به عنوان نگهبان محله شبکه پیچیده کانال دارد که جزیره را آبیاری می کند و به اعتقاد مردم بالی، ارواح آب را تغذیه می کند.
اعتباری ندارد...>مد ردا، 80 ساله، متعلق به شبه نظامیان بود و اکنون به عنوان نگهبان محله شبکه کانال جزیره، موقعیت ممتازی دارد.
او گفت: «کمونیست ها بی خدا هستند. "از بین بردن آنها خوب بود."
آقای. سوئرجا که به تعمیر دستگاه های کپی ادامه داد، هرگز به فرزندانش نگفته است که پدرش چگونه کشته شده است. او هیچ عکسی از او ندارد.
آقای سوئرجا گفت: «اگر به گذشته فکر کنم، هرگز نمیتوانم از آن فراتر بروم. "من نمیخواهم آن خشم را در درون خود حمل کنم."
پس از ماهها خونریزی، آقای سوهارتو، ژنرال ارتش، به مدت 32 سال به عنوان یک مرد قدرتمند بر اندونزی حکومت کرد. (آشوبی که دهههای ریاستجمهوری او را به وجود آورد در دو فیلم «سال زندگی خطرناک» و اخیراً مستند «عمل کشتار.") تصدی دزدسالارانه او و همچنین پاکسازی های ضد چپ گرا به طور ضمنی او را به قدرت رساندند. href="https://www.nytimes.com/2017/10/18/world/asia/indonesia-cables-comunist-massacres.html" title="">با حمایت آمریکاییها و دیگر قدرتهای غربی، که نگران P.K.I.، سومین حزب بزرگ کمونیست از طبقهبندی دیپلماتیک در جهان بودند، نشان می دهد.
کمونیسم در بالی، تنها جزیره با اکثریت هندو در یک کشور عمدتا مسلمان، که در آن یک سیستم کاست آهکی امید چندانی به تحرک طبقاتی و دسترسی به زمین میداد، زمینهای حاصلخیزی پیدا کرد. با این حال، اکثر کسانی که توسط جوخههای مرگ کشته شدند، کمونیستهای کارتدار نبودند. چینی های قومی و روشنفکران هدف قرار گرفتند.
بافت زخم آن سال ها نه تنها در سواحل بالی جاسازی شده است. Made Wangi در بازاری در فضای باز در دنپاسار، مرکز استان، علف لیمو، زردچوبه و موز را همراه با گل می فروشد. پدرش 60 سال پیش به دلیل اینکه برای یک رئیس چینی کار میکرد، به بیرون کشیده شد. او هرگز برنگشت. خانم وانگی چیز بیشتری نمیداند.
او گفت: «مادرم گفت که او را به خاطر «قرمز بودن» کشتهاند. "من حقیقت را نمی دانم."
اعتبار به این دلیل بود که او مادرش را کشته است...>وانگی را ساخته است که پدرش 60 سال پیش رانده شد و دیگر برنگشت.
میدانی در دنپاسار به افتخار آخرین موضع خودکشی که در اوایل دهه 1900 توسط بالیها علیه هلندیها ساخته شد. در همان میدان 60 سال پیش، هزاران بالیایی قبل از کشته شدن رژه رفتند. P.K.I. گروه های حقوق بشر می گویند دفتر در دنپاسار به یک بازداشتگاه تبدیل شد و هزاران نفر در آن شکنجه شدند.
امروزه، داماد سابق آقای سوهارتو، پرابوو سوبیانتو، ژنرال بازنشسته ای که زمانی به دلیل نقض حقوق بشر خود مورد تحریم های مسافرتی آمریکا قرار گرفت، از سوی رئیس جمهور فعلی به عنوان "قهرمان ملی" مورد تجلیل قرار گرفت.
در مراسمی از زنان در اواخر ماه گذشته، در ستونی از زنان در توازن کرئو، در اواخر ماه گذشته مورد تقدیر قرار گرفت. سرهایشان، تقدیم به خدایان. مردان بر طبلها، گونگها و زیلوفونها، موسیقی متن جزیره میکوبیدند. جشنواره با مسابقه ای برای داوری بهترین پنجور، یک میله خیزران خمیده مملو از برگ های حک شده و بافته شده، نمادی از فراوانی گرمسیری، پایان یافت. هدایایی به خدایان.
آگونگ پوتو آتماجا، دادستان عمومی بازنشسته، با سایر مقاماتی که مراسم را اداره میکردند، همگی لباسهای باتیک زیبا پوشیده بودند. او از جوخه های مرگ شش دهه پیش می دانست، مردانی که شمشیرهای بلندشان را داشتند. او همچنین گفت که میدانست قبل از اینکه زمین برای کلوپهای ساحلی که آهنگهای آرامشبخش مینواختند، اجساد کجا دفن شدهاند.
او گفت: «بالیاییها از صحبت در مورد هر یک از اینها میترسند. «من هم میترسم.»
یک حواصیل از کنارش عبور کرد، بالهایش مانند استخوانها سفید شد - برخی بالیاییها میگویند که نشانهای از روحهایی است که بین دنیاها به دام افتادهاند.