نظر | آیا تبعیض چرخش مردان جوان به سمت راست را توضیح می دهد؟
چرا محافظه کاران جوان اینقدر رادیکال شده اند؟ چرا این شکاف بین نسلی چنان فاحش وجود دارد، چیزی که هر زمان که با هر جمهوری خواه از هر سرشناس صحبت می کنید، درباره آن می شنوید، بین مفروضات اصولاً خوش بینانه محافظه کاران اواخر میانسال و محکومان سیاه پس از دوران ریگان متولد شده اند؟
داستان های زیادی وجود دارد که می توانید در اینجا بگویید. محافظهکاران جوان اکثراً مرد هستند، بنابراین میتوانید در مورد مبارزات مردانه در اقتصاد فراصنعتی صحبت کنید یا اینکه چگونه دوقطبی شدن مردان و زنان، ناامیدی جنسی را به موتور رادیکالسازی تبدیل میکند. محافظهکاران جوان نیز بسیار آنلاین هستند، بنابراین میتوانید الیگارشهای فناوری و الگوریتمهای آنها را سرزنش کنید یا فقط اینترنت را به عنوان موتور بدبینی بزرگ جلوه دهید. می توانید رئیس جمهور ترامپ، فیلسوفان پست لیبرال، پادکست های نژادپرست را سرزنش کنید. میتوانید ناامیدی مردان جوان را در داستانهای بسیار بزرگتری قرار دهید - بحران لیبرالیسم پس از جنگ سرد، دوران احساسات بد اقتصادی که کووید به راه انداخت، احساس کهنگی انسان در شرایط دیجیتال.
خوانندگان منظم این خبرنامه میدانند که من نسبت به چندین مورد از این بحثها جانبدار هستم. اما گاهی اوقات تحلیل مادی محدودتر و صرفاً مفیدتر است. برای حدود یک دهه، تحت شرایط بیدار و محاسبات نژادی، به نظر می رسید که برخی از مؤسسات مهم آمریکایی به طور سیستماتیک مردان سفیدپوست جوان را برای اشتغال، ترجیح و پیشرفت ناپسند می کردند. در این فرآیند، این نهادها گروهی را تشکیل دادند که دلایل ملموس، اقتصادی و مادی داشتند تا سیستم موجود و ارزشهای آن را توطئهای با انگیزه نژادی علیه منافع خود بدانند.
تغییر به سمت راست، قرص سیاه، افراطگرایی، چرخش سخت در برابر همه اشکال مهاجرت، جذابیت عجیب نیک فوئنتس - در این مورد، برخی از ایدههای جدید یا نه بهعنوان ایدههای جدید در مورد آن. عقب نشینی فرهنگی از انطباق بیدار این در مورد مشاغل، فرصت های حرفه ای و احساس اینکه دری به صورت شما کوبیده شده است یا قبل از رسیدن به آن بسته شده است.
تجربه مادی تبعیض آشکار علیه سفیدپوستان موضوع Jacob Savage است. مقاله برای مجله Compact، "نسل گمشده"، که من آن را به همه خوانندگان توصیه می کنم، به ویژه هر کسی که معتقد است عصر بیداری منحصراً با لفاظی های ایدئولوژیک مبهم و جلسات تبلیغاتی خسته کننده تعریف می شود که تأثیر عملی کمی داشته است. ساویج استدلال میکند که تأثیرات دوران تنوع، برابری و شمول بسیار مادی و عملی بود: در طیف گستردهای از حرفههای نخبه، از دانشگاه گرفته تا روزنامهنگاری تا سرگرمی، سیستم جدید بهطور قابل توجهی افرادی را که با تبعیض ظاهراً تبعیضآمیز علیه مردان سفیدپوست جوانتر استخدام و ارتقاء یافتند، تغییر داد.
مردان مسئول این مؤسسات عمدتاً شغل خود را حفظ کردند. کودتاهایی گاه به گاه صورت میگرفت، اما رهبران مرد سفیدپوست در دهههای 40، 50 یا 60 زندگیشان همگی قدرت را به زنان و اقلیتها سپردند. در عوض، آنها ادعاهای اخلاقی بیداری را پذیرفتند و اطمینان حاصل کردند که اثرات اشتغال به جای روی نسل در حال رشد، بر روی آنها تأثیر می گذارد.
وقتی به امتیازات عادت کرده اید، برابری مانند ظلم است. این کلمه کلیدواژه عصر بود و به این معناست که هر ادعایی مبنی بر ضد تبعیض سفیدپوستان در واقع فقط یک واکنش خشم آلود به تعادل طولانی مدت در ترازو است. مهمترین جنبه استدلال ساویج استفاده از دادهها است که نشان میدهد، نه، تبعیض آشکار احتمالاً تبعیض واقعی بوده است، که منجر به الگوهای استخدامی با هدف جبران خسارت و نه رفتار مساوی میشود.
بهعنوان کسی که مطالب زیادی علیه ناامیدی در چپ و راست مینویسد، شرح Savage را بسیار روشنکننده یافتم. توصیه ها و تشویق های زیادی وجود دارد که یک ستون نویس میانسال می تواند به جوانان بدهد. دوباره به خدا ایمان داشته باش تلفن خود را بگذارید و با یکی از جنس مخالف صحبت کنید. استقبال از ازدواج؛ بچه ها را در آغوش بگیر اجازه ندهید الگوریتمها شما را متقاعد کنند که نسل شما بدتر از هر کسی قبلی است، که دشمنان شما بدتر از هر دشمن قبلی هستند. فرصتهای مادی را پیش روی خود قرار دهید، اینجا در ثروتمندترین کشور تاریخ جهان.
اما درمان آن نوع بدبینی سیاسی که مختص مردان جوان سفیدپوست است، منحصراً در زندگی درونی آنها نیست. ممکن است مردان جوان میانه رو و ریگانی - برادران بیشتری با سهمی در نظم لیبرال و تلقیح علیه پارانویا و بدبینی - از طریق مصلحت ساده و در تئوری لیبرال عدم تبعیض علیه آنها به دست آورید.
خلاصه
مگان مک آردل در چگونه برادرش را از دست داد.
همکاران من در جفری اپستاین چگونه ثروتمند شد.
نیت سیلور در href="https://www.natesilver.net/p/what-is-heather-cox-richardsonism" title="">هیدر کاکس ریچاردسونیسم.
هنری اولیور در چگونه مسیحیت راز را انتخاب کرد.
جین پسمیت در چگونه آمیش ها تغییر را انتخاب کردند.