نظر | اراده را فراموش کنید اگر می خواهید در برابر وسوسه مقاومت کنید، به چیز دیگری نیاز دارید.
داستانی برای کودکان وجود دارد که من برای دخترانم زمانی که 3 و 4 ساله بودند می خواندم. این از مجموعه «قورباغه و وزغ» آرنولد لوبل میآید و شامل یک دسته بزرگ از کلوچههای بسیار خوشمزه است که شخصیتهای اصلی نمیتوانند از خوردن آنها دست بکشند.
قورباغه میگوید: «ما به نیروی اراده نیاز داریم.
«قدرت اراده چیست؟» قورباغه میگوید: «قورباغه میگوید: «قدرت اراده سخت تلاش میکند نه کاری را انجام دهد که شما واقعاً میخواهید انجام دهید.
حتی در سنین پایین، دخترانم به نشانهی تشخیص سرشان را تکان دادند، زمانی که در اوایل داستان، قورباغه به وزغ میگوید: «فکر میکنم باید دست از غذا خوردن برداریم. به زودی مریض خواهیم شد.» و هر دو دختر وقتی ورق را ورق زدیم و قورباغه و وزغ اعلام کردند که "آخرین شیرینی" را خواهند خورد، لبخند همدردی زدند.
بزرگترها نیز این مبارزه را درک می کنند. در نظرسنجیها، بزرگسالان آمریکایی فقدان اراده را به عنوان مانع اصلی برای تغییر رفتار ذکر کردهاند. در سرتاسر جهان، زمانی که بزرگسالان خود را بر اساس دوجین ویژگی مثبت ارزیابی کردهاند، خودکنترلی در رده آخر قرار گرفته است. تحقیقات همچنین نشان میدهد که اعمال اراده بسیار افتضاح است، چه در مقابل چیزی سرگرمکننده مقاومت کنید و چه خود را مجبور به انجام کاری غیر سرگرمکننده کنید.
بهویژه در این زمان از سال، زمانی که پذیراییهای تعطیلات و فروش آخر سال در هر مرحله با ما روبرو میشوند، مایل به مقاومت در برابر آن باشیم. بنابراین ما افراط می کنیم. سپس، در ماه ژانویه، میلیونها نفر از ما تصمیمهای سال نو را با عزم جدی تعیین میکنیم، اما تا فوریه آنها را رها میکنیم.
راهحل منطقی بدیهی به نظر میرسد: بیشتر تلاش کنید. عضله اراده خود را تقویت کنید. همانطور که نانسی ریگان به نسل من توصیه کرد، «فقط بگو نه». همانطور که نایک اصرار می کند، «فقط انجامش بده». با این حال، به عنوان یک روانشناس که در مورد چگونگی دستیابی افراد به اهداف خود مطالعه می کند، می بینم که داده ها به نتیجه معکوس می رسند: قدرت اراده بیش از حد ارزیابی می شود.
تحقیق نشان می دهد که موفقیت به طرز شگفت آوری ارتباط کمی با مجبور کردن خود به انتخاب عاقلانه در گرماگرم لحظه دارد. افراد موفق برای مقاومت در برابر وسوسه ها به ندرت به قدرت درونی متکی هستند. در عوض، بسیاری از عوامل موقعیتی را تمرین میکنند و زندگی خود را به گونهای تنظیم میکنند که در وهله اول نیاز به اراده را به حداقل برسانند.
برای مثال، زادی اسمیت و اد شیران هر دو با نداشتن گوشیهای هوشمند از رسانههای اجتماعی دوری میکنند. جنیفر لوپز با همراه داشتن یک بطری آب، میوه و سبزیجات تازه سالم می ماند. دیوید سداریس هنگام نقل مکان به فرانسه، اجتناب از کشیدن علف هرز را راحتتر میدانست: "در نیویورک، ماریجوانای خود را از طریق سرویس دریافت کردم. شما با شمارهای تماس گرفتید، نام رمز خود را خواندید و 20 دقیقه بعد یک دانشآموز N.Y.U با گونههای سیب در خانه شما ظاهر شد." «در پاریس، نمیدانستم کجا میتوانم چنین دانشجویی را پیدا کنم.»
این میتواند شرمآور یا حتی شرمآور باشد که بپذیریم وقتی وسوسهها به شما اشاره میکند قدرت انتخابهای دوراندیشانه ندارید. اما مصاحبه با برخی از منضبطترین افراد روی کره زمین به من آموخت که وقتی خود را در موقعیتهایی قرار میدهید که پیگیری را آسانتر میکند، کارهای سخت را بهطور مداوم انجام میدهید.
بهعنوان مثال، آلیستر براونلی، دارنده دو مدال طلای المپیک در مسابقات سهگانه، مطمئن میشود که قبل از اینکه کفشهایش را در ورزش سهگانه گرم کند، مطمئن میشود که کفشهایش را گرم کند و او را آماده کند. درب او اولین خانه خود را خرید زیرا نزدیک مسیرها و استخرهایی بود که در آن می دوید و شنا می کرد. او میگوید: «سرنوشت من در زندگی همیشه برداشتن اولین قدم بوده است. آیا آن همه داربست موقعیتی، ریزش او را فرسایش داد؟ کاملا برعکس.
لازم نیست که یک ورزشکار نخبه باشید تا از آژانس موقعیتی بهره مند شوید. تحقیقات نشان میدهد که مردم زمانی که این موقعیت باعث میشود ورزش سرگرمکنندهتر شود، تمایل بیشتری به ورزش دارند. قدم زدن در خارج از منزل، به جای روی تردمیل در باشگاه، تنها راهی است که میتوانم قدمهایم را برسانم. دخترانم دریافتهاند که رفتن به باشگاه وقتی با هم میروند لذتی دوچندان دارد. بسیاری از افراد دیگر وقتی تمرین خود را با پادکست یا کتاب صوتی مورد علاقه خود ترکیب میکنند، راحتتر ورزش میکنند.
آژانس موقعیتی مفهومی ویژه برای جوانان است. پیشرفت در فناوری به این معنی است که هر نسلی با وسوسههای متعدد، راحت و فریبندهتر از گذشته روبرو میشود. در بحث اخیر درباره بحران سلامت روان ژنرال Z، دانشآموزانم، حداقل تا حدی، وسوسههای رسانههای اجتماعی و نمایشگرها را مقصر دانستند. یکی از دانشآموزان طومار بینهایت را شیطانیترین اختراع زندگیاش اعلام کرد.
بهجای توصیه به دانشآموزانم که «بیشتر تلاش کنند» تا تلفنهایشان را خاموش نکنند، اعتراف میکنم که من نیز بیشتر از آنچه میخواهم متنها، اعلانها و ایمیلهایم را چک میکنم.
سپس یافتههای یک مطالعه اخیر را به اشتراک میگذارم. من و همکارانم از هزاران نوجوان پرسیدیم هنگام مطالعه گوشی های خود را کجا می گذارند. گزینهها از نگه داشتن تلفنهایشان در کنارشان، با صفحهنمایش بالا و صدا تا جابجایی تلفنها به اتاق دیگر متغیر بودند. در پایان سال تحصیلی، دانشآموزانی که تلفنهای خود را دورتر نگه داشتهاند، نمرات کارنامه بالاتری کسب کردهاند.
آزمایشهای تکلیفی تصادفی نقش سببی دور کردن وسوسهها را دور از چشم و دور از دسترس تأیید میکنند. بزرگسالان تشویق شدند که غذاهای ناسالم را در فاصله دور نگه دارند، روزها بعد غذای سالم تری خوردند. دانشآموزانی که تشویق شدند از همین استراتژی برای حواسپرتیها در محیط اطراف خود استفاده کنند، بعداً در پیگیری اهداف تحصیلی خود موفقیت بیشتری گزارش کردند و در حین انجام این کار کمتر وسوسه شدند.
موسسات همچنین این قدرت را دارند که موقعیتها را برای بهتر شدن تغییر دهند. در مدارسی که از دانشآموزان میخواهند تلفنها را در قفسههای راهروی خود قرار دهند، برخلاف در کولهپشتی یا جیب پشتی، معلمان گزارش میدهند که دانشآموزان بیشتر با یکدیگر ارتباط چشمی برقرار میکنند. صحبت می کنند. اتاق ناهار، آنطور که باید باشد، بلندتر است.
بدون توجه به سن شما، آژانس موقعیتی به شما قدرت میدهد تا در دنیایی که میتوان آن را یک دنیای فوق پردازش نامید - محیطی مملو از وسوسههایی که برای مقاومتناپذیر بودن مهندسی شده است، حرکت کنید. غذای ناسالم به راحتی در دسترس است و قند، چربی و طعم را در غلظت های فوق العاده ای ارائه می دهد. رسانه های اجتماعی به روش های مشابهی عمل می کنند. کال نیوپورت، دانشمند کامپیوتر، ترکیب رقص TikTok را «دوریتو دیجیتال» مینامد و خاطرنشان میکند که الگوریتمهای رسانههای اجتماعی پستهای بیشماری را بررسی میکنند تا دقیقاً آنچه را که ما جذاب میدانیم، ۲۴ ساعته به ما ارائه دهند.
شما نمیتوانید شرایط زندگی مدرن را تغییر دهید، اما شما حاکم فضای شخصی خود هستید. فاصله فیزیکی باعث ایجاد فاصله روانی میشود: آنچه را که بیشتر میخواهید نزدیک کنید، آنچه را که کمتر میخواهید کنار بگذارید.
وقتی به دانشآموزان میگویم که اراده بیش از حد ارزیابی میشود، ناگزیر به این نکته اشاره میکنیم که برای تغییر وضعیت خود به اراده نیاز دارید. درسته میگم سپس پایان داستان «قورباغه و وزغ» را به آنها می گویم. پس از استفاده بیثمر از اراده برای توقف غذا، دو دوست شیرینیها را بیرون میآورند و روی چمنها میپاشند. قورباغه فریاد می زند: هی پرندگان. "اینم کوکی ها!" و پرندهها میآیند، کلوچهها را در منقارشان برمیدارند و پرواز میکنند.
Angela Duckworth، استاد روانشناسی در دانشگاه پنسیلوانیا، نویسنده "Grit" و کتاب آینده "Situated: Find the People and Places that Bring Out Your Best" است. به سردبیر مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.
بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام،