نظر | پیشنهاد رامنی برای مالیات بر ثروتمندان "مجازات نیست"
اطلاعات بیشتر از صندوق ورودی ما:
- پروندههای اپستاین داستان ورشکستگی اخلاقی را بیان میکنند

به سردبیر:
در «مثل من از ثروتمندان مالیات بگیرید» (مقاله مهمان نظر، 22 دسامبر)، میت رامنی استدلال میکند که ممکن است مالیات بالاتری فاجعهآمیز باشد. من با نتیجه گیری موافقم - اما به دلیلی بسیار فوری تر.
آمریکا از تمرکز شدید و بی ثبات کننده ثروت رنج می برد. امروزه، 1 درصد برتر تقریباً یک سوم کل ثروت ایالات متحده را در اختیار دارند، در حالی که 10 درصد برتر حدود دو سوم را در اختیار دارند. 50 درصد پایینی نزدیک به 2.5 درصد مالکیت دارند که نسبت به 4.1 درصد در سال 1992 کمتر است. این فقط ناعادلانه نیست. خورنده است.
زمانی بود که کارگری در یک کارخانه خودروسازی میتوانست از خانوادهاش حمایت کند، از پس هزینههای یک خانه متوسط برآید و برای آینده پسانداز کند. که آمریکا رفته است. امروزه، هیچ «خانه کوچکی» برای خانوادههای کارگر معمولی وجود ندارد. این امر به رسمیت شناخته شده است که یک دموکراسی کارآمد نمی تواند از این سطح از نابرابری جان سالم به در ببرد.
آرنی مسکوویتز
ساراسوتا، فلوریدا.
به سردبیر:
وقتی میت رامنی می نویسد که راه حل بیشتر برای مشکلات اقتصادی ما این است که «راه حل اصلی ما برای مشکلات اقتصادی است» سود، درآمد و ثروت رایگان و واضح به دست می آید. در واقع، آمریکا به طور جمعی از کسب و کارها و کارآفرینان سرمایه گذاری، پرورش و حمایت کرده است و باید بازده قابل توجهی از سرمایه گذاری کسب کند.
سیستم بزرگراه های بین ایالتی، اینترنت، حمایت های قانونی از مالکیت معنوی و غیره، توسط مالیات بر نسل های کارگر و طبقه متوسط به آمریکایی ها اجازه می دهد تا کسب و کارها و نوآوران موفق را پرورش دهند. شرکتها، اقتصاد را رشد دهند و پایه مالیاتی را گسترش دهند.
وقتی یک کسبوکار به آن ضربه بزرگی میزند، آمریکاییها، به عنوان سرمایهگذاران اولیه، سزاوار آن نوع بازدهی هستند که شرکتهای سهام خصوصی، سرمایهگذاران فرشته یا انکوباتورهای فناوری از آن برخوردارند. با این حال، اکنون نسلهاست که آنها را فریب دادهاند.
آمریکاییها نمیخواهند از بالا دست به دامان خود شوند. ما میخواهیم بهخاطر ریسکها، آیندهنگری و سرمایهگذاریهایی که انجام دادهایم پاداش دریافت کنیم.
ویلیام هابز
نیویورک
به سردبیر:
دیدگاههای میت رامنی درباره نحوه بستن کسریهای ناپایدار کشورمان در معرض خطر هستند. ما در مسیر نابودی هستیم مگر اینکه خوش شانس ترین ما نرخ مالیاتی مشابه طبقه متوسط را پرداخت کند. مگر اینکه ما خلأهای موجود در مالیات بر دارایی و سایر مواردی که به نفع اپراتورهای سهام خصوصی و صندوق های تامینی است را ببندیم، برنامه های تامین اجتماعی و سایر برنامه های مزایا از بین خواهند رفت.
آقای. رامنی همچنان به G.O.P اشاره می کند. به عنوان «حزب من»، اما دیگر حزب او نیست. او از نظر مالی با الکساندریا اوکاسیو-کورتز و دیگر دموکراتهای کنگره شباهت بیشتری نسبت به راسل ووت و استفان میلر دارد که به نظر میرسد سیاستهای خارج از کاخ سفید را اجرا میکنند.
آقای. رامنی باید مسیری بین چپ و راست افراطی پیدا کند. افراط گرایان در هر دو حزب ما را به سمت تباهی سوق خواهند داد، زیرا ایده های اقتصادی آنها بر اساس واقعیت نیست. ما میانه روهای مالی باید قیام کنیم و خودمان را اثبات کنیم. در غیر این صورت، آینده برای فرزندان و نوه های ما تیره و تار است.
الیوت میلر
بالا سینوید، پدر.
به سردبیر:
در سال 2021، میت رامنی، در حالی که هنوز به عنوان سناتور خدمت می کرد، اولین رای رئیس جمهور جان اف. کندی را در حین استیضاح ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا دریافت کرد. محاکمه این جایزه، یک فانوس نقرهای، نمادی از چراغ راهنمایی برای دستیابی به صداقت و شجاعت است. این به کسانی داده می شود که علیرغم خطرات شغلی، نمونه ای از خدمات عمومی فداکارانه هستند.
آقای رامنی به عنوان تنها سناتور- هیئت منصفه در تاریخ، در آن زمان که به محکومیت رئیس جمهور از حزب خود رأی داد، می دانست که رهبران جمهوری خواه با واکنش منفی مواجه خواهند شد. او با این وجود از G.O.P جدا شد. و سوگند ریاستجمهوری خود را حفظ کرد - عملی آشکار برای وفاداری به قانون اساسی.
برای آقای رامنی، مسئولیت مالی و پایبندی به قانون اساسی با هم مرتبط هستند. علیرغم وضعیت کنونی شکاف عمیق حزبی، و در لحظه ای نادر از نوع دوستی سیاسی، به نظر می رسد که آقای رامنی بار دیگر در تلاش برای نجات کشور است. ورشکستگی
به ویرایشگر:
به «بهترین دوست دان» (مقاله خبری، 19 دسامبر):
گزارش شما در مورد جفری کور اپشتاین، اغلب در مواردی که فایلهای حقوقی ما را یک حقیقت قدرتمند میداند، اجتناب کنید. مقصر بودن، فرهنگی که او فعال می کند - و از آن سود می برد - هنوز داستانی ویرانگر را روایت می کند.
رئیس جمهور ترامپ بارها رابطه خود با آقای اپستین را به حداقل رسانده است. با این حال، شواهد نشان میدهد که یک پیوند نزدیک و پایدار وجود دارد: تماسهای تلفنی مکرر، معاشرت در خانهها، هتلها، دفاتر، مهمانیها و پروازها، و دیدگاهی گسترده در میان اطرافیانشان مبنی بر اینکه آنها در دهههای 1990 و اوایل دهه 2000 دوستان صمیمی بودند.
محتوای این رابطه مهم است. این حول محور جنسیت، قدرت و موقعیت ساخته شد - صحبتهای جنسی خام، رجزخوانی رقابتی و آنچه شاهدان آن را «شکار جایزه» توصیف کردند. مسابقات، آژانسهای مدلینگ و رویدادهای اجتماعی نخبگان در دنیایی که در آن زنان و دختران بهجای مردم بهعنوان جایزه رفتار میشدند، به محل استخدام تبدیل شدند.
با علنی شدن جنایات آقای اپستین، روایت آقای ترامپ از این رابطه بارها تغییر کرد: از آشنایی، به دوست نداشتن، به عدم رابطه. ادعاهای ممنوعیت اپستین از مار-آ-لاگو به طور متناقضی پشتیبانی می شود. این الگو کمتر شبیه حافظه معیوب است تا فاصله گذاری عمدی.
برائت قانونی با وضوح اخلاقی یکسان نیست. رهبری همچنین یک اکوسیستم اخلاقی را شکل میدهد، و این گزارش اکوسیستمای را به تصویر میکشد که در آن بدن زنان تبدیل به پول میشود - و مردان قدرتمند بهخاطر هزینهکردن آزادانه پاداش دریافت میکنند.
رابرت استوارت
chantilly، Va.