نظر | دیوید بروکس، ای.جی. دیون و رابرت سیگل سال 2025 را بررسی می کنند
در زیر متنی از قسمتی از "Opions" را مشاهده می کنید. توصیه می کنیم برای تاثیر کامل به آن به شکل اصلی گوش دهید. میتوانید با استفاده از پخشکننده بالا یا در برنامه NYTimes، Apple، Spotify، Amazon Music، YouTube، Apple، Spotify، Amazon Music، YouTube، Apple پادکست ها.
رونوشت به دلیل طولانی بودن و وضوح کمی ویرایش شده است.
رابرت سیگل: سلام. من رابرت سیگل هستم. چند ماه از شنیدن صحبت های دو دوست قدیمی ام در مورد سیاست می گذرد و از آن زمان تاکنون اتفاقات زیادی افتاده است: طولانی ترین تعطیلی دولت تا کنون. انتخابات؛ تخریب بال شرقی کاخ سفید؛ و اشاره میکند که حمایت عمومی از دونالد ترامپ، که جمهوریخواهان را به تصرف هر دو مجلس کنگره و کاخ سفید هدایت کرد، ممکن است در حال تضعیف باشد.
مورد صحبت با دیوید بروکس، روزنامهنگار نیویورک تایمز زیاد است.
دیوید بروکس:با شما، رابرت خوشحالم که دوباره می بینمت و نویسنده مشارکت کننده Times Opinion E.J. دیون.
E.J. دیون جونیور:خیلی خوب است که در کنار شما هستم. از شما متشکرم.
سیگل: از بودن در کنار شما عالی است. بیایید با ارزیابی جایگاه دونالد ترامپ تقریباً یک سال پس از دولت دومش شروع کنیم.
دیوید، چرا ما را راه نمی اندازی؟
بروکز: ما در قسمت ۵۳۲ دونالد ترامپ به پایان رسید هستیم. من فکر می کنم بسیاری از مردم چیزهایی را می بینند که برای دونالد ترامپ واقعاً بد است. نظرسنجی های او اندکی کاهش یافته است. جمهوری خواهان در تمام انتخابات مهم سال گذشته شکست خورده اند. سناتورهای ایالت ایندیانا بدون مجازات در مقابل او ایستاده بودند و کنار هم آویزان بودند.
و برای من، یکی از جالب ترین واقعیت ها این است که 20 درصد از رای دهندگان ترامپ فکر می کنند که دونالد ترامپ مسئول اقتصاد است.
E.J. اگر با مقاله مهمان خود در روزنامه تایمز در روز گذشته سازگار باشد، قرار است در این مورد بیشتر صحبت کند.
دیون: فکر میکنم با خودم مخالفت کنم. [می خندد.]
بروکز:اما افرادی وجود دارند که در حال ورشکستگی هستند، اما آیا این موضوع محوری است؟ آیا در یک لحظه حساس هستیم؟ من اینطور فکر نمیکنم.
اگر چند ماه پیش از مردم میپرسیدید که چه کسی رئیسجمهور بهتری است، دونالد ترامپ یا جو بایدن، باز هم اکثریت سالمی وجود داشت که میگفتند دونالد ترامپ.
سیگل: هوم.
بروکز: اگر من شروع به دیدن اعضای مجلس نمایندگان کنم، آنگاه نمایندگان مجلس نمایندگان یا سنا هستند. اما ما اصلاً چنین چیزی را ندیدهایم.
و در نهایت، دونالد ترامپ مردی نیست که مخالفان یا قوانین مانع او شوند، و بنابراین او رئیسجمهور تمام عمر من است، فکر میکنم در تمام عمر ما آزادانهتر و در عین نادیده گرفتن محدودیتها از قدرت استفاده کرده است - و من فکر میکنم که او به این کار ادامه خواهد داد. خاموش یک عبارت اندازه گیری شده است.
بروکز: پوسیدگی، اما شکستگی نیست.
زیگل: شکستگی نیست. [می خندد.] ای جی، شما در مورد از دست دادن دونالد ترامپ چیزی که اکثریت معقول می نامید نوشته اید. آیا اکثریت معقولی وجود دارد؟
دیون:به نظر من اکثریت معقولی در کشور وجود دارد. یکی از دلایلی که من از این عبارت استفاده میکنم این است که بسیاری از افرادی که به ترامپ رای دادهاند بخشی از پایگاه MAGA نبودند، توسط دونالد ترامپ «فریب» نخوردند.
آنها افرادی بودند که از هزینههای زندگی عصبانی بودند و در برخی موارد از مهاجرت، بهویژه آنچه در مرز جنوبی اتفاق میافتاد، عصبانی بودند. آنها لزوماً به ترامپ فروخته نشدند.
بیشتر این افراد نگاهی به آنچه در سال گذشته رخ داده است انداخته اند و به تازگی از آنجا نقل مکان کرده اند. آنها گفتهاند: این چیزی نیست که ما به آن رای دادیم.
او مسئله اصلی را نادیده میگیرد که او را به سمت خود سوق داد، یعنی هزینه زندگی - و میلیاردری که مرتباً استطاعت استطاعت را به سخره میگیرد و اتفاقاً خود را با میلیاردرها احاطه میکند، کسی نیست که به آن حوزه اعتراض کند.
بنابراین فکر میکنم مردم به این موضوع نگاه کردند، راه خود را برای مخالفت استدلال کردند، و فکر میکنم این کمی بزرگتر از تحلیلهای دیوید است. 36 درصد کاهش یافته است، و تا یک چهارم رای دهندگان خودش، اگر اقدامات بالا درست باشد، از او دور شده اند. اگر به خاطر داشته باشید، پس از هرج و مرج در افغانستان، بایدن هرگز پس از افت شدید نظرسنجی که در آن زمان داشت، بهبود نیافت.
اکنون، حق با دیوید است. او می توانست برگردد و مطمئناً درست است که ترامپ مایل است به گونهای - در بسیاری از موارد، از نظر برخی از ما، بهطور غیرقانونی- قدرت را اعمال کند که هیچ رئیسجمهوری دیگر مایل به اعمال آن نبوده است. بنابراین او به این کار ادامه خواهد داد.
اما من فکر میکنم که عقبنشینی وجود دارد. من فکر نمیکنم جمهوریخواهان ایندیانا یکبار باشند. دلایل زیادی وجود دارد که فکر کنیم چیز خاصی در آن ایالت وجود دارد.
سیگل: شما در مورد جمهوری خواهانی صحبت می کنید که تقسیم بندی مورد نظر ترامپ را انجام نمی دهند.
دیون: درست است. اکثریت جمهوری خواهان سنا، سناتورهای ایالتی در ایندیانا، تقسیم مجدد میان دوره ای را رد کردند.
من فقط فکر می کنم چیزی در حال رخ دادن است. اینجا تغییری رخ میدهد، و ما ظرف چند ماه متوجه خواهیم شد که کدام یک از ما در این مورد درست میگوید.
بروکز: آیا میتوانم فقط یک چیز بگویم، در واقع، پرونده E.J. را برای این کار جمع کنم؟ من فکر میکنم واکنش دونالد ترامپ به ماههای گذشته بسیار وحشتناک بوده است.
دیون: بله.
بروکز: علامت آن این است که میگوید: خوب، باید با دو مداد کنار بیای. شما به 32 عروسک نیاز ندارید. شما فقط به دو عروسک نیاز دارید. این نشان دهنده بی تفاوتی گاه به گاه نسبت به درد اقتصادی است که مردم احساس می کنند. و یک چیزی که مردم واقعاً از آن متنفرند این است که.
اما نکته دومی که میخواهم به آن اشاره کنم، به چیزی برمیگردد که در یکی از مکالمات قبلیمان در مورد حیوان خانگیام در مورد تنفر از روش استفاده از کلمه «جنگ» در سیاست صحبت کردیم. "ما باید بجنگیم."
از نظر من، این بدان معناست که باید بلندتر فریاد بزنیم و پایگاه خود را تقویت کنیم. اما سیاست متقاعد کردن است نه دعوا. و من فکر میکنم ارقام E.J نشان میدهد که رأیدهندگان ترامپ، مانند همه رأیدهندگان، اساساً معقول هستند، و اگر مایلید با آنها در جایی که هستند ملاقات کنید، میتوانید آنها را متقاعد کنید.
Siegel: روسایجمهوری بودهاند که بهخاطر شخصیت یا نحوه تنظیم پیام سیاسیشان، مردم را پر از خوشبینی و خوشبینی میکنند. رونالد ریگان به عنوان افرادی که این قدرت را داشتند. این خوش بینی و هیجان کلماتی نیستند که من برای توصیف حال و هوای کشور در حال حاضر استفاده کنم. کلمه رایج تر اضطراب است. بله؟
دیون: فکر می کنم درست است. جالبه که اینو میگی یکی از دوستانم در حال صحبت با مدیر ارشد اجرایی بود. او با، و C.E.O. او گفت که علاوه بر ترامپ، البته که به خود A-plus-plus-plus در مورد اقتصاد می دهد، به مردم القا نمی کند که احساس کنند همه چیز عالی است، همه چیز خوب است.
او معمولاً لفاظی های بسیار خشمگین و منفی دارد که به نظر من واقعاً آزاردهنده است. اضطراب بسیار زیادی در کشور وجود دارد و - دیوید در این مورد بسیار نوشته است - تنهایی، انزوای اجتماعی زیادی در کشور وجود دارد.
اما من همچنین فکر می کنم که یک مولفه اقتصادی نیز وجود دارد. دیوید والاس ولز از روزنامه تایمز در ماه ژوئیه یک قطعه واقعا عالی در مورد اینکه ممدانی از کجا آمده بود - و در مورد پرولتاریا نبود. او در مورد ائتلاف نوظهور پراکاریات صحبت کرد، که فکر میکنم در کنار مقرون به صرفه بودن، کلمه سال خواهد بود.
اینها افرادی هستند که قطعاً از طبقه کارگر هستند اما واقعاً میتوانند بالاتر از طبقه درآمدی قرار بگیرند. آنها از مقرون به صرفه بودن خشمگین هستند، از نابرابری و فساد و آنچه که به عنوان استحقاق و معافیت از مجازات، به قول دیوید، برای افراد بسیار ثروتمند، خشمگین هستند. من فکر می کنم فقط یک ناراحتی وجود دارد.
و در آخر، فناوری وجود دارد. رحم امانوئل، شهردار سابق شیکاگو، می تواند بسیار شوخ طبع باشد. او گفت که بسیاری از آمریکایی ها باید انتخاب کنند: آیا آنها می خواهند فرزندانشان توسط والدین بزرگ شوند یا یک الگوریتم؟ این یکی از انواع اضطرابها، همراه با نگرانیهای مربوط به اشتغال است که فناوری در حال افزایش است.
بروکز: اگر منصف باشیم، دونالد ترامپ حرفهاش را بر اساس قتلعام آمریکا و بر تاریکی بنا کرد. او آن را اختراع نکرد او روی چیزی بازی میکرد که قبلاً آنجا بود.
چیزی به نام Google Ngrams وجود دارد که همه کلمات مورد استفاده در زبان انگلیسی را اندازهگیری میکند - در روزنامهها، مجلات و کتابها. میتوانید به پایگاههای اطلاعاتی بروید، تا به دهه 1850 ادامه دهید، و کشف کنید که چه کلماتی استفاده شده است.
بیشتر کلماتی که در زبان انگلیسی استفاده میشوند، کلمات مثبت، کلماتی با احساسات مثبت بودند. ما مردمی خوشبین بودیم و این در طول جنگ داخلی ادامه داشت. در طول جنگ های جهانی گسترش یافت. در طول رکود بزرگ گسترش یافت. و در حال حاضر، کلمات منفی بسیار بیشتر از کلمات مثبت استفاده می شود. بنابراین ما در بدبینانه ترین و تاریک ترین فضای فرهنگی تاریخ آمریکا هستیم که حداقل به سال 1850 باز می گردد.
و بنابراین من می گویم، این سطح از انزجار از آینده با DNA فرهنگی آمریکا بسیار بیگانه است. تاریخ می چرخد و مردم نمایش قدیمی را رد می کنند. آنها از نمایش قدیمی خسته شدهاند و نمایش جدیدی میخواهند.
بنابراین، اگر در سالهای 2016 یا 2020 یا 2024 با خوشبینی ریگانی نامزد میشدید، درهم شکسته میشدید. اما شاید تا سال 2028، 2032، اگر این چرخه تغییر کند، تعجب نخواهم کرد.
دیون: فقط یک نکته سریع: شما به انتخابات در پاییز اشاره کردید. بعد از انتخابات برایم جالب بود که وقتی به ابیگیل اسپانبرگر در ویرجینیا، دموکراتی که به عنوان فرماندار انتخاب شد، نگاه میکنید، اگر به میکی شریل در نیوجرسی که انتخاب شد و تا حد زیادی زهران ممدانی در نیویورک نگاه میکنید، همه آنها با عصبانیت از وضعیت موجود و قیمتها برخورد کردند، اما همه آنها نوعی حس متحرک و متین را منتقل میکنند. احترام.
اگر بخواهم نوع دموکراتی را حدس بزنم که قرار است نامزدی را برنده شود، کسی است که میتواند همزمان در دو آهنگ بازی کند: قطعاً برای ابراز خشم دموکراتها نسبت به ترامپ و نابرابری و همه آن مشکلات، اما آن را با حس آیندهای امیدوارکننده ازدواج کنید. من فکر میکنم هنوز بازار بزرگی برای همدلی و همبستگی وجود دارد.
زیگل: فقط میخواهم توجه داشته باشم، قبل از اینکه به طور گستردهتر درباره اقتصاد صحبت کنیم، وضعیت عجیبی که در رابطه با هوش مصنوعی در آن قرار داریم. ما منتظر بلوغ و سازگاری این فناوری هستیم.
این مهمترین تغییر تکنولوژیکی است که میتوانم در زندگیام به آن فکر کنم - مگر اینکه در دهه 1950 به انرژی اتمی بازگردیم. همه چیز را تغییر خواهد داد ما به خاطر آن قبوض هنگفت برق را پرداخت می کنیم. ما همچنین شاهد حمایت بازار سهام توسط آن هستیم.
با این حال، مشخص نیست که آیا مردم به این موضوع امیدوار هستند، میخواهند ما کشوری باشیم که بهترین امتیاز را از نظر هوش مصنوعی کسب میکنیم، یا از آن وحشت دارند.
بروکز: من با دهها هوش مصنوعی مصاحبه کردهام. کارشناسان و مهندسان، و برخی از آنها محکوم به فنا هستند. آنها فکر می کنند که این ما را به گیره کاغذ تبدیل می کند و تمدن را نابود می کند.
و برخی از آنها فکر می کنند این بزرگترین چیز است. ما قصد داریم G.D.P. را تا 600000 درصد بهره وری تا ... افزایش دهیم و دیدگاه آنها ربطی به شواهدی که در مقابل آنها وجود دارد ندارد.
سیگل: [می خندد.]
بروکز: دیدگاه آنها کاملاً با ماهیت آنها ارتباط دارد. این DNA آنهاست. افراد خوش بین فکر می کنند عالی خواهد بود، و افراد بدبین فکر می کنند وحشتناک خواهد بود.
من فکر می کنم مانند راه آهن خواهد بود. این یک فناوری بسیار قدرتمند است که یک سری حبابهای کوتاهمدت را زمانی که همه به درون آن میپرند تولید میکند، و سپس در بلندمدت، خوب خواهد بود.
Dionne: فکر میکنم باید از A.I بپرسیم. آینده تحت A.I چه خواهد بود و شاید A.I. به ما خواهد گفت.
من فکر می کنم هر دو دیدگاه وجود دارد و فکر می کنم هر دو دیدگاه درست هستند. این مشکل با صحبت کردن در مورد A.I است. شگفتی و ترس به نوعی دوقلو هستند. آنها بخشی از یک واکنش معقول به A.I.
Siegel هستند: خوب، حرکت به سمت اقتصاد به طور گستردهتر، چیزی که هر دو به آن اشاره کردهاید این است که در حال حاضر یک شکاف سیاسی غیرمعمول در کشور وجود دارد.
دموکراتها توانایی زیادی برای مقابله با آن دارند، میتوانند با آن مقابله کنند و میتوانند با آن مقابله کنند. تعرفههای ترامپ را حذف کنید تا این یارانهها برای بیمه درمانی را که از صرافیها خریداری میکنید، بازگردانید.
و جمهوریخواهان، به جای داشتن یک دستور کار رقابتی برای مقابله با بحران، میگوید هیچ بحرانی وجود ندارد. او میگوید این یک فریب است، یک کار دموکرات است.
آیا او اشتباه جو بایدن را تکرار میکند که به افرادی که برای اولین بار در زندگیشان تورم را تجربه میکنند، میگوید که همه چیز در ذهن شماست؟
بروکز:بله. او دقیقاً همین کار را می کند.
شما در دفتر بیضی شکل نشسته اید. مشاوران می گویند: آقای رئیس جمهور به داده ها نگاه کنید. و داده ها وجود دارد، آنها اشتباه نمی کنند. دستمزدهای متوسط در حال حاضر نسبت به هر مقطع دیگری در تاریخ آمریکا در بالاترین حد خود قرار دارند. تورم حدود 3 درصد است. دستمزدهای واقعی در حال افزایش هستند، به این معنی که همه چیز به طور کلی مقرون به صرفه تر می شود.
شما به داده ها نگاه می کنید. خیلی خوب به نظر می رسد؛ و سپس به آنچه غیرقابل استطاعت است نگاه می کنید. بیشتر چیزها مقرون به صرفه تر می شوند. بیشتر محصولات مادی مانند تلویزیونها مقرون به صرفهتر میشوند.
چه چیزی ارزانتر میشود؟ بزرگها مراقبتهای بهداشتی و مسکن هستند - و به ویژه مسکن در مناطق آبی. بنابراین، مردم را در بخش مسکن زندگیشان، که بخش مهمی از زندگی آنها است، میزند.
چیزی که من به دونالد ترامپ میگویم اگر مجبور باشم با او صحبت کنم، چیزی است که از یک مدیر ارشد اجرایی شنیدم. گفت: مشتریانی دارم که با شکایت به من مراجعه می کنند. من به تیمم می روم و می گویم: "آیا این شکایات معتبر هستند؟" و تیم می گوید، "نه، معتبر نیست. ما داده ها را داریم."
و C.E.O. به من گفت: وقتی این اتفاق میافتد، حکایت را باور میکنم و دادهها را باور نمیکنم. [زیگل میخندد.]
من فکر میکنم این درست است، زیرا مردم نسبت به شرایط خود احمق نیستند.
سیگل: معتقدم نیوت گینگریچ دربارهی سوال بحران مقرونبهصرفه گفت: اگر مردم فکر میکنند که یک بحران استطاعت وجود دارد، یک بحران استطاعت وجود دارد. این راهی است که باید آن را انجام دهید.
دیون: مشتری هرگز اشتباه نمی کند، اما من فکر می کنم چیزهای واقعی وجود دارد.
شما به مراکز داده اشاره کردید که هزینه برق را بالا می برند. شریل در نیوجرسی قول داد که قیمت برق را برای مدتی متوقف کند، در حالی که آن را کنترل می کنند. این واقعی است. من فکر می کنم مسکن، به ویژه در متروهای بزرگ، که تمایل به آبی دارند، یک مشکل واقعی است. مراقبت از کودک، مراقبت های بهداشتی و در برخی موارد حمل و نقل، این یک مشکل واقعی است. قیمت خودروها یک مشکل واقعی است.
Siegel:آموزش عالی.
Dionne:و ویرایش بالاتر. حدود یک سال تورم بالایی داشتیم و بعد شروع به از بین رفتن کرد. اما قیمت ها در بسیاری از موارد کاهش نمی یابد. بنابراین اینها نگرانیهای واقعی هستند، و چیزهایی هستند که به طور بالقوه به سیاستها و استدلالهای سیاسی پاسخ میدهند.
شما میبینید که شریل درباره توقف قیمتهای برق صحبت میکند. این دعواها بر سر مراکز داده واقعاً یک مسئله بزرگ در سیاست آمریکا خواهد بود. اسپانبرگر در مورد استفاده از انرژی جایگزین صحبت میکند، که در واقع میتواند قیمتها را پایین بیاورد.
بنابراین من فکر میکنم که ما یک بحث واقعی در مورد آنچه که ممکن است در مورد مقرون به صرفه بودن انجام شود، خواهیم داشت.
زیگل: جالب این است که شما هر دو میگویید که هزینههای نمادین انتخابات گذشته - که فقط یک دوز بود - چقدر بود. وقتی در مورد بحران مقرونبهصرفه صحبت میکنیم، درباره آن صحبت میکنیم.
مورد بحث ما قیمتهای مصرفکننده است.
بروکز: درست است. این تورم واقعی در مورد چیزهایی مانند تخم مرغ بود. اما مسکن یک چیز اصلی است.
یکی از چیزهایی که در یکی دو نسل گذشته اتفاق افتاده این است که استانداردهای مردم تغییر کرده است. مت یگلسیاس یک Substack خوب در این مورد نوشت، یعنی درآمد متوسط، همانطور که گفتم، اکنون حدود 88000 دلار در سال است. اگر درآمد متوسط را در نظر بگیرید و آن را در شهر متوسط قرار دهید، آن خانواده چهار نفره، مثلاً، میتوانند خانهای را بخرند که خانوادههای چهارنفره در سال 1965 راضی به خرید آن بودند.
ممکن است یک حمام داشته باشد، و مردم اتاقهای خواب مشترک داشته باشند، اما هیچکس دیگر نمیخواهد به این شکل زندگی کند. علاوه بر این، افراد بسیار کمتری متاهل هستند و افراد بیشتری تنها زندگی می کنند. بنابراین این امر باعث افزایش تقاضا برای مسکن میشود، بهویژه در متروهای بزرگ، جایی که افراد به احتمال زیاد مجرد هستند.
انتظارات ما در مورد نحوه زندگیمان کمی وجود دارد، و من فکر میکنم که این امر به برخی از ناراحتیها افزوده است، زیرا مردم انتظارات خود را برآورده نمیکنند.
Dionne: بچه دار نمی شوند زیرا نگران توانایی مالی آنها هستند.
بیل گالستون در وال استریت ژورنال چند هفته پیش در مورد کل این بحث ناتالیسم، با کنار گذاشتن پول، بیش از آن نوشت. نرخ زاد و ولد ما زمانی افزایش می یابد که مردم به طور کلی نسبت به آینده خوش بین هستند.
سیگل: مطمئنم، بله.
دیون: ما بچه های بوم به دلیل این خوش بینی وجود داریم. این کاملاً برعکس آن چیزی است که مردم اکنون احساس میکنند.
دیو وینستون، نظرسنجی جمهوریخواه، بخش خوبی داشت - او گفت که با نگاه به جلو، باید هم قیمتها و را بررسی کنید که آیا دستمزدها برای برآورده کردن آنها افزایش مییابد. در مقایسه با افراد بسیار ثروتمند، احساس محرومیت نسبی زیادی وجود دارد - دستمزد آنها هنوز در مقایسه با آنچه در بالاترین سطح اتفاق افتاده است افزایش نیافته است، و من فکر می کنم این در ذهن مردم است.
سیگل: خب، بیایید همین الان به سیاست خارجی و به ویژه سند قابل توجهی که توسط دولت ترامپ صادر شده است، بپردازیم. استراتژی امنیت ملی آن.
بیش از همه از صحبت های او در مورد اروپا شگفت زده شدم. معمولاً در گذشته، زمانی که مردم میگفتند «من فکر میکنم اروپا باید بیشتر برای دفاع از خود هزینه کند»، در این زمینه بود: آنها ثروتمند هستند. در اروپا دیگر پس از جنگ 1948 نیست. این کشورها به ویژه آلمان در حال پیشرفت هستند و می توانند کارهای بیشتری انجام دهند و هزینه دفاع خود را بپردازند.
این تحلیل کم و بیش اروپا را چنان پوسیده توصیف می کند که ارزش دفاع از آن را ندارد. اروپاییها را با «چشمانداز بد محو تمدن» توصیف میکند که آن را به مهاجرت و تجاوز به اتحادیه اروپا نسبت میدهد. در مورد دولت های ملی.
اینجا چه خبر است، دیوید؟ این سند میتوانست خواستار کاهش تعهدات ایالات متحده در قبال اروپا شود یا از اروپاییها انتظار داشته باشد که بدون توهین به آنها کارهای بیشتری انجام دهند، همه اینها به عنوان تمدنی در حال زوال است. و نخبگان حاکم، اما نه احزابی که واقعاً در نظرسنجیها پیشتاز هستند - که AfD و محافظهکاران فرانسوی و نایجل فاراژ در بریتانیا هستند.
اما چیزی که در مورد این سند برای من جالب بود این است که این سند یک سند سیاست خارجی است که به گونهای نوشته شده است که گویی فرهنگ مهمتر از سیاست واقعی است.
سالها مطالعهای در این زمینه انجام شده است. این توسط «بررسی ارزشهای جهانی» انجام میشود و آنها از مردم سراسر جهان درباره ارزشهایشان نظرسنجی میکنند.
عامل کلیدی این است: آیا شما یک فرهنگ فردگرا هستید یا یک فرهنگ جمعی؟ سپس آنها یک نقشه مفید ترسیم می کنند تا به شما در تجسم نتایج کمک کند. و در این نقشه، بیشتر فرهنگهای جهان - کنفوسیوسیسم، آفریقا، آسیای جنوب شرقی - همه آنها در یک دسته قرار دارند.
و سپس چیز کوچکی مانند فلوریدا یا ایتالیا وجود دارد، و آن چیزی که برجسته است آمریکا و اروپای غربی است. فرهنگهای ما بسیار بیشتر از فرهنگهای هر جای دیگر در سراسر جهان فردگرا هستند. فرهنگهای ما بسیار کمتر از همه جای دنیا سنتگرا هستند.
در کنار ترامپ میآید، و آنها این را احساس میکنند - مطمئن نیستم که نظرسنجی ارزشهای جهانی را دیدهاند - و فکر میکنند که آن مدرنیستها ارزشهای سنتی را از بین میبرند، و ما طرفدار ارزشهای سنتی خواهیم بود، خواه جینمیکام، پوتین و ولادیمیر X نباشند. استکهلم.
بنابراین این یک سند عجیب است که اولاً فرهنگ است، اما به یک مشکل واقعی اشاره میکند که بین ما و بسیاری از نقاط جهان شکاف فرهنگی وجود دارد.
دیون: فکر میکنم دوستم دیوید وقتی میگوید فرهنگ به آن اعتبار بیشتری میدهد، زیرا آن مطلب را با دقت خواندم. من موافقم که این یک سند عجیب و یک سند جالب است. اما کسب و کار در آنجا بیش از فرهنگ اهمیت دارد.
آنچه واقعاً قابل توجه بود این بود که چقدر این موضوع در مورد یک دیدگاه نسبتاً محدود از منافع تجاری بود. چیزهای خوبی درباره طبقه کارگر اینجا و آنجا بود، اما واقعاً در مورد انجام معاملات بود.
اما چیز دیگری که بسیار نگرانکننده بود این بود که در جنگ سرد، ایالات متحده - زیر روزا، واقعاً نمیخواستند صریح باشد - از احزاب چپ میانه و راست میانه در اروپا حمایت میکردند. ما طرف دموکراسی بودیم.
این سند به صراحت از احزاب راست افراطی در اروپا حمایت می کند. بله، برخی از آن ها مربوط به فرهنگ است. این یک وسواس مهاجرت و هویت است. این یک سند عمیقا هویتگرایانه است.
برای من چیزی بسیار عجیب در مورد ایالات متحده آمریکا وجود دارد که بر اساس مهاجرت ساخته شده است - هر سه نفری که در این میز حضور داریم اینجا هستیم زیرا کشوری پذیرای مهاجران بودیم - و این سند میگوید اروپا اکنون در حال فروپاشی است زیرا از مهاجران استقبال میکند.
البته موارد فرعی در اینجا وجود دارد. آیا واقعاً در مورد نژاد است؟ اروپا کم کم اروپایی می شود. این دقیقا به چه معناست؟ به نظر می رسد که این در مورد مهاجرت مسلمانان به اروپا است، و به نژاد مربوط می شود.
اما در مقایسه با نحوه تفکر ما - و منظور من نخبگان، منظور ما آمریکایی ها - به فکر خودمان هستیم، بسیار نگران کننده است.
زیگل: ما در حال صحبت کردن در روزهای پایانی هفته هستیم. دو دانشجو در دانشگاه براون کشته و 9 نفر مجروح شدند و حداقل 15 نفر در خارج از کشور در ساحل بوندی در سیدنی استرالیا کشته شدند.
هنوز انگیزه تیراندازی براون مشخص نیست، تا زمانی که ما برای ضبط این گفتگو نشستیم. اما در استرالیا، هیچ وضوحی وجود ندارد. هدف تیراندازی کشتن یهودیان بود. من کنجکاو هستم، از آنجایی که این با یک روند، که روند افزایش یهود ستیزی و افزایش خشونت یهودی ستیزانه در جهان است، مطابقت دارد، شما از آن چه می گویید.
بروکز: اول، یک بخش از آن یک روند نیست. این درست نیست که تیراندازی های دسته جمعی در ایالات متحده در حال افزایش است. در سال 2025، حداقل با چند هفته باقی مانده، کمترین تعداد تیراندازی دسته جمعی در 20 سال گذشته را داریم. پس این نشانه خوبی است. من مطمئن نیستم که چگونه آن را توضیح دهیم - شاید فقط توزیع تصادفی.
اما آنچه که یک روند است، همانطور که شما می گویید، یهودی ستیزی در حال افزایش است. من فکر می کنم این در زندگی همه ما که یهودی هستیم صادق است. این در تجربه مستقیم درست است.
به نظر من نکته نگرانکننده این است که قطعهای در آتلانتیک از یایر روزنبرگ به نقل از مردی به نام تیم میلر وجود دارد که میگوید: «هر چه بیشتر در اطراف جوانان باشم، بیشتر وحشت میکنم». و شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد ما افراد مسن را متعصب میدانستیم. اما اکنون تعصب در بین جوانان بیشتر شده است.
25 درصد از جوانان می گویند که نظر نامطلوبی نسبت به یهودیان دارند. بیست درصد می گویند که یهودیان قدرت زیادی دارند - و این در مورد اسرائیل نیست. آنها نمی گویند که اسرائیلی ها قدرت زیادی دارند. آنها می گویند یهودیان قدرت زیادی دارند.
بنابراین آنها به نوعی در فضاهای آنلاین هستند - و پسرم همیشه در مورد این موضوع به من می گوید - که به شدت یهودستیزانه است و به یک هنجار تبدیل می شود. این به یک هنجار تبدیل شده است.
درباره تیراندازی در ساحل بوندی، بسیاری از مردم - و این بحث برانگیز است - گفته اند، خوب، شما از عبارت "انتفاضه را جهانی کنید" استفاده می کنید، و این چیزی است که به نظر می رسد. و من باید بگویم، من با آن موافقم.
برخی از کلمات توشه تاریخی را به همراه میآورند. اگر زمانی که در جنوب نامزد میشوید از «حقوق دولتها» استفاده میکنید، این توشه تاریخی دارد. وقتی مردم می گویند که باور نمی کنند هولوکاست اتفاق افتاده است، باور نمی کنند که آتش سوزی های بزرگ اتفاق نیفتاده است، منظورشان یک نسل کشی خاص است.
برای من، کلمه "انتفاضه" توشه ای را به خود اختصاص داده است - من برای انتفاضه دوم در اسرائیل آنجا بودم و آن را پوشش می دادم - استفاده از تروریسم برای پیشبرد آرمان فلسطین
. بله.بروکز: نمیدانم چرا تیراندازی به یهودیان در ساحل سیدنی، استرالیا، به هر طریقی باعث پیشرفت آرمان فلسطین میشود. اما برخی افراد ظاهراً فکر می کنند که اینطور است. بنابراین فکر می کنم مردم باید مراقب این عبارت باشند. و بنابراین فکر میکنم این عبارت این است - مردم باید مراقب آن عبارت باشند.
سیگل: ای.جی، فکری داری؟
دیون: خب، من فکر میکنم که اکثریت قریب به اتفاق افرادی که در آنجا از سیاست اسرائیل انتقاد میکنند - که پس از 7 اکتبر اتفاق افتاد. این یک عمل شیطانی بود - اما واقعاً به شدت با این که جنگ چقدر طول کشید و آسیبی که در غزه وارد کرد مخالف هستند، اکثر مردم مخالف این سیاست یهودی ستیز نیستند. من فکر می کنم بسیار مهم است که آن را روشن کنیم. میدانم که شما این را نمیگویید، اما فکر میکنم گفتن آن در ابتدا مهم است.
باید بگویم، از این موضوع بسیار بسیار ناراحت شدم. من از قطعه زیبایی که خاخام شارون برووس در تایمز نوشت و درست کمی قبل از شروع صحبت بالا رفت، شگفت زده شدم. به خصوص وحشتناک است که این اتفاق در حنوکا رخ داده است، که همانطور که او می نویسد، معجزه تداوم نور در زمان های تاریک است، و او میوه فروشی به نام احمد الاحمد را بالا می برد، که جان خود را برای مقابله با یکی از افراد مسلح به خطر انداخت و احتمالاً زندگی ها را در آن ساحل نجات داد.
Siegel:I may add. بله، و تیرباران شد. او جان سالم به در برد، اما ریسک بزرگی کرد. تعصب و نفرت دشمنان هر جامعه آزاد هستند - و یهودستیزی یکی از قدیمی ترین و مخرب ترین اشکال است.
من فکر می کنم شواهدی از افزایش یهود ستیزی وجود دارد و فکر می کنم باید با آن مبارزه کرد. و من فکر میکنم هرچه بیشتر بتوانیم آن را از سیاست در خاورمیانه جدا کنیم و فقط با این واقعیت روبرو شویم که این نوعی تعصب است، وضعیت بهتری خواهیم داشت.
سیگل: بشنو، بشنو.
ما در این گفتگوها تمرین کردهایم که با شادی به پایان برسیم. به معنای واقعی کلمه سه نت شادی، یکی از هر یک از ما. از آخرین ملاقات ما چه چیزی باعث شادی زندگی شده است؟ دیوید، اول تو برو.
بروکس:امیدوارم در این گفتگوهای شادی آور درباره نیویورک متس صحبت نکرده باشم. [میخندد.] احتمالاً نه، زیرا آنها واقعاً شادی نمیآورند.
دیون: تیمهای ورزشی من واقعاً خوب کار میکنند، اما من آنها را مطرح نمیکنم.
سیگل: لذتی در بین فصلها بودن وجود دارد. معامله میشوند و رها میشوند و کل پایگاه هواداران در حال دلخوری هستند. اما به نظر من یک جورهایی سرگرم کننده است. من همیشه فکر می کنم: خوب، آنها این یکی را کشف خواهند کرد. بنابراین من از شادی در هیاهو لذت می برم.
Siegel: In the tumult. E.J.؟
Dionne: بنابراین، اگر اجازه داشته باشم، دو چیز. سریع واقعی یکی، من عاشق فصلی هستم که در آن هستیم - درختان کریسمس، منوراها، مجسمه های فندق شکن. موسیقی از گالوی تا سیناترا تا تیلور سویفت. من به همه چیز علاقه دارم.
اما یک چیز باعث خوشحالی من در چند هفته گذشته شده است که می خواهم فریاد بزنم. من یک معتاد مرموز هستم. من یکی از آن بچههایی بودم که پسران هاردی را دوست داشتم، و برخی به یاد دارند که من و دوستم دیو لوسک به طور آموختهای در مورد اینکه آیا «ردپای زیر پنجره» بهتر از «راز آسیاب قدیمی» بحث میکردیم. بنابراین من به خواندن این سریال ها ادامه دادم. رمان جدید مایکل کانلی وکیل لینکلن، «زمینه اثبات»، افزوده فوقالعادهای برای این است، و درباره هوش مصنوعی است.
و گروه دیگری از نویسندگانی که من تحسین میکنم، وقتی میتوانند آن را انجام دهند، ادامهدهنده هستند. برخی از سریال ها آنقدر محبوب هستند که نویسندگان دیگر آنها را انتخاب کردند. مایک لوپیکا نویسنده داستان های اسپنسر رابرت بی پارکر را انتخاب کرده است. به عنوان یک عاشق بوستون، من اسپنسر را دوست دارم. "Showdown" او و چندین بازی دیگر که او انجام داده واقعا عالی هستند.
آنها به زندگی من شادی بخشیدند، بنابراین درودهای فصل به هر دوی آنها.
سیگل: باشه. و من دو تجربه از تئاتر در مورد نیویورک سیتی برای پخش دارم که باعث خوشحالی من شد.
خیلی متفاوت است. یکی از آنها نمایش تک نفره آدام گوپنیک بود. او نویسنده و مقالهنویس کارکنان نیویورکر است و نمایش تک نفرهاش در مورد زندگی در نیویورک را با تاکید فراوان بر ماجراهای ناگوار خود در روانکاوی اجرا کرد که هم خندهدار و هم بسیار عاقلانه بود.
سپس تئاتر شکسپیر در واشنگتن، که درام شکسپیر را تعریف میکند و اکنون به طور گستردهای درام را بازگو میکند. لذت بخش این من را به خواندن داستانهای دیمون رانیون بازگرداند.
این به من یادآوری کرد که اینجا دو نفر بودند: دیمون رانیون، که درباره قماربازان و گانگسترهای اطراف میدان تایمز مینوشت، همیشه در زمان حال، هرگز از زمان گذشته استفاده نمیکرد و آدام گوپنیک. آنها دو مرد خارج از شهر هستند که به نیویورک آمدند و عاشق این مکان شدند. آدام از مونترال و دیمون رانیون، چند دهه پیش، در منهتن ... کانزاس به دنیا آمدند. [می خندد.]
بنابراین ...
دیون: شما کیفیت و سطح هر مکالمه ای را بالا می برید، رابرت. عالی بود.
سیگل: خب، خیلی خوب بود که یک بار دیگر شما را دیدم، و امیدوارم چند ماه دیگر دوباره شما را ببینم.
بروکز: می بینمت.
دیون: می بینمت. به زودی.

تفکرات؟ به ما ایمیل بزنید theopinions@nytimes.com.
این قسمت از «نظرات هنری» توسط Derek Arthur تهیه شده است. توسط آلیسون بروژک و کاراری پیتکین ویرایش شده است. میکس توسط پت مک کاسکر. موسیقی اصلی کارول سابورو. بررسی واقعیت توسط مری مارج لاکر و کیت سینکلر. استراتژی مخاطب توسط شانون بوستا و کریستینا سامولفسکی. مدیر Opinion Audio آنی-رز استراسر است.
تایمز متعهد به انتشار تنوع نامه برای سردبیر است. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.
بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام،