به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

نظر | برت استفنز در مورد مبارزه برای آینده راست

نظر | برت استفنز در مورد مبارزه برای آینده راست

نیویورک تایمز
1404/09/24
6 بازدید

آغوش گسترده حزب جمهوری خواه از دونالد ترامپ، محافظه کاران سنتی مانند برت استفنز، ستون نویس تایمز Opinion را بدون خانه سیاسی رها کرده است. اما پس از خروج ترامپ از قدرت چه اتفاقی می افتد؟ آیا حزب به ریشه های ریگانی خود بازخواهد گشت؟ در این گفتگو، استفنز و دیوید لئونهارت، مدیر تحریریه در Times Opinion، تصور کنید که داستان بعدی G.O.P چه می تواند باشد. مرکز.

در زیر متنی از قسمتی از «نظرات» آمده است. توصیه می کنیم برای تاثیر کامل به آن به شکل اصلی گوش دهید. می‌توانید این کار را با استفاده از پخش‌کننده بالا یا در برنامه NYTimes، Spotify، آمازون موزیک، YouTube، iHeartRadio یا هر جا که پادکست‌های خود را دریافت می‌کنید. وضوح.

دیوید لئونهارت: همانطور که به پایان سال و پایان مجموعه داستان بعدی آمریکا می‌رسیم، می‌خواستم با چند نفر از همکارانم گفتگو کنم. امروز را با برت استفنز، یک ستون نویس شروع می کنم. به عنوان یک محافظه‌کار سنتی، برت دیگر خانه‌ای راحت در حزب جمهوری‌خواه رئیس‌جمهور ترامپ ندارد، اما لازم به یادآوری است که سال 2028 چندان دور نیست.

بنابراین، می‌خواستم از برت بپرسم که آیا انتخابات بعدی فرصتی برای نجات محافظه‌کاری از نسخه جدید ترامپ است، و چه چیزی شبیه محافظه‌کاری از نسخه جدید ترامپ است؟ اگر این اتفاق نیفتد، محافظه‌کارانی مانند برت را به کجا رها می‌کند؟

برت، از حضورتان متشکرم.

برت استفنز: خوشحالم که در کنار شما هستم، دیوید.

لئونهارت: شما زمانی یک جمهوری‌خواه شناخته شدید. اکنون وابستگی سیاسی خود را چگونه توصیف می کنید؟

استیون: فکر می کنم در حال گذار هستم یکی از پاسخ هاست. در واقع، برعکس آن صادق است. به یاد دارم که بزرگ شدم، والدینم اغلب می گفتند که حزب دموکرات را ترک نکردند، حزب دموکرات آنها را ترک کرد، و اینگونه بود که آنها به محافظه کاران ریگان تبدیل شدند.

این خط برای آنها اصیل نبود، اما آنها تجربه خود را از آدلای استیونسون بودن، کندی دموکرات بودن در دهه 60 که توسط رادیکال های دهه 19 توسط برخی از حزب های رادیکال در دهه 19 خاموش شدند، منعکس می کردند. دهه 1970 اکنون می‌بینم که می‌گویم: «من حزب جمهوری‌خواه را ترک نکردم، حزب جمهوری‌خواه من را ترک کرد.»

لئونهارت: این خیلی برای من رونالد ریگان را تداعی می‌کند. کاری که ما با این مجموعه پادکست انجام می‌دهیم، تلاش برای صحبت درباره داستان‌هایی است که آمریکا برای خودش تعریف می‌کند. من استدلال می کنم - و حدس می زنم شما هم موافق باشید - که موفق ترین داستان نویس سیاسی نیمه دوم قرن بیستم در ایالات متحده رونالد ریگان بود.

او این داستان را در مورد آزادی، در مورد سرمایه داری، در مورد اعتماد آمریکایی ها و استثناگرایی آمریکایی گفت که از نظر من زندگی ریگان در ایالات متحده بسیار تأثیرگذار بود، و من فکر می کنم آن را در ایالات متحده عادلانه می دانم. دهه 1980 تا اوایل دهه 2010. من همچنین فکر می کنم دوران ریگان به پایان رسیده است. آیا با آن موافق هستید؟

استفنز:خب، چنین است - و این مایه شرمساری است زیرا دوره ریگان، در هسته خود، نسبت به احتمال آمریکا خوشبین بود. آنچه امروز در میان محافظه کاران، و قطعاً با رئیس جمهور وجود دارد، اساساً یک بدبینی فراگیر نسبت به آینده لیبرال دموکراسی است: این ایده که شهروندان آزاد در نهایت مشکلات خود را از طریق آزمایش و همکاری، رقابت ایده ها حل می کنند، نتایج خوبی به بار خواهد آورد.

محافظه کاری که ترامپ ابراز می کند بهتر است به عنوان غیرلیبرالیسم طبقه بندی شود. به عبارت دیگر، مجموعه ای از ایده ها اغلب بر اساس قومیت، نژاد یا مکان است که ممکن است چیزی مشترک با سنت های محافظه کار اروپا داشته باشد، اما اشتراکات بسیار کمتری با سنت های محافظه کار ایالات متحده دارد. در قلب آن، چشم اندازی تاریک از آینده جهان آزاد وجود دارد، یک بدبینی واقعی یا تردید در مورد اینکه آیا جوامع لیبرال می توانند موفق شوند یا خیر.

من هرگز این بدبینی را به اشتراک نگذاشته ام. بنابراین، از همان ابتدا، این یکی از دلایل متعددی بود که ترامپ به سادگی من را به عنوان یک جمهوریخواه سنتی ریگانی رها کرد.

لئونهارت: من و شما، به طرق مختلف، هر دو از بدبینی ترامپ ابراز تاسف می کنیم. اما من می‌خواهم سعی کنم از یک طریق به آن حق بدهم، و آن این است که بفهمم چرا بسیاری از آمریکایی‌ها آن را جذاب می‌دانند، آن را جذاب می‌دانند.

من فکر می‌کنم چیزی مهم در مورد شکست‌های چند دهه اخیر وجود دارد، از جمله شکست‌های محافظه‌کاری ریگانی. من فکر نمی‌کنم محافظه‌کاری ریگانی آنچه را که در زمینه افزایش مستمر و گسترده استانداردهای زندگی آمریکایی‌ها وعده داده بود، انجام دهد. فکر نمی‌کنم در این مورد کاملاً با من موافق باشید.

استیونز: شاید نه.

لئونهارت: من هم به این که چگونه با آن موافق نیستید، علاقه‌مندم، بلکه به این هم علاقه دارم که چرا فکر می‌کنید تاریکی ترامپ اینقدر جذاب بود - اول، برای بسیاری از رای‌دهندگان جمهوری‌خواه، و سپس به اندازه‌ای جذاب بود که او دو نفر از سه نفر را به عنوان رئیس‌جمهور پیروز کند. انتخابات.

استفنز: اول از همه، من فکر می‌کنم جایی که ریگانیسم در اجرای وعده‌هایش شکست خورد این بود که ریگان هرگز اندازه دولت را به شکلی که در سال 1981 وعده داده بود کاهش نداد. من نمی‌خواهم تحت تأثیر مماس‌ها قرار بگیرم، اما همچنین فکر می‌کنم موفق شد، از این نظر: برای 35 سال، حداقل از نظر سرمایه مالی، ایالات متحده قهرمان بلامنازع جهان بود. این توضیح می‌دهد که چرا ما از لحاظ اقتصادی پویا باقی مانده‌ایم به گونه‌ای که دولت‌های رفاه اروپا یا ژاپن به سادگی نتوانسته‌اند.

بنابراین، من فکر می‌کنم که از بسیاری جهات، ریگان به وعده‌اش عمل کرد. من فکر می‌کنم ترامپ بهتر از من متوجه چند شکایت بسیار جدی از بخش‌هایی از آمریکا که من ساکن آن نیستم، درباره نحوه کار در آمریکا داشتند. فکر می‌کنم یکی از آنها، شاید مهم‌تر از همه، او به طور شهودی فهمید که مهاجرت احتمالاً تنها مهم‌ترین مسئله‌ای است که آمریکایی‌های عادی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

او همچنین شکست نهادهای نخبه را در عمل به وعده‌های خود درک می‌کرد - چه موسسات نخبه در دانشگاه‌ها باشند، چه مدیریت بهداشت عمومی این کشور یا رسانه‌های جریان اصلی - ترامپ به‌گونه‌ای درگیر چیزی بود که من به سادگی نسبت به آن نابینا بودم، زیرا در یک حباب فرهنگی محصور شده بودم. یکی از کارهایی که در 10 سال گذشته سعی کرده‌ام انجام دهم این است که مشروعیت شکایت ترامپ را درک کنم، حتی اگر عمیقاً با این نسخه مخالفم.

لئونارد: آیا می‌توانم از شما بخواهم یک دقیقه در مورد مهاجرت دسته جمعی مکث کنید؟ چون حدس می‌زنم که برخی از شنوندگان ما از شما شنیده‌اند که جنبه‌های منفی مهاجرت دسته‌جمعی را می‌گویید و فکر می‌کنند، "چه جنبه‌های منفی؟" آمریکایی‌ها، و به‌ویژه آمریکایی‌های طبقه کارگر، واقعاً به دلیل سطوح بالای مهاجرت در رنج هستند؟ چگونه به این سوال پاسخ می‌دهید؟

استفنز: خب، اول از همه، اجازه دهید من به عنوان فردی که در مکزیکوسیتی بزرگ شده است، که پدرش در مکزیک به دنیا آمده است، تاکید کنم که من بسیاری از نقاط مثبت را می‌بینم و کار سخت، سرمایه‌گذاری و رویاهایی را می‌بینم که اکثریت قریب به اتفاق مهاجران با ورود به ایالات متحده - از نظر قانونی یا غیرقانونی - از نظر اقتصادی و فرهنگی، چقدر در جستجوی زندگی بهتر، اقتصادی و فرهنگی، با خود می‌بینند. در.

اما مسلماً جنبه‌های منفی هم وجود دارد، و من فکر می‌کنم که برای از دست دادن آنها باید در یک حباب بین اسکارسدیل، نیویورک، و کنکورد، ماساچوست زندگی کنید. منظورم این است که ما صدها هزار، اگر نگوییم میلیون‌ها نفر، وارد این کشور شده‌اند که نمی‌دانند چه کسانی هستند.

بعضی از آنها، به هیچ وجه اکثریت، اما تعدادی از آنها در واقع جنایتکار بودند. بسیاری از آنها به خدمات اجتماعی وابسته بودند که تحت فشار قرار گرفتند. به آنچه در نیویورک، شیکاگو، بوستون و سایر شهرهایی که خود را قادر به پاسخگویی به نیازهای مهاجران ناامید دیدند، نگاه کنید. من اکنون در خیابان های نیویورک آن نوع فقر و التماس را می بینم که قبلاً در خیابان های مکزیکو سیتی می دیدم.

بیشتر به این نکته، گفتن اینکه یک انتظار اساسی مردم در این کشور این است که از قوانین پیروی کنند، مشروعیت مطلق وجود دارد. وقتی اولین کاری که انجام می‌دهند - حتی اگر دلایل آن قابل درک باشد، از روی ناامیدی - این است که قوانین را برای ورود به این کشور زیر پا بگذارند، این یک لحن ایجاد می‌کند، این ایده که قوانین ما جدی نیستند و می‌توان آنها را به سخره گرفت. این مشکل‌ساز است.

من دوست دارم اصلاحات واقعی مهاجرت را ببینم که کنترل‌های واقعاً سختگیرانه بر روی مرز را با یک سیاست بسیار سخاوتمندانه مهاجرت قانونی و پناهندگی ترکیب می‌کند. من فکر می‌کنم که بسیاری از نابسامانی‌های فرهنگی در کشور، به‌ویژه در 10 یا 15 سال گذشته، را برطرف می‌کند.

لئونهارت: شما ما را درست به سمت جایی که می‌خواستم بروم سوق می‌دهید، یعنی بیایید سعی کنیم حزب جمهوری‌خواه را تصور کنیم که بسیار متفاوت از دونالد ترامپ است، اما همچنین می‌تواند یک نسخه جدی جمهوری‌خواه را در مورد آینده مقدماتی جمهوری‌خواه تصور کنیم. دلایلی که دونالد ترامپ بسیار جذاب بود، اما پوچ گرایی و نژادپرستی و منفی گرایی خود را نیز رد می کند؟

استفنز: خوب نگاه کنید، لازم نیست برای یافتن تعداد زیادی از جمهوری خواهان که قادر به تفکر منطقی در مورد این موضوع هستند، در گذشته بسیار دور بروید. سیاست.

اکنون بسیار دشوار است، تا حدی، زیرا بلندترین صداها در هر دو حزب - به ویژه در حزب جمهوری‌خواه - صداهایی که دارای مگافون در رسانه‌های اجتماعی یا کانال‌های یوتیوب هستند، تاکر کارلسون‌های جهان، بسیار تحت تأثیر ترس از آنچه ما قبلاً جمهوری‌خواهان عادی می‌گفتیم.

زمانی که حزب جمهوری خواه گزینه های موجود را تمام کرد، راه خود را به سمت نگرش معقول تری نسبت به مهاجرت خواهند دید. اما فکر نمی‌کنم در دو سال آینده این اتفاق بیفتد. نمی‌دانم که آیا این اتفاق در 20 سال آینده رخ می‌دهد یا خیر. من معتقدم که باید امیدوار باشیم که ممکن است در مقطعی در آینده اتفاق بیفتد، زیرا باید اتفاق بیفتد.

Leonhardt: واضح است که شرایط نقش مهمی در آن دارد، منظورم این است که دونالد ترامپ چقدر محبوب است. اما به نظر شما مهمترین چیزهایی که جمهوری خواهان عادی می توانند انجام دهند تا دیدگاه خود را جذاب تر کنند، چیست؟ جمهوری خواهان نرمی چه اشتباهاتی مرتکب شده اند که می توانند برای ایجاد انتقالی که شما در مورد آن صحبت می کنید سعی در رفع آنها داشته باشند؟

استفنز: خب، این اشتباهات اشتباهات من خواهند بود. یکی از آنها، بدون شک، نگرش تمسخر آمیز، مقدس تر از شما، اخلاق مدارانه در مورد نگرانی هایی بود که مردم در مورد مهاجرت دارند. تا زمانی که متوجه نشدید که این نگرانی‌ها واقعی و معتبر هستند، نمی‌توانید با رای‌دهندگان جمهوری‌خواه درباره رویکرد دیگری به مهاجرت گفتگو کنید.

من فکر می‌کنم موضوع دوم این است، و این مشکلی است که جمهوری‌خواهان واقعاً نمی‌توانند آن را حل کنند: جمهوری‌خواهان یا محافظه‌کاران خود را درگیر نوعی مبارزه وجودی فرهنگی با یک حزب دموکرات می‌دانند که تا حدی ویژگی‌های ضدکاریکاتوری دارند. بسیار دور از ارزش‌های سنتی آمریکاست که هرگونه امتیازی به آن حزب ناامیدکننده، مضحک و خطرناک است.

این که ببینیم جناح میانه‌رو - جناح بیل کلینتون - حزب دموکرات، دوباره خود را به گونه‌ای نشان می‌دهد که کاریکاتور به اندازه بسیاری از رای‌دهندگان جمهوری‌خواه امروزی طنین‌انداز نمی‌شود، بسیار کمک خواهد کرد. در کمال تعجب برخی از خوانندگانم، اغلب متوجه می‌شوم که به دموکرات‌ها توصیه می‌کنم: «لطفاً به مرکز حرکت کنید، به ویژه برای نجات حزب جمهوری‌خواه از تعصب بیگانه‌هراسی که بر آن غلبه کرده است». به شما نزدیک تر هستید و محافظه کار هستید؟ یا واقعاً معتقدید که یک حزب دموکرات میانه‌روتر، یک حزب دموکرات غیرمتخصص تر، احتمال بیشتری برای پیروزی دارد؟ زیرا اگر این درست باشد، از برخی جهات، برای برخی از چیزهایی که شما طرفدار آن هستید، بد خواهد بود.

استفنز: نه، اینطور نیست، زیرا یک حزب دموکرات که به مرکز حرکت کرد، مرکز را دوباره تصرف کرد و شروع به پیروزی در انتخابات کرد، فکر می‌کنم، به دور از تأثیر رادیکالیزه‌کننده بر حزب جمهوری‌خواه، می‌تواند اثری تعدیل‌کننده داشته باشد. می‌توانید به سال‌های 2008، 2009 برگردید و بگویید: «خب، خاستگاه تی‌پارتی با یک دموکرات بود که با اختلاف بسیار زیاد پیروز شد». اما تصور جمهوری‌خواهان در سال 2009 این بود که اوباما یک رادیکال چپ واقعی است. البته، او خیلی بیشتر از آن چیزی که جمهوری‌خواهان به او اعتبار می‌دادند، بر مرکز حکومت می‌کرد.

لئونهارت: بله، او چنین کرد.

استیون: اما من فکر می‌کنم که یک حزب دموکرات که می‌تواند بسیاری از مسائل فرهنگی را از روی میز حذف کند - نه فقط مهاجرت، بلکه برخی از موضوعات داغ‌تر فرهنگی و دیگر موضوعات داغ‌تر را از روی میز حذف کند. می تواند جمهوری خواهان را وادار کند که عملاً بیشتر به سمت مرکز حرکت کنند، زیرا بدانند که رقابت سیاسی واقعی در اینجاست، به جای افراط در جایی که اکنون خود را پیدا می کنند.

لئونهارت: به دموکرات هایی که می گویند، "به جو منچین نگاه کنید: او از کنگره خارج شد. به جان تستر نگاه کنید. یورک.” که پاسخ به نوعی میانگین بین A.O.C نیست. و تعدادی جمهوری خواه این یک نسخه معتبر و مطمئن از ترقی گرایی است که توسط A.O.C تجسم یافته است. تور و برنی و با پیروزی ممدانی در نیویورک.

استفنز: ممدانی که یکی از درخشان‌ترین کمپین‌ها را اجرا می‌کند - و من این را به عنوان کسی که طرفدار ممدانی نیست - در یکی از مترقی‌ترین شهرهای آمریکا در برابر 52 درصد رای‌ها در آمریکا تقسیم می‌کند. آن را با ابیگیل اسپانبرگر در ویرجینیا یا میکی شریل در نیوجرسی مقایسه کنید که به عنوان میانه‌رو، عمل‌گرا، انجام کارها، نامزدهای اعتبار امنیت ملی شرکت می‌کنند.

من فکر می‌کنم به وضوح می‌بینید که خارج از حباب‌های مترقی، بلیط‌های برنده دموکرات‌ها همه در مرکز قرار دارند. هیئت تحریریه در تحلیل دقیق بیشتر رقابت‌هایی که در آن دموکرات‌هایی که کرسی‌های رقابتی یا کرسی‌های دشوار را کسب کردند، همه به سمت مرکز سیاسی متمایل شده بودند، این نکته را بسیار تحسین‌برانگیز بیان کرده است.

یک مشکل واقعی در سیاست امروز آمریکا وجود دارد که پر سر و صداترین جناح‌ها به ندرت نماینده‌ترین جناح‌ها هستند. از میان بردن این سر و صدا برای درک اینکه شاید سیاست آمریکا با 15 یا 30 سال پیش تفاوت چندانی نداشته باشد، برای مفسرانی مانند ما یک کار واقعاً مهم است.

لئونهارت: وقتی به سراسر جهان نگاه می‌کنید، آیا کشورهایی را می‌بینید که چیزی شبیه به آنچه می‌خواهید ایالات متحده و سیاست آن تبدیل شود ارائه می‌دهند؟ منظور من از آن این است که این نیروهای پوپولیستی و نسخه ترقی گرایی اجتماعی نسبتا نخبه ای که شما آن را نمی پسندید، به طور مشخص پدیده های آمریکایی نیستند. ما نسخه‌هایی از آنها را در اکثر کشورهای ثروتمند جهان می‌بینیم.

آیا کشورهایی را دیده‌اید که یا یک راست میانه توانسته است پوپولیست‌ها را به حاشیه ببرد، یا چپ میانه توانسته است نخبگان مترقی را به‌طرقی به حاشیه ببرد که فکر می‌کنید درس‌هایی برای آنچه شما امیدوارید دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان ما خواهند بود را به حاشیه براند. آینده؟

استفنز: سوال خوبی است. همانطور که شما این را می پرسیدید، من یک اسکن ذهنی از کره زمین انجام می دادم و به دنبال رهبرانی می گشتم که با این توصیف مطابقت داشته باشند. نامی که به ذهنم رسید - و من با صدای بلند اینجا فکر می کنم، دیوید - بنابراین، خطرناک است. اما در واقع نامی که به ذهن متبادر شد جورجیا ملونی از ایتالیا بود که بر اساس معیارهای نخست وزیران ایتالیا، دولت فوق العاده با ثباتی را اداره می کند، زیرا توانسته زبان پوپولیسم و سیاست عمل گرایی را بپذیرد.

رهبران یکی پس از دیگری که به یادداشت های او پرداخته اند، می گویند که او چیزی جز آن چیزی است که به عنوان جنبشی که در آن زمان به عنوان یک جنبش به عنوان یک جنبش شناخته می شد. ایتالیا او معقول است او می تواند با پوپولیست ها صحبت کند. او به ویژه در مورد ارائه دیدگاه اروپایی که دونالد ترامپ می تواند بپذیرد، متقاعد کننده بوده است. شاید این جذابیت یا ترکیبی از جذابیت و شوخ طبعی او باشد، اما این توانایی در صحبت کردن پوپولیستی و حکومت گرایی عملی - من در اینجا عمداً غیر دستوری هستم - می توانم بگویم که احتمالاً نسخه درستی است. به طور کلی، شما باید پوپولیست باشید، اما همچنین باید کارهایی انجام دهید که کار می کند.

مشکلی که دونالد ترامپ اکنون از نظر سیاسی دارد این است که، به لحن آن اهمیتی ندهید، این سیاست هاست که باعث می شود مردم در مورد پوچی مخرب DOGE یا پوچ های مخرب سیاست های تعرفه ای که زندگی را برای آنها بهتر می کند، سر خود را بخارانند. آمریکایی ها.

لئونهارت: این نکته بسیار خوبی است. من فکر می‌کنم اغلب خارجی‌ها راست افراطی اروپا را در یک سبد قرار می‌دهند، اما در واقع تفاوت زیادی بین ملونی وجود دارد، که همانطور که شما می‌گویید، همان چیزی است که من فکر می‌کنم ما باید بخواهیم راست افراطی تبدیل شود. و راست افراطی آلمان، AfD —

استفنز: مشکل راست افراطی آلمان این است که آنها واقعاً این را معنا می کنند. آنها به همان اندازه که تبلیغ می شوند بد هستند.

Leonhardt: خوب. با بازگشت به خانه در ایالات متحده برای اتمام، فکر می‌کنید محتمل‌ترین سناریوها چیست - منظورم اسامی نیست، هرچند، راحت نام ببرید - به نظر شما محتمل‌ترین سناریوها برای انواع نامزدهایی که جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها در سال 2028 معرفی می‌کنند چیست؟ و ما با جمهوری‌خواهان شروع می‌کنیم.

استفنز: خب، تصور اینکه جی‌دی ونس نامزد انتخابی نیست، برایم دشوار است. JD بسیار باهوش است، بسیار فرصت طلب است.

اجازه دهید داستانی در مورد او برای شما تعریف کنم که جالب است. چند روز قبل از انتخابات 2016، من به همراه یک نویسنده جدید از اوهایو، جی دی ونس، به برنامه فرید زکریا دعوت شدم. ما در مورد انتخابات صحبت می‌کردیم و بعد از آن کمی در اطراف حلقه کلمبوس قدم زدیم.

وقت خود را با اصرار به توافق رسیدیم که نه تنها دونالد ترامپ باید شکست می‌خورد تا محافظه‌کاری را برای آینده حفظ کند، بلکه باید با بیشترین اختلاف ممکن شکست می‌خورد تا این درس را به خانه برساند که ترامپیسم را هرگز نمی‌توان با محافظه‌کاری اشتباه گرفت. بنابراین، هر بار که او را در تلویزیون می بینم، این خاطره در ذهنم تداعی می شود.

اما، فکر می کنم او نامزد احتمالی است. با این حال، فکر می‌کنم او می‌تواند شکست بخورد، به‌ویژه اگر آمریکایی‌ها در عرض سه سال متوجه شوند که زندگی‌شان مقرون به صرفه‌تر نیست، آسان‌تر نیست، مدارسشان بهتر نیست، امنیت آنها بیشتر از آنچه در پایان دوره بایدن بود، نیست.

یک فرصت واقعی برای یک دموکرات متحد وجود دارد که بخش‌های بزرگی از دموکرات‌ها را تشکیل نمی‌دهد. نمی‌دانم اسپانبرگر است یا نه، نمی‌دانم جاش شاپیرو، اندی بشیر، الیسا اسلاتکین است. نام های زیادی وجود دارد. در واقع، میدان دموکرات های میانه رو برجسته گسترده و عمیق است. من فقط امیدوارم که حزب این خرد را داشته باشد که درک کند که در سال 2028 ضروری است که اطمینان حاصل کند که ترامپیسم به تشکیلات یکپارچه سیاست آمریکا تبدیل نمی شود.

لئونارد: دفعه بعد که برت استفنز، در انتخابات عمومی به نامزد ریاست جمهوری جمهوری خواه رای می دهید، چه زمانی را حدس می زنید؟:

: 2036.

لئونهارت: پس از هم اکنون سه انتخابات ریاست جمهوری است.

استفنز: بله. منظورم این است که انگشتان روی هم قرار گرفته اند. من خیلی دوست دارم، دیوید، بتوانم با وجدان به یک نامزد جمهوری خواه رای بدهم که به چیزهایی که من به آنها اعتقاد داشتم اعتقاد داشت: مالیات های کمتر، مقررات کمتر، تجارت آزاد، اعتقاد به فضایل مهاجرت و چسبیدن آن به روس ها. این همان حزب جمهوری‌خواه است که من در آن بزرگ شدم و شاید دوباره بازگردد.

لئونهارت: می‌خواهم این موضوع را با کمک از شما بخواهم که از برخی بدبینی‌های عمیق در امان بمانید، زیرا ما با صحبت در مورد اینکه چگونه خوش‌بینی حزب جمهوری‌خواه رونالد ریگان بخشی از چیزی است که شما را به سمت جامعه جذب کرده است، شروع کردیم.

و من به سطح خشم موجود در آنجا نگاه می کنم، و به سطح انزوا نگاه می کنم، و به معیارهای سلامت روان نگاه می کنم، و به این واقعیت نگاه می کنم که تقریباً هر معیاری از میزان خوب خواندن و نوشتن کودکان ما به عقب رفته است، و به اکوسیستم رسانه ای ما که شما اشاره کردید، و این واقعیت را که مردم به مؤسسات اعتماد ندارند، نگاه می کنم. جامعه، ما به نوعی در حال از هم پاشیدن هستیم و در مسیر یک امپراتوری در حال زوال پیش می رویم. در تاریک ترین لحظاتم، من کاملاً مطمئن نیستم که چگونه از آن خلاص شویم، حتی اگر به شدت می خواهم. کنجکاو هستم که چقدر از این ترس دارید و چگونه آن را از تبدیل شدن به آن جلوگیری می‌کنید؟

استفنز: بنابراین، محافظه‌کار درون من همیشه این جمله از آدام اسمیت را دوست داشته است: «ملت ویرانه‌های زیادی وجود دارد.»

اگر از نظر تاریخی به این موضوع فکر می‌کنید، بیایید به 1975 سال پیش در آمریکا و 50 سال پیش برگردیم. قیمت های سرسام آور نفت، جامعه ای که برای بسیاری از مردم به سرعت در حال تغییر و تحول بود، فروپاشی شهرها، این تصور که اتحاد جماهیر شوروی در راهپیمایی بود و ما در برابر آن شکست می خوردیم. اساساً دوران بدبینی عمیق آمریکایی‌ها، و همه داده‌ها معتبر بودند.

پارادوکس جوامع باز این است که، در یک دموکراسی، شما با وسواس روی هر چیزی که اشتباه پیش می‌رود تمرکز می‌کنید، و زمان کمی گرانبها را صرف فکر کردن به آنچه درست می‌کند - و این طبیعی است. ماهیت دموکراسی این است که ما دچار وسواس مشکلات هستیم، اما به این معناست که ما در تلاشیم تا به این مشکلات رسیدگی کنیم - هر چند ناقص، سعی می کنیم با آنها کنار بیاییم.

به طرز متناقضی، اگر به یک سیستم استبدادی مانند چین نگاه کنید، آنها مشکلات خود را پنهان می کنند و نقاط قوت خود را تبلیغ می کنند، اما به این معنی است که با رشد مشکلات، اغلب در درک و درک آنها ناتوان هستند. راه بنابراین، سیستم‌های استبدادی، حتی اگر قوی به نظر می‌رسند، در واقع فوق‌العاده شکننده هستند.

دموکراسی‌ها در طول زمان تمایل دارند مشکلات را به روش‌های غیرمنتظره حل کنند. اگر 50 سال پیش در دسامبر 1975 این گفتگو را انجام می‌دادیم، نمی‌دانستیم که شخصی به نام بیل گیتس یا استیو جابز یا لری الیسون با اسباب‌بازی‌های آینده دست و پنجه نرم می‌کند و آنها می‌خواهند اقتصادهای چند تریلیون دلاری ایجاد کنند که ماهیت آن را به سختی می‌توانستیم در آن زمان تصور کنیم. اما در واقع این اتفاق افتاد.

این یک چرخه تکراری در تاریخ آمریکا است. بنابراین، این منبع خوش‌بینی من است، دیوید - که قبلاً این‌قدر بدبین بوده‌ایم و قبلاً اشتباه کرده‌ایم و روسای جمهور وحشتناک زیادی را تجربه کرده‌ایم، بی‌قانونی و تعصب زیادی که از بالاترین سطح حکومت می‌آمد، و به نحوی از آن عبور کرده‌ایم.

یکی از جمله‌های مورد علاقه من از اولین سخنرانی رئیس جمهور در مراسم تحلیف ریاست جمهوری است. او چیزی به این مضمون گفت: هیچ مشکلی در آمریکا وجود ندارد که با آنچه در آمریکا درست است قابل درمان نباشد. فکر می‌کنم این عبارت زیبایی است، و فکر می‌کنم فضیلت واقعی بودن آن را دارد.

لئونارد: برت استفنز، بسیار متشکرم.

استفنز: دیوید، لذت بخش است. src="https://static01.nyt.com/images/2025/12/15/opinion/15opinions-stephens-image/15opinions-stephens-image-articleLa rge.jpg?quality=75&auto=webp&disable=upscale">

اعتبار... نیویورک تایمز

افکار دارید؟ به ما ایمیل بزنید theopinions@nytimes.com. توسط آلیسون بروژک و کاراری پیتکین ویرایش شده است. میکس توسط افیم شاپیرو. موسیقی اصلی کارول سابورو. بررسی واقعیت توسط مری مارج لاکر و کیت سینکلر. استراتژی مخاطب توسط شانون بوستا و کریستینا سامولفسکی. کارگردان Opinion Audio آنی-رز استراسر است.

تایمز متعهد به انتشار نکات آمده است. و ایمیل ما اینجاست: letters@nytimes.com.

بخش نظرات نیویورک تایمز را در ، اینستاگرام، TikTok، > href="https://www.whatsapp.com/channel/0029VaN8tdZ5vKAGNwXaED0M" title="">WhatsApp و موضوعات.