نظر | من یک دهه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل بودم. این همان بحرانی است که من می بینم.
من در ژانویه 2016، زمانی که خشونت ها در سوریه اوج گرفت، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل شدم. آن درگیری که در سال 2011 آغاز شد و تا سرنگونی رژیم بشار اسد یک سال پیش ادامه داشت، صدها هزار نفر را کشت و میلیون ها نفر را فراری داد تا جان خود را از دست بدهند.
این تابستان من در مرز بین لبنان و سوریه ایستادم و شنیدم که کامیون ها و اتوبوس ها در حالی که مردم را به شهرها و روستاها می بردند، بوق می زدند. بیش از یک میلیون سوری از دسامبر گذشته از خارج بازگشته اند. اگر صلح شکننده برقرار باشد، چیزهای بیشتری به دنبال خواهد داشت.
درس باید آشکار باشد: تعداد پناهندگان سوری به دلیل سیاست های مرزی سختگیرانه، گشت زنی در خشکی یا دریا، یا لفاظی های بیگانه هراسانه کاهش نیافته است. آنها سقوط کردند زیرا در نهایت جنگ متوقف شد.
با این حال، برای قضاوت از واکنش شدید چندین کشور علیه پناهندگان، پناهجویان، مهاجران - در برخی موارد، صرفاً خارجی ها - این درس قابل درک نیست. در عوض، بسیاری از دولتها مرزهای سختتر، حصارهای بلندتر، بازدارندههای بزرگتر و کاهش کمکهای خارجی را انتخاب میکنند.
هنگامی که پس از یک دهه از سمت کمیساریای عالی پناهندگان کنارهگیری میکنم، نه تنها درگیریها و شرایط اضطراری را میبینم که بر هر منطقه از جهان تأثیر میگذارد، بلکه میبینم که درگیریها و شرایط اضطراری بر هر منطقه از جهان تأثیر میگذارد، بلکه یک بحران جهانی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. از لفاظی های پوپولیستی که ما را نسبت به مصائب دیگران بی حس می کند.
مردم عادی نگرانی های واقعی در مورد سوء استفاده از سیستم های پناهندگی، امنیت مرزهای خود و ظرفیت خدمات عمومی خود دارند. نمی توان چنین نگرانی هایی را نادیده گرفت یا بی اهمیت جلوه داد. و خستگی از شفقت بهسختی تعجبآور نیست: پیگیری همه بحرانهای جهان زمانی که بسیاری از بحرانها حلنشده باقی میمانند در حالی که بحرانهای جدید فوران میکنند، دشوار است.
اما به نظر میرسد که ما در رقابتی تا آخر هستیم، جایی که حتی سیاستمداران میانهرو هم برای اعلام سختترین (و اغلب ناکارآمد) سیاستها به جای تلاش برای حل مسائل، رقابت میکنند. فروش سادگی وحشیانه ممکن است آسان تر از تعامل پیچیده، بلندمدت و چندجانبه باشد، اما دومی نتایج موثرتری به همراه دارد.
جامعه بین المللی باید در سیستم های پناهندگی سرمایه گذاری کند تا آنها را سریعتر، کارآمدتر و بهتر بتواند افرادی را که به کمک نیازی ندارند بازگرداند. دولتها موظفند مرزهای خود را کنترل کنند، اما مسئولیت مشترک دارند تا از کسانی که برای جان خود فرار میکنند محافظت کنند. این مسئولیتی است که چند سال پس از جنگ جهانی دوم بسیاری از کشورها با کمال میل با آن موافقت کردند. مسئولیتی که به حاکمیت لطمه نمی زند، بلکه بیانگر آن است.
به غیر از تمرکز بر مرزها، کارهای بیشتری وجود دارد. بیش از 70 درصد پناهندگان در کشورهای با درآمد متوسط و کم، از جمله برخی از فقیرترین کشورهای جهان زندگی می کنند. تعداد نسبتا کمی به سمت کشورهای ثروتمندتر حرکت می کنند، و تنها زمانی که هیچ جایگزینی در جایی که هستند وجود ندارد - نه کار، نه مدرسه، نه امید. هیچ کس نمی خواهد جان خود را در یک قایق شلوغ و نشتی، یا جاده بیابانی یا مسیر جنگلی که توسط قاچاقچیان، گروه های مسلح و خطرات بی شمار دیگر مورد آزار و اذیت قرار می گیرد، به خطر بیندازد.
ما باید از کشورهایی که میزبان پناهندگان هستند، به ویژه آنهایی که منابع کمی دارند مانند چاد، بننگ، اوگاندا، و کشورهای دیگر که دارای منابع کمی هستند، حمایت بیشتری کنیم. اطمینان از اینکه این کشورها می توانند شغل، تحصیل، مسکن و سایر حقوق را به پناهندگان ارائه دهند رایگان نیست، اما سرمایه گذاری خوبی است. این به پناهندگان امید و میزانی از ثبات می دهد. آنها را قادر می سازد تا به مشارکت کنندگان اجتماعی و اقتصادی تبدیل شوند. آنها را با ابزارهایی برای کمک به بازسازی کشورهایشان پس از بازگشت به کشورشان مجهز می کند.
این رویکرد - جایی که کمک های بشردوستانه با توسعه و ایجاد صلح روبرو می شود - به همان اندازه که اصل است، به نفع شخصی عمل گرایانه است. حرکت بی نظم میلیون ها انسان مستاصل با توجه به فشاری که بر مرزها ایجاد می کند، می تواند به عنوان یک مسئله امنیتی تلقی شود. و صادقانه بگویم، در مقایسه با مبالغ هنگفتی که برای دفاع هزینه میشود، میتوان به آن پرداخت.
من بیش از 40 سال پیش در اردوگاههای پناهندگان در امتداد مرز تایلند و کامبوج، کار بشردوستانه خود را آغاز کردم. در سالهای پس از آن، من در بحران پناهندگان در افغانستان، عراق، منطقه دریاچه های بزرگ آفریقا، با پناهندگان فلسطینی و بسیاری دیگر کار کرده ام. من رنج وحشتناکی را دیدهام، اما همیشه سنگری در برابر ضد بشریت وجود داشت: امدادگران در خط مقدم، و اجماع بینالمللی برای حمایت و حفاظت از نیازمندان.
زمان من در کمیسیون عالی پناهندگان سازمان ملل در حالی به پایان میرسد که آژانس به ۷۵ سالگی خود میرسد. در جولای آینده، خود کنوانسیون پناهندگان نیز 75 ساله خواهد شد. منتقدان آن می گویند که این سنگ بنای حقوق بین الملل دیگر مناسب دنیای سفرهای دسته جمعی و درگیری های متعدد نیست. اشتباه است. انعطافپذیر، عملگرا و بهطور گسترده قابل اجرا است، کاملاً برای چنین جهانی مناسب است - این ترجمه قانونی تعهد انسانی برای محافظت از مردمی است که از آزار و اذیت، خشونت و جنگ فرار میکنند، که قرنها در تمام سنتهای فرهنگی ثبت شده است.
امروزه، حدود 117 میلیون نفر مجبور شدهاند خانههای خود را از طریق مرزهای بینالمللی یا مناطق امنتر بینالمللی خود ترک کنند. ابزارهایی برای کمک به آنها برای زنده ماندن، بازسازی و در نهایت بازگشت به خانه از قبل وجود دارد. اما آنها به زمان، همکاری، اعتماد و تمایل به سرمایه گذاری در صلح به جای جنگ نیاز دارند.
فیلیپو گراندی، کمیسر عالی سازمان ملل در امور پناهندگان است.
تایمز متعهد به انتشار تنوع نامه به سردبیر است. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.
بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام،