به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

نظر | یک داستان عاشقانه شیرین، سکسی و شاد بین دو مرد. انقلابی.

نظر | یک داستان عاشقانه شیرین، سکسی و شاد بین دو مرد. انقلابی.

نیویورک تایمز
1404/10/14
1 بازدید

این مقاله حاوی اسپویل‌هایی برای سریال Crave/HBO Max «رقابت داغ» است.

«رقابت داغ» به یک موفقیت بزرگ تبدیل شده است. درام هاکی - اقتباس شده از یک رمان عاشقانه وابسته به عشق شهوانی برای سرویس استریم کانادایی کراو - به تازگی فصل اول خود را در HBO Max به پایان رساند و مردان همجنس‌گرا را در مهمانی‌های تماشایی که بیشتر شبیه احیای مذهبی قرن نوزدهمی است، گریه می‌کنند.

اگر می‌خواهید بفهمید که چرا این سریال تبدیل به یک زوج فرهنگی در جامعه ما شده است، تماشای یک زوج فرهنگی شبیه به زمین لرزه‌ای است. عشق هنوز رادیکال است.

در طول فصل، دو ستاره رقیب لیگ برتر هاکی - شین هلندر از متروهای خیالی مونترال و ایلیا روزانوف از بوستون رایدر - عاشق یکدیگر می شوند و از دشمنان به جفت روحی تبدیل می شوند. در پنت‌هاوس‌های مجلل تعداد زیادی ملاقات با اتاق رختکن و قرار ملاقات‌های پربار وجود دارد. اما در پایان فصل، که هفته گذشته پخش شد، این دو مرد در یک کلبه صمیمی خلوت هستند - کباب کردن همبرگر، دراز کشیدن در کنار نور آتش، شنا کردن در روز، چرخیدن در تلفن های خود روی مبل.

فرهنگ با وجود گام های سیاسی بزرگ، پیروزی های قانونی ازدواج (از جمله پذیرش اجتماعی رو به رشد) با افراد عجیب و غریب همراهی نکرده است. داستان‌ها و هنرهایی که به صراحت درباره زندگی عجیب و غریب ساخته می‌شوند، اما به ندرت مخاطبان همجنس‌گرای زیادی پیدا می‌کنند. آن‌ها معمولاً آن‌طور که «رقابت شدید» مورد استقبال قرار نمی‌گیرند.

این به دلیل عدم تلاش نیست. کار وجود دارد؛ رزونانس اینطور نیست ما رمان های عجیب و غریب، فیلم های مستقل، هنر اجرا و شعر داریم. گاهی اوقات یک فیلم بزرگتر مانند "Bros" وجود دارد که در سال 2022 اکران شد. من آن فیلم را دوست داشتم. اینکه بیلی آیچنر هالیوود را متقاعد کرد که یک رام کام درباره ما بسازد، کار کوچکی نبود. در اوایل فیلم، شخصیت او به کسی پاسخ می دهد که ادعا می کند "روابط همجنس گرا و مستقیم یکسان است - عشق عشق است عشق است." او می گوید: "عشق عشق است؟ نه، اینطور نیست!" لحظه روشنگری است شعاری که به ما کمک کرد تا برابری ازدواج را به دست آوریم، لبه‌های صمیمیت عجیب و غریب را نیز از بین برد تا اینکه به چشم بی‌خطر به نظر می‌رسید.

سال‌ها، نمایندگی دگرباشان در فرهنگ جریان اصلی توسط یک الزام سیاسی هدایت می‌شد. ما نیاز داشتیم دلپذیر، تک همسر و آماده وام مسکن باشیم تا بتوانیم تحمل کنیم. شما می‌توانید این انگیزه را در «ویل و گریس» ببینید، جایی که عجیب‌وغریب از طریق دوستی و شلختگی اهلی شد، و بعداً در «خانواده مدرن»، جایی که زوج همجنس‌گرای حومه شهر دقیقاً به این دلیل محبوب بودند که به بینندگان مستقیم اطمینان می‌دادند که هیچ چیز درباره آنها خیلی عجیب، خیلی وابسته به عشق شهوانی یا خیلی زیاد نیست. رنگ‌ها.

شاید چیزی که در حال حاضر از آن رنج می‌بریم، فرهنگی نیست که برای خدمت به یک هدف سیاسی ساخته شده است، بلکه تمرکز بر مسائل صمیمی است - کسی که بالای سر ما قرار دارد، در حالی که عشقش را اعتراف می‌کند، اشک می‌ریزد. چیزی که ما را روشن می کند، هیجان بدن های برهنه نیست، بلکه شوک شناخته شدن از نظر احساسی است. این همان چیزی است که برخی از ما از دست داده‌ایم.

«رقابت داغ» اغلب بر معاشقه‌هایی تمرکز می‌کند که افراد عجیب و غریب فوراً تشخیص می‌دهند: تماس چشمی پربار در صفحه ابتدایی، دوستان پسر هنگام بیرون آمدن پاهای خود را زیر میز تکان می‌دهند، نگاهی به یک جشن شلوغ. ریچارد کی، منتقد ادبی، استدلال کرده است که معاشقه از دیرباز در ادبیات غرب نقش محوری داشته است، یک حالت اروتیک جدی در رمان‌هایی از جین آستین تا ای.ام. فورستر. دیدن این سنت که روی صفحه بین دو مرد تکامل می‌یابد - نه به‌عنوان زیرمتن بلکه به‌عنوان متن - مانند یک انقلاب است.

آنچه که به‌ویژه جدید به نظر می‌رسد، شیوه‌ای است که معاشقه به صمیمیت واقعی تبدیل می‌شود. وقتی بازیکن دیگری در لیگ با بوسیدن شریک خود روی یخ - یک تغییر دهنده بازی به تمام معنا - بیرون می آید - تلفن شین زنگ می خورد. ایلیا به او می گوید که به کلبه خلوت شین در کنار دریاچه می آید. نه برای یک شب نه برای ارتباط پس از بازی. او تصمیم می‌گیرد وارد زندگی شین شود و رابطه چند ساله آنها را به چیزی با آینده تبدیل کند.

در اوایل قرن بیستم، مردان همجنس‌گرا در کلبه‌ای در روستایی مین گرد هم آمدند تا داستان‌هایی درباره والت ویتمن به اشتراک بگذارند و تمایلات را در نسل‌ها دنبال کنند. هنرمند مارسدن هارتلی از مردانی که ویتمن و پیتر دویل، سرباز سابق کنفدراسیون را که شریک زندگی ویتمن شد، می‌شناختند، یاد گرفت و خاطرات آنها را مانند یک شجره خانوادگی بدون خون به ارث برد. انگیزه یافتن خود در سوابق تاریخی، به دهه 1970 کشیده شد، زمانی که نویسندگان مجله همجنس گرایان The Body Politic دنیای هارتلی را مستند کردند تا به خوانندگان همجنس گرا بیاموزند که تاریخ ما دفتری از اشتیاق بود.

برای مدت طولانی، ما به دنبال داستان هایی بودیم که ثابت می کرد ما واقعی هستیم. آرشیو نشان می دهد که ما وجود داشتیم. همیشه نشان نمی دهد که ما چگونه عشق می ورزیدیم.

«رقابت داغ» طنین انداز می شود زیرا زندگی ما را تجسم می بخشد. پس از اینکه جناح راست مذهبی ما را در طول بحران H.I.V./ایدز آسیب شناسی کرد، با احیای حمام ها و مهمانی های جنسی، با پذیرفتن بی عذرخواهی فرهنگ ارتباط در برنامه هایی مانند Grindr، با بزرگداشت اروتیسم در مد و زندگی شبانه خود، داستان جنسی را احیا کردیم. و کم کم در زندگی خانوادگی و محل کار بیشتر نمایان شدیم. سیاستمداران و حقوقدانان عجیب و غریب، المپیکی ها و افراد مشهور وجود دارند. اما بازنمایی با صمیمیت یکی نیست. ما هنوز به داستان‌های بیشتری درباره خود، روابطمان، عاشقانه‌هایمان، خواسته‌هایمان نیاز داریم.

از آنجایی که نمایش محبوبیت پیدا کرد، گفتگوی فرهنگی، شاید به‌طور قابل پیش‌بینی، به سمت واکنش‌های مستقیم مردم به نمایش منحرف شد. مقاله‌ها، TikToks و برنامه‌های صبحگاهی بر هیجان بودن، مثلاً یک زن مستقیم که شاهد عاشق شدن دو مرد است، تثبیت شده‌اند. این تفسیر به طرز ناخوشایندی یادآور مهمانی‌های مجردی در بارهای همجنس‌گرایان است - فضاهای ما به منظره دیگران تبدیل می‌شوند، بدن‌های ما به پس‌زمینه دیگران تبدیل می‌شوند.

اما اگر زنان مستقیم نمایش را دوست داشته باشند، خوب است. آنها باید از آن لذت ببرند. به هر حال، از رمانی نوشته شده توسط یک زن اقتباس شده است. هدف اعلام شده او - ساختن یک داستان عاشقانه شیرین، سکسی و شاد بین دو مرد که در آن، همانطور که خودش می‌گوید، "تنش جنسی و عاشقانه متن فرعی یا مسخره یا چیزی که به تراژدی ختم می‌شود نیست" - با آنچه بسیاری از ما از دست داده‌ایم، مطابقت دارد. تمایل او برای نوشتن در مورد شادی ما نادر است، و نتیجه هم همین طور است: صمیمیت ما مرکزی است، نه نمادین. صحنه های عاشقانه ای که درس نیستند. آرزویی که برای خودش عذرخواهی نمی‌کند.

برای اثبات وجود خود به داستان‌های بیشتری نیاز نداریم. ما به داستان هایی نیاز داریم که نحوه زندگی ما را به تصویر بکشد - در لمس، در آغوش گرفتن، صمیمیت های روزمره و خسته کننده که هرگز قرار نبود ترجمه شوند. مرز بعدی ما پذیرش صرف نیست، بلکه عمق است.

جیم داونز همکار گوگنهایم و استاد تاریخ در کالج گتیزبورگ است. او نویسنده کتاب «در کنار من باش: تاریخ فراموش شده آزادی همجنس‌بازان» و اخیراً «بیماری‌های امپراتوری: چگونه استعمار، برده‌داری و جنگ پزشکی را متحول کردند» است.

تایمز متعهد به انتشار تنوع نامه‌ها برای سردبیر است. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.

بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام، TikTok، دنبال کنید. WhatsApp و Threads.