نظر | برکناری مادورو درست در دستان پوتین بازی می کند
در هجوم اولیه اخبار صبح شنبه، بسیاری از مفسران حدس می زدند که ربوده شدن نیکلاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا نیز ضربه ای به ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه بود، زیرا ونزوئلا و روسیه متحدان یکدیگر هستند. برعکس، این یک پیروزی برای پوتین است، زیرا یک ضربه - به احتمال زیاد کشنده - به نظم جدید جهانی قانون، عدالت و حقوق بشر است که در پی جنگ جهانی دوم منادی شد.
این نظم هرگز به اندازه قهرمانانش قوی نبود. بسیاری از نهادهای چندجانبه که برای تقویت همکاری و اجرای قوانین بینالمللی ایجاد شدهاند، اغلب به این دلیل که توسط قدرتمندترین اعضای خود تخریب شدهاند، ناکارآمد بودهاند. و با این حال، برخی مکانیسم ها کار می کردند. برخی از قوانین اجرا شد. برخی از جنایات مجازات شدند و بسیاری دیگر احتمالاً پیشگیری شدند. میلیون ها نفر آزادی و کرامت خود را تایید کردند. و امید معقولی وجود داشت که نظم جهانی مبتنی بر قانون و انسانگرایانه ساخته شود. دیگر نه.
وقتی رئیس جمهور ترامپ روز شنبه در یک کنفرانس خبری برای مردم سخنرانی کرد، اعلام کرد که نیروهای آمریکایی رئیس جمهور ونزوئلا و همسرش را به نام دموکراسی، عدالت، آزادی برای مردم ونزوئلا و امنیت آمریکایی ها ربوده اند. این یک تمسخر بود: علیرغم آنچه که اغتشاشگران کشور ما ممکن است واقعاً به آن اعتقاد داشته باشند، آدم ربایی - چه در خیابانی در بوستون، در یک ساختمان آپارتمانی در نیویورک یا شیکاگو، یا در محوطه مادورو در کاراکاس - هرگز در خدمت عدالت نیست.
غیرقانونی قانون را رعایت نمی کند. شروع جنگ های تجاوزکارانه هیچ کس را امن تر نمی کند. استعمار آزادی نمی آورد. و استعمار همان چیزی است که ترامپ در هنگام برکناری ماریا کورینا ماچادو، برنده جایزه نوبل با ادعای معتبر از یک مقام مردمی و به رسمیت شناختن بینالمللی، به عنوان فاقد ویژگیهای رهبری، وعده داد و به طرق مختلف، حداقل چهار بار گفت: «ما کشور را اداره میکنیم. پوتین رئیس جمهور روسیه مدعی شده است که حمله او به اوکراین ماموریتی برای آزادی مردم آن کشور بوده است. او مدعی شده است که از حاکمیت روسیه دفاع می کند، چیزی که وجود اوکراین هرگز آن را تهدید نکرده است. پوتین حتی ادعا کرده است که اوکراین بهطور غیرقانونی زیرساختهای ایجاد شده توسط کشورش را تصاحب کرده است (خوب، توسط اتحاد جماهیر شوروی، که پوتین آن را با روسیه ترکیب میکند) - درست همانطور که ترامپ به دروغ ادعا کرد که مادورو با ملی کردن صنعت نفتی که شرکتهای آمریکایی در ساخت آن کمک کردهاند، بزرگترین سرقت اموال آمریکا در تاریخ را انجام داده است.
یک دنیا اختلاف بین قدرتهای خودکرات و باقی ماندن مادورو در انتخابات وجود دارد. رئیس جمهور قانونی و منتخب دموکراتیک اوکراین، ولودیمیر زلنسکی. اما آنچه در اینجا اهمیت دارد، شباهت بین متجاوزان است: ترامپ و پوتین.
سالهاست، پوتین دیدگاهی از جهانی را مطرح میکند که توسط چند مرد قدرتمند به حوزههای نفوذ تقسیم شده است. این نیز نظم پس از جنگ جهانی دوم است - نظم جنگ سرد، که در آن کشورهای تحت استعمار اتحاد جماهیر شوروی از آرمان های لیبرالی مورد ادعای غرب حذف شدند. مدتهاست که واضح است که ترامپ به طور غریزی با این دیدگاه موافق است: به نظر میرسد که به نظر میرسد ساختن جهان همان چیزی است که او فکر میکند قدرت سیاسی برای آن است. هرکسی که استراتژی امنیت ملی را که در ماه دسامبر علنی شد، نوشت، این جهان بینی را به عنوان نتیجه دکترین مونرو، یعنی ادعای دو قرنی قدرت ایالات متحده بر نیمکره غربی، مدون کرد. در طول کنفرانس خبری روز شنبه، به نظر میرسید که ترامپ نتیجه را به «دکترین دونرو» تغییر نام داده است.
نیم قرن پیش، بهعنوان دانشآموز کلاس سوم شوروی، ماهها دروسی را که به منابع طبیعی اختصاص داشت، میگذراندم. اصطلاح روسی - polezniye iskopayemiye - گویا است: به معنای واقعی کلمه به عنوان "مواد قابل استخراج مفید" ترجمه می شود. آن واحدهای مدرسه شوروی به قدری کسل کننده بودند که هنوز می توانم این حس را به خاطر بیاورم که عقربه دقیقه ساعت ساعت کلاس ثابت ایستاده بود. همچنین به یاد دارم که گرانیت جامد است، فلز در سنگ معدن یافت می شود، نفت برای زندگی مدرن ضروری است و هدف از تملک زمین استخراج است. من همچنین یک نقشه غول پیکر از اتحاد جماهیر شوروی را به یاد دارم که در آن بسیاری از مناطق غنی از مواد معدنی به رنگ قرمز روشن رنگ شده بودند. به یاد دارم که به من گفته شد این ثروت ما بود.
به نظر میرسد ترامپ به تنهایی به همان درک از جغرافیا و سیاست رسیده است که در سر دانشآموزان شوروی از جمله پوتین و من کوبیده شد. در خلال کنفرانس خبری ترامپ، او به اکثر سؤالات - که آیا آنها در مورد مکانیزم «اجرای» ونزوئلا، هزینه چنین حکمرانی یا منافع ژئوپلیتیکی دیگر کشورها در منطقه بودند - با پاسخهایی درباره تمام نفتی که ایالات متحده از چاههای ونزوئلا بیرون میکشد، پاسخ داد. سیاست او سیاست خود غنی سازی است، یک جست و جوی بزرگ برای استخراج سودمند. در طول اولین مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری خود، او از جورج دبلیو بوش به دلیل شکست خوردن نفت در طول جنگش در عراق انتقاد می کرد. برخی از ما در آن زمان تعجب کردیم: چگونه "روغن را می گیرید"؟ اینگونه است: شما کشور را می گیرید.
یکی دیگر از موارد مشترک ترامپ و پوتین، تحقیر ارزش های اروپایی است، همان ارزش های همکاری، عدالت و حقوق بشر که نظم بین المللی پس از جنگ جهانی دوم برای حفظ آنها طراحی شده بود. سخنرانیهای پوتین با این تحقیر میچکد، درست مانند استراتژی امنیت ملی ترامپ. به نظر می رسد دکترین دونرو به ترامپ اجازه می دهد تا ونزوئلا، کوبا - که او و وزیر امور خارجه مارکو روبیو آشکارا تهدید کرده اند - و هر بخش دیگری از قاره آمریکا را که ترامپ می خواهد، بگیرد. (مطمئنم که او خیلی زود بازخواهد گشت تا در مورد تبدیل کانادا به پنجاه و یکمین ایالت صحبت کند.)
اگر چنین باشد، به پوتین اجازه میدهد تا به اندازهای که میخواهد از اروپا بگیرد. جنگ هیبریدی روسیه در اروپا - اقدامات خرابکارانه سیاسی و زیرساختی، از جمله پارازیت مشکوک در فرکانس های کنترل ترافیک هوایی در فرودگاه های متعدد اروپایی - از زمان بازگشت ترامپ به قدرت تشدید شده است. ادامه فشار دولت ترامپ بر اوکراین، پوتین را جسورتر کرده است. تهاجم به کاراکاس، که به روشی ترسناک شبیه به آنچه مسکو زمانی برای کیف در نظر گرفته بود، انجام شد، او را بیشتر جسور خواهد کرد. پیام مشابهی بدون شک در پکن دریافت شده است: اگر ترامپ بتواند ونزوئلا را بگیرد و پوتین بتواند اوکراین را بگیرد، مطمئنا شی جین پینگ رئیس جمهور چین می تواند تایوان را بگیرد.
پوتین متحد مادورو بود، اما متحدان می آیند و می روند. جهان بینی ها و میل به وادار کردن جهان به انطباق با آنها باقی می ماند. دنیای پوتین به تازگی هماهنگ تر شده است. نه به این دلیل که همانطور که نظریهپردازان توطئه میخواهند باور کنید، پوتین به ترامپ میگوید چه کاری انجام دهد، بلکه به این دلیل که این دو مستبد واقعاً جهان را به یک شکل میبینند. ما در روسی ضربالمثلی داریم: دو چکمه یک جفت را میسازند.
عکس منبع الکساندر نمنوف/AFP، از طریق Getty Images.
تایمز متعهد است تنوع نامهها را برای سردبیر منتشر کند. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.
بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام،