نظر | میت رامنی: مثل من از ثروتمندان مالیات بگیرید
در سال 2012، تبلیغات سیاسی حاکی از آن بود که برخی از سیاستهای پیشنهادی من، در صورت تصویب، به منزله راندن مادربزرگ از صخره است. در واقع، پیشنهادهای من برای جلوگیری از این اتفاق بود.
امروز، همه ما، از جمله مادربزرگهایمان، واقعاً به سمت یک صخره میرویم: اگر طبق پیشبینیها، صندوق امانی تامین اجتماعی در سال مالی 2034 تمام شود، مزایا حدود 23 درصد کاهش مییابد. دولت برای جبران این کمبود به تریلیون ها دلار نیاز دارد. وقتی وام دهندگان از وام دادن پول خودداری می کنند مگر اینکه نرخ بهره بسیار بالاتری به آنها پرداخت شود، تقریباً به طور حتم فاجعه اقتصادی رخ خواهد داد. از طرف دیگر، دولت میتواند پول بیشتری چاپ کند و باعث ایجاد تورم شدید شود که ارزش بدهی ملی را کاهش میدهد - همراه با پسانداز شما.
معمولاً، دموکراتها بر مالیاتهای بالاتر و جمهوریخواهان بر هزینههای کمتر پافشاری میکنند. اما با توجه به بزرگی بدهی ملی ما و همچنین نزدیکی صخره، هر دو لازم است. DOGE برای کاهش بودجه رویکردی کوتاه و سوزان در پیش گرفت و به طرز چشمگیری شکست خورد. اروپا نشان میدهد که مالیاتهای گزاف بدون محدودیت هزینهها، نشاط اقتصادی را از بین میبرد و بنابراین سرعت رسیدن صخره را تسریع میکند.
در جبهه کاهش هزینهها، فقط اصلاح استحقاق میتواند تفاوت معناداری ایجاد کند، زیرا برنامههایی مانند تامین اجتماعی و مدیکر اکثر هزینههای دولت را نشان میدهند. هیچ کس نمی تواند مزایا را برای بازنشستگان فعلی یا نزدیک کاهش دهد. اما مزایای سوشال سکیوریتی و مدیکر برای بازنشستگان آینده باید مورد آزمایش قرار گیرد - یعنی بر اساس نیاز - و سن شروع پرداخت حقوق باید با امید به زندگی در آمریکا مرتبط باشد.
و از نظر مالیاتی، وقت آن رسیده است که افراد ثروتمندی مانند من به طور متوسط به نرخ 7 درصدی کمک کنند. ریاضی دوبرابر کردن آن - که مدت کوتاهی پس از "روز آزادی" امکان پذیر به نظر می رسید - خانواده های با درآمد پایین و متوسط را بیشتر سنگین می کند و عواقب شدیدی در بازار به همراه خواهد داشت.
من مدت هاست که با افزایش سطح درآمدی که مالیات های استخدامی FICA اعمال می شود (امسال، سقف 176100 دلار است) مخالف بودم. دیگر؛ عواقب صخره نظر من را تغییر داده است.
بزرگترین منبع درآمد مالیاتی اضافی نیز احتمالاً قانعکنندهترین منبع برای عدالت و ثبات اجتماعی است. برخی آن را بستن نقاط ضعف کد مالیاتی مینامند، اما اصطلاح «خلاف» به شدت مقیاس آنها را کمرنگ میکند. «غارها» یا «غارها» مناسبتر خواهند بود.
بهعنوان مثال، غار مالیات بر عایدی سرمایه در هنگام مرگ برای کسانی که داراییهای عظیم هستند را در نظر بگیرید. بیایید به یک سناریوی فرضی با استفاده از ایلان ماسک به عنوان یک پروکسی نگاه کنیم. اگر او در ابتدا سهام تسلا خود را مثلاً با 1 میلیارد دلار خریداری کرده بود و تا زمان مرگش نگه داشت، و اگر ارزش آن 500 میلیارد دلار بود، هرگز 24 درصد مالیات بر عایدی سرمایه فدرال را بر سود 499 میلیارد دلاری پرداخت نمی کرد. چرا؟ زیرا طبق قانون مالیات، عایدی سرمایه در هنگام فوت مشمول مالیات نمی شود. قانون مالیاتی که به عنوان افزایش پایه شناخته می شود به این معنی است که وقتی وارثان آقای ماسک سهام او را دریافت می کنند، طوری با آنها رفتار می شود که گویی آن را به قیمت 500 میلیارد دلار خریداری کرده اند. بنابراین هیچ کس مالیات 499 میلیارد دلاری سود سرمایه را پرداخت نمی کند. همیشه.
وقتی در مورد کمک به خانوادهها در حفظ مزارع خانوادگی صحبت میکنید، این ماده غیرعادی منطقی است. اما میلیاردرها از آن برای اجتناب از مالیات بر عایدی سرمایه استفاده می کنند. به منظور کسب درآمد بیشتر، این غار باید برای کلان املاک بیش از 100 میلیون دلار مهر و موم شود.
پلم بندی غارهای املاک و مستغلات نیز درآمد بیشتری را افزایش می دهد: 1031 صرافی به یک توسعه دهنده املاک اجازه می دهد تا به تعویق بیفتد و احتمالاً از پرداخت مالیات بر سود سرمایه خودداری کند. کاهش ارزش خرید یک ساختمان، از جمله بدهی، درآمد را از مالیات محافظت می کند. مانند مثال قبلی، املاک بسیار سودآوری که در زمان مرگ نگهداری می شوند مشمول مالیات بر عایدی سرمایه نیستند. من فرض می کنم که این مقررات در ابتدا برای تحریک صنعت املاک و مستغلات در نظر گرفته شده است. امروزه، آنها مولتی میلیاردرها را عایق میکنند.
محلها و غارهای بیشتری برای کاوش و مهر و موم کردن برای افراد بسیار ثروتمند وجود دارد، از جمله کسر مالیات ایالتی و محلی، نرخ مالیات بر بهره حملشده و محدودیتهای خیریه در بزرگترین املاک در هنگام مرگ. اینطور نیست که ثروتمندان، در این موارد، دولت را فریب دهند - آنها بر اساس قوانین بازی می کنند. اما با توجه به خطر احتمالی پیش رو، باید از قانون ویلی ساتون پیروی کنیم: به جایی بروید که پول است.
من به سرمایه گذاری آزاد اعتقاد دارم و معتقدم همه آمریکایی ها باید بتوانند برای موفقیت مالی تلاش کنند. اما ما به نقطهای رسیدهایم که هر ترکیبی از راهحلها برای مشکلات اقتصادی کشورمان باعث مشارکت بیشتر ثروتمندترین آمریکاییها میشود.
البته رشد اقتصادی بسیار سریعتر ما را از صخره بدهی نجات میدهد. این واقع بینی مدت هاست که شکست سیاستمداران را در اقدام منطقی توجیه کرده است: رشد سریع تر، که با کاهش مالیات وعده داده شده است، همیشه در گوشه و کنار است، اما این گوشه هرگز نمی رسد.
بله، مالیات ها می توانند رشد را کاهش دهند. اما بیشتر اقداماتی که من پیشنهاد می کنم تأثیر نسبتاً کمی بر رشد اقتصادی خواهد داشت. اگر حزب من میخواهد کسی باشد که به آمریکاییهای طبقه متوسط کارگر و متوسط فرصت بیشتری بدهد - حزبی باشد که در تلاش است تا حدی اعتماد به سیستم سرمایهداری ما را احیا کند - این یک شروع خواهد بود.
این به ما کمک میکند از صخرههای پیش رو اجتناب کنیم، و ممکن است تمایل داشته باشد که برخی از فارغالتحصیلان مالیاتی را که خشم فزایندهای دارند آرام کند. مولتی میلیاردرهایی که با قایقهای 300 فوتی قایقرانی میکنند.
میت رامنی از سال 2003 تا 2007 فرماندار ماساچوست و نامزد ریاستجمهوری جمهوریخواه در سال 2012 بود.
تایمز متعهد است که مطلب نامهای را منتشر کند. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.
بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام،