به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

نظر | شیلی در حال انحراف به سمت راست - و به گذشته است

نظر | شیلی در حال انحراف به سمت راست - و به گذشته است

نیویورک تایمز
1404/09/26
1 بازدید

ژنرال آگوستو پینوشه، مرد قدرتمندی که از سال 1973 تا 1990 حکومت وحشت را بر شیلی تحمیل کرد، باید در قبر خود لبخند بزند.

خوزه آنتونیو کاست مدافع و تحسین کننده گستاخ او به تازگی به عنوان رئیس جمهور شیلی انتخاب شده است. آقای کاست، یک سیاستمدار دست راستی که دیکتاتوری نظامی را ستایش کرده و یک بار

آقای. پیروزی کاست لزوماً تأیید عمومی از احترام او به آقای پینوشه نیست. وعده های انتخاباتی او برای مردم خشمگین، خسته و سردرگم مشتاق تغییرات رادیکال جذاب بود: وعده اخراج صدها هزار مهاجر غیرقانونی، سرکوب جنایت و قاچاق مواد مخدر، تعهد برای کاهش هزینه های دولت و افزایش رشد اقتصادی. آقای کاست، یک کاتولیک فوق محافظه‌کار، همچنین با سقط جنین، ازدواج همجنس‌گرایان، حمایت از هویت جنسیتی و حقوق بومیان مخالف است.

برخی ممکن است ظهور او را فقط یک مورد نگران‌کننده دیگر از گرایش جهانی به سوی اقتدارگرایی بومی‌گرا بدانند – و اینطور هم هست. اما بازپروری یکی از بدنام ترین خودکامه های قاره، یک شکست خاص دردناک در کشوری است که بسیاری تصور می کردند مبارزه طولانی برای دموکراسی به پیروزی رسیده است.

در سال 1973، ارتش، با در راس آقای پینوشه، دولت منتخب سالوا را سرنگون کرد. ژنرال اقدام به تعطیلی کنگره، شکنجه و کشتن هزاران نفر از حامیان آقای آلنده و آزار و شکنجه و تبعید بسیاری کرد. قدرت آقای پینوشه در اواخر دهه 1980 شروع به کاهش کرد و دموکراسی در شیلی در نهایت در سال 1990 احیا شد. در سال 1998 او در لندن به اتهام نقض حقوق بشر دستگیر شد. افشاگری‌های بعدی مبنی بر اینکه او میلیون‌ها دلار به‌طور غیرقانونی جمع‌آوری کرده بود، به انزجار عمومی دامن زد که او را حتی بیش‌تر به یک فرد منحوس تبدیل کرد. هنگامی که او در سال 2006 درگذشت، جمعیت وحشی در شهرهای شیلی جمع شدند و شعار می‌دادند: «آدیوس، ژنرال». برای آن شهروندان رقصنده و آشوبگر، این فرصتی بود که به همراه جسد آقای پینوشه، تأثیری را که او برای چندین دهه بر شیلی اعمال کرده بود، برای همیشه دفن کنند.

من چندان مطمئن نبودم. به نظر نمی‌رسید که چنگال تمامیت‌خواهانه‌ای که او برای مدت طولانی اعمال کرده بود و ترسی که به شدت ایجاد کرده بود، به راحتی از بین نمی‌رفت. در یک مقاله میهمان Opinion که شاهد خلسه کارناوالیک در خیابان های سانتیاگو بودم به این فکر کردم که آیا میراث ژنرال واقعاً مرده است؟ آیا او هرگز از آلوده کردن هر آینه اسکیزوفرنی زندگی ما دست می کشد؟ من پرسیدم. «آیا شیلی هرگز یک کشور تقسیم شده نخواهد بود؟»

تقریباً دو دهه بعد، به نظر می‌رسد که پاسخ به هر دو سؤال یک نه قاطع باشد.

حامیان آقای پینوشه واقعاً هرگز از بین نرفتند. آنها می گویند ژنرال کشور را از کمونیسم نجات داد. او نظم و قانون را تحمیل کرد. سیاست های اقتصادی نئولیبرالی او شیلی را به کشوری مدرن تبدیل کرد. اما آنها همواره در اقلیت بوده اند. از زمان پایان دیکتاتوری، تنها محافظه‌کاری که برنده ریاست‌جمهوری شد - سباستین پینیرا، که از سال 2010 تا 2014 و سپس مجدداً از سال 2018 تا 2022 حکومت کرد - مراقب بود تا از میراث وحشتناک آقای پینوشه فاصله بگیرد.

از این نظر، پیروزی آقای کاست یک زمین لرزه است و بسیار مهم است. برای اولین بار در تاریخ معاصر شیلی، این امکان وجود دارد که قدرتمندترین مرد این کشور از تمام نیروی قوه مجریه برای پاکسازی گذشته خشونت‌آمیز شیلی استفاده کند تا درد، کشتار و تبعید، شکنجه و اردوگاه‌های کار اجباری از بین برود. اگرچه او گفته است که هرکس حقوق بشر را نقض کند از حمایت او برخوردار نیست، اما آقای کاست اشاره کرده است که ممکن است 139 مقام عالی رتبه پینوشه را که هنوز به دلیل سوء استفاده های وحشتناک در زندان هستند آزاد کند. این شامل میگل کراسنوف، یکی از سرسپردگان بدنام آقای پینوشه است که به دلیل جنایات به بیش از هزار سال محکوم شد. href="https://www.thetimes.com/world/latin-america/article/chile-general-election-latest-7dg875mp9?gaa_at=eafs&gaa_n=AWEtsqeJ54kUrKT4MIChhyxAMcLboGWX_rejn bXzin4ZWZg8rD3_Avq-2_Frv68o4Ro%3D&gaa_ts=694058b7&gaa_sig=ZCx3HNUn19q4izvsrJK 1aIojBlKklfQqOIey4GeYIcReen5DmozXj6rSM2gFl8EhEZrsdiCZF8dgiyodlzFT8Q%3D%3D%5C" title="">از جمله ترور، شکنجه، و آدم ربایی.

چه چیزی باعث شد میلیون ها شیلیایی او را به این طریق در آغوش بگیرند؟ همانطور که من با رای دهندگان از همه اقشار اجتماعی و ترجیحات سیاسی صحبت کرده ام، کلمه ای که مدام مطرح می شد "مالستار" بود که به راحتی به ناراحتی، ناآرامی، ناراحتی ترجمه می شود. مردان و زنان در سراسر کشور احساس می کنند که چیزی به طور مبهم اشتباه است و تعادل ندارد، و این فریاد بازگشت به دورانی است که یک رهبر قوی نظم و امنیت را بدون توجه به هزینه ها اعمال می کرد. این همان چیزی است که پیروزی آقای کاست نشان می‌دهد: این باور که دموکراسی خود قادر به ارائه مشکلات روزمره جنایت، هزینه زندگی و مهاجرت افسارگسیخته نیست.

در جنگ صلیبی‌اش برای بازنویسی گذشته و بازنویسی آینده، آقای کاست ممکن است سفر آسانی نداشته باشد. در ائتلاف محافظه کار او مخالفانی وجود دارند که ممکن است سعی کنند بدترین غرایز رئیس جمهور جدید را مهار کنند. شیلی همچنین می‌تواند روی یک قوه قضاییه قوی و واقعاً مستقل حساب کند که تمایلی به تحمل یک حمله ضد دموکراتیک ندارد. همچنین مشخص نیست که نیروهای مسلح که از کشاندن به سیاست غیرنظامی دوری می‌کنند و هنوز از شرم اجرای بسیاری از وحشت‌های آقای پینوشه می‌سوزند، به سگ‌های جنگ آقای کاست تبدیل شوند.

مهم‌ترین مخالفت با برنامه‌های آقای کاست از سوی شهروندان عادی خواهد بود. اگر مردم این کشور احساس کنند که او قادر به کاهش رنج آنها نیست، اگر همچنان احساس طرد شدن و به حاشیه راندن بدون کنترل کافی بر سرنوشت خود داشته باشند، ممکن است نارضایتی فوران کند. در طول قرن گذشته در شیلی، هر پیشرفت دموکراسی با جان معدنچیان، کارگران، دهقانان و دانشجویانی که در دفاع از کرامت و حقوق اجتماعی خود جان باختند، پرداخت شده است. این تجسم امید و مبارزه - به نقل از پابلو نرودا، این «رود ببرهای مدفون» بود که وقتی در سن 12 سالگی از ایالات متحده به شیلی رسیدم عاشق آن شدم. تحت دیکتاتوری کینه توزانه ای که آقای کاست به طرز نوستالژیکی به آن احترام می گذارد، خفه نشده بود، و

که اکنون باید مقاومت را ناپدید نمی کند، خفه نمی شد. با تلاشی به همان اندازه شجاعانه برای تصور راه خروج از این بحران. اگر احزاب چپ میانه و نخبگانشان در ارائه یک جایگزین مناسب برای ناراحتی مزمن کشور شکست نمی‌خوردند، آقای کاست نمی‌توانست پیروز شود.

آنچه شیلی اکنون به آن نیاز دارد تجدید فکری عمیق نیروهای مترقی خود است، یک حسابرسی دردناک با کاستی‌ها و شکست‌هایش. اینکه اپوزیسیون شیلی تا چه اندازه به این شکست هشیارکننده واکنش نشان می‌دهد، مشخص می‌کند که آیا آقای کاست واقعاً نشان‌دهنده انحراف شوم در مقابل چشم‌انداز متروک کنونی جهان از دیکتاتورهای بالقوه است یا اینکه او نشان می‌دهد که صرفاً یک پرانتزی در پیشروی نامنظم اما همیشگی شیلی به سوی آزادی و عدالت است. نبرد برای روح و هویت کشور مورد قبول من به پایان نرسیده است.

آریل دورفمن، نویسنده آمریکایی شیلیایی تبار، نویسنده نمایشنامه «مرگ و دوشیزه» و رمان‌های «موزه خودکشی» و «آلگرو» است. href="https://www.nytimes.com/2019/01/31/opinion/letters/letters-to-editor-new-york-times-women.html" title="">تنوع نامه به ویرایشگر. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا برخی از نکات آمده است. و ایمیل ما اینجاست: letters@nytimes.com.

بخش نظرات نیویورک تایمز را در ، اینستاگرام، TikTok، > href="https://www.whatsapp.com/channel/0029VaN8tdZ5vKAGNwXaED0M" title="">WhatsApp و موضوعات.