نظر | چگونه یک شهر 10 میلیون نفری تقریباً بی آب شد؟
نیویورک تایمز
1404/09/28
13 بازدید
اوایل ماه جاری، تهران، شهری 10 میلیونی، دوام خود را زیر سوال برد. پس از شش سال خشکسالی و خشک ترین پاییز در بیش از 50 سال گذشته، مخازن تامین کننده شهر به حدود 10 درصد ظرفیت و در برخی موارد کمتر از ظرفیت خود کاهش یافت. در اواخر نوامبر و اوایل دسامبر میزان بارندگی در مقایسه با میانگین تاریخی تقریباً 90 درصد کاهش یافت. ساکنان شهر با قطعی آب، کاهش شدید فشار شیر و درخواست مقامات برای محدود کردن شستشو مواجه شدند.
رئیس جمهور ایران، مسعود پزشکیان، در نوامبر اعلام کرد که اگر باران نبارد، بخشهایی از شهر باید تخلیه شود. خوشبختانه، در نهایت باران در اطراف تهران بارید و فشار فوری بر منابع آب را کاهش داد. اما شهر خیلی به فاجعه نزدیک شد. هیچ مهلتی برای خطر خشک شدن شیرها وجود ندارد، و چشم انداز بارندگی بیشتر تاسف بار به نظر می رسد.
تهران آخرین شهر بزرگی است که به طرز خطرناکی به روز صفر نزدیک شده است - اصطلاحی که در سال 2017 رایج شد، زمانی که منبع آب در کیپ تاون به قدری کم شد که مقامات شهر طرحی را برای بستن شیرهای آب در نظر گرفتند و از ساکنان درخواست کردند تا نقاط توزیع آب را جمع آوری کنند. کیپ تاون، همراه با سائوپائولو، برزیل، در سال 2015 و چنای، هند، در سال 2019، پس از تقریباً تمام شدن آب آشامیدنی بهبود یافتند، اما همه آنها به روشهایی گران و در نهایت ناپایدار به سر میبرند.
در دنیایی که به سرعت در حال گرم شدن است، در شهرهای دیگر فقط چند روز پیش از خشکسالی و بخت و اقبال در شهرها مهم است. وقتی این اتفاق می افتد، درسی که از گذشته گرفته می شود این نیست که شهرها باید به سادگی آب بیشتری پیدا کنند، بلکه باید با محدودیت های خود نیز مقابله کنند.
هر پیشنهادی برای جابجایی یک شهر باعث انحراف از این واقعیت است که محدود کردن رشد و استفاده از آب - هر چند از نظر سیاسی دشوار باشد - اغلب محتاطانه تر از تلاش برای مهندسی کار پیچیده تر است. شهرهایی که از استرس زیست محیطی جان سالم به در میبرند، آنهایی هستند که مقیاس و رفتار خود را با محیط خود تطبیق میدهند، نه آنهایی که تصور میکنند فناوری میتواند بیپایان محدودیتهای طبیعی را نادیده بگیرد. --> در «کارت پستالهایی از دنیایی در آتش»، ۱۹۳ داستان از کشورهای جداگانه نشان میدهد که چگونه تغییرات آب و هوایی در حال تغییر شکل واقعیت در همه جا هستند، از صخرههای مرجانی در حال مرگ در فیجی تا واحههای ناپدید شدن در مراکش و بسیار فراتر از آن.
--> ال گور، چهل و پنجمین معاون رئیس جمهور ایالات متحده، در پایان سال 2020، دلایلی برای خوش بینی در دوران ریاست جمهوری بایدن پیدا کرد، احساسی که احتمالاً با تصویب قوانین مهم آب و هوایی قابل اثبات است. این بدان معنا نیست که انتقاداتی وجود نداشته است. برای مثال، چارلز هاروی و کورت هاوس استدلال میکنند که یارانهها برای فناوری جذب آب و هوا نهایتاً هدر خواهد بود.
بدترین خطرات آبوهوایی، نقشهبرداری شده: در این ویژگی، یک کشور را تجزیه میکنیم و با آن مواجه میشویم. در مورد آمریکا، نقشههای ما که با متخصصان تهیه شدهاند، نشان میدهند که گرمای شدید در کجا بیشترین مرگ و میر را ایجاد میکند.
مردم چه کاری میتوانند انجام دهند: جاستین گیلیس و هاروی استرالیا انواع فعالیتهای محلی را توصیف میکنند. راه را در خورشیدی پشت بام نشان می دهد. در همین حال، کارلوس گامارا مینویسد، در همین حال، تغییرات کوچک در دفتر ممکن است یکی از راههای خوب برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای باشد.
شرایط خشکسالی در ایران تا حدی نتیجه تغییرات آب و هوایی است: بیشتر مناطق خاورمیانه، از جمله ایران، گرمتر از تغییرات آب و هوایی است. چرخه های بارش در سراسر فلات ایران. زمستان ها کوتاه تر و خشک تر می شوند. بارش برف در کوههای زاگرس و البرز - مخازن طبیعی حیاتی که زمانی رودخانهها و سفرههای زیرزمینی را در بهار و اوایل تابستان تغذیه میکردند - در حال کاهش است. وقتی باران میبارد، بهطور فزایندهای به صورت فورانهای شدید میآید که به جای غوطهور شدن، از زمین سفتشده خارج میشود و کاری برای شارژ مجدد آبهای زیرزمینی انجام نمیدهد.
گرچه گرم شدن کره زمین تنها بخشی از مشکل است. زیرساختهای آب ایران مدتهاست که از کمبود سرمایهگذاری و همچنین حفر غیرقانونی صدها هزار چاه که کشاورزی و صنعت را حفظ میکنند، رنج میبرد. شرکت مدیریت منابع آب ایران تخمین میزند که کارگران آن سالانه حدود 13000 حلقه چاه غیرقانونی یا هفتهای 250 حلقه چاه را میبندند، بدون اینکه مشکلی جدی ایجاد کنند.
عوامل دیگر ممکن است بیشتر در بروز این بحران نقش داشته باشند: شهرنشینی سریع، افزایش جمعیت و افزایش مصرف آب. برای مثال، جمعیت تهران از 700000 نفر در دهه 1940 به حدود 10 میلیون نفر در حال حاضر افزایش یافته است.
آقای پزشکیان گفته است که چنین رشد سریعی غیرقابل تحمل است، به همین دلیل است که بهترین اقدام را انتقال پایتخت کشور به سواحل خلیج عمان پیشنهاد کرده است. دولت چنین وظیفه لجستیکی سختی را بر عهده دارد. مسئله پول وجود دارد: جابجایی یک سرمایه مستلزم ده ها میلیارد دلار سرمایه گذاری در زیرساخت ها، مسکن، حمل و نقل و خدمات است. ایران در حال حاضر به دلیل تحریم ها، تورم و نیازهای اجتماعی رقابتی در تنگنای نقدی قرار دارد. اما مشکل واقعی این است که چنین تلاشی منابع کمیاب را جذب می کند که در غیر این صورت ممکن است به سمت رسیدگی به بحران اساسی آب هدایت شوند: جدی شدن در مورد مدیریت آب، قیمت گذاری، استفاده بیش از حد کشاورزی و رشد شهری.
ما دیده ایم که وقتی مقامات در رسیدگی به این مسائل عمیق تر ناکام می مانند، در شهرهای دیگر چه اتفاقی می افتد. پایتخت فناوری هند، بنگلور، که قبلاً بنگلور نامیده می شد، نمی تواند نیاز خود را برای آب با منابع محلی برآورده کند و در عوض به ناوگان تانکرهای خصوصی خارج از شهر متکی است که نرخ های متفاوتی برای آب دریافت می کنند، پس انداز مردم را تخلیه می کند و نابرابری را تشدید می کند. استانبول در کاهش نشت آب و بهبود بهره وری و حفاظت سرمایه گذاری کرده است و از بحران خود برای آن زمان خریده است. اما این اقدامات محاسبات اساسی عرضه محدود و تقاضای رو به رشد را تغییر نداده است. با ادامه رشد شهرها و تخلیه سفرههای زیرزمینی، مسافتها، هزینهها و تنشهای اجتماعی بهشدت افزایش مییابد - که تضمین میکند که راهحلهای اضطراری تنها بهطور موقت محاسبه آینده را به تأخیر میاندازند.
شهرها در طول تاریخ آمدهاند و رفتهاند. بسیاری از بزرگترین مراکز شهری گذشته - لاگاش و اوروک در بین النهرین، انگکور در کامبوج، تیکال در گواتمالا - در نهایت به دلیل عدم مدیریت آب تا حدی از بین رفتند. هنگامی که تعادل اکولوژیکی بهم خورد، حتی پیچیده ترین جوامع نیز برای بهبودی تلاش کردند.
برای جلوگیری از سرنوشت لاگاش و انگکور، تهران و سایر شهرهای مدرن باید با معیارهای سیاسی معاصر کاری رادیکال انجام دهند: بپذیرید که زندگی در محدوده های زیست محیطی اختیاری نیست. این به معنای تعیین محدودیتهای سخت برای گسترش شهرها، همسو کردن جمعیت و مصرف با منابع موجود و در نظر گرفتن آب نه بهعنوان یک ورودی بیپایان منعطف، بلکه بهعنوان یک محدودیت تعیینکننده است.
حتی شهرهایی که مدتها با فرض رشد نامحدود ساخته شدهاند، شروع به مواجهه با این واقعیت کردهاند: مکانهایی مانند لاسوگاس و فینیکس، که بهطور تاریخی دارای قواعد غیرقابل رشد بودهاند، اکنون تمایلی به برنامهریزی غیرقابل توسعه ندارند. مدیریت کمبود آب هزینههای این فرض را که محدودیتهای فیزیکی اعمال نمیشود و اینکه همه مشکلات را میتوان با نبوغ انسانی یا با پرتاب پول به سوی آنها حل کرد، آشکار کرده است. نبوغ ما به ما اجازه می دهد تا قوانین را تغییر دهیم - اما نه برای همیشه. در درازمدت، بانک همیشه برنده است.
پیتر فرانکوپان، استاد تاریخ جهانی در آکسفورد و نویسنده پنج کتاب، از جمله «جادههای ابریشم: تاریخ جدیدی از جهان» است. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.
بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام، TikTok، دنبال کنید. WhatsApp و Threads.