نظر | آلزایمر سر میز تعطیلات
در عکس من در کنار پدرم نشسته ام، درخت کریسمس تزئین شده پشت سرمان، در حالی که او به کتاب تصویری از اسب ها نگاه می کند. من آن را به عنوان هدیه کریسمس به او داده بودم، زیرا میدانستم که در مرحله آلزایمر، کلمات گم میشوند، اما تصاویر همچنان تأثیرگذار هستند. چیزی که در عکس نمی بینید این است که بقیه اقوام من هم آنجا بودند که برای خانواده از هم پاشیده ما غیرعادی بود. این آخرین باری بود که تعطیلات را با هم گذراندیم. یادم نیست چه کسی عکس را گرفت، اما خوشحالم که این عکس را گرفت.
لحظهای بعد، پدرم برگشت و به درخت نگاه کرد. وقتی به عقب برگشت، چهره ای متحیر داشت. "چرا درختی در اتاق نشیمن وجود دارد؟" او پرسید. یک سوال کاملا قابل درک از یک فرد مبتلا به آلزایمر که زمان و نشانه های تعطیلات برای او صفحه خالی هستند. به یاد دارم که چند نفر از ما در حال تقلا برای توضیح کریسمس و تزئینات همراه با آن بودیم. او گوش داد و سپس تکرار کرد: "اما چرا یک درخت در اتاق نشیمن وجود دارد؟" به ذهنم رسید که توضیحات کار نمی کند، اما یک توضیح ساده ممکن است. چیزی شبیه این گفتم: "خیلی زیباست که گاهی اوقات یک درخت درونش باشد. مردم این کار را در این زمان از سال انجام می دهند، و دیدن آن خیلی خوب است." نگاه متحیر از بین رفت. سر تکان داد و به کتاب مصور اسب ها بازگشت.
در طول فصل تعطیلات، افراد زیادی با خانوادههایی که میزهای مشترکی دارند وجود خواهند داشت. نسخه دیگری از زوال عقل، که ممکن است نفهمد تعطیلات چیست. آنها مردم را در اطراف خود می بینند و یک میز پر از غذا را می بینند، اما نمی دانند چرا همه آنجا هستند و، صادقانه بگویم، برایشان مهم نیست که دلیل آن چیست. چیزی که آنها متوجه می شوند جریان های احساسی است که در اطراف بسیاری از میزهای تعطیلات حرکت می کند. این به ویژه اکنون که اختلافات سیاسی آنقدر تشدید شده است که بسیاری از مردم از گردهمایی های خانوادگی وحشت دارند، صادق است.
وقتی شناخت یک فرد از هم پاشیده یا غایب است، احساسات اطراف خود را بدون فیلتری برای محافظت از آنها جذب می کند. آنها نمی توانند به خود بگویند: "خب، این دو یکدیگر را دوست دارند اما از نظر سیاسی با هم اختلاف نظر دارند" یا "تاریخ خانوادگی نامرتب بین آن اقوام وجود دارد." لطفاً به خود نگویید که می توانید هر چه می خواهید در اطراف آنها بگویید زیرا آنها نمی فهمند. آنها ممکن است محتوا را درک نکنند، اما آنها احساسات را بسیار درک می کنند، و می تواند ترسناک باشد.
گاهی اوقات غم انگیزترین قسمت های زندگی ما آموزنده ترین هستند. به همان اندازه که تماشای دور شدن یکی از عزیزان به دنیای دیگری که نمیتوانید آن را دنبال کنید سخت است، همانقدر که غم و اندوه میتواند طاقتفرسا باشد، زوال عقل درسهای مهمی دارد که باید به همه ما بیاموزد. یکی از آنها این است که این موضوع را بدیهی ندانید که درک می کنید که محبوب شما چه احساسی دارد یا چه چیزی را جذب می کند. بنابراین فرض کنید هر چیزی که از شما ساطع می شود در آنها فرو می رود و مطابق با آن تنظیم کنید. درس دیگر این است که همه ما کاملاً میتوانیم از سختگیری نظرات و دیدگاههای خود فاصله بگیریم و در عوض آرام، پذیرا و مهربان باشیم.
در 10 سال آلزایمر پدرم، میدانستم که دروسی به من ارائه میشود که میتواند در هر جنبهای از زندگیام به من کمک کند. من به بسیاری از مردم گفته ام که پس از سفر زوال عقل با یکی از عزیزانتان، دیگر مثل قبل نخواهید بود. نحوه تغییر شما یک انتخاب است. شما یا بازتر و مهربان تر خواهید بود یا سخت تر و بسته تر. فصل تعطیلات، زمانی که حساسیت بالا میرود، زمان مناسبی برای تأمل در آن است.
مولوی شاعر مینویسد: «فراتر از تصورات نادرست و درست کاری، میدانی وجود دارد. من شما را در آنجا ملاقات خواهم کرد.» شاید گردهمایی های تعطیلات امسال ما، صرف نظر از اینکه شامل فرد مبتلا به زوال عقل می شود یا نه، اما به خصوص اگر چنین باشد، می تواند این زمینه باشد.
پتی دیویس نویسنده کتاب «شناور در اعماق: چگونه مراقبان می توانند فراتر از آلزایمر را ببینند» است. نامهها به سردبیر. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.
بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام،