نظر | اروپا رو به زوال است خوب
در میان نویسندگان معاصر اروپایی، رماننویس میشل هوئلبک به خوشبینیاش معروف نیست. در آثار سه دههای او، یک لایتموتیف ناگزیر بودن زوال بشر، از کیفیت پورنوگرافی اینترنتی تا خود تمدن اروپایی است. او نوشت: "فرانسه از پیشرفت چشم پوشی کرده است." title="">او نوشت: "ما نه تنها در کشور خودمان هستیم، بلکه همه ما در کشور خودمان هستیم شرکت کنندگان مشتاق در گردشگری."
امروز، نظرات آقای هوئل بک تاریک پیشگویی به نظر می رسد. رشد اقتصادی در سرتاسر این قاره، که مدتها کمخون بوده، به هیچ وجه کاهش یافته است، حتی غول صنعتی آلمان نیز در حال رکود است. پویایی ناپدید شده و وابستگی های دردناک جایگزین آن شده است: فناوری اروپا از آمریکا می آید و مواد معدنی حیاتی آن از چین. تبدیل این قاره به یک زمین بازی خشک برای گردشگران، با اقتصاد آن که برای خدمت به بازدیدکنندگان طراحی شده است، دیگر موضوع گمانه زنی های سوء هاضمه نیست.
مهم است که این توسعه را نادرست توصیف نکنید. شکایت در مورد شکست اتحادیه اروپا در تولید سیلیکون ولی خود و مقایسه تولید ناخالص داخلی با کشوری با بیش از یک میلیارد نفر، دلیل منصفانه ای برای کاهش نیست. با این حال، همانطور که فیلسوف آلمانی هانس-گئورگ گادامر زمانی آن را «استانیشده» میگفت، غیرقابل انکار است. مذاکرات برای پایان دادن به جنگ در اوکراین نشان می دهد که این بلوک به طور پیوسته به یک شرکت کننده درجه دو در امور جهانی کاهش یافته است. از نظر رئیس جمهور ترامپ، "پوسیده" است و در معرض خطر " href="https://www.nytimes.com/2025/12/05/world/europe/trump-europe.html" title="">پاک کردن تمدن."
همه اینها برای اروپایی ها به اندازه کافی تهدیدآمیز به نظر می رسد. با این حال شاید تنزل رتبه نباید آسیب زا باشد. در عوض، حسابرسی با افول اروپا - فرهنگی، سیاسی و مهمتر از همه اقتصادی - می تواند منجر به یک رویکرد سالم نسبت به زمان حال شود. پس از یک قرن که اروپا در راس آن بود، با نتایج بسیار مبهم، حتی ممکن است اروپایی ها را از روان رنجوری سنگین تسلط رها کند.
حداقل بروکسل دیگر از انکار رنج نمی برد. در سراسر طیف، این آگاهی وجود دارد که قاره در حال عقب نشینی است. سال گذشته ماریو دراگی، رئیس سابق بانک مرکزی اروپا، یک تصدیق پارادایمیک دریافت کرد. در یک گزارش مبهم بی سر و صدا، آقای. دراگی - که به طور گسترده ای برای نجات یورو پس از بحران مالی شناخته می شود - مشکلات اقتصاد اروپا را از فقدان به اصطلاح رقابت پذیری گرفته تا کاهش بهره وری برشمرد.
با این حال بسیاری از داروهایی که امروزه در گردش هستند احتمالاً بیماری را تشدید می کنند که مدعی درمان هستند. راست افراطی نسخه ای آشنا ارائه می دهد: یک حلقه نژادی در سراسر قاره. مرکز اروپا نیز به نوبه خود به طور مبهم استراتژی تجدید را از طریق نظامیسازی مجدد و پیشرفتهای فناوری نشان میدهد. چپ، به نوبه خود، یا در برابر تجاوز اروپایی ها موضع می گیرد یا از عقب نشینی این قاره استقبال می کند. آنچه مورد نیاز است، «سیاست افول» جدید است، برای وام گرفتن عبارتی از اریک هابسبام مورخ، عبارتی که هم درونی و هم ظاهری دارد.
از لحاظ درونی، مستلزم گسست از طلسم ریاضت اقتصادی است که از دهه 1990 گریبانگیر سیاستگذاران اروپایی شده است. با دلایل خوبی است که آدام توز، مورخ اقتصادی، E.U را محکوم کرده است. تکنوکرات ها به عنوان «طالبان نئولیبرالیسم» به دلیل دلبستگی سرسختانه به اصول بازار در عصری که آنها را منسوخ اعلام کرده است. کنار گذاشتن این دگم بسیار مهم است. کاهش قوانین مالی برای کشورهای عضو، به پشتوانه یک استراتژی جدی سرمایه گذاری عمومی، عقب نشینی اقتصادی را تسهیل می کند.
در جبهه سیاسی، این به معنای تمرکز آگاهانه و ادغام حاکمیت است. این یک وقفه بزرگ از کسب و کار معمول خواهد بود: تکه تکه شدن برای مدت طولانی در اروپا تأثیر داشته است و مانع توسعه سیاست واقعی قاره ای شده است. گرد هم آوردن کشورها در تلاش مشترک، با شرط پاسخگویی دموکراتیک که نهادهای اروپایی عموماً آن را رد کرده اند، بسیار مهم است. به هر حال، بعید است که نهادهایی که وظیفه راه اندازی مجدد اروپا را بر عهده دارند، بتوانند بدون حمایت عمومی این کار را انجام دهند.
از نظر بیرونی، نیاز به بازنگری بلندپروازانه در اولویت های سیاست خارجی وجود دارد. در دهه گذشته، این امید که اتحادیه اروپا بتواند تا حدودی استقلال نظامی یا مالی از آمریکا کسب کند، توهمی به اثبات رسیده است. در عوض، این قاره به وابستگی عمیق تر به ایالات متحده فرو رفته است. با این حال، چنین رانشی به جای توقف سقوط اتحادیه اروپا، تسریع خواهد کرد. رهبران ناله می کنند. به عنوان مثال، خرید عمده تسلیحات و انرژی آمریکایی، صنعت اروپا را دوباره در جهان پیشرو نخواهد کرد.
اگر اروپا بخواهد خود را مجدداً اختراع کند، باید به روشهای هترودوکسی بیشتری بیندیشد. عمدتاً باید چیزی را در نظر بگیرد که در بروکسل بسیار کمرنگ است: ادغام انتقادی با چین. منظور از «انتقادی» به هر دو معنای این واژه است. از یک طرف، چنین مشارکتی برای مبارزه با تغییرات آب و هوایی ضروری است، تلاشی که اکنون عمدتاً توسط چین هدایت می شود. با این حال، باید مشروط باشد، نه شامل تسلیم شدن به پکن و نه کوری نسبت به سوابق شوم آن در تجارت یا حقوق کار. کنترل صادرات، در صورت لزوم، میتواند با همکاری همراه باشد.
اروپا باید به بریتانیا، نمونهای از افول در قرن بیستم توجه کند. در جهان پس از جنگ، در حالی که امپراتوری آن در حال فروپاشی بود، این کشور دو مسیر را در مقابل خود دید. این می تواند به عنوان یک جور پیشخدمت ایالات متحده عمل کند و اقتصاد و سیاست خارجی آن را به الزامات آمریکا متصل کند. یا می تواند به نوعی سوئد بزرگ تبدیل شود و پایگاه صنعتی، دولت رفاه و استقلال نسبی دیپلماتیک خود را حفظ کند. سرانجام، پس از کشمکش، بریتانیا اولین مسیر را انتخاب کرد و از استقلال ملی برای روابط ویژه چشم پوشی کرد.
نیازی نیست اروپا به یک نسخه فوق العاده بریتانیا. دیگر در جایگاه راننده تاریخ نیست، می تواند توهمات مخرب عظمت خود را کنار بگذارد. در زمینه ژئوپلیتیک و کاهش آب و هوا، حتی اگر دیگر بازیگر اصلی نباشد، می تواند به اهداف خود دست یابد. این امر مستلزم کوچک کردن برخی انتظارات است: هدف باید همان چیزی باشد که طرفداران فوتبال بریتانیا آن را ثبات در میز جدول می نامند، نه رهبری لیگ.
این قرص تلخی است، به ویژه برای نخبگان قاره. برخی ممکن است اغوای آخرالزمان را به رئالیسم ترجیح دهند، به ویژه آقای هوئلبک. او در رمان سال 2010 خود، «نقشه و قلمرو»، اروپای را که در آن «پیروزی پوشش گیاهی کامل است» و کارخانههای این قاره توسط بیابان بلعیده میشوند، پیشبینی کرد. جوزپ بورل فونتلز، معاون سابق کمیسیون اروپا، در طنین حیرتانگیزی، اروپا را بهعنوان «< title="”">pjungleed">pjungleed">pjungleed.html" title="">باغباغ مرکز قاره و راست افراطی، علیرغم اختلافاتشان، به وضوح در مورد برخی موارد ضروری توافق دارند. با این حال، این که اروپا باید یا به یک سرزمین بایر یا یک جامعه محصور تبدیل شود، حکم الهی ندارد. اروپا ممکن است متوجه شود که یک تخصیص عمومی دلپذیر در حومه نظم جدید جهانی بیش از اندازه کافی باشد.
آنتون جگر یکی از نویسندگان Opinion است. او مدرس سیاست در دانشگاه آکسفورد و نویسنده کتاب آتی «هیپرپلیتیک: سیاسیسازی افراطی بدون پیامدهای سیاسی» است.
تایمز متعهد به انتشار تنوع نامه به ویرایشگر. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا برخی از نکات آمده است. و ایمیل ما اینجاست: letters@nytimes.com.
بخش نظرات نیویورک تایمز را در ، اینستاگرام، TikTok، > href="https://www.whatsapp.com/channel/0029VaN8tdZ5vKAGNwXaED0M" title="">WhatsApp و موضوعات.