به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

نظر | زندگی واقعی مارتی سوپریم به من یاد داد که چگونه عجله کنم

نظر | زندگی واقعی مارتی سوپریم به من یاد داد که چگونه عجله کنم

نیویورک تایمز
1404/10/02
2 بازدید

در سال 2005، زمانی که اخیراً کالج را ترک کرده بودم و تازه وارد نیویورک شده بودم، یکی از نزدیکترین دوستانم یک کلاهبردار 75 ساله به نام مارتی رایسمن بود. بیست سال بعد، او الهام‌بخش آشکار اعجوبه پینگ‌پنگ دیوانه‌کننده، از نظر اخلاقی ورشکسته، با بازی تیموتی شالامه در «مارتی سوپریم» است.

ما یک جفت عجیب و غریب بودیم، من و مارتی که در آن تابستان مرطوب به دور یکدیگر می‌چرخیم. من اخیراً به امید نویسنده شدن از تگزاس نقل مکان کرده بودم و در عوض به عنوان دستیار یک کارگزار ادبی کار پیدا کردم. من تقریباً کسی را نمی‌شناختم و تقریباً یک اتاق در یک پیاده‌روی NoLIta از مردی در کریگزلیست کرایه کردم که در حالی که من را از کنار حمام عبور می‌کرد، به من اطمینان داد: "من منحرف یا هیچ چیز نیستم"، اما اگر نگاهی به آن بیندازم، ترجیح می‌دهم یک دختر باشم. من هنوز به مردم در قطار F لبخند می‌زدم.

وقتی دست‌نویس خاطراتش را خواندم، آقای رایسمن را دیدم که ناموفق از آن دفاع کردم. او با کلاه‌های قدیمی پانامایی، هوانوردهای رنگی و شلوارهای پاستلی سفارشی در اطراف Lower East Side قدم می‌زد. او همیشه یک سیگار از دهانش آویزان بود.

من تردید دارم که او را مربی خطاب کنم. از این گذشته، آقای رایسمن به حساب خودش با اعضای باند مایر لانسکی «Myer Lansky’s Murder Incorporated» دوست بود، یک هیست‌پنگ‌پنگ‌باز خودخوانده که به من گفت، دست و پا زدن در دست، از مونتگومری کلیفت گرفته تا رئیس‌جمهور فیلیپین پول برداشته بود.

این احساس آسان است که وقتی برای اولین بار وارد دنیا می شوید، زنده غذا خواهید خورد، به خصوص در مکانی مانند شهر نیویورک. این یک نوع مکان ساختگی است، جایی که به نظر می رسد اکثر افرادی که ملاقات می کنید در پایه سوم به دنیا آمده اند. هر کسی که تا به حال سعی کرده در داخل ایستگاه راسو راسو کند یا در بالای ایستگاه او کار کند، می‌داند که مقدار مشخصی از شلوغی - حتی کلاهبرداری - لازم است. به همین دلیل است که ما عاشق جی گتسبی و دان دریپر هستیم و از زن معروف به آنا دلوی به هفته مد استقبال کرده ایم.

آقای. رایسمن این کار را به زشت ترین روش انجام داد. او که به دلیل هیکل باریکش به سوزن معروف است، در سال 1930 در نیویورک به دنیا آمد و در لاور ایست ساید بزرگ شد. او به من گفت که پس از حمله عصبی در سن 9 سالگی، تنیس روی میز را در بیمارستان Bellevue انتخاب کرده است. و لعنتی، اگر آقای رایسمن استعداد خود و اسطوره رایسمن را برای سفر به دنیا و ورود به اتاق‌هایی که هرگز در آن حضور نداشت، پرورش نمی‌داد.

"نقطه‌ای وجود داشت که نمی‌توانستید یک تنیس را برای ماهاراج بازی می‌کردم." من.

آقای رایسمن در سال 2012 درگذشت - و اکنون او دوباره به زندگی زنده در "مارتی سوپریم" بازگشته است، فیلم گربه سانان فصل جوایز از کارگردان جاش سافدی و A24، استودیویی که به عنوان داور هیپ هالیوود شناخته می شود.

"الهام گرفته از" - بسیار کمتر "بر اساس" از نظر قانونی خطرناک تر - در اعتبارات ظاهر می شود. این فیلم به عنوان یک تخیل در نظر گرفته می شود: یک ادای احترام، نه یک پرتره.

اما طبق حساب آقای سافدی، این ایده زمانی آغاز شد که همسرش سارا راسین، زندگینامه آقای رایسمن را در سال 1974 به نام «بازیکن پول» در یک سطل دلاری کتاب در یک فروشگاه دستفروشی یافت. (خاطراتی که آقای رایسمن زمانی که من با او ملاقات کردم، سعی در ارائه آن داشت، دنباله آن بود.)

آقای سافدی، که فیلمنامه را به همراه رونالد برونشتاین نوشته بود، به هالیوود ریپورتر گفت: «این نوع آدم بداخلاق روی جلد داشت. "من آن را به تیمی [شالامه] نشان دادم زیرا من و او در همان ابتدای همه اینها صحبت می کردیم. به او گفتم، "می خواهم در این دنیا فیلمی بسازم. نگاه کنید این بازیکن چه شکلی است." بازیگر به کارگردان گفت: "مثل من است."

آقای. Safdie، یک متعصب پینگ‌پنگ در دوران کودکی، از سوراخ خرگوش‌های خرده فرهنگ تنیس روی میز دهه 1950 در نیویورک فرو رفت - و «شخصیت‌های مهاجر یهودی عجیب و غریب Lower East Side» که در اتاق‌های دودی و پنت‌هاوس‌ها بر بازی مسلط بودند. کل اکوسیستم شخصیت خیالی مارتی ماوزر را نشان می‌داد.

آقای سافدی گفت: «افرادی که در تنیس روی میز عالی بودند، اغلب افرادی بودند که در جای دیگری جا نمی‌افتادند. "احترام نداشت، بنابراین طبیعتاً افراد عجیب و غریب، خالص، وسواسی را به خود جذب می کرد."

آقای. رایسمن به من درباره شخصیت‌هایی می‌گفت که در سال 96 در تأسیسات گوتیک پر زرق و برق او، تنیس روی میز ریورساید و برادوی حضور داشتند: فردی حصار، هربی فیزیکدان هسته‌ای، بانوی میمون، بتی، تونی بازو، داستین هافمن، دیوید مامت و گروهی از ویولونیست‌های اپرای Metropolitan. او گفت: «هیچ کس دلیلش را نمی‌داند.

«مارتی سوپریم» یک فیلم سافدی است، بنابراین اگر بگوییم مارتی از آقای شالامه یک اسکالواگ است که تقریباً هیچ ویژگی قابل جبرانی ندارد، اسپویلر نیست. مارتی ماوزر ساینده و وسواسی است - آواتار بی بند و باری از جاه طلبی و اسطوره سازی مردان یهودی در اواسط قرن. به جرات می توانم بگویم که آقای رایسمن آن را دوست داشت. رویای واقعی او تبدیل شدن به نماد فرهنگ پاپ بود. هیجان‌انگیز، سورئال و کمی غم‌انگیز بود که در اکران اولیه یکی از موردانتظارترین فیلم‌های فصل تعطیلات بنشینم، انگار مارتی پدیده‌ای کاملاً جدید است.

و یکی از مارک‌ها: اکنون یک تورنمنت تنیس روی میز دعوتی Marty Supreme وجود دارد که توسط Airbnb حمایت می‌شود. نسخه ویژه "Marty Supreme" Windbreakers. طرفداران لوبیای پرتقالی مارتی بیش از سه ساعت در دمای 20 درجه خارج از نمایش پر زرق و برق نیویورک منتظر ماندند. مهمانان شامل آنا وینتور، جولیا فاکس و شهردار منتخب زهران ممدانی بودند. تابلوهای تبلیغاتی جعبه گندم. ناامیدی و ناامیدی آقای رایسمن در مرکز شهر به عنوان مظهر خونسردی برای کمک به فروش یک فیلم تجاری شده است.

بعد از اینکه آژانس من دنباله آقای رایسمن را برای خاطرات اصلی او منتشر کرد، شروع به معاشرت کردیم. برای تماشای بازی هفتگی تنیس روی میز او با هارولد ایوانز، روزنامه نگار و نیرومند ادبی، در زیرزمین خانه ای که با همسرش، تینا براون، سردبیر مجله مشترک بود، تگ می کنم. آقای ایوانز اولین بار در سال 1948 با آقای رایسمن ملاقات کرد، زمانی که آنها در مسابقات آزاد بریتانیا شرکت کردند. آقای ایوانز در راند اولیه شکست خورد. سال بعد، آقای رایسمن برنده شد. آقای ایوانز مجذوب حرفه و شیطنت های آقای رایسمن شد و در ستون پینگ پنگ برای The Manchester Evening News درباره او نوشت. آقای رایسمن 22 عنوان اصلی تنیس روی میز را به دست آورد و یک ضربه دراپ شات با سرعت 115 مایل در ساعت داشت که سریعتر از توپ سریع نولان رایان بود. او همیشه حداقل یک نقص 12 امتیازی به آقای ایوانز می داد تا همه چیز را جالب نگه دارد.

من به آقای رایسمن گفتم که برای گرفتن شغل در روزنامه نگاری به کلیپ نیاز دارم. او به من پیشنهاد داد که او را نمایه کنم. من این ایده را به فوربس فروختم. من آن مقاله را به دلیل استخدام در وال استریت ژورنال، جایی که هشت سال در نیویورک تایمز گذراندم، اعتبار می‌دهم.

هیچ‌زبان صحبت کردن یا حس سبک آقای رایسمن را نداشتم، اما تمرکز منحصر به فرد او برای تبدیل شدن به بهترین بازیکن تنیس روی میز جهان بود. آقای رایسمن اغلب به من یادآوری می‌کرد که در هیچ‌چیز دیگر خوب نیست، بنابراین باید در این کار بسیار خاص آن را بزرگ می‌کرد.

او گفت: «در سن بسیار پایین می‌توانستم بگویم که استعداد دارم، و به‌خاطر این موهبت می‌توانم زندگی بسیار جالبی را از تنیس روی میز بسازم.

بسیاری از «مارتی سوپریچر» با نام تجاری «مارتی سوپریم» است. سرگرمی با آدرنالین نمی‌دانم که آیا آقای رایسمن تا به حال از کف حمام متل تصادف کرده، تقریباً بازوی یک گانگستر را له کرده است یا گردنبند را زیر دوش از روی ستاره‌ای انداخته تا بعداً آن را گرو بگذارد. این امکان پذیر است.

لحظه های دیگر باعث شد که من با تشخیص لبخند بزنم. فیلم با مارتی شروع می شود که یک زن را به خرید کفش های گران تر ترغیب می کند. تنها شغل واقعی آقای رایسمن یک دوره کوتاه فروش کفش در بی آلتمن بود. او به من گفت: «هیچ کس تا به حال کمتر از من برای استخدام معمولی مناسب نبوده است.

و گلایه مورد علاقه آقای رایسمن - اینکه ژاپنی‌ها پینگ‌پنگ را با دست و پا زدن اسفنجی «تخریب کردند» - تبدیل به موتور طرح داستان می‌شود، زیرا مارتی با کوتو اندو (با بازی قهرمان واقعی زندگی Koto Kawaguchi بازی می‌کند). می دانست که می تواند طاقت فرسا، بیهوده و غیر قابل اعتماد باشد. اما او هم مهربان بود. او غم و اندوهی را به همراه داشت که با سقوط نما بیرون آمد: پسری شکسته در زیر دلاوری ها، که هنوز سعی می کرد از تهی دستی لاور ایست ساید، افسردگی، پدری که هرگز او را دوست نداشت پیشی بگیرد.

جکی میسون، کمدین و دوست دوران کودکی آقای رایسمن، به من گفت که او به عنوان مردی فکر می کند که در مورد آقای ریسمن صحبت می کند. ثروتی که نداشت و زمان‌هایی که گذشته بود.

اگر آقای رایسمن می‌توانست ببیند که افسانه‌اش چقدر بیشتر از عمرش می‌گذرد و بعد نامش را رها می‌کند، فکر می‌کنم سر تکان می‌دهد و می‌گوید: انصافا. یک شلوغی تمیز آنها او را به یک مشکل فنی واداشتند.

در حال تماشای آقای Chalamet's Marty، یک سرکار خیابانی وحشی که مایل بود هر کسی را که سر راهش قرار می‌گرفت، درهم بکوبد، بخشی از من فکر می‌کردم که آیا آقای رایسمن واقعاً در جوانی اینگونه بود، زمانی که پینگ‌پنگ هنوز استادیوم‌های خارج از کشور را پر می‌کرد، زمانی که محله‌اش به نام میدان دایمز شناخته نمی‌شد. شاید سن او را نرم کرده است. شاید فیلم زخم اصلی را که مارتی مارتی ایجاد کرده بود حذف کرده باشد.

یا شاید - شاید؟ - او تمام مدت مرا آزار می داد. هرچه باشد، او در فوربس از آن پخش شد.

امی چوزیک، فیلمنامه نویس و گزارشگر سابق نیویورک تایمز، نویسنده «تعقیب هیلاری» است که او آن را در سریال HBO Max «دختران اتوبوس» اقتباس کرد. اولین رمان او، «با دوستانی مثل تو» در راه است.

تایمز متعهد است تنوع نامه را برای سردبیر منتشر کند. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.

بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام، TikTok، دنبال کنید. WhatsApp و Threads.