به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

نظر | رها کردن فایل اپشتین درباره عدالت نیست

نظر | رها کردن فایل اپشتین درباره عدالت نیست

نیویورک تایمز
1404/10/04
4 بازدید

در حالی که ما سعی می‌کنیم برای تعطیلات با خانواده‌هایمان آرامشی راحت پیدا کنیم، وزارت دادگستری شروع به انتشار پرونده‌های اپشتین می‌کند - همانطور که طبق قانونی لازم است که یک شورش سیاسی آشکار توسط پایگاه MAGA تصویب شود. این کار را به اتفاقی ترین، مبهم ترین و گیج کننده ترین شکل ممکن انجام می دهد. در نتیجه، ما به حقیقت در مورد بسیاری از حقایق اساسی در مورد اینکه چگونه جفری اپستین حلقه قاچاق جنسی خود را اداره می‌کرد، از او حمایت می‌کرد و برخی از قدرتمندترین مردان سیاره زمین را در مدار خود نگه می‌داشت، خیلی نزدیک‌تر نمی‌شویم.

اوه، در واقع، ما چیزی از نحوه انجام قسمت آخر می‌دانیم: او جلب توجه زنان جوان را تسهیل کرد. برخی از اینها آشکارا غیرقانونی بود - قاچاق جنسی و تجاوز جنسی. بسیاری از مابقی آن در منطقه خاکستری قانونی سوء استفاده یا استثمار قرار گرفت. در هر صورت، به نظر می رسد که ما به عدالت برای زنانی که قربانی این طرح گسترده بودند نزدیک نیستیم.

قرار نبود انتشار پرونده های اپشتاین به این شکل باشد. مبارزه برای آزاد کردن آنها بود و سپس همه چیز فاش می شد. در عوض، رسانه‌های اجتماعی مملو از اسناد گیج‌کننده - برخی واقعی، بسیاری غیرواقعی - و عکس‌هایی با افراد مشهور و بدون زمینه است. محتویات به وضوح توسط وزارت دادگستری به صورت انتخابی منتشر شده است، بسیاری از آن ها به شدت ویرایش شده اند، اندکی را فاش می کنند اما چیزهای زیادی را تحریک می کنند. (با اشاره به برخی از این مطالب، دپارتمان گفته است که محتوای ویرایش شده "به سادگی بازتولید" شده است.) سیل پرونده ها بدترین نتیجه ممکن را ایجاد کرده است، یک بازی سرزنش حتی بیش از حد حزبی که کاملاً بر عدالت برای قربانیان تمرکز ندارد.

و مردان قدرتمندی که آقای اپستین اینقدر به او علاقه نشان داده است، چه کسی به او توجه کرده است؟ چرا نام بسیاری از 10 توطئه کننده احتمالی او پنهان شده است؟ آیا آنها محافظت می شوند؟

برای من، همه این تصاویر از زندگی در دهه 1990 مرا به دوران جوانی مهربان اما وحشی خود در Upper East Side برد. در آن زمان شهر هنوز کمی تیره و تار بود و دونالد ترامپ طاووسی بود که مدام در لبه ورشکستگی می چرخید. دنیایی که من در آن بزرگ شدم، که خود را بسیار جهان‌وطنی می‌پنداشت، توسط مردان مشکل‌ساز اداره می‌شد که همه آن‌ها بدون اغماض زیاد به آن علاقه داشتند. پدربزرگ و مادربزرگ من معتقد بودند که آلن درشویتز - یکی دیگر از افراد برجسته در حلقه آقای اپستین - "برای یهودیان خوب است."

مادر فمینیست من عاشق بیل کلینتون بود. او اغلب در این نسخه‌های اخیر ظاهر می‌شود، گویی فقط به ما یادآوری می‌کند که آن رئیس‌جمهور سابق همیشه چقدر بداخلاق بوده است (و، فرض می‌شود، ما را از اینکه رئیس‌جمهور فعلی چقدر بداخلاق است منحرف می‌کند). یک عکس به خصوص نگران‌کننده وجود دارد که در آن آقای کلینتون بازوی خود را دور دختر یا زن جوانی (ما سن او را نمی‌دانیم) که عملاً روی پاهایش نشسته است، پیچیده است. صورت او توسط یک جعبه ردیاب سیاه پوشیده شده است. تعجب می کنم که او از چه طریقی گذرانده است.

من در تمام عمرم وودی آلن، دوست اپشتین را می شناسم. او و پدربزرگم - هوارد فاست سرمایه‌دار وقت کمونیست - در دهه 1980 در همان ساختمان آپارتمانی در خیابان پنجم زندگی می‌کردند. من با یکی از بچه هایش به نام موسی در دالتون تحصیل می کردم. آقای آلن فیلم هایی (مانند «منهتن») درباره زنان و دختران جوان (به طور خاص یک دختر 17 ساله دالتون) ساخت که عاشق مردان مسن افسانه ای تقریباً همسن و سال پدرانشان شدند. من همیشه خودم را (در آن زمان یک بچه مدرسه خصوصی با مشکل مواد مخدر بودم) یکی از آن دختران می دانستم.

آقای. آلن در بسیاری از عکس‌های تازه منتشر شده اپشتین حضور دارد - در هواپیمای آقای اپستین، سر صحنه فیلم. همانطور که جینیا بلافانت در ستون خود در تایمز اشاره کرد، "به روایت خودش، آقای آلن در سال 2010، دو سال پس از محکومیت آقای اپستین به دلیل درخواست رابطه جنسی از دختران نوجوان، شروع به رفتن به خانه اپشتاین کرد." آقای آلن در حالی که شکم بزرگ و بسیار خارش‌دارم را می‌خاراندم، من را سرزنش می‌کند: «از خاراندن شکم خود دست بردار. می‌خواهی به بچه شیار بدهی». من 24 ساله بودم و اولین فرزندم را باردار بودم. ما در ایتالیا بودیم، در یک مهمانی در یک هتل گران قیمت در کانال بزرگ. تابستان بود و جشنواره فیلم ونیز در جریان بود. شوهرم که یک دانشگاهی بود، از آقای آلن متنفر بود و فکر می کرد فیلم های او زشت است. به شوهرم گفتم که متوجه نشد.

معلوم شد، من کسی بودم که متوجه نشدم. بسیاری از ما این کار را نکردیم. ما در حال حاضر فقط در حال بازی کردن هستیم.

بخشی از دلیلی که من متوجه نشدم این بود که در نهایت از انواع کارهایی که آقای اپستین انجام می‌داد جدا شدم. من نیازی به کار به عنوان ماساژور یا پول برای کفش های کتانی جدید نداشتم. من به افرادی با ارتباط خوب و ثروتمند دسترسی داشتم که مرا باور می‌کردند، و من یک آدم بلندگو بودم. این دو چیز احتمالاً مرا از سرنوشت صدها قربانی آقای اپستین محافظت کرد.

در 18 نوامبر 2025، من به واشنگتن دی سی سفر کردم تا گروهی از زنان میانسالی مثل من را تماشا کنم که بازگو می‌کنند آقای اپستین و دوستانش در زمانی که جوان بودند و بر خلاف من آسیب‌پذیر بودند، با آنها چه کردند. یکی از این زنان، ماریا فارمر، از سال 1996 از دولت آمریکا درخواست تحقیق کرده بود. او آقای اپستین را به سرقت تصاویر برهنه خواهر و برادرش متهم کرد، اطلاعاتی که در یک F.B.I مخابره شده بود. گزارش و سپس ظاهراً نادیده گرفته شده است. گزارش خانم فارمر یکی از معدود چیزهای جالبی بود که توسط زباله دان اپشتاین وزارت دادگستری علنی شد.

این یک کنفرانس خبری غیرعادی و دو حزبی بود که مارجوری تیلور گرین، دموکرات دره سیلیکون و توماسی آزادی خواه کنتاکی، همگی در کنار هم ایستاده بودند. از ساختمان کانن به سمت مثلث کوچک چمن بین ساختمان‌های آهکی بزرگ که با نرده‌های فلزی خاکستری کنترل جمعیت حصارکشی شده بود راه افتادم. مردی که لباس قورباغه صورتی پوشیده بود، تابلویی را حمل می کرد که روی آن نوشته شده بود: «عدالت اپشتاین نجات یافتند». گروهی از نجات یافتگان جلوی میکروفون ها ایستادند. آنها عکس های خود را در زمان آزار و اذیت خود نگه داشتند. زنانی که عکس‌ها را در دست داشتند قرن‌ها پیرتر از قربانیان خود به نظر می‌رسیدند.

هیلی رابسون، بازمانده اپشتین شروع به صحبت کرد: «و خطاب به رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، که امروز اینجا نیست، می‌خواهم پیام روشنی برای شما ارسال کنم. «در حالی که می‌دانم موضع شما در مورد پرونده‌های اپشتاین تغییر کرده است و از اینکه متعهد شده‌اید این لایحه را امضا کنید، سپاسگزارم، نمی‌توانم در مورد دستور کار شک کنم.»

واضح بود که این زنان هرگز به عدالتی که می‌خواهند دست پیدا نمی‌کنند. به خبرنگاری که می شناختم نگاه کردم. چشمانش پر از اشک شد.

و همینطور گذشت. فایل‌ها به گونه‌ای منتشر شده‌اند که به نظر می‌رسد برای به حداکثر رساندن مشاجره، کمک به توطئه‌بازان و به حداقل رساندن روشن‌تر شدن اتفاقات طراحی شده‌اند.

چرا حداقل ۱۶ فایل بلافاصله پس از انتشار سایت وزارت دادگستری ناپدید شدند؟ این وزارتخانه بعداً محتوای ناپدید شده، از جمله عکس آقای ترامپ و آقای اپستین را دوباره منتشر کرد. و به همین ترتیب است.

شکست این قربانیان یک فعالیت غیر حزبی بوده است. قربانیان توسط دولت بایدن، توسط دولت بوش، توسط دولت اوباما، توسط دولت کلینتون، توسط F.B.I شکست خورده است. و احتمالاً تعداد بیشماری دیگر. این عکس ها دنیایی را نشان می دهد که پر از هواپیماهای شخصی و رهبران دولتی، ماشین های اسپورت و تعداد زیادی از کودکان زیر جعبه های سیاه است. اینها مردانی هستند که سیاست را شکل دادند، به تلویزیون رفتند و بر جهان حکومت کردند.

عکس ها طغیان کننده و همچنین غم انگیز هستند. پوست برنزه و چرمی آقای اپستین به شکل لبخند تا شده است. در یک عکس، کمی موی بلوند از زیر جعبه بزرگ ردیاب مشکی بیرون می‌آید. در عکس دیگری می بینیم که چه چیزی شبیه پای جوان در کروک است. یکی از عکس‌ها یادداشتی را نشان می‌دهد که می‌گوید یک نفر (احتمالاً یک کودک) نمی‌تواند فردا به خاطر «فوتبال» بیاید. یکی از عکس‌ها فقط دست‌های دختری را نشان می‌دهد که روی پاهای آقای اپستین نشسته است.

به دستان دختر جعبه‌سیاه خیره می‌شوم و سعی می‌کنم سن او را حدس بزنم. من در مورد خودم به عنوان یک نوجوان بی خیال و گستاخ فکر می کنم و از آن دخترانی می ترسم، آنهایی که عاجز هستند. آقای اپستین مرده است. اما بقیه مردها چطور؟ و بچه‌ها، آنهایی که پشت جعبه‌ها هستند، الان بزرگ شده‌اند، هرچند بعضی‌ها مرده‌اند. در مورد سایر جوانانی که در شبکه مردان قدرتمند دیگر گرفتار شده اند چه می توان گفت؟ آیا حتی اکنون آنها هرگز در امان خواهند بود؟

مولی جونگ فست میزبان پادکست "سیاست سریع" و نویسنده "چگونه مادرت را از دست بدهی: خاطرات یک دختر" است. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.

بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام، TikTok، دنبال کنید. WhatsApp و Threads.