نظر | اوباما از آن حمایت کرد. چپ در کانادا و نروژ انجام می دهند. چرا دموکرات ها نه؟
برای بررسی تسلط رو به رشد رئیس جمهور ترامپ بر قوه قضائیه در دوره میان دوره ای یا برای پیشبرد دستور کار قانونی در سال 2029، دموکرات ها باید به یک سوال بسیار دشوار پاسخ دهند: چگونه حزب می تواند در ایالت هایی مانند کارولینای شمالی به پیروزی خود ادامه دهد، دوباره در اوهایو رقابتی شود و نقشه انتخاباتی قابل رقابت را در تگزاس یا Alaskap بسط دهد. راه رسیدن به اکثریت سنا از طریق این ایالت ها می گذرد. اینها اتفاقاً همانهایی هستند (همراه با آیووا و فلوریدا) که در آن کامالا هریس در سال 2024 به پیروزی نزدیکتر شد و در حال حاضر نمایندگان مجلس سنا کاملاً جمهوری خواه هستند.
ایده های امیدوارکننده ای وجود دارد، اما آنها تا حدودی انتزاعی هستند: فراوانی، پوپولیسم، مقرون به صرفه بودن و نبرد با دموکراسی
که هر دو می توانند یک مسئله کلیدی در آن الیگارشی هستند.
ایالتها و در آن چارچوبها قرار میگیرند - موضعی که حزب در گذشته نسبتاً نزدیک آن را پذیرفت.لیبرالها باید از صنعت نفت و گاز آمریکا حمایت کنند.
این مورد برای همه چپها محبوب نخواهد بود. اما رئیس جمهور کلودیا شینبام در مکزیک، نخست وزیر مارک کارنی در کانادا و احزاب کارگری نروژ و استرالیا این کار را انجام داده اند. این فقط در مورد رای نیست؛ همچنین مسیری واقع بینانه به سوی محیطی پاک تر است.
از سیاست شروع کنید. چندی پیش - در سال 2012، برای انتخاب مجدد باراک اوباما - که پلتفرم ملی حزب دموکرات استدلال کرد که "ما می توانیم به سمت آینده ای پایدار و مستقل از انرژی حرکت کنیم اگر از همه منابع طبیعی عظیم آمریکا استفاده کنیم."
از آن زمان، حزب به سمت خصومت با نفت و گاز حرکت کرده است. در مناظره سال 2020 با آقای ترامپ، جو بایدن قول داد که بر اقتصاد سبز و «گذر از صنعت نفت» تمرکز کند و به دنبال توقف اجاره جدید نفت و گاز در اوایل دوره خود بود (اگرچه در نهایت صنعت، پس از شکست دادن توقف لیزینگ در دادگاه، رونق گرفت). دشمن اغلب برای شرکت کنندگان در بحث های جناحی نامرئی است، زیرا بسیاری از آنها در کلانشهرهای ساحلی مستقر هستند که فاقد صنایع اصلی منابع طبیعی هستند. اما از نقطه نظر ایالتهای آبی یا بنفش سابق مانند پنسیلوانیا و اوهایو - یا جایی مانند تگزاس، جایی که دموکراتها زمانی خوشبین بودند که جمعیت رو به رشد اسپانیاییتبار تعداد زیادی از رایدهندگان را به آنها ارائه خواهد کرد - این تغییر قابل توجه است. 4
تغییر آب و هوا در سراسر جهان: در «کارت پستالهایی از جهانی در آتش»، 193 داستان از کشورهای جداگانه نشان میدهد که چگونه تغییرات آب و هوایی واقعیت را در همه جا تغییر میدهد، از صخرههای مرجانی در حال مرگ در فیجی گرفته تا واحههای ناپدید شدن Morocco، در مناطق دوردست. فراتر از آن.
نقش رهبران ما: ال گور، چهل و پنجمین معاون رئیس جمهور ایالات متحده، با نوشتن در پایان سال 2020، دلایلی برای خوش بینی به دلیل تصویب قانون بایدن پیدا کرد. این بدان معنا نیست که انتقاداتی وجود نداشته است. برای مثال، چارلز هاروی و کورت هاوس استدلال میکنند که یارانهها برای فناوری جذب آب و هوا نهایتاً هدر خواهد بود.
بدترین خطرات آبوهوایی، نقشهبرداری شده: در این ویژگی، یک کشور را تجزیه میکنیم و با آن مواجه میشویم. در مورد آمریکا، نقشههای ما که با متخصصان تهیه شدهاند، نشان میدهند که گرمای شدید در کجا بیشترین مرگ و میر را ایجاد میکند.
مردم چه کاری میتوانند انجام دهند: جاستین گیلیس و هاروی استرالیا انواع فعالیتهای محلی را توصیف میکنند. راه را در خورشیدی پشت بام نشان می دهد. کارلوس گامارا مینویسد، در همین حال، تغییرات کوچک در دفتر ممکن است یکی از راههای خوب برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای باشد.
آقای. رویکرد اوباما، که او در سخنرانیها و ویدئوهای کمپین انتخاباتی آن را سیاست انرژی «همه موارد فوق» توصیف کرد، در پسزمینه کاهش انتشار گازهای گلخانهای آمریکا و استانداردهای سختگیرانهتر برای هوای پاک و آب شفاف، موفق به کسب پیروزی مجدد در انتخابات شد. این کشور همچنین در هدف اعلام شده خود برای پیشبرد استقلال انرژی آمریکا موفق شد.
به لطف سیاستهای دوران اوباما، از جمله توافقی تاریخی که صادرات نفت خام را مجددا قانونی کرد و در عین حال سرمایهگذاری در برق پاک را افزایش داد، ایالات متحده اکنون صادرکننده خالص قابلتوجهی نفت و همچنین گاز طبیعی است.
منافع بزرگ آمریکاست. استخراج منابع طبیعی مشاغل پردرآمدی را ارائه می دهد. همچنین درآمد مالیاتی مفیدی ایجاد می کند. به عبارت انتزاعی تر، شرایط تجارت کشور را بهبود می بخشد - وقتی خارجی ها به جای ما از آنها نفت را از ما می خرند، هزینه واردات مواد غذایی، پوشاک و سایر محصولات ساخت خارجی ما را کاهش می دهد، به این ترتیب هزینه زندگی برای همه کاهش می یابد.
مزایای امنیت ملی نیز واضح است. تا زمانی که جهان از نفت استفاده می کند - و کاملاً هنوز هم همینطور است - بسیار بهتر است که نفت آمریکا باشد تا نفت روسیه، ایران، ونزوئلا یا عربستان سعودی.
یک مورد قوی زیست محیطی برای دموکرات ها وجود دارد که ثروت منابع طبیعی آمریکا را به عنوان یک دارایی جدی بگیرند. احزاب چپ میانه در سایر کشورهای عمده تولید کننده انرژی خود را دشمن تولید داخلی نمی دانند. آنها با سرمایه گذاری در اقداماتی برای کاهش مصرف بلندمدت انرژی کثیف داخلی و ترویج فناوری های جدید، مشکلات تغییرات آب و هوایی و سایر مسائل آلودگی را جدی می گیرند.
اما آنها اذعان دارند که تجارت نفت و گاز در بازارهای جهانی و کشورها نمی تواند با اقدامات یکجانبه طرف عرضه، زمین را پاکسازی کند. تولید نفت آمریکا نسبت به رقبای خود در روسیه، ایران، عراق و ونزوئلا کمتر کربن فشرده است. عرضه آن به بازارهای جهانی یک برد برد برای اقتصاد و محیط زیست جهانی است. روشن است، در هر آشتی با چپ، صنعت نفت و گاز نیز باید سهم خود را انجام دهد و علم آب و هوا را بپذیرد. دموکرات ها باید بر بهترین شیوه ها پافشاری کنند، نشت متان را تنظیم کنند، عملیات حفاری را به برق رسانی کنند و از برنامه گزارش گازهای گلخانه ای حمایت کنند. اما آنها همچنین باید با سایر تولیدکنندگان کم شدت و مناطق واردکننده آگاه به آب و هوا، مانند ژاپن و اتحادیه اروپا، برای ترویج رفتار ترجیحی برای نفت پاکتر همکاری کنند.
تغییر ذهنیت مورد نیاز در اینجا این است که اذعان کنیم اگرچه تغییرات آب و هوایی واقعی و مضر است، اما کاربرد سوختهای فسیلی چیزی نیست که صنعت نفت و گاز مردم را فریب داده است. در حال حاضر هیچ جایگزین فن آوری مناسبی برای نفت به عنوان سوخت هواپیماها و کشتی های اقیانوس پیما وجود ندارد که تجارت جهانی به آن وابسته است.
قطارهای برقی بسیار خوب کار می کنند، اما اکثر خطوط باری آمریکا متکی به گازوئیل هستند و ساخت زیرساخت های لازم برای برق رسانی به آنها نیاز به صرف زمان و هزینه ندارد. خودروهای برقی در حال افزایش سهم بازار خود در ایالات متحده و سایر کشورها هستند، اما E.V. ها هنوز رقابتی با انواع کامیون های بزرگی که مصرف کنندگان آمریکایی ترجیح می دهند به میان می آید.
حل برخی از این مسائل آسان تر از سایرین است، اما این باید برای افرادی که نگران تغییرات آب و هوایی هستند یک ستاره بزرگ باشد - حل مشکلات هنوز حل نشده نفت آمریکا، تلاش برای حفظ نفت در جهان. تولید.
مورد گاز طبیعی حتی واضح تر است. این بسیار تمیزتر از زغال سنگ است که مصرف آن همچنان بالاست و در سطح جهانی در حال افزایش است. افزایش تولید گاز، با جابجایی زغال سنگ، بزرگترین عامل کاهش انتشار گازهای گلخانه ای آمریکا در طول زمان بوده است. تا جایی که بتوان کشورهای خارجی را متقاعد کرد که به جای زغال سنگ به صادرات گاز آمریکا تکیه کنند تا خلأهای ایجاد شده در جریان تولید مداوم باد و خورشید را پر کنند، این یک پیروزی اقلیمی است.
وقتی نوبت به تولید برق میرسد، گاز و انرژیهای تجدیدپذیر به دوستان نزدیکتر هستند تا رقبا. از نقطه نظر صرفاً اقتصادی، ارزش گاز این است که برخلاف نیروی بادی یا خورشیدی، در یک لحظه قابل ارسال است. نکته منفی این است که هزینه سوخت دارد. انرژیهای تجدیدپذیر دقیقاً برعکس هستند: ارائه برق با هزینه نهایی صفر در هنگام تابش خورشید یا باد، اما بدون توانایی تولید الکترون در صورت تقاضا.
به دلیل این ویژگیهای مکمل، ارزانترین راه برای افزودن برق قابل اطمینان در مکانهایی که گاز طبیعی به وفور در دسترس است، ترکیبی از گاز و گاز است. انرژی های تجدید پذیر.
افزودن برق ارزان قیمت یک الزام زیست محیطی است. ماشینهای الکتریکی و پمپهای حرارتی بسیار تمیزتر از جایگزینهای معمولی هستند، حتی اگر الکتریسیته عمدتاً از طریق سوزاندن گاز طبیعی تولید شود.
اصرار بر اکثریت برق تجدیدپذیر هزینهها را بهطور چشمگیری افزایش میدهد، سرعت برقرسانی را کاهش میدهد و در نهایت ما را از آیندهای با کربن کم دور میکند. تقویتکنندههای تجدیدپذیر خوشبین هستند که بهبود در باتریها و فناوریها برای بهبود انعطافپذیری تقاضا، در نهایت بر موانع هزینه برای شبکههای تجدیدپذیر 100 درصد غلبه خواهد کرد. برخی دیگر قویاً معتقدند که اشکال جایگزین انرژی با انتشار صفر، مانند زمین گرمایی پیشرفته یا نسل جدیدی از راکتورهای کوچک مدولار، راهحل خواهد بود - همه ایدههای امیدوارکنندهای که ارزش حمایت بخش عمومی را دارند.
اما تا زمانی که این اتفاق نیفتد، سیاستهای زیستمحیطی مسئولانه از استراتژی سیاسی پایدار جداییناپذیر است.
مقابله با این مشکلات زیرساختی و تحقیقاتی دشوار نیازمند سرمایهگذاریهای بزرگ و تحقیقاتی است که نیاز به سرمایهگذاری در این زیرساختهای بزرگ دارد. که به تغییر اقلیم اهمیت می دهند تا در موقعیت هایی با قدرت سیاسی قرار گیرند. برای دستیابی به آن، دموکراتها باید بپذیرند که بسیاری از رایدهندگان نمیخواهند درد کوتاهمدت اقتصادی را برای رسیدگی به مسائل آب و هوایی درازمدت تحمل کنند.
نگاهی واقعبینانه به نقشه سنا روشن میکند که امید دموکراتها به ایالتهایی وابسته است که صنایع سوختهای فسیلی مهمی دارند. یک حزب دموکرات که پذیرای مدیریت مسئولانه منابع طبیعی آن ایالتها باشد، میتواند اکثریت را به دست آورد و روی راهحلهای فردا سرمایهگذاری کند - همانطور که فرمانداران دموکرات در ایالتهای تولیدکننده انرژی مانند نیومکزیکو و کلرادو از درآمد نفت و گاز برای تأمین مالی هدف مراقبت از کودکان جهانی و ارتقای تاریخی برای حفاظت و تفریح در زمینهای عمومی استفاده کردهاند. ژنوو گونتر، فعال آب و هوا و نویسنده، این است که دموکراتها باید این موارد عملی را نادیده بگیرند، زیرا «کاهش انتشار گازهای گلخانهای تا حدی ناچیز در حالی که توسعه سوختهای فسیلی را محدود میکند، مانع از کاهش انتشار گازهای گلخانهای به (خالص) صفر میشود. خالص جهانی صفر تا سال 2050 — و می پرسد که آیا پروژه جدید خاص با آن هدف سازگار است یا خیر.
از آنجایی که این امر مستلزم حذف سریع استفاده از سوخت های فسیلی در کشورهای غنی است، هیچ زیرساخت جدید سوخت فسیلی مجاز نیست حتی زمانی که زیرساخت ها - مانند خطوط لوله جدید به شمال شرقی ایالات متحده یا پایانه های جدید گاز طبیعی مایع شده با کاهش صادرات گاز طبیعی مایع را بیشتر کند. برقیسازی.
این ذهنیت توضیح میدهد که چرا گروههای سبز به طور مداوم با مذاکرات دو حزبی کنگره مخالفت میکنند تا قوانین اصلاحی مجاز را تصویب کنند که ساخت زیرساختهای انرژیهای تجدیدپذیر و سوختهای فسیلی را آسانتر کند. جهانی که در 25 سال آینده به سمت صفر خالص جهانی میرفت، چنین اصلاحی را اعمال نمیکند، بنابراین غیرقابل قبول است.
این رویکرد، انسانها را دشمن خوبیها میسازد، دموکراتها را قادر نمیسازد تا به تعهدات خود در مورد قیمت مناسب عمل کنند و هیچ شانسی برای تأمین اکثریت کنگره که برای تأمین مالی سرمایهگذاریهای جدی برای مقابله با مشکلات اقلیمی لازم است وجود ندارد. اتخاذ رویکردهای پایدار از نظر سیاسی و اقتصادی برای اقتصاد انرژی، و این به معنای آشتی با همه اشکال انرژی آمریکایی است.
متیو ایگلسیاس (@mattyglesias)، یکی از نویسندگان Opinion، نویسنده «یک میلیارد آمریکایی: موردی برای بزرگتر فکر کردن» است و در Time>
The Slow Boring to> مینویسد. تنوع نامه به ویرایشگر. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.
بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام،