نظر | خداحافظی با جذابیت بی رحمانه بریژیت باردو
در مرگ بریژیت باردو، من شاهد گذر نسلی هستم: زنان فرانسوی که در دهههای 1950 و 1960 تلاش کردند راهی برای خودمختاری بیابند. یکی از آخرین کارهایی که خانم باردو انجام داد نوشتن کتابی بود که اوایل امسال به زبان فرانسه منتشر شد، کتابی با عنوان "Mon BBcédaire". این کتاب، مجموعهای نه چندان شیک از افکاری که با دست خط خودش نوشته شده بود، با واکنش ملایم مطبوعات فرانسوی مواجه شد، که عمدتاً از نمایش او از فرانسه ناامید شده بودند. ("F برای ... فرانسه است، کشور عزیز دوران جوانی من! او کسل کننده، غمگین، مطیع، بیمار - آسیب دیده، ویران، مبتذل، مبتذل شده است.")
بریژیت باردو جوان، بازیگر، ظرفی برای تخیل بود. تمایلات جنسی غریزی و غریزی او بر روی صفحه نمایش، فرانسه و سپس کل جهان را به وجد آورد. به نظر می رسید که او بدون تخیل، وحشی و فیزیکی است. مردان به او فرافکنی کردند، اما او نمی توانست تسخیر شود. او همان ایده یک زن فرانسوی پس از جنگ بود: تحریک آمیز، ظاهراً تحت کنترل. آنها مردان را دوست داشتند و متقاعد شده بودند که می توانند آنها را به هوس های خود دستکاری کنند.
خانم باردو به عنوان یک دختر، خانواده سخت گیر، بورژوا و کاتولیک صنعتگر خود را برای زندگی غیرمتعارف ترک کرد. او در 39 سالگی بازیگری سینما را رها کرد و از تحسین عمومی کناره گرفت (و بعداً هرگونه بازگشت احتمالی به آن را رد کرد). او با شدت به دنبال آزادی حیوانات بود. او یک بار گفت: "حیوانات مرا نجات دادند." "بدون آنها، من خودکشی می کردم."
همچنان که زندگی اش پیش می رفت، خانم باردو به شیوه های جدید و اغلب متعصبانه تحریک می کرد. او میراث خود را با اظهار نظرهای مکرر نژادپرستانه، اسلام هراسانه، همجنسگرا هراسی و ضد ترنس و با تمسخر جنبش #MeToo خدشه دار کرد. من در اطراف زنان فرانسوی قوی از نوع خانم باردو بزرگ شدم، زیبا و مستقل، بله، اما اغلب تیزبین و بی رحم. آنها چیزهای هولناک و واپسگرایانه ای را با یک برق شیطنت آمیز در چشمانشان می گفتند.
اعتراف می کنم که آن زنان را دوست داشتم، حتی اگر به شدت با عقاید آنها مخالف بودم. آنها شیرین نبودند. آنها مهیب بودند مادربزرگم پس از طلاق از پدربزرگم در اوایل دهه 1970، تنها در یک قایق خانگی در رودخانه سن زندگی می کرد. او در مورد مردان به من توصیه کرد: "باید آنها را مانند یک توله سگ زیبا در بند نگه دارید، برای خودنمایی خوب است اما هرگز جدی گرفته نمی شوید." و در کمال تعجب، وقتی به او گفتم که با زنان قرار دارم، کاملاً پذیرفت. او به من گفت که او نیز یک بار عاشق یک زن بوده است - یک تنیس باز معروف که ماشین مسابقه ای رانده بود، صاحب یک یوزپلنگ خانگی بود و کمی شبیه پدربزرگ من بود. او گفت که دیگر هرگز با یک زن قرار ملاقات نخواهد گذاشت. خیلی دردناک بود.
بریژیت باردو یکشنبه درگذشت. بگذارید خودش را با کلمات خودش به یاد بیاورد.
با خواندن آنها، اغلب با وجود خودم می خندم.
A comme ABANDON (A IS FOR ABANDON)
پریشانی مطلق.
D comme Désir (D comme Désir (D برای آرزوی دیگر است)
قتل!
E comme Enfer (E برای جهنم است)
این روی زمین وجود دارد.
F comme Fumer (F برای سیگار کشیدن است)
این شگفت انگیز است! حرام است! هر کاری که به ما خیر کند حرام است. حالم به هم می خورد!
سیگار کشیدن را دوست دارم، همیشه سیگار کشیده ام و خواهم کرد. من دوست دارم حرام را سرپیچی کنم، این اشتیاق من است!
G comme Grossesse (G برای حاملگی است)
مجازات تحقیرآمیزی که بر بدن زنان تحمیل میشود، پس از اینکه خود را به عشق مردی سپردن میکنند... عاشق را به یک اجداد مخدوش تبدیل میکند که دیگر اشتیاق دیوانهوار را القا نمیکند. این آغاز بدتر شدن رابطه یک زوج است.
H comme Hepburn, Audrey (H برای آدری هپبورن است)
بازیگر اسطوره ای دهه 50، بسیار شیک و مناسب برای دختران آمریکایی، یک مدل برای تمام دختران آمریکایی. پر از جذابیت و جواهرات اما با جذابیت جنسی صفر.
این قسمت آخر، حداقل، مشکل خانم باردو نبود. نه مال مادربزرگم مادربزرگ من در 95 سالگی هنوز زنده است و من هنوز او را دوست دارم. این زنان، از نسلی که در حال گذر بودند، از هیچ کس انتظاری نداشتند و در عوض لطف کمی داشتند. ای کاش آنها می دانستند چگونه مهربانتر باشند - با دنیا و با خودشان.
نادجا اشپیگلمن یک ویرایشگر فرهنگی برای Opinion است. او نویسنده کتاب خاطرات «من قرار است از شما در برابر همه اینها محافظت کنم» در مورد مادر و مادربزرگش است.
تایمز متعهد به انتشار تنوع نامه برای سردبیر است. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.
بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام،