به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

نظر | در این فصل تعطیلات اهدا کنید: فقیرترین افراد جهان به کمک شما نیاز دارند

نظر | در این فصل تعطیلات اهدا کنید: فقیرترین افراد جهان به کمک شما نیاز دارند

نیویورک تایمز
1404/09/25
6 بازدید
ویدئوچه آیا به معنای خوب دادن است؟
الی هاسنفلد، مدیر اجرایی موسسه غیرانتفاعی GiveWell، رویکردی دقیق‌تر، شفاف‌تر و پاسخگوتر به امور خیریه مطرح می‌کند. دادن.اعتباراعتبار...نیویورک تایمز

Haschi of the ExefelEspan,

این متن ویرایش‌شده‌ای از یک قسمت از «نمایش ازرا کلاین» است. می‌توانید با دنبال کردن یا اشتراک در برنامه در برنامه NYTimes، اپل، Spotify، Amazon Music، YouTube، iHeartRadio یا از هر کجا که پادکست‌های خود را دریافت می‌کنید <>این مقاله از هر کجا که می‌گیرید

part Time/a راهنمای هدیه 2025 Opinion.

این فصل تعطیلات است، و سال‌ها پیش، در طول فصل تعطیلات در نیویورک تایمز، نیکلاس کریستوف سنتی را آغاز کرد که من آن را دوست دارم. ستون‌نویسان و بخش‌های مختلف سازمان اکنون توصیه‌های خود را برای اهدا ارائه می‌کنند، و این یکی از چیزهای مورد علاقه من در مورد حضور در اینجاست: تلاش برای آگاه کردن مردم از خیریه‌هایی که ممکن است بخواهند از آنها حمایت کنند و جایی که پولی که می‌توانند صرفه‌جویی کنند ممکن است مقدار زیادی فایده داشته باشد.

در اهدای شخصی‌ام، هر سال به یک موسسه خیریه محلی کمک مالی می‌کنم، اما سپس به Give Well. از بین هر سازمانی که می شناسم، بیشترین اعتماد را به GiveWell دارم تا بررسی کند، آزمایش ها را انجام دهد، تحقیقات را بخواند - تا واقعا بفهمم پول من برای کمک به افراد دیگر به کجا می رود. GiveWell به این مدت طولانی نبوده است، اما در مدت زمانی که دارند، دقیقاً به همین دلیل به کانال بسیار بزرگی از سرمایه های اهداکنندگان تبدیل شده اند: زیرا بسیاری از مردم به کاری که انجام می دهند اعتماد دارند، زیرا بسیار شفاف و دقیق است. میلیاردها دلار از طریق آنها داده شده است.

بنابراین توصیه می‌کنم اگر پولی دارید، بخشی از آن را از طریق GiveWell بدهید، که می‌توانید در givewell.org انجام دهید. اما فکر کردم به جای نوشتن یک ستون، الی هاسنفلد، مدیر اجرایی GiveWell و یکی از بنیانگذاران آن را در برنامه داشته باشم تا در مورد نحوه شروع GiveWell، نحوه عملکرد آن، تصمیمات دشوار از نظر اینکه چه چیزی را توصیه کنیم و چه چیزی را توصیه نکنیم، صحبت کنیم، و چگونه خود اهداکنندگان باید در مورد اهدای پول فکر کنند - به چه کسی، به کجا و در چه شرایطی می توانیم بهتر انجام دهیم. این کار به کارهای خیلی بیشتری نیاز دارد.

ازرا کلاین: الی هاسنفلد، به نمایش خوش آمدید.

الی هاسنفلد: خیلی خوب است که اینجا هستم.

من می خواهم کمی قبل از کار شما در GiveWell شروع کنم. شما در کالج دین خوانده‌اید، چیزی که من از کسی که در یک صندوق تامینی کار می‌کند و سپس رسولی از تجزیه و تحلیل هزینه‌ها و فایده‌ها و آزمایش‌های تصادفی‌سازی شده کنترل‌شده می‌شود، انتظار ندارم.

چرا دین؟

من فکر می‌کنم در یک زندگی جایگزین، من کاری را که ما اینجا در Gi انجام می‌دهم انجام نمی‌دهم. در عوض، من یک دانشگاهی هستم که در حال مطالعه تلمود هستم. این چیزی بود که در آن زمان به شدت به آن علاقه داشتم و در دانشگاه زمان زیادی را در دوره های تلمود صرف مطالعه متون دینی و یهودیت و غیره کردم. فکر کردن در مورد اینکه چگونه مردم سعی کرده‌اند به سؤالات مربوط به زندگی‌شان پاسخ دهند، بسیار لذت‌بخش و جالب بود.

تلمود برای افرادی که نمی‌دانند چیست؟ و از مطالعه آن چه آموختید؟

این مجموعه عظیمی از ایده‌ها و اندیشه‌های یهودی تقریباً در دهه 500 عصر رایج است.

بیش از همه چیزی که به من آموخت این است که دانستن هر چیزی چقدر چالش برانگیز است. من حدود یک سال را صرف مطالعه تلمود کردم، و در آن سال پس از دبیرستان، این اولین باری بود که فکر می‌کنم یک تجربه فکری واقعاً چالش برانگیز را داشتم که در آن قادر به درک متن و محتوایی که سعی می‌کردم برای آن نبودم - اما با این وجود متوجه شدم که برای درک آن و مقابله با لایه‌های چالشی که متن ارائه می‌کرد، جذب شدم.

بنابراین یک سال را صرف این کار کردم. و سپس وقتی در کالج بودم، می‌گفتم که این اصلی‌ترین فعالیت فوق‌برنامه‌ای من در خارج از مدرسه بود - گذراندن چندین ساعت در روز برای مطالعه تلمود.

اما وقتی به این فکر می‌کردم که آیا این کاری است که من به‌عنوان شغلی انجام می‌دهم یا نه، در نهایت متوجه شدم که برای من خیلی غیرمعمول نیست.

صندوق این حرکت برای شما چیست؟

هنگامی که در دانشگاه حرکت می کردم، به این فکر می کردم که شغلم چگونه خواهد بود و این فرصت را داشتم که در مکان های مختلف کارآموزی داشته باشم. پدر و مادر من هر دو وکیل هستند. من باید در یک موسسه حقوقی کار کنم. این مرا متقاعد کرد که به دانشکده حقوق نروم، زیرا فکر نمی‌کردم این برای من مناسب باشد.

من توانستم در یک شرکت کوچک در بخش مالی شغلی پیدا کنم. آنها اساساً تحقیقات را به بانک‌های بزرگ می‌فروختند و فقط سعی می‌کردند بفهمند که چگونه به عنوان یک سازمان موفق شوند. به همین دلیل، آنها مایل بودند به من، یک بچه 21 ساله دانشگاه، آزادی عمل زیادی بدهند تا تلاش کنم کارها را انجام دهم و به رشد شرکت کمک کنم. این تجربه، حضور در مکانی که در آن به من نیاز بود و می‌توانستم کاری جالب و چالش برانگیز انجام دهم، به من انگیزه داد تا بعد از مدرسه به دنبال شغلی در زمینه امور مالی بگردم.

من توانستم در Bridgewater Associates شغلی پیدا کنم، که در سال 2004، زمانی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم، اصلاً شناخته شده نبود. با هرکسی که صحبت می کردم می گفتند: نرو آنجا کار کن. برو در یک بانک سرمایه گذاری معروف کار کن. این برای حرفه شما بهتر خواهد بود.

اما وقتی در آنجا مصاحبه کردم، از من در مورد پایان نامه ارشدم پرسیدند. من ارشد دین بودم، بنابراین در مورد شهادت در اسلام قرون وسطی، یهودیت و مسیحیت بود. ما یک ساعت در مورد آن صحبت کردیم و من تماس گرفتم. و این یکی از معدود جاهایی بود که مرا فراخواند. شاید تعجب نکنید اگر بشنوید که رشته‌های مذهبی اغلب به خوبی مصاحبه برای مشاغل مالی انجام نمی‌دهند.

و به همین دلیل، فکر می‌کردم که بریج‌واتر تنها یکی از مکان‌های جالب‌تر برای کار کردن است، و از اینکه توانستم در آنجا کار کنم سپاسگزار بودم. صندوق دالیو، البته، اکنون به نوعی روشنفکر امور مالی عمومی است، اما شیوه مدیریتی بسیار عجیب و معروفی داشت.

کار در بریج واتر چگونه بود؟ چه چیزی در مورد کار در بریج واتر در آن زمان غیرمعمول بود؟

Bridgewater به دلیل فرهنگ شفافیت رادیکال خود شناخته شده است. فقط آنچه را که فکر می کنید بگویید، آن را با همکاران خود به اشتراک بگذارید. زیاد نگران نحوه بیان آن نباشید، بلکه فقط آنچه را که باور دارید بگویید. و سپس با گذشت زمان —

یا در مورد اینکه چه احساسی نسبت به آن خواهند داشت.

یا اینکه در مورد آن چه احساسی خواهند داشت. و با گذشت زمان، ری این اصول را توسعه داد که در داخل سازمان منتشر شد. روشی که در آن زمان آن را برای دوستانم توصیف کردم، برایم احساسی مانند کار کردن در یک محیط دانشگاهی بود. مردم لباس های شیک نمی پوشیدند. آنها در مورد ایده ها بحث کردند. مطمئناً، راه‌هایی وجود داشت که فکر می‌کنم فرهنگ برای بسیاری ایده‌آل نبود. جایی بود که بیشتر در مورد درست کردن کارها بود - و بعداً نگران احساسات مردم بود. و اگر این برای شما مناسب نبود، پس مردم ادامه دادند.

اما برای من، این تجربه بسیار ارزشمندی بود. چیزی که من مطمئناً به عنوان یک جوان در اوایل 20 سالگی از آن قدردانی می‌کردم، این بود که گاهی پیش رئیسم می‌رفتم، و او یکی از روسای شرکت بود، و می‌گفتم: هی، فکر می‌کنم در این مورد اشتباه می‌کنی - و او به من گوش می‌داد. و گاهی اشتباه می کردم، گاهی درست می گفتم. اما جدی گرفتن در اوایل کارتان بسیار ارزشمند بود و من واقعاً از آنها برای ارائه من سپاسگزارم.

من فکر می‌کنم این به کاری که در نهایت در GiveWell انجام می‌دهید مرتبط است. از آنجایی که وقتی صندوق‌های تامینی و بانک‌های سرمایه‌گذاری تلاش می‌کنند یک شرکت، یک بخش، یک چیز عجیب و غریب در بازار را درک کنند، در سطحی که می‌توانید معامله‌ای انجام دهید که دیگران انجام نمی‌دهند، اگر اشتباه کنید، پول زیادی از دست خواهید داد.

بنابراین مسیر داشتن چیزی با ارزش برای گفتن چیست؟ امروز، ابتدا، برای تصمیم گیری در مورد آنچه در جهان انجام دهیم، باید جهان را به طور دقیق درک کنیم.

برای یک صندوق تامینی، درک واقعیت واقعاً کلیدی است. اگر حق با شماست، پول در می آورید - یا می توانید. اگر اشتباه می کنید، تمایل به از دست دادن پول دارید. بنابراین خطر رسیدن به "حقیقت" بسیار زیاد است.

بخشی از آن این است که شما باید مراقب باشید که خود را گول نزنید. بنابراین یکی از کارهایی که سرمایه گذاران انجام می دهند این است که ایده ای در مورد آنچه ممکن است در بازار عملکرد خوبی داشته باشد دارند. و سپس می توانید بگویید: خوب، این ایده از نظر تاریخی چقدر خوب عمل کرد؟ و شما می توانید این ایده را مورد آزمایش قرار دهید. و وقتی این کار را انجام می دهید، باید واقعا مراقب باشید که ایده خود را با گذشته تطبیق ندهید. در عوض، باید این سوال را بپرسید —

صبر کنید. آیا می‌توانید معنی آن را توصیف کنید؟

بنابراین می‌توانید یک قانون ساده بگویید، مثلاً فرض کنید - من چیزی را می‌سازم که کاملاً ساختگی است: اگر قیمت نفت بالا رفت، سهام قطار کاهش می‌یابد، زیرا ورودی هزینه‌های راه‌آهن قیمت گاز است. بنابراین وقتی هزینه ورودی بالا می رود، عملکرد ضعیف خواهد بود. و شما می توانید سعی کنید به این موضوع به صورت تاریخی نگاه کنید، و فرض کنید ما این را آزمایش کردیم: آیا این یک استراتژی موفق در بازار بود؟

چالش این است که بسیار آسان است که خود را متقاعد کنید که باید قاعده خود را به روشی تغییر دهید تا این ایده را که باید در آزمون پشتیبان اجرا کنید، فعال کنید. اما شما نمی‌خواهید این کار را انجام دهید، زیرا فقط می‌خواهید روی این ایده شرط ببندید که آیا واقعاً جواب می‌دهد.

بنابراین شما در بریج‌واتر، یک صندوق تامینی کار می‌کنید - می‌توانم بگویم، یکی از صنایع اکتسابی‌تر موجود. علاقه شما به دادن به عنوان یک تعقیب - و دادن متفاوت - از کجا می آید؟

من چند سالی بود که آنجا بودم. دوست من در آنجا دوستی داشت، هولدن کارنوفسکی. و من و او تازه متوجه شدیم: ما جوان هستیم، هزینه های زیادی نداریم، مقداری پول پس انداز می کنیم. بیایید سعی کنیم از مقداری از این پول برای کمک به مردم استفاده کنیم.

بنابراین در تابستان 2006، من و او و چند نفر دیگر دور هم جمع شدیم و گفتیم: بیایید فقط روی این موضوع کار کنیم که بفهمیم تا پایان سال کجا خواهیم داد. می دانید، چند هزار دلار.

در این فرآیند، با آن گروه از مردم، چند چیز یاد گرفتیم. اول، ما آموختیم که دریافت پاسخ در مورد اینکه سازمان‌های خیریه چه کار می‌کنند و چقدر خوب کار می‌کنند، واقعاً سخت است.

دوم، من به تازگی متوجه این سوال شدم که کجا باید بدهیم. در آن زمان، من اطلاعات کمی در مورد زندگی مردم در سراسر جهان داشتم. این چیزی نیست که من مطالعه کرده بودم، چیزی نیست که زیاد در مورد آن می دانستم. اما یادگیری در مورد چالش های دسترسی به آب یا بیماری فقط یک موضوع بسیار انگیزشی برای کار بود.

و من این شب را احتمالاً در دسامبر سال 2006 به یاد می آورم - ساعت 2 یا 3 صبح بیدار بودم و در حال خواندن مقالات دانشگاهی درباره اسهال در آفریقا بودم. اگر متوجه شدید که در ساعت 3 صبح در حال مطالعه درباره اسهال هستید، می‌دانید که چیزی را پیدا کرده‌اید که واقعاً به آن علاقه دارید.

و بنابراین پس از کار بر روی این اساساً نیمه وقت، من و هولدن - هم‌بنیان‌گذارم - Bridgewater را ترک کردیم و GiveWell را به عنوان یک پروژه تمام وقت در تابستان 2007 شروع کردیم.

Two

یکی انگیزه شروع به جستجوی داده های اثربخشی در مورد موسسات خیریه ای است که ممکن است از آنها حمایت کنید. نه اینکه فقط بگوییم: ما پول را به پزشکان بدون مرز می دهیم، آن را به یونیسف می دهیم. خیریه های بزرگی وجود دارد. همه ما در مورد آنها شنیده ایم. Charity Navigator وجود داشت، چیزی که من در جوانی از آن استفاده می‌کردم.

چه اتفاقی افتاد، چه دیدید، وقتی شروع به جستجو کردید؟

ما تازه شروع به پرسیدن چند سؤال اساسی کردیم و پاسخ‌هایی که دریافت کردیم تکان دهنده بود.

ما هر کدام تحقیقات متفاوتی انجام دادیم. تصمیم گرفتم در مورد علت آب در آفریقا تحقیق کنم. ابتدا Charity Navigator را بررسی کردیم. در آن زمان Charity Navigator اساساً معیارهای مالی را گزارش می کرد. بنابراین می‌گوید: این مقدار پولی است که برای سربار در مقابل برنامه‌ها و جمع‌آوری سرمایه صرف می‌شود. و در حالی که این معیار می‌تواند به شما بگوید که آیا یک موسسه خیریه کلاهبرداری است یا خیر، به شما نشان نمی‌دهد که آیا این برنامه واقعاً کار می‌کند.

بگذارید بگوییم که خیریه تمام پول خود را صرف حفر چاه می‌کند، اما آن چاه‌ها یک سال بعد ناپدید می‌شوند و خراب می‌شوند. خوب، این استفاده چندان مؤثری از بودجه نیست، حتی اگر همه آن صرف برنامه‌ها شده باشد.

بنابراین من با سازمان‌ها تماس گرفتم و از آنها پرسیدم: پس چه کار می‌کنید؟ اگر به شما پول بدهم چه عایدم می شود؟

و گفتند: بیست دلار آب زندگی یک کودک را تأمین می کند.

عالی! این شگفت انگیز است. من دوست دارم به آن بدهم. اما منظورت چیه؟ دقیقا چگونه کار می کند؟ هزینه آن برای چه چیزی است، و از کجا می‌دانید؟

در آن مرحله، مثل این است که مکالمه به پایان رسیده است. آنها فقط پاسخی نداشتند. آنچه آنها در واقع گفتند این بود: ما از اهداکنندگان میلیون دلاری خود سؤالاتی مانند این دریافت نمی کنیم.

و این لامپ خاموش شد: تقریباً هیچ کس این سؤالات را نمی پرسید.

آیا آنها از شما آزرده خاطر شدند؟

بعضی از آنها از ما عصبانی بودند. یک سازمان هولدن را به جاسوسی برای یک سازمان رقیب متهم کرد. پرسیده بود: در هر کشور چقدر پول خرج می کنید؟ و آنها فقط می‌توانستند تصور کنند که اگر او هدفی پلید داشته باشد، این سؤال از او پرسیده می‌شود.

بنابراین فکر می‌کنم آنها اذیت شدند. یعنی ما بودیم - چی؟ - در آن زمان 25، بنابراین مطمئنم که ما آزاردهنده بودیم. اما ما واقعاً دیدیم که این حوزه چقدر نادیده گرفته شده است، و این واقعاً ما را تشویق کرد که GiveWell را شروع کنیم.

آنچه برای من در مورد روشی که شما به آن برخورد کردید قابل توجه است این است که شما حتی این شهود را داشتید که شاید به یک موسسه خیریه بدهید، و کاری که انجام می‌دادید شرط‌بندی بود به همان روشی که در زمان تجارت شرط بندی می‌کنید.

قراره ازت پول دربیاره وقتی به یک موسسه خیریه کمک می کنید، قرار است زندگی را بهبود بخشد.

از برخی جهات، این سوال اساسی این است: چه چیزی درست است؟ چگونه می توانیم بفهمیم که درست است؟ چگونه می‌توانیم داده‌های تجربی و شواهد مبنی بر اینکه باید بهترین تصمیم‌ها را بگیریم، ارزیابی کنیم؟

این دقیقاً همان کاری است که GiveWell به روشی بسیار متفاوت، در زمینه‌ای بسیار متفاوت انجام می‌دهد. اما این همان تعهد به سختگیری و حقیقت را به همراه دارد که به دنبال تلاش برای پاسخ دادن به سؤالاتی است که در مورد آنچه باید در جهان انجام دهیم.

چه چیزهایی هستند که به نظر شما، معمولاً مانع سازمانها - یا در این مورد، افرادی - که عمیقاً به مأموریت خود اهمیت می دهند یا پوستی در بازی دارند - مالی یا غیر آن - از یافتن دو چیز بزرگ وجود دارد. بسیاری دیگر در پایین دست هستند.

اولین مورد این است که شما به عنوان فردی که یک سازمان را اداره می کنید، انگیزه ای برای موفقیت سازمان خود دارید. بسیار دشوار است که به دنبال اطلاعاتی بگردید که به این معنی باشد که سازمان شما موفق نیست یا نباید پول دریافت کند.

انتظار اینکه فردی که مثلاً سازمانی را اداره می‌کند که غذا را به روشی بسیار ناکارآمد ارائه می‌کند، تصمیم بگیرد که باید آن برنامه را تعطیل کند و به سراغ چیز دیگری برود، واقع بینانه نیست. انسانها اینگونه عمل نمی کنند. و من فکر می‌کنم این کاملاً قابل درک است.

چالش دوم این است که برای تصمیم‌گیری خوب در مورد محل قرار دادن پول، داشتن یک دیدگاه گسترده بسیار مفید است. اگر روی ارسال ناکارآمد کمک‌های غذایی تمرکز کرده‌اید، به نقشی که اکنون واکسن مالاریا می‌تواند داشته باشد فکر نمی‌کنید و اینکه آیا در واقع باید واکسن‌های مالاریا را به جای رساندن کمک‌های غذایی تحویل دهید یا نه. این را غیرقابل قبول می کند که آنها چنین دیدگاهی داشته باشند.

من فکر می کنم وقتی جوانتر بودم و به خیریه می پرداختم، اصلاً به این فکر نمی کردم که پول ممکن است شکست بخورد.

یعنی اینها افراد خوبی هستند. آنها سعی می کنند کاری سخت انجام دهند. آنها بیرون هستند و روی زمین کار می کنند. بنابراین در اوایل به ذهنم نرسید که ممکن است فقط به برخی از آنها پول بدهید، و این پول بی فایده خواهد بود.

چه شهودی باعث شد که پولی که به خیریه داده می شود را به عنوان پولی که ممکن است شکست بخورد، در نظر بگیرید؟ چیزی که من به یاد دارم این است که در زمانی بود که اگر می خواستید بدانید کدام چاپگر را بخرید، برای رتبه بندی چاپگرها به CNET در اینترنت می رفتید. و تقریباً شهودی به نظر می رسید که بتوانید اطلاعات مشابهی را در مورد هر راهی که می خواهید خرج کنید، از جمله در مورد سازمان های خیریه، به دست آورید.

از بسیاری جهات، این چشم انداز اولیه برای GiveWell بود، که ما بسیار از آن تکامل یافته ایم. اما چشم انداز اولیه جایی بود که اهداکنندگان می توانستند به آنجا بروند و اطلاعاتی را در مورد جایی که می توانند ارائه دهند به همان اندازه که در زمان می توانستند در مورد رایانه ای که باید خریداری کنند یا کدام چاپگر را خریداری کنند، دریافت کنند. و از جهاتی توهین‌آمیز به نظر می‌رسید که برای سازمان‌های خیریه وجود نداشت.

من فکر می‌کنم تمرکز زیادی که مردم برای خیریه می‌کنند، روی اهداکننده است. به اهدا کننده می گوید: باید سخاوتمند باشی. و وقتی سخاوتمند باشید، این موفقیت است.

اما چیزی که از دست می‌رود این است که فردی که در نهایت باید روی آن تمرکز کنید کمک به فرد نیازمند است. این هدف است.

آنچه واقعاً مهم است که به خاطر بسپارید این واقعیت است که شما می توانید در کمک به فرد نیازمند شکست بخورید، و این همیشه اتفاق می افتد، بلکه همچنین این است که اهدای خیریه فقط کار خوبی نیست که یک اهداکننده می تواند انجام دهد. این یک راه بسیار عملی برای تبدیل جهان به مکان بهتری است - که می‌توانید زندگی را بدهید و نجات دهید.

و این واضح و قابل اثبات است، که حمایت از برنامه‌های بهداشت عمومی این نوع تأثیر را دارد.

این نکته در مورد تمرکز بر اهداکننده جالب است.

در سنت یهودی، که من و شما این ایده را داریم، وجود دارد. یادم می‌آید وقتی جوان بودم در مدرسه عبری بودم، با یک جعبه کوچک تزداکه می‌رفتم و سکه‌ها را جمع‌آوری می‌کردم - فکر می‌کنم در آن زمان به یونیسف رفت - و به من آموزش دادند که سطوح مختلفی از tzedakah وجود دارد. بالاترین سطح زمانی بود که هیچ کس نمی دانست که شما به چه کسی داده اید، زیرا آن سطح از هر دو جهت فداکار بود. شما انتظار شکرگزاری را نداشتید، انتظار پرستیژ نداشتید.

من نمی دانم که آیا بخشی از آن از تاریخچه انفاق و سخاوت به عنوان یک عمل معنوی ناشی می شود. شما در تلاش هستید تا به عنوان یک فرد با فضیلت و از نظر روحی زنده، امکانات خاصی را در درون خود ایجاد کنید. فکر می‌کنم این ایده که پشت آن پول می‌آیید و آن را بررسی می‌کنید، به نوعی در تنش با ویژگی‌هایی است که می‌خواهید پرورش دهید.

وقتی تمرکز کمک‌های خیریه بر سخاوت اهداکننده است، آن چارچوب منطقی است. و سپس این راه جایگزین برای دیدن جهان وجود دارد، که فکر می‌کنم در دوران مدرن برای ما شهودی‌تر از شاید 3000 سال پیش است، که می‌گوید: ما می‌دانیم که می‌توانیم جهان را به مکانی بهتر تبدیل کنیم.

به نظر من، جهان امروز مکان بسیار بهتری نسبت به 3000 سال پیش است. ما این کار را از طریق فناوری پیشرفته انجام می دهیم. ما در مورد بهترین سیستم های سیاسی و اینکه چه سیاست هایی باید داشته باشیم بحث می کنیم. و اکنون بحثی که می‌خواهم مطرح کنم این است که کمک‌های خیریه راه دیگری است که هر یک از ما می‌توانیم اقدام کنیم و جهان را بهتر کنیم.

وقتی از این منظر به آن نگاه می‌کنید، مهم است که به تأثیرات برنامه‌ها فکر کنید، جایی که می‌توانید تا آنجا که ممکن است تأثیر بگذارید و همچنین چگونه از شکست جلوگیری کنید.

بنابراین شما و هولدن واتر از هم جدا می‌شوید. شما GiveWell را ایجاد می کنید. شما شروع به جمع‌آوری این داده‌ها می‌کنید و سعی می‌کنید بفهمید که چگونه می‌توانید توصیه‌هایی را ارائه دهید. چگونه شروع می‌کنید؟

ایده‌ای که ما داشتیم این بود که وقتی فردی بودیم که چند هزار دلار می‌دادیم، به سختی می‌توانستیم اطلاعات را به دست آوریم، اما با مقداری از بودجه‌ای که برای راه‌اندازی GiveWell به صورت تمام وقت، عمدتاً از همکاران سابق خود در بریج‌واتر، جمع‌آوری کردیم، می‌توانیم با ارائه کمک‌های مالی کوچک به سازمان‌ها

به اشتراک بگذاریم. درخواست کرد. فکر می‌کنم در آن زمان ما کمک‌های مالی 25000 دلاری ارائه کردیم و سازمان‌ها داده‌ها را برای ما ارسال می‌کردند.

آنچه در آن سال اول، پس از اینکه اولین دور سازمان‌هایمان را توصیه کردیم، یاد گرفتیم، این بود که در حالی که به برخی داده‌ها از سازمان‌ها نیاز داشتیم، چیزی که واقعاً در تشویق ما به ارائه توصیه‌ها حیاتی بود، این مجموعه عظیم اطلاعات آکادمیک در مورد آنچه برای کمک به افرادی که اغلب در خارج از کشور کنترل می‌شوند کمک می‌کند. برنامه هایی مانند توزیع پشه بند یا تهیه واکسن های مورد نیاز.

این دانشگاهیان چه کسانی این کار را انجام می دهند؟ زیرا در برخی سطوح، کار عجیبی است که به خودتان بگویید: خوب، من می‌خواهم ببینم آیا دادن گاو به خانواده‌ای واقعاً در پنج سال آینده به آنها کمک می‌کند یا نه؟ یکی از آنها حوزه بهداشت عمومی است - بنابراین افرادی که سؤالاتی از این قبیل می پرسند: پشه بند چقدر مؤثر است؟ یا از مکمل های ویتامین A که به کودکان خردسال تحویل داده می شود چه تاثیری خواهیم داشت؟ این از سلامت عمومی بیرون می‌آید.

یادم می‌آید که در واقع با یکی از این محققان مالاریا صحبت می‌کردم، که در اوایل کارش به من گفت، او در ساحل تانزانیا نشسته بود و فقط اجازه می‌داد پشه‌ها او را نیش بزنند، زیرا باید شمارش می‌کردند که او در مدت زمانی که در ساحل می‌نشیند، چند گزش می‌خورد. بنابراین، مطمئناً، آنها افرادی هستند که خودشان مایل بودند برای ایجاد اطلاعاتی که ما به آن‌ها اعتماد می‌کنیم تا حد زیادی تلاش کنند و آسیب‌های شخصی را به خطر بیندازند.

و سپس، به‌طور جداگانه، حرکتی در اقتصاد توسعه حول کارآزمایی‌های تصادفی کنترل‌شده وجود دارد، که در آن افراد سعی می‌کنند نه تنها اثرات سلامتی برنامه‌ها را که اغلب آسان‌تر قابل اندازه‌گیری هستند، بلکه اثرات اقتصادی یا حتی برنامه‌هایی مانند هزینه‌های مالی خرد را ارزیابی کنند. آنها می خواهند. این جنبش در دهه‌های 1990 و اوایل دهه 2000، از بسیاری جهات، به نظر من پیشروی فکری برای GiveWell بود. ما مدیون همه کارهایی هستیم که آنها انجام دادند، زیرا آنها واقعاً به تولید بسیاری از ایده‌هایی که ما به پیش برده‌ایم کمک کردند.

چگونه فکر می‌کنید که خود را از گرایش طبیعی انسانی به فکر کردن در کنار گروه خود رها کنید؟

من متوجه شدم که افراد در امور مالی یا سرمایه‌گذاری خطرپذیر تمایل دارند برای جستجوی مکان‌هایی آموزش ببینند که ممکن است در آن اتفاق نظر وجود داشته باشد. اشتباه است.

در سطح صندوق تامینی، اگر فقط به آنچه دیگران فکر می‌کنند فکر کنید، درآمدی کسب نخواهید کرد. اما فکر می‌کنم این بعد نیز وجود دارد - و من احساس می‌کنم این برای کاری که در GiveWell انجام می‌دهید مهم است - که در آن چیزهایی وجود دارد که فکر کردن به آنها راحت است: داستان‌هایی که دوست داریم به خودمان بگوییم یا تحت تأثیر آنها قرار می‌گیریم و روشی که می‌توانیم در آن رویکردهای عاطفی‌تر یا رویکردهای مبتنی بر اجتماعی قرار بگیریم. می دانید: همه مثل شما از این خیریه حمایت می کنند. یا: هر کسی مثل شما می‌داند که اقتصاد سال آینده بد خواهد شد.

درخواستی که از بیشتر مردم می‌کنم این است که سعی نکنید به‌طور افراطی از هنجار فاصله بگیرید.

در عوض، این ایده سنتی وجود دارد - که من دارم و خیلی‌ها دارند - 10 درصد از درآمدتان را به خیریه بدهید. 90 درصد یا حتی 50 درصد را نمی دهد - بلکه 10 درصد است.

به همین ترتیب، اگر شخصی از اهداف محلی حمایت می کند، اگر از برنامه هایی حمایت می کند که برای او معنادار است، یک قدم برداشتن این است که فقط 10 درصد دور شوید و اگر می خواهید به سمت دلایلی بروید که ما روی آنها تمرکز می کنیم - کمک به برخی از فقیرترین افراد جهان - با تمرکز بر 0 درصد انرژی شما. و من فکر می‌کنم 10 درصد حرکتی است که برای بسیاری از مردم در دسترس است.

بنابراین شما به شهود بسیار خاصی اشاره می‌کنید که مردم دارند، و آن این است که همه ما درگیر دلایل محلی می‌شویم.

و من می‌خواهم بگویم که برای دادن هزینه‌های متفاوتی که می‌کنم، به یک جفت پول می‌دهم. یکی خیلی محلی است. من معتقدم که مسئولیت خاصی در قبال جامعه ای که بخشی از آن هستم دارم.

اما داستان هایی که شما می دانید و نزدیک شما هستند، و افرادی که شما را می شناسند به شما می گویند، تمایل دارند تا بر سوالات پراکنده مالاریا یا کمبود ویتامین جهانی غلبه کنند.

چگونه این مسیر را طی کردید؟ چون درک من این است که شما هم به صورت محلی شروع کردید.

زمانی که شروع کردیم، در نیویورک مستقر بودیم. اکنون ما در منطقه خلیج مستقر هستیم، اما به دنبال هر دو علت متمرکز بر نیویورک و دلایل متمرکز در خارج از کشور بودیم. فکر می‌کنم اولین کمک مالی که تا به حال انجام دادم به یک سازمان مستقر در نیویورک به نام Harlem Children's Zone بود، یک سازمان محلی معروف که به کودکان محروم در منطقه شهر نیویورک کمک می‌کند.

آنچه پس از اولین سال کار در GiveWell آموختیم این بود که یک دلار چقدر می‌تواند به خارج از کشور برسد. از برخی جهات ما این را می دانیم، اما فکر می کنم این که افرادی که هر روز می بینیم واقعاً به نوعی به ما نزدیک تر هستند، کمی تخیل است. و آنها دور هستند، درست است.

اما با 36 ساعت پرواز، می توانم به همان اندازه که کنار شما نشسته ام نزدیک آنها بنشینم و از آنها در مورد زندگی شان بپرسم، با چه چیزهایی دست و پنجه نرم می کنند، با چه چیزی سر و کار دارند. و همان طور که در خانه می توانم کسی را ببینم که در مالاوی نیازمند است، در حالی که روبروی کسی در مالاوی نشسته است، از تقلای آنها برای خوردن غذا، روزهایی که بدون خوردن غذا می گذرانند، مادری که سعی می کند فرزندش را به کلینیک محلی بیاورد، می شنوم، اما مجبور شد کودکش را یک ساعت بر پشت خود حمل کند، و سپس کلینیک حتی داروهای آشنا را هم در اختیار نداشت. من، شاید برای شما - دارم با کتاب جدید ریاضی دوم دبستان دست و پنجه نرم می کنم، زیرا آنها در حال حاضر در مدارس مالاوی به روشی متفاوت از زمانی که او بزرگ شد، حساب را آموزش می دهند. بنابراین او نمی‌داند چگونه به فرزندش در ریاضیات کمک کند، زیرا با آنچه او انجام می‌داد متفاوت است.

از یک سو، این استدلال تحلیلی وجود دارد که یک دلار بیشتر می‌رود. و سپس این واقعیت وجود دارد که مردم آفریقا آنقدرها که ما گاهی فکر می کنیم دور نیستند. آنها واقعاً آنجا هستند - می توانید بروید و با آنها صحبت کنید.

من فکر می کنم به عنوان یک انسان عمیقاً دشوار است که به گونه ای زندگی کنید که گویی زندگی دیگران به اندازه زندگی شما واقعی و ارزشمند است. برای ما و مردم اطرافمان روشنگری وجود دارد - منظورم لزوماً در جامعه ما نیست، بلکه خانواده ما، دوستانمان، افرادی که داستان هایشان با داستان های ما در هم آمیخته است. به اندازه شما واقعی است، و واقعاً باور کردن به آن، نه فقط گفتن آن - از برخی جهات فکر نمی‌کنم که انسان‌ها برای این کار آماده باشند. اما این برای من به عنوان یک چالش عاطفی و معنوی واقعی به نظر می رسد.

من مطمئن نیستم که این چیزی است که واقعاً باید به دنبال آن باشیم، زیرا فکر نمی کنم امکان پذیر باشد. اگر احساس می‌کردیم زندگی دیگران به اندازه زندگی ما مهم است، درباره 10 درصد دادن صحبت نمی‌کردیم - خیلی بیشتر می‌دادیم.

به همین ترتیب، فکر نمی‌کنم منطقی باشد که انتظار داشته باشیم یا حتی بخواهیم والدین با بچه‌هایشان به یک اندازه با بچه‌های دیگر در دنیا رفتار کنند.

آیا ما جامعه‌ای را می‌خواهیم که بچه‌های دیگر دقیقاً همان طور فکر کنند؟ فکر نمی‌کنم این یک انتظار واقع‌بینانه باشد.

نه، این غیرانسانی خواهد بود.

خب، به معنای واقعی کلمه. بنابراین فکر می‌کنم گاهی اوقات ایده‌هایی که از سوی افرادی می‌آیند که می‌گویند می‌توانی بیشتر بدهی و نیازهایی در خارج از کشور وجود دارد، به نظر می‌رسد که کسی می‌گوید: باید، یا اگر این کار را نکنی بد هستی، یا باید همه چیز را ببخشی - زیرا به نیاز بزرگ نگاه کن.

و به نوعی، باید بپذیریم که تا حدودی درست است. اما از نظر عملی‌تر، فکر نمی‌کنم این هدف مناسبی برای تیراندازی باشد.

طبق تجربه من، افرادی که سعی می‌کنند هدف را هدف قرار دهند - که دقیقاً مانند خودتان با دیگران رفتار می‌کنید یا همه چیز را از دست می‌دهید تا خودتان را به درآمد متوسط جهانی برسانید - ممکن است در کوتاه‌مدت موفق شوند، اما مطمئناً این یک مسیر بلندمدت برای کمک به دیگران برای کمک به دیگران نیست. موسسات خیریه برتر شما، و چند سالی است که نسبتاً ثابت بوده است.

بنابراین با من آشنا شوید که آنها چه هستند و چه چیزی باعث می شود به آنها اطمینان داشته باشید.

اجازه دهید ابتدا نحوه انطباق موسسات خیریه برتر در کار کلی ما را مشخص کنم.

در سال 2025، ما بودجه را به 70 سازمان اختصاص دادیم. چهار نفر از آنها خیریه برتر ما هستند و بعد از آن بیش از 60 نفر دیگر هستند که پول زیادی دریافت کرده اند. شاید آنها جدیدتر باشند یا دانش ما از برنامه جدیدتر باشد یا شواهد کمی پیچیده تر باشد و خطر شکست برنامه بیشتر باشد - اما اگر کار کند، فوق العاده موفق خواهد بود. بنابراین ما سرمایه‌های زیادی را نیز به این نوع برنامه‌ها اختصاص می‌دهیم.

آنچه این موسسات خیریه برتر نشان می‌دهند، شاید بتوان از قیاس مالی استفاده کرد، چیزی شبیه به برنامه‌های بلوچی است - برنامه‌هایی که قوی‌ترین ترکیب شواهد و سابقه و داده‌ها را پشت سر خود دارند، به طوری که می‌توانیم به این افراد کمک کنیم: به.

یکی از مؤسسات خیریه برتر ما «بنیاد علیه مالاریا» است که توزیع‌های شبکه مالاریا را در سطح جهانی تأمین مالی می‌کند. مورد دوم نیز در زمینه پیشگیری از مالاریا کار می کند، و آن کنسرسیوم مالاریا است. در برنامه پیشگیری از شیمی درمانی فصلی مالاریا، داروی فصلی ضد مالاریا را برای کودکان در فصل اوج مالاریا ارائه می کند تا از موارد مالاریا و مرگ و میر ناشی از آن جلوگیری کند. یکی دیگر از هلن کلر بین المللی است که بر ارائه مکمل های ویتامین A دو بار در سال به کودکان بین سنین 6 ماه تا 5 سال تمرکز دارد. و سپس چهارمین انگیزه‌های جدید نامیده می‌شود، و آنها مشوق‌های نقدی را به مراقبان می‌دهند تا آنها را تشویق کنند که برای دریافت واکسیناسیون‌های ضروری دوران کودکی به کلینیک‌ها مراجعه کنند.

این چهار نفر، من آنها را بهترین نمی‌نامم. برنامه‌های دیگری نیز وجود دارد که خارج از آن‌ها برای پیشگیری از آب و سوء تغذیه و واکسن مالاریا، که نسبتاً جدید است - هنوز در فهرست خیریه‌های برتر ما قرار نمی‌گیرد، توصیه کرده‌ایم - اما فقط این مجموعه وسیعی از برنامه‌ها وجود دارد که به مردم در سراسر جهان کمک می‌کند.

بنابراین این واقعیت نشان می‌دهد که راه‌های متعددی برای اهدا از طریق GiveWe وجود دارد. در مورد آنها و نحوه ارتباط آنها با این تقسیم بندی که در اینجا ایجاد می کنید با من آشنا شوید.

خب، اول، هر کسی می تواند به صورت رایگان از تحقیقات ما استفاده کند. بنابراین هر کسی می‌تواند به وب‌سایت ما بیاید، آن را بخواند، و به هر یک از سازمان‌هایی که در فهرست خیریه‌های برتر ما می‌بینید مستقیماً کمک مالی کند، بدون اینکه هرگز به GiveWell بگوید که این کار را انجام داده‌اید. و امیدواریم این کار را انجام دهید، زیرا این به ما کمک می‌کند تأثیر خود را درک کنیم.

گزینه‌های اصلی که به مردم ارائه می‌دهیم، ابتدا دادن به صندوق خیریه برتر ماست. اینها کمک هایی هستند که ما فقط به آن چهار سازمان بر اساس نیازهایی که در زمان دریافت وجوه دارند، می دهیم. ما آن پول را از در بیرون می زنیم. ما آن وجوه را نسبتاً سریع در اختیار سازمان‌ها قرار می‌دهیم.

گزینه بعدی اهداکنندگان، حمایت از صندوق همه کمک‌های مالی است. این فقط به ما انعطاف‌پذیری می‌دهد تا به موسسات خیریه برتر یا هر یک از سازمان‌ها یا برنامه‌هایی که ممکن است از آن‌ها حمایت کنیم، از جمله دادن پول برای کمک به سازمان‌ها یا برنامه‌ها یا تامین مالی نوع تحقیقاتی که برای تصمیم‌گیری‌مان نیاز داریم، بدهیم.

و در نهایت، اهداکنندگانی وجود دارند که بدون محدودیت کمک می‌کنند. این به نوعی بالاترین سطح اعتماد به GiveWell است، زیرا شما به ما اجازه می‌دهید در مقابل تخصیص بودجه به برنامه‌هایی که پشتیبانی می‌کنیم، تصمیم بگیریم که چقدر باید به هزینه‌های عملیاتی خود اختصاص دهیم. ما در چند سال گذشته به اندازه کافی خوش شانس بودیم که بیش از آنچه برای عملیات خود نیاز داشتیم، بودجه نامحدودی را جمع آوری کردیم، و سپس آن پول را برای اعطای اختصاص دادیم و آن را به بیرون فرستادیم تا به افرادی که در سراسر جهان به آن نیاز دارند برسانیم.

متداول ترین انتقادی که از GiveWell می شنوم - یکی از آن ها حتی تا حدودی می توان به آن اعتقاد داشت. اندازه‌گیری اثرات مکمل‌های ویتامین A می‌تواند مانند اندازه‌گیری اثرات بودجه برای تغییرات سیاسی یا تقویت زیرساخت‌های بهداشت عمومی یا تغییرات آب و هوایی باشد: بسیار بسیار سخت است.

درباره این سؤال که چه چیزی را می‌توانید و چه چیزی را نمی‌توانید اندازه‌گیری کنید، چگونه فکر می‌کنید، با دانستن اینکه بسیاری از مواردی که نمی‌توان اندازه‌گیری کرد، برای انسان مهم است. شکوفایی؟

این یک سوال عالی است. برای شروع، فکر می کنم واقعاً مهم است که در این کار فروتنی داشته باشیم - اینکه ممکن است اشتباه کنیم و می دانیم که می توانیم اشتباه کنیم. مواقعی وجود دارد که ما از برنامه‌هایی پشتیبانی می‌کنیم که به نظر می‌رسید به وضوح مؤثر هستند، و سپس همزمان، برای همراهی با آن برنامه، یک کارآزمایی کنترل‌شده تصادفی دقیق را نیز تأمین مالی کردیم.

برنامه‌ای به نام No Lean Season وجود دارد که به شروع آن کمک کردیم، و اگر علاقه دارید می‌توانید همه چیز را در مورد آن در وب‌سایت ما بخوانید. آن برنامه مشوق‌های نقدی کوچکی را برای تشویق مردم به مهاجرت از مناطق روستایی بنگلادش در طول فصل نابسامان به شهرها فراهم کرد تا بتوانند درآمد بیشتری کسب کنند و پول را به خانه بازگردانند.

یک سری کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده قبل از حمایت ما از آن وجود داشت که نشان می‌داد این تأثیر را دارد. مردم درآمد بیشتری کسب می کردند، حتی احتمال مهاجرت آنها در سال های آینده بیشتر بود. سپس ما بودجه ای برای راه اندازی این برنامه با R.C.T فراهم کردیم. - کارآزمایی تصادفی کنترل شده - در کنار آن. و در مقیاس، تأثیراتی را که ما انتظار داشتیم نداشت.

به نظر شما چرا چنین است؟

فقط این چالش بزرگ وجود دارد که از یک مطالعه تحقیقاتی 2000 نفری به یک برنامه 100000 نفری که در جهان وجود دارد، بروید. مشفق مبارک، یک دانشگاه بزرگ - این است که وقتی آنها تصمیم گرفتند این مشوق های نقدی را ارائه کنند، این کار را از طریق موسسات مالی خرد، اساساً بانک ها، که در بنگلادش بودند، انجام دادند. افسران وام که این مشوق‌ها را ارائه می‌کردند، که در آن زمان وام‌های کوچکی بود - انگیزه شخصی آنها یافتن افرادی بود که احتمالاً قبلاً مهاجرت می‌کردند، زیرا این کار آنها را برای یافتن افرادی که از این مشوق‌ها استفاده می‌کردند بسیار آسان‌تر می‌کرد.

ما تصمیم گرفتیم دیگر به حمایت از آن ادامه ندهیم. Evidence Action، سازمانی که آن را اجرا کرد، آن را تعطیل کرد. این یک تصمیم مشترک در آن زمان بود. و من حتی مطمئن نیستم که این تصمیم درست بوده باشد، زیرا ممکن است با زمان بیشتر، ما می توانستیم این چالش پیاده سازی را حل کنیم.

اما این داستان فقط نشان می دهد که اندازه گیری چقدر حیاتی است. اندازه گیری مطمئناً محدود کننده است. اما من فکر می‌کنم وقتی سعی می‌کنید به افرادی که در 10000 مایل دورتر زندگی می‌کنند کمک کنید، فقط لازم است مکانیزمی برای دریافت بازخورد پیدا کنید، تا بخشی از یک حلقه بازخورد باشید که به شما می‌گوید آیا شرط‌بندی‌های شما درست است یا نه.

با شنیدن این داستان، به‌شیوه‌ای احساس می‌کنم که خطر اهداکننده بودن را احساس می‌کنم. زیرا اگر به آن کمک مالی می‌کردم - که احتمالاً انجام داده‌ام، زیرا مدت‌هاست که از طریق GiveWell کمک مالی می‌کردم - هرگز به ذهنم نمی‌رسید که فکر کنم: شاید کار نمی‌کند.

این باعث می‌شود شما متعجب شوید که چقدر پول در آنجا هدر می‌رود یا اینکه مشکلی در مطالعات وجود دارد - که فکر می‌کنم سوال دیگری است که هر پروژه گران قیمتی است.

کارآزمایی های تصادفی کنترل شده بنابراین آیا نگرانی دارید که ممکن است چیزهایی را که واقعاً کار می‌کنند یا به روش‌هایی کار می‌کنند که اندازه‌گیری نمی‌کنید یا اینکه به اندازه کافی طولانی اندازه‌گیری نمی‌کنید و غیره کار می‌کنند، دارید؟

چیزی که ما سعی می‌کنیم انجام دهیم این است که راه‌هایی برای ایجاد یک حلقه بازخورد پیدا کنیم تا بر اساس پیش‌بینی‌های خود در مورد آنچه در آینده اتفاق می‌افتد چیزی بیاموزیم، و می‌توانیم در مورد آنچه در آینده اتفاق می‌افتد، رخ دهد. گاهی اوقات این یک کارآزمایی تصادفی کنترل شده است. این یک راه عالی برای انجام آن است.

در موارد دیگر - ما از برنامه‌ای پشتیبانی می‌کنیم، و هنوز هم انجام می‌دهیم، که به کشورهای سراسر جهان در انتقال از یک H.I.V کمک کرد. تست و تست سیفلیس - دو محصول مجزا که به زنانی که برای قرارهای قبل از زایمان مراجعه کرده بودند - به یک آزمایش دوگانه داده شد. ایده این بود: اگر بتوانیم از نیاز به استفاده از دو آزمایش و دو محصول به یک مورد تغییر کنیم، می‌توانیم به افراد بیشتری دسترسی پیدا کنیم.

من فکر می‌کنم این برنامه بسیار مؤثر بوده است - و بسیار مقرون به صرفه است. ما از داده‌های کارآزمایی تصادفی‌سازی و کنترل‌شده نمی‌دانیم. درعوض، می‌دانیم که از پیگیری‌های برنامه‌ریزی‌شده در مورد نظارت بر داده‌هایی که از افرادی که به ملاقات‌های قبل از زایمان می‌آیند، از مشاهده سطح موجودی این آزمایش‌ها در کشورها می‌دانیم.

در نهایت، آرزو می‌کنیم که اینطور می‌شد که می‌توانستید یک کارآزمایی کنترل تصادفی برای همه چیز داشته باشید و ما می‌توانستیم در جهت اطمینان بیشتر حرکت کنیم. واضح است که برنامه‌های زیادی وجود دارند که می‌توانند آنقدر ارزشمند باشند که نمی‌توان آنها را تحت آن سطح بررسی قرار داد.

امروزه می‌توانیم برنامه‌هایی مانند افرادی را ببینیم که H.I.V را افزایش داده‌اند. درمان در آفریقا در اوایل دهه 2000، خواه این حمایت از دولت ایالات متحده باشد یا فعالیت های بشردوستانه ای که از کاهش 10 برابری قیمت دارو، شاید حتی کاهش 100 برابری قیمت دارو، از برخی سطوح اولیه حمایت می کرد. اینها برنامه های فوق العاده تاثیرگذاری هستند. با نگاهی به گذشته، می‌توانیم به گذشته نگاه کنیم و بگوییم که این برنامه‌ها جان افراد زیادی را به ازای هر دلار نجات دادند.

بنابراین من همیشه سعی می‌کنم محققان را در درون GiveWell به چالش بکشم: چه زمانی به طور نامناسبی اطمینان و قابلیت اندازه‌گیری را بر تأثیر مورد انتظار ترجیح می‌دهیم؟

ممکن است بیشترین تأثیر را داشته باشند یا فکر می‌کنید بیشترین تأثیر را برای حوزه‌های مورد انتظار داشته باشید یا بیشتر. این - بالاترین تأثیر ممکن است، اما شما نمی‌توانید آن را اندازه‌گیری کنید؟

و من در حال حاضر به این فکر می‌کنم که درازمدت فکر نمی‌کنم و سعی می‌کنم جامعه را 10 میلیارد سال بعد نجات دهم.

چه چیزهایی هستند که برای شما خطرناک‌ترین به نظر می‌رسند از این نظر که ممکن است نتیجه‌ای ندهند، و شاید ارزش آن را دارداین کار را انجام دهند. چند نمونه مختلف بیاورید زیرا به نظر من طیف تأثیر بالقوه و همچنین خطر بسیار گسترده است.

یک مثال برنامه‌ای است که ما برای مدت طولانی توصیه کرده‌ایم که کودکان را برای عفونت‌های انگلی درمان می‌کند. اغلب به این نام کرم‌زدایی می‌گویند.

دلیل عدم قطعیت زیاد این است که ما یک کارآزمایی تصادفی‌سازی شده تصادفی مربوط به حدود 30 سال پیش در یکی از مناطق کنیا داریم که در آن کودکانی را که عفونت‌های کرمی بسیار بالایی داشتند، درمان می‌کردند و آنها را برای سال‌ها دنبال می‌کردند. آنها هنوز هم آنها را دنبال می کنند - این واقعاً یک مطالعه باورنکردنی است. و ما می بینیم که بچه هایی که به عنوان بخشی از آن آزمایش تحت درمان قرار گرفتند، امروز درآمد بسیار بالاتری نسبت به گروه کنترل دارند. این یکی از شواهد بسیار قوی است.

همچنین شواهدی مبنی بر افزایش وزن بهبود یافته از ادغام چندین کارآزمایی تصادفی وجود دارد، و برخی شواهد از جنوب آمریکا زمانی که کرم قلابدار در اینجا در اوایل قرن بیستم ریشه کن شد.

اما در عین حال، فکر نمی‌کنم هیچ یک از ما آن را به‌عنوان شواهد واضحی از نابودی تلقی کنیم. جامعه بهداشت عمومی می‌گوید این آزمایش‌ها با استانداردهای سخت‌گیری ما مطابقت ندارند. ما با این نتایج قانع نشده‌ایم.

سطح کرم‌های امروزی در سال 2025 بسیار متفاوت از زمان‌هایی است که این مطالعات در گذشته اجرا می‌شدند. و در عین حال، درمان یک کودک برای عفونت های انگلی بسیار ارزان است. ما می دانیم که این عفونت های انگلی بد هستند. بنابراین این نمونه‌ای از برنامه‌ای است که ممکن است تأثیری کاملاً عظیم داشته باشد.

اما من از شما می‌خواهم که در مورد چیزی بزرگ‌تر از آن پاسخ دهید، زیرا شما به جایی رفتید که مکانیزم علّی فوق‌العاده واضح و مشخصی وجود دارد.

دلیل اینکه من با دارو راحت عمل می‌کنم. شما می دانید که در آنجا چه بودجه ای را تامین می کنید. بسیاری از انواع دیگر مداخلات وجود دارد - برای مثال، ترویج دموکراسی. ما نمی دانیم که آنها واقعاً کار می کنند یا نه، اما اگر کار کنند، دگرگون کننده هستند.

در مورد چیزی که نمی توانیم آن را اندازه گیری کنیم، چه چیزی فکر می کنید، اما شاید موردی برای آن وجود داشته باشد؟ نه به این شکل که شما فقط می‌خواهید میزان تأثیر کرم‌زدایی را بفهمید، بلکه چیزی است که نمی‌توانید بزرگی تأثیر را بفهمید - و می‌دانید که نمی‌توانید؟

چند سال پیش، ما کمک مالی برای حمایت از دنیای ما در داده‌ها اختصاص دادیم. آنها وب سایتی هستند که اطلاعات شگفت انگیزی در مورد مشکلات پیش روی جهان ارائه می دهند. به عنوان فردی که 20 سال پیش تلاش کرد تا داده های خوبی در مورد مشکلات بهداشت و توسعه جهانی پیدا کند، آرزو می کنم که در آن زمان سایتی مانند «دنیای ما در داده» وجود داشته باشد — زیرا می دانم که دانلود چندین صفحه گسترده و تطبیق آنها چقدر سخت است.

من با بنیانگذار آنها مکس روزر صحبت کردم و او به من گفت که آنها با چالشی در افزایش بودجه عملیاتی روبرو هستند. بنابراین ما از صندوق همه کمک های مالی خود به آنها کمک مالی دادیم. ما نمی توانیم اندازه گیری کنیم که چه تأثیری داشته است، اما این سایتی است که در مجموع تأثیر زیادی دارد.

نمونه دیگر کمک مالی است که در سال گذشته در پاسخ به U.S.A.I.D داده ایم. برش می دهد. ما اساساً از واحدهای مشاوره در دو سازمان حمایت کردیم، یکی به نام ابتکار دسترسی به سلامتی کلینتون (CHAI) و دیگری به نام PATH، که از نزدیک با دولت‌ها برای برنامه‌ریزی واکنش‌شان به کاهش کمک‌ها همکاری می‌کردند، تا بفهمند که کجا شکاف‌هایی دارند که باید پر شود، حتی برای بیان نیازهای مالی که داشتند تا بتوانند به طور بالقوه پولی را جمع‌آوری کنند که به طور بالقوه از کمک‌کنندگان دیگر حمایت می‌کند. می تواند به طور باورنکردنی در کمک به مردم در آن کشورها موثر باشد. اما ما تخمین کمی از آنچه که به این دلیل انجام شده است نداریم.

شما فقط مؤسسات خیریه را در معرض این سؤال دودویی قرار نمی‌دهید: آیا کار می‌کند یا کار نمی‌کند؟

شما معیار خاصی از اثربخشی هزینه دارید که باید آن را روشن کنید. کار کردن کافی نیست. این باید در مقایسه با سایر مداخلات مقرون به صرفه باشد.

درباره میزان اثربخشی هزینه به من بگویید.

من فقط از معیار هزینه به ازای جلوگیری از مرگ به عنوان روشی ساده برای بیان این موضوع استفاده خواهم کرد. ما سعی می‌کنیم اثراتی را که از بهبود سلامت، افزایش درآمد، تا حدی افزایش رفاه حاصل می‌شود، بررسی کنیم و همه آن‌ها را در یک معیار قرار دهیم که بتوانیم از آن برای مقایسه بین برنامه‌ها استفاده کنیم. البته، این فوق‌العاده ذهنی است، اما با این وجود، همانطور که می‌خواهیم برنامه‌ها را بررسی کنیم، آن را داریم.

هدف ما این است که بگوییم: اگر بتوانید از 60000 دلار برای جلوگیری از مرگ 10 کودک استفاده کنید، این تصمیم بسیار بهتر از استفاده از همان مقدار پول برای جلوگیری از مرگ تنها یک کودک است. بهتر است از منابعی که در اختیار دارید برای کمک به مردم تا حد بیشتری استفاده کنید.

چگونه چیزهایی را که یکسان نیستند با یکدیگر مقایسه می کنید؟

منظورم این است در دو سطح. یک: یک سوال از زندگی‌های نجات‌یافته در مقابل درآمد وجود دارد: چه ارزشی دارد که از بیماری که شما را نمی‌کشد رنج نبرید؟ یا: ارزش تحصیل چیست؟

و سپس روشی نیز وجود دارد که افراد مختلف سؤالات اخلاقی مختلف را متفاوت ارزیابی می‌کنند.

می‌دانم که همه شما برای این موضوع زحمت زیادی کشیده‌اید. چگونه سعی می کنید این کار را انجام دهید؟ چگونه هر دوی شما سعی می کنید مجموعه اول سوالات را استاندارد کنید؟ و سپس چگونه می‌خواهید فضا را برای روش‌های متفاوتی که اهداکنندگان مختلف ممکن است در مورد آنچه مهم است فکر کنند، ایجاد کنید؟

نقطه شروع برای ما این است که، در بسیاری از موارد، اهداکنندگان به ما مراجعه می‌کنند، و آنها اساساً می‌گویند: ما از شما می‌خواهیم، GiveWell، تصمیم بگیرید که کجا و چگونه بودجه‌مان را تخصیص دهیم.

به همین دلیل، ما مسئولیت داریم که چگونه این تصمیم‌ها را اتخاذ کنیم. دیگر.

برای انجام این کار، همانطور که اغلب انجام می‌دهیم، سعی می‌کنیم اطلاعاتی را که می‌توانیم جمع‌آوری کنیم و سپس با آن اطلاعات بهترین قضاوت‌هایی را که می‌توانیم انجام دهیم.

بنابراین به تحقیقات دانشگاهی نگاه می‌کنیم. به عنوان مثال، در تلاش برای سنجیدن چیزهایی مانند درآمد در مقابل سلامت، مطالعات دانشگاهی وجود دارد که به ارزش یک زندگی آماری نگاه می‌کند، و ما سعی می‌کنیم تا جایی که می‌توانیم از آن داده‌ها استفاده کنیم.

همچنین سعی می‌کنیم جامعه اهداکنندگان خود را بررسی کنیم و ترجیحاتی را که آنها به طور جمعی دارند درک کنیم.

ما همچنین سعی کرده‌ایم — و هزینه برخی از مطالعات در آفریقا را تامین کرده‌ایم. از این بسیار چالش برانگیز است. من ادعا نمی‌کنم که به هیچ وجه ما را به حقیقت نزدیک‌تر می‌کند، اما این مکانیزمی است که ما برای تصمیم‌گیری از آن استفاده می‌کنیم.

مهمتر، من مطمئناً سعی نمی‌کنم بگویم که پاسخ ما درست است. در عوض، GiveWell بخش مهمی از اکوسیستم اهدایی را پر می‌کند، جایی که ما سعی می‌کنیم تقریباً مانند رویکرد اقتصاددانان برای اهدای خارج از کشور باشیم، و فقط سعی می‌کنیم این کار را تا جایی که می‌توانیم انجام دهیم. و البته، بسیاری از راه‌های دیگر و بسیاری از رویکردهای دیگر وجود دارد که افراد می‌توانند اتخاذ کنند.

بنابراین GiveDirectly برنامه‌ای است که در آن شما به سازمان پول می‌دهید و آنها پول را به افراد دیگر می‌دهند. ایده این است که مردم بهتر می دانند چگونه پول را در زندگی خود خرج کنند.

بسیار بحث برانگیز است، چند سال پیش، شما توصیه GiveDirectly را متوقف کردید. این گروهی است که من هنوز از آن حمایت می کنم. من به کار آنها اعتقاد دارم. و این بسیار بحث برانگیز بود زیرا استدلال شما این نبود که آنچه را که می‌گوید انجام نمی‌دهد، یا حتی این که پول گرفتن برای مردم خوب نیست.

بنابراین چه چیزی برای شما وجود دارد، و چگونه فکر می‌کنید در مورد برخی از چیزهایی که در زیر آن قرار دارند، زیرا آنها اصولاً به فکر صرفه‌جویی در زندگی یا تغییر زندگی نیستند. من همچنین از طرفداران بزرگ GiveDirectly هستم. من هنوز شخصاً اهداکننده GiveDirectly هستم. من فکر می‌کنم کاری که آن‌ها انجام می‌دهند شگفت‌انگیز و شگفت‌انگیز است.

دلیل اینکه GiveWell در حال حاضر بودجه‌ای را به GiveDirectly توصیه نمی‌کند این است که، به طور کلی، فکر می‌کنیم سازمان‌هایی که ما از آن حمایت می‌کنیم، می‌توانند به ازای هر دلار سه برابر بهتر از یک دلار برای GiveDirectly کار کنند. سوال: با منابع محدود، کجا باید بدهیم؟

به خصوص در حال حاضر، زمانی که منابع به دلیل کاهش کمک‌های خارجی ایالات متحده کمتر از آن چیزی است که در چندین سال گذشته بوده است، فقط فکر می‌کنیم که تلاش برای تخصیص منابع به جایی که بیشترین کار را انجام می‌دهند بسیار مهم‌تر است.

این بدان معنا نیست که سازمان‌هایی که ما از آنها حمایت می‌کنیم خوب عمل نمی‌کنند یا انجام نمی‌دهند. این فقط به این معنی است که با منابع محدودی که در اختیار داریم، دوست داریم ببینیم آنها تا آنجا که می توانند پیش بروند.

GiveWell رابطه غیرعادی با شفافیت و نسبت به اشتباهات کاملاً باز دارد. اگر به وب‌سایت GiveWell بروید، می‌توانید روی برگه‌ای که «اشتباهات ما» را نشان می‌دهد کلیک کنید و درباره چیزهایی که اشتباه کرده‌اید، اتفاقاتی که افتاده و مکان‌هایی که اشتباه کرده‌اید، مطالب زیادی بخوانید.

تقریباً در هر کاری که انجام می‌دهید، بخشی در مورد تردیدها و عدم قطعیت‌ها وجود دارد. کمی در مورد این رویکرد به من بگویید. بزرگترین اشتباهات شما چه بوده است؟

ما در طول سال‌ها اشتباهات زیادی مرتکب شده‌ایم، چه از نظر سازمان‌های خاصی که توصیه کرده‌ایم و چه رویکردهای روش‌شناختی که اتخاذ کرده‌ایم.

فقط یک مثال: برای مدت طولانی، ما عمدتاً به یک منبع داده برای تخمین مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌ها در کشورها متکی بودیم. اخیراً، وقتی رفتیم و منابع داده بیشتری را جمع‌آوری کردیم و دیدیم که چقدر می‌توانند متفاوت باشند و تأثیری که آن منابع مختلف داده درباره علل مرگ و میر می‌تواند بر توصیه‌های نهایی ما داشته باشد. بنابراین این فقط یک اشتباه بسیار مهم است که در چند سال گذشته آن را تصحیح کردیم.

من فکر می‌کنم شفافیت بسیار مهم است زیرا کمک خیریه مانند حل یک مسئله ریاضی نیست که در آن فقط بتوانید بگویید: من پاسخ درست را می‌دانم. من آن را ثابت کرده‌ام، و بنابراین شما باید به من گوش دهید.

در عوض، مقادیر زیادی قضاوت و ارزش‌ها در تصمیم‌هایی که می‌گیریم وجود دارد. بنابراین اول، ما فکر می کنیم برای افرادی که از کار ما استفاده می کنند مهم است که در موقعیتی باشند که آن را درک کنند و خودشان قضاوت کنند، بدانیم که دیگران کار ما را ارزیابی کرده اند و به طور انتقادی به آن نگاه کرده اند.

همچنین فکر می کنم این نقش مهمی در مسئول نگه داشتن ما در داخل ایفا می کند، زیرا هر تصمیمی که می گیریم در مورد نحوه خرج کردن پول عمومی می تواند مهم باشد.>

حتی یک سال پیش هم روی کار آمد - سال طولانی بود. خیلی زود پس از آن، دولت او سر U.S.A.I.D را از تن جدا کرد. و کمک های خارجی را در تعدادی از حوزه ها و جهت های دیگر قطع کرد.

تقریباً یک سال بعد، دولت ایالات متحده چقدر کمتر از کمک های خارجی کمک می کند؟ و چگونه ترکیب چیزی که می‌دهیم تغییر کرده است؟

هنوز چیزهای زیادی وجود دارد که نمی‌دانیم. دولت ایالات متحده قبلاً حدود 12 میلیارد دلار در سال به برنامه های بهداشت جهانی کمک می کرد، و ما فکر می کنیم که ممکن است حدود 50 درصد از کل کمک های دولت ایالات متحده کاهش یابد.

بنابراین این مبلغ کل 6 میلیارد دلار برای برنامه های بهداشت جهانی خواهد بود. این بخش بزرگی از کمک‌های بهداشتی در سراسر جهان است زیرا دولت ایالات متحده حدود 20 درصد از کل کمک‌های بهداشتی جهانی را به خود اختصاص داده است. بنابراین 6 میلیارد دلار - یا 10 درصد از چیزی که قرار بود از این برنامه‌ها حمایت کند - ممکن است در حال ناپدید شدن باشد.

ما برنامه‌های بسیار خوبی را دیده‌ایم که نیاز به پول داشتند و دریافت نکردند - برنامه‌هایی که خدمات بهداشتی اولیه را ارائه می‌کردند، مانند درمان سوء تغذیه و کنترل مالاریا. بنابراین در پاسخ به کاهش‌ها در سال جاری، حدود 40 میلیون دلار به برنامه‌هایی اختصاص دادیم که در موقعیتی بودیم که در آن قدم بگذاریم.

فقط به عنوان مثال دیگر: وقتی تابستان گذشته در مالاوی بودم، با پزشکان و مدیران بیمارستان در مورد تجربه آنها در پاسخ به کاهش کمک‌ها صحبت کردم. برای آنها، برخی از بزرگترین بریدگی هایی که بلافاصله احساس کردند در H.I.V بود. درمان به این دلیل که دولت ایالات متحده دارای H.I.V بسیار بزرگی است. برنامه.

یکی از مدیران بیمارستان در آنجا این داستان را به من گفت: روز تعطیلی، ساعت 9 صبح بود، همه آنها سر کار آمده بودند. بیمارانی بودند که بیرون صف کشیده بودند تا درمان را دریافت کنند. کارکنان مرکز به یک جلسه کارکنان فراخوانده شدند و فقط به آنها گفته شد که فوراً به خانه بروند.

بنابراین شما این بیماران را در صف قرار دادید و هیچ کارمندی برای دادن داروهایشان به آنها وجود نداشت. بسیاری از مردم از مایل ها و مایل ها دورتر سفر می کنند زیرا ترجیح می دهند H.I.V خود را بردارند. درمان دورتر از خانه به دلیل انگ داشتن H.I.V.، آنها نمی‌خواهند در نزدیکی خانه دیده شوند و داروهای خود را دریافت می‌کنند.

سپس بیمارستان مجبور شد تعدادی از کارکنان محدود خود را از بخش‌های دیگر بیاورد و آنها را در محل بفرستد تا درمان ایدز را ارائه کنند.

نحوه‌ای که او به من گفت که در حال بررسی این داستان بود که آنها به دنبال این داستان بودند که آنها را به چه چیزی رساندند. در قفسه بود، فقط برای ادامه دادن آنچه داشتند.

به همین ترتیب، از یک کلینیک کوچک در یک منطقه روستایی تر بازدید کردم. بخش مهمی از H.I.V. درمان آزمایش بار ویروسی است. این در حال آزمایش افراد است تا اطمینان حاصل شود که درمانی که انجام می دهند از پیشرفت آنها به بیماری کامل جلوگیری می کند.

و آزمایش بار ویروسی واقعاً در اوایل سال 2025 متوقف شد. من توانستم این را ببینم زیرا ما فقط داده ها را روی صفحه رایانه آنها جمع آوری کردیم و می توانستیم ببینیم که چگونه آنها از آزمایش صدها نفر در یک ماه پول قابل توجهی پس از تقریباً هیچکدام کاهش یافته است. بازسازی شده است؟

ما شاهد بوده ایم که پول زیادی در مورد مالاریا به دست آمده است. یکی از برنامه‌هایی که اوایل امسال از آن حمایت کردیم، برنامه‌ریزی برای این کمپین‌های فصلی داروهای ضد مالاریا بود.

اصولاً در نقاط خاصی از جهان، مالاریا فصل بالایی دارد و اگر بتوانیم در فصل‌های شلوغ به کودکان داروی ضد مالاریا ارائه دهیم، حدود ۸۰ درصد موارد را در آن فصل از سال کاهش می‌دهیم. من معتقدم که این کمپین ها از ژوئن شروع می شد و برنامه ریزی باید در ماه های مارس، آوریل و می انجام می شد. بنابراین، این درست بعد از کاهش بود، و سازمان‌ها نمی‌دانستند که آیا قرار است پولی برای انجام برنامه‌ریزی داشته باشند یا خیر.

ما به سراغ آنها رفتیم و گفتیم: اگر پول نرسید، آن را پوشش می‌دهیم، و اگر هم شد، دیگر مجبور نخواهیم بود. اما می‌توانید با دانستن اینکه بودجه‌ای برای پوشش آنچه نیاز دارید خواهید داشت.

در نهایت، برای بسیاری از آن برنامه‌ها، بودجه برگشت، و ما مجبور نبودیم یک دلار خرج کنیم تا بتوانیم آنها را به پیش ببرند.

وقتی به آنچه اتفاق افتاده نگاه می‌کنید - و من سعی نمی‌کنم شما را به یک مجری خارجی یا سیاسی تبدیل کنم. کمک؟

ما علاقه زیادی به تلاش برای پاسخ به این سوال ندیده‌ایم: کمک‌های خارجی عالی چگونه خواهد بود؟

اگر به 15 ژانویه برگردید، افراد زیادی در دو طرف راهرو بودند که می‌گفتند U.S.A.I.D. باید خیلی بهتر باشد راه‌های زیادی وجود دارد که می‌توانیم کمک‌های خارجی را بهبود ببخشیم.

قبل از کاهش هزینه‌ها، افرادی بودند که به خاطر دارم با آنها صحبت می‌کردم و از امکان تمرکز بر کارایی در ارائه کمک‌های خارجی برجسته و مقرون‌به‌صرفه هیجان‌زده بودند. و من فکر نمی‌کنم این چیزی باشد که ما دیده‌ایم.

اگر کسی پیش شما آمد و گفت: گوش کنید، ما می‌خواهیم U.S.A.I.D را بازیابی کنیم. بودجه، اما ما می خواهیم که بهتر باشد. ما می خواهیم پولمان تا جایی که ممکن است برود. این نظریه اصلاحات از نظر شما چگونه به نظر می رسد؟

دو ستون بزرگ، اول، تمرکز بر برنامه های بهداشت عمومی است که می دانیم چگونه در مقیاس ارائه کنیم، که می توانیم به طور موثر مقرون به صرفه در مقیاس ارائه دهیم، که تأثیر قابل توجهی دارد. اینها شبیه برنامه هایی است که ما در مورد آن بحث کرده ایم: H.I.V. درمان و پیشگیری، درمان و پیشگیری از مالاریا، و موارد دیگر.

سپس، من فکر می‌کنم مکان بزرگی برای تحویل مستقیم پول نقد به افرادی که به آن نیاز دارند وجود دارد. در حاشیه GiveWell، من فکر می‌کنم که ما سرمایه‌ها را به‌طور مقرون‌به‌صرفه‌تری خرج می‌کنیم، اما در مقیاس بزرگ، فکر می‌کنم پول نقد یکی از مقرون‌به‌صرفه‌ترین راه‌ها است که به مردم اجازه می‌دهیم خودشان درباره نحوه بهبود زندگی‌شان تصمیم بگیرند.

در مورد داده‌ها چطور؟ چیزی که من شنیده ام که بسیاری از مردم نگران آن هستند - و به نظر من مشکل خاصی برای GiveWell است، با توجه به اینکه چقدر سعی می کنید داده گرا باشید - این است که این برش ها بسیاری از نظرسنجی ها، جمع آوری داده ها و مطالعاتی را که احتمال این شواهد و این حلقه های بازخورد را ایجاد می کند و قادر به دانستن برای سال آینده بهتر از کاری است که این کار را انجام دادیم ویران کرد. سال

در آن فضا چه اتفاقی افتاده است؟ چه کاری در مورد آن انجام می شود؟

یکی از مهم ترین ابزارهایی که ما و دیگران به آن تکیه می کنیم، چیزی به نام بررسی جمعیتی و سلامتی یا D.H.S است که U.S.A.I.D. سال‌ها بودجه را تامین کرده است.

اینها نظرسنجی‌های بزرگ ملی هستند که به افراد در موقعیت‌هایی مانند ما اطلاع می‌دهند و پول را به کشورهای کم درآمد و همچنین خود دولت‌های کشور تخصیص می‌دهند.

بنابراین، وقتی آنها سعی می‌کنند به این سوال پاسخ دهند: در هر منطقه چند دانش‌آموز و بنابراین، به چند مدرسه و معلم نیاز داریم؟ - آنها اغلب بر این نوع داده ها تکیه می کنند. این یکی از مجموعه‌های داده‌ای است که تحت برش‌هایی که مشاهده کردیم از بین رفته است.

این نظرسنجی‌ها آنقدر حیاتی هستند که به هر طریقی، من معتقدم که نوعی از آنها حفظ خواهد شد. این چیزی است که می‌دانم سایر سرمایه‌گذاران به آن نگاه کرده‌اند، و ما خودمان در حال بررسی آن هستیم. اما بسیار حیاتی است که این داده‌ها همچنان وجود داشته باشند.

بدون شک این بخش بزرگی از چالش در درک آنچه اتفاق افتاده است بوده است. سوالی که شما پرسیدید و من زیاد متوجه شدم این است: تأثیرات برش ها چه بوده است؟ پول کجا رفته و کجا نرفته است؟ کجا جریان دارد و نه؟ تأثیر انسان دوستانه چه بوده است؟

اما من فکر می کنم پاسخ واقعی این است: ما نمی دانیم. و برخی از این ندانستن تابعی از داده هایی است که ما به کمتر در دسترس بودن نسبت به قبل متکی هستیم، و این وضعیت را چالش برانگیزتر می کند.

شما کمی در مورد اینکه چگونه 47 میلیون دلار را برای پر کردن برخی از این حفره ها صرف کرده اید صحبت کردید.

در بقیه فضای بشردوستانه چه اتفاقی افتاده است؟ شما پایه هایی بسیار بزرگتر از GiveWell دارید، مانند بنیاد گیتس. شما کشورهای دیگر، کشورهای اروپایی دارید.

چشم انداز بازیکنانی که احتمالاً می توانستند حفره ها را پر کنند چیست؟ این بخش چگونه واکنش نشان داده است؟

ما شاهد اقدامات مشابهی از سوی خیریه‌هایی بوده‌ایم که تلاش می‌کنند مقادیر زیادی از پول را از نظر سطح - اما مطمئناً نسبت به آنچه دولت‌ها می‌دهند کم است - در پاسخ به آنها اختصاص دهند. چالش بزرگی که همه به رسمیت می شناسند این است که بشردوستی در مقایسه با میزان کمک هایی که دولت ایالات متحده ارائه می کند بسیار کوچک است.

در همان زمان، بسیاری از کشورهای جهان نیز کمتر کمک می کنند. بنابراین، در مجموع، به نظر می‌رسد که ما وارد دوره‌ای می‌شویم که کمک‌های خارجی جهانی، به‌ویژه برای سلامت، کمتر از گذشته است. بنابراین من امیدوارم که این بدان معناست که اهداکنندگان فردی قدم بردارند و بیشتر کمک کنند.

من همچنین امیدوارم که این بدان معنا باشد - و ما شواهدی از این را دیده‌ایم - اولویت بیشتری با تمرکز بر استفاده از منابع محدودی که در اختیار داریم تا جایی که ممکن است وجود داشته باشد. برای مدت طولانی، فکر می‌کردیم که ایده‌های اثربخشی هزینه شاید آن‌طور که ممکن است در دنیای بهداشت و توسعه جهانی جدی گرفته نمی‌شوند.

اما با منابع محدودتر، تمرکز بسیار بیشتری بر روی برداشتن آنچه داریم و تلاش برای انجام آن تا جایی که می‌توانیم وجود دارد. این ممکن است به معنای تخصیص بودجه بیشتر به نیجریه و جمهوری دموکراتیک کنگو برای مالاریا باشد، زیرا آنها 40 درصد از بار جهانی مالاریا را تشکیل می دهند. من فکر می‌کنم که ما علاقه‌های بیشتری را پشت این نوع ایده‌ها مشاهده کرده‌ایم.

آیا این عقب‌نشینی در بودجه بهداشت عمومی آنچه را که فکر می‌کنید موثرترین فرصت برای ارائه است تغییر داده است؟

مطمئناً ممکن است، و دلیل این امر این است: آنچه ما در تلاشیم انجام دهیم این است که بودجه‌هایی را در جایی ارائه دهیم که در حاشیه کنونی مقرون به صرفه‌تر باشند. واقعاً معنای این کاهش‌ها این است که حاشیه تغییر کرده است.

یکی از حوزه‌هایی که قبلاً هرگز واقعاً به آن نگاه نکرده بودیم، H.I.V. بود، زیرا بودجه بسیار خوبی داشت. ما همچنین برای حمایت از سازمانی به نام ALIMA کمک مالی دادیم. این کمک هزینه در درجه اول بر روی توانمند ساختن آنها برای ارائه خدمات اولیه مراقبت های بهداشتی و درمان سوء تغذیه در یک منطقه بسیار چالش برانگیز از کامرون متمرکز بود. این نوع دیگری از کار است که قبلا بیشتر توسط کمک‌کنندگان دولتی حمایت می‌شد.

بنابراین همانطور که به جلو نگاه می‌کنیم، می‌دانیم که تغییر سطح بودجه فقط به این معنی است که انواع برنامه‌هایی وجود خواهد داشت که قبلاً آنها را در نظر نمی‌گرفتیم و باید آنها را بررسی کنیم زیرا شرایط خارجی به‌طور خاص تغییر کرده است.

لابی‌های مرتبط با ترامپ، شاید استفاده مؤثری از کمک‌های خیریه باشد؟

ما با سازمانی کار کرده‌ایم که فقط می‌کوشد مردم را در مورد حقایق آنچه می‌توان به دست آورد، آگاه کرد. شما خیلی بیشتر از من می دانید که لابی گری موثر چیست. اما چیزی که من فکر می‌کنم می‌توانیم به میز بیاوریم، فقط ارائه اطلاعات دقیق در مورد آنچه می‌توان انجام داد و امیدواریم که تصمیم‌گیرندگان وقتی تصمیم می‌گیرند چه کاری انجام دهند، آن را در نظر بگیرند.

یکی از چالش‌های GiveWell و این نوع بخشش این است که دادن اغلب به یک قلاب احساسی برای مردم متکی است. در فضای بشردوستانه، جانوران بسیار جذابی وجود دارد - و سپس این گفتگو درباره مقرون به صرفه بودن و فواید سرریز کرم‌زدایی وجود دارد.

می‌توانم شما را ببینم که سعی می‌کنید در مورد چیزی که بودجه می‌دهید و الزامی که به شما تحمیل می‌کند جدی باشید در مورد مبادلات به روش‌هایی که احتمالاً از نظر احساسی سخت هستند، بی‌طرف باشید. و از طرفی بخشش یک پروژه احساسی است. مردم از نظر احساسی می‌دهند.

می‌توانیم در مورد آزمایش‌های تصادفی‌سازی شده و کنترل‌شده در تمام روز و تمام شب صحبت کنیم، اما اکثر مردم به دلیل خواندن R.C.T از رختخواب بلند نمی‌شوند

بنابراین چگونه می‌توانید این انگیزه‌ها را دوباره به هم وصل کنید که سازمانی را برای اصلاح انگیزه‌های احساسی ما ایجاد می‌کند. ما؟

در ابتدا، من فکر می کنم گاهی اوقات این بحث می تواند بیش از حد پیش برود. همه ما می دانیم که اکثر مردم بر اساس یک وابستگی شخصی انفاق می کنند.

وقتی به فکر شروع GiveWell بودیم، فقط به یاد دارم که همه به ما می گفتند: اهداکنندگان این راه را نمی دهند. این هرگز کار نمی کند. چه تلاشی می‌کنید؟

اکنون، با گذشت بیش از 18 سال، ما بیش از 100000 اهداکننده داریم که از تحقیقات ما استفاده کرده‌اند. ما بیش از 2 میلیارد دلار هزینه کرده ایم. بنابراین مطمئناً تعداد زیادی اهداکننده و افراد زیادی وجود دارند که برای دادن این راه هیجان‌زده هستند.

سپس وقتی به این موضوع فکر می‌کنم که چگونه این همه کار می‌کند، می‌توانم بگویم که انگیزه انجام این کار از یک مکان احساسی ناشی می‌شود. برای من، گاهی اوقات افرادی هستند که هنگام سفر به آفریقا با آنها آشنا می‌شوم.

تجربی که همیشه دارم این است که به داروخانه می‌روم و برای فرزندم که عفونت گوش دارد، آموکسی‌سیلین می‌گیرم. برای من 50 سنت هزینه دارد و به معنای واقعی کلمه پنج دقیقه طول می کشد. من همیشه فکر می‌کنم آنقدر وحشی است که می‌توانم فقط به فروشگاه بروم و این آموکسی‌سیلین را بردارم، مثل اینکه چیزی نیست.

به خاطر می‌آورم که زمانی بود که GiveWell از سازمانی حمایت کرد تا آموکسی‌سیلین را به تانزانیا تحویل دهد، زیرا موجودی آموکسی‌سیلین آنها رو به اتمام بود، و آنها قرار نبودند آموکسی‌سیلین را در تمام دنیا صرف کنند. صحبت کردن در مورد داده‌ها، زیرا این داده‌ها هستند که به ما در تصمیم‌گیری درست کمک می‌کنند. اما برای من، و فکر می‌کنم برای هرکسی که با آن‌ها کار می‌کنم، فقط این دانش است که ما در چنین موقعیت خوش شانسی هستیم، و افراد زیادی هستند که در آن موقعیت نیستند.

گاهی اوقات ما باید روی افراد کلید بزنیم تا تمرکز کار خود را داشته باشند، اما در نهایت چیزی که می‌خواهیم انجام دهیم این است که این مزایا را برای افراد زیادی به ارمغان بیاوریم. می تواند.

همیشه آخرین سوال ما این است: سه کتابی که به مخاطبان توصیه می کنید کدامند؟

یکی کتاب «واقعیت» اثر مرحوم هانس روسلینگ است. این کتابی است که فقط داده های بهداشت جهانی را به جهان می آورد. استدلال اصلی کتاب چیزی شبیه به این است: برای اولویت بندی صحیح، باید جهان را به درستی درک کنیم. سایت Rosling Gapminder یکی از چیزهایی بود که در سال 2006 مرا بسیار هیجان زده کرد.

کتاب دوم "Poor Economics"نوشته استر دوفلو و آبهیجیت وی بانرجی است. آنها دو نفر از بنیانگذاران این جنبش آزمایشی کنترل تصادفی در اقتصاد توسعه هستند. این کتاب نمای کلی از کار آنها و ایده‌های پشت این کار و کار را ارائه می‌کند که نه تنها از آن‌ها، بلکه از افرادی مانند مایکل کرمر، راشل گلنرستر، دین کارلان، ادوارد میگل است. این واقعاً فقط بخشی از ارزش‌های متحرک چیزی بود که منجر به GiveWell و کار ما شد.

سپس، در نهایت، کتابی به نام «پشت همیشه‌های زیبا» از کاترین بو. او سال‌ها را در Annawadi، هند، یک سکونتگاه شهری غیررسمی، که گاهی اوقات به عنوان زاغه شناخته می‌شود، در نزدیکی فرودگاه بمبئی گذراند. این فقط یک تصویر بسیار واضح از زندگی در فقر را ترسیم می کند.

«Behind the Beautiful Forevers» قطعاً در پنج اثر برتر غیرداستانی من قرار دارد. اگر مردم آن را نخوانده باشند، واقعاً باید آن را بخوانند.

الی هاسنفلد، بسیار سپاسگزارم.

از شما متشکرم.

می‌توانید با دنبال کردن «نمایش ازرا کلاین» در اپل، Spotify، href="https://www.youtube.com/playlist?list=PLdMrbgYfVl-szepgVpArP0obwYgbKdfvx" title="">YouTube، iHeartRadio یا . فهرستی از توصیه‌های کتاب را از مهمانان ما مشاهده کنید اینجا.

این مقاله بخشی از ارتباط مستقیم نویسنده Times Op2 در Guide نیست. سازمان های ذکر شده اگر به هر سازمانی که در راهنما ذکر شده علاقه دارید، لطفاً مستقیماً به وب سایت آن بروید. نه نویسندگان و نه تایمز قادر نخواهند بود به سؤالات مربوط به گروه ها پاسخ دهند یا کمک های مالی را تسهیل کنند.

این قسمت از «نمایش ازرا کلاین» توسط جک مک کوردیک تهیه شده است. بررسی واقعیت توسط میشل هریس، با کیت سینکلر. مهندس ارشد ما جف گلد است، با ترکیب اضافی توسط آیزاک جونز. تهیه کننده اجرایی ما کلر گوردون است. تیم سازنده نمایش همچنین شامل ماری کاسیون، آنی گالوین، رولین هو، کریستین لین، اما کهلبک، مارینا کینگ و جان کوبال است. موسیقی اصلی توسط Aman Sahota و Pat McCusker. استراتژی مخاطب توسط کریستینا سامولفسکی و شانون بوستا. مدیر بخش صوتی نظرسنجی نیویورک تایمز، آنی رز استراسر است. ویرایش رونوشت توسط آندره آ گوتیرز، سارا مورفی و مارلین گلیکسمن.

تایمز متعهد به انتشار به سردبیر. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا برخی از نکات آمده است. و ایمیل ما اینجاست: letters@nytimes.com.

بخش نظرات نیویورک تایمز را در ، اینستاگرام، TikTok، > href="https://www.whatsapp.com/channel/0029VaN8tdZ5vKAGNwXaED0M" title="">WhatsApp و موضوعات.