نظر | سالی که آمریکا فرآیند را منفجر کرد
در سالی که ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری دوپاره به نظر می رسید، آمریکایی ها از یک جهت متحد شدند: ما خواستار نتایج بودیم و اکنون آنها را می خواهیم. از حملات ICE که بهعنوان صحنهای از وحشت و میانبرهای GLP-1 برای کاهش وزن طراحی شدهاند، تا مقالات ترم تولید شده توسط A.I، برادران DOGE و خلاصه اخراجهای قانون دشمنان بیگانه، آمریکا علیه سفر خشمگین شد و بدون توجه به آنچه وکلا و درمانگران چتبات میگفتند، در برابر سفر خشمگین شد و برای مقصد فریاد زد. به نظر می رسید که نتایج همه چیز مهم باشد. برنده ها برنده می شوند. بازندهها از قوانین پیروی میکنند و درباره آن صحبت میکنند.
این الگو در واشنگتن که هنجارها را کنار زده بود، از مجمع میلیاردرها در روز تحلیف رئیسجمهور ترامپ شروع شد و پس از آن با درهم شکستن آیینهای سنتی دولت به رهبری پروژه 2025، آشکارتر بود. نظم منظم در کنگره جای خود را به تعطیلی فدرال، قطعنامههای موقتی ادامهدار و رایگیری اجباری در مورد لایحههایی مانند قانون شفافیت پروندههای اپشتین داد. با توقیف ها، کاخ سفید سیستم قانون اساسی را که به دقت طراحی شده بود برای تصویب لوایح مخارج اصلاح کرد. «اول بازداشت، بعداً فکر کن» به روح خشمگین اجرای مهاجرت تبدیل شد، حتی زمانی که «وزارت جنگ» (که بدون فرآیند مورد نیاز کنگره تغییر نام داد) «اعتصابات جنبشی» را آغاز کرد که به طور خلاصه دهها پیک ادعایی مواد مخدر را اعدام کردند.
اما لیبرالهای تبعیدی نیز در این روند تند شدند. کالبد شکافی نتایج انتخابات سال 2024 از شکست های دوران بایدن در ارائه زیرساخت هایی مانند ایستگاه های شارژ وسایل نقلیه برقی و پهنای باند مقرون به صرفه روستایی ناراحت بود. به لطف کتاب پرفروش ازرا کلاین و درک تامپسون، «فراوانی» به یک فلسفه حاکم تبدیل شد که متعهد به پاکسازی چندین دهه از فرآیندهای انباشته دولتی است. دیگر تونلهای مترو، مایلهای بزرگراه، راهاندازی مسکن و راهآهن پرسرعت در تعادل تاخیرهای بیپایان NIMBY قرار نمیگیرند. حتی لیبها گفتند بساز، عزیزم، بساز.
فرسایش فرآیندهای آزمودهشده و واقعی فراتر از سیاست گسترش یافت. در ورزش، طرفداران از اعتماد به روند بازسازی تیمهای چند ساله (با عرض پوزش از طرفداران سیکسرز) به لذتهای قمار در بخش شرط بندی روی آوردند. تولیدکنندگان محتوای رسانههای اجتماعی برای دریافت دوپامین فوری با هم رقابت کردند، زیرا دامنه توجه ما به پایینترین حد خود رسید. در محل کار، سفر فرآیند درخواست شغل به یک A.I تبدیل شد. مسابقه تسلیحاتی برنامه های Robo و نمایشگرهای چت بات. در بخش مالی، S&P 500 به اوج های رکوردی رسید، نسبت های سود بلندمدت لعنتی است. دانشمندان دریافتند که حتی خود فرآیند تفکر نیز با استفاده از هوش مصنوعی شروع به تضعیف کرد.
شورش سال 2025 علیه فرآیند، نشان دهنده فروپاشی نهایی ایده قدرتمندی بود که زمانی وعده داده بود کشور را متحد نگه دارد. در اوج قدرت قرن بیستم آمریکا، اعتقاد به فرآیند به عنوان یک مفهوم راهنما در میان نخبگان حقوقی و سیاسی هر دو طرف که به دنبال مدیریت دشوارترین اختلافات ملی ما بودند، عمل کرد.
ارزش فرآیند عمیقاً در قوانین و سیاست آمریکا ریشه دارد. متمم پنجم قانون اساسی ایالات متحده، که در سال 1791 توسط ایالت ها تصویب شد، از همه افراد در برابر محرومیت از زندگی، آزادی یا دارایی بدون روند قانونی محافظت می کند. اصلاحیه چهاردهم در سال 1868 مشخص کرد که همان حمایتهای مربوط به روند قانونی برای دولتهای ایالتی اعمال میشود. در سال 1215 مگنا کارتا، اردوگاههای رقیب در دولت انگلیسی آمریکا اختلافات خود را از طریق روشهایی مانند قضاوت قانونی هیئت منصفه از همتایان خود حل کردند.
اما این ایده در اواسط قرن بیستم معنای جدید و ویژهای پیدا کرد. این فرآیند به محور تعهد قدرتمند آمریکا به دموکراسی در طول مبارزه با رژیمهای توتالیتر در آلمان نازی و روسیه شوروی تبدیل شد. نسلی از دانشمندان علوم اجتماعی، حقوقدانان و دولتمردان نبوغ دولت آمریکا را نه به عنوان مجموعه ای از ارزش ها، بلکه مجموعه ای از نهادها، روش ها و تکنیک هایی دانستند که ایالات متحده به وسیله آنها اصول خود را بیان می کند و اختلافات خود را حل می کند.
ارزش ها ممکن است تغییر کنند. برای مثال، انتخابات ممکن است فرانکلین روزولت را به کاخ سفید بکشاند تا جایگزین هربرت هوور شود. کنترل جمهوری خواهان کنگره در دهه 1920 ممکن است جای خود را به کنترل دموکرات ها در دهه های 1930 و 1940 بدهد. اما روند تداوم عمیق تری را ارائه داد. انتخابات، جلسات قانونگذاری و آژانس های اداری چرخ دنده های سیاست را تغییر دادند، در حالی که هیئت منصفه، قضات و وکلا اهرم های قانون را مدیریت می کردند.
پژوهشگران با نفوذ علوم سیاسی مانند رابرت دال از دانشگاه ییل و چارلز لیندبلوم معتقد بودند که علوم اجتماعی باید آنچه را که آنها «سیستم های سیاسی-اقتصادی» می نامند مطالعه کند. مدیر دولت روشن فکر ممکن است همیشه قادر به شناسایی حقایق نهایی نباشد. ممکن است چیزی به نام راه حل های کامل برای همه زمان ها وجود نداشته باشد. اما رهبران میتوانند مهندسان اجتماعی باشند و ترتیبات سازمانی را طراحی کنند که به احتمال زیاد نتایج خوبی برای شرکتها، سازمانهای غیرانتفاعی و سازمانهای دولتی به همراه دارد.
قانون کار New Deal، قانون ملی روابط کار، که توسط فرانکلین روزولت در سال 1935 امضا شد را در نظر بگیرید. بر هیچ روش خاصی برای مدیریت شرکت ها اصرار نداشت. درعوض، یک فرآیند چانه زنی جمعی ایجاد کرد که از طریق آن کارگر و مدیریت - طرفهایی که به بهترین نحو میدانستند چگونه کسبوکار را اداره کنند - میتوانستند به ترتیبات رضایتبخش متقابل برسند، که در طول مسیر توسط یک آژانس متخصص جدید، هیئت ملی روابط کار نظارت میشد.
نمونه قانون کار بهویژه واضح بود، اما موضوع کلیتر بود. سازمانهای اداری از انواع مختلف - اداره تامین اجتماعی، اداره دره تنسی و هجوم سرگیجهآور دیگران - با کارشناسان موضوعی که قادر به ایجاد و بهروزرسانی قوانین اساسی زندگی اجتماعی آمریکا هستند، تشکیل میشوند.
هیچجا سیاست فرآیند بیشتر از حلقههای حقوقی آمریکا نفوذ نداشت. رویکرد به اصطلاح فرآیند حقوقی به قانون در دانشکده حقوق هاروارد، که در اوج قدرت تأسیس خود بود، ریشه گرفت. با شروع در اوایل دهه 1950، دو عضو هیئت علمی هاروارد با تجربه در ایالت نیو دیل، هنری هارت و آلبرت ساکس، شروع به تهیه مواد آموزشی کردند که منطق اصلی قوانین مدرن آمریکا را به تصویر بکشد.
در نهایت با عنوان «فرآیند قانونی»، دستنوشته هارت و ساکس با هدف نشان دادن مهارتهای مؤسسات به دانشآموزان برای کمکرسانی دقیق به این موضوع، در اوایل دهه 1950 شروع کردند. قضاوت ها متن به سرعت رشد کرد. مانند روند قانونی که توضیح داد، ناتمام بود و دائما در حال تکامل بود. هارت و ساکس در طول عمر خود هرگز موفق به انتشار آن نشدند. اما به نظر می رسید که موقتی بودن دامنه دستنوشته را افزایش می دهد. معلمان دانشکدههای حقوق در سراسر کشور هر سال مطالعات موردی را اضافه میکردند و به نسلی از دانشجویان حقوق آموزش میدادند که داشتن فرآیندهای خوب بهترین راه برای تولید قوانینی است که در خور اعتماد باشد.
متن هارت و ساکس روح عصری را به تصویر میکشد که در آن رهبران آموزش دیده توسط آیوی لیگ برای حل حیاتیترین و بحثبرانگیزترین سؤالات سنی به مؤسسات مدیریتی تکیه میکردند. اگر قانون ملی روابط کار بتواند مکانیسمهای اساسی را برای نیروی کار ایجاد کند، و اگر قانون بورس اوراق بهادار بتواند قوانینی را برای بازارهای سرمایه مدرن تعیین کند، آنگاه ممکن است این فرآیند بتواند شکافهای بزرگ زندگی آمریکایی اواسط قرن را اصلاح کند.
به نظر میرسید که جلسات کنگره حاوی افراطگرایی مکآرت باشد. به نظر میرسید که فرآیندهای دولتی و سیاستهای بوروکراتیک توضیحی از بحران موشکی کوبا ارائه میدهند - و همچنین مکانیسمهای ظریفی را برای حل آن فراهم میکنند. مجموعهای موازی از نهادهای حقوقی بینالمللی مانند سازمان ملل، ناتو و صندوق بینالمللی پول، و سازمانهای غیردولتی مانند کمیته بینالمللی صلیب سرخ نوید یک فرآیند حقوقی فراملی را برای حفظ صلح در صحنه جهانی دادند.
فرآیند قانونی حتی یک استراتژی نهادی برای خنثی کردن سیستم آپارتاید نژادی جیم کرو در جنوب آمریکا ارائه کرد. حزب دمکرات که بر کنگره اواسط قرن تسلط داشت، توسط جناح سفید سفیدپوست جنوبی خود منجمد شد. در مقابل، دیوان عالی خارج از فشارهای کوتاه مدت سیاست های انتخاباتی ایستاد. براون v. بنابراین، شورای آموزش خود را به عنوان یک تصمیم اساسی در فرآیند قانونی ارائه کرد، و جداسازی جیم کرو در تحصیل را به عنوان یک تمرین محتاطانه از وضوح اخلاقی و قضاوت خوب در جهت منافع کشور، از بین برد.
برای یک دهه و نیم پس از براون، دادگاه عالی دیوان عالی دادگستری ارل وارن تلاش کرد تا فرآیندهای قانون اساسی آمریکا را به عنوان یک قانون نظارتی تعیین کند. ایده اصلی فرآیند عادلانه، قاعده استثنایی را مبنی بر ممنوعیت استفاده از شواهد به دست آمده غیرقانونی در محاکمات، حق داشتن وکیل در پرونده های جنایتکارانه و حق سکوت ارائه می کرد. وکلای برجسته قانون اساسی، به نوبه خود، از دادگاه عالی به عنوان نگهبان فرآیندهای سیاست دموکراتیک دفاع کردند.
در رو در مقابل وید، که در سال 1973 تصمیم گرفت، دادگاه شرط بندی کرد که این روند می تواند کارهای بیشتری انجام دهد. قاضی هری بلکمون نوشت: قاضی هری بلکمون، ضمانت قانون اساسی بود که حق انتخاب سقط جنین را تضمین می کرد. بلکمون استدلال کرد که مردم یک حق اساسی برای حفظ حریم خصوصی دارند که بر اساس بند روند قانونی اصلاحیه چهاردهم پایهگذاری شده است - حقی که شامل قدرت خاتمه بارداری میشود.
یک سری موارد نقطه عطف فرهنگی دنبال شد که ایده اصلی رو را گسترش داد که فرآیند ارزشهای اساسی خاصی را تضمین میکند. دادگاه حقوق دادرسی عادلانه را برای امتناع از درمان پزشکی، اتخاذ تصمیمات خاص در مورد کودکان و اخیراً ازدواج همجنس گرایان به رسمیت شناخت.
نقطه فروش اصلی فرآیند همچنین بزرگترین نقص آن بود. به عنوان یک علم تکنیک و روش، فرآیند یک ظرف خالی بود. یکی از برجستهترین پژوهشگران فرآیندهای حقوقی در آن دوره، با تصمیم براون علیه هیئت مدیره مخالفت کرد. و همانطور که مورخان حقوقی مشاهده کرده اند، مکتب فرآیندی هیچ مسیر آشکاری برای تشخیص قضاوت خوب از قضاوت بد ارائه نمی دهد. فاقد راهی برای تشخیص اینکه کدام حقوق (در صورت وجود) لزوماً توسط عبارتی باز مانند «روند قانونی» مستلزم آن است. این یک چیز بود که بگوییم قانون اساسی آزادی بیان را تضمین می کند، ایده ای که به صراحت در متمم اول به آن اشاره شده است. بسیار بحث برانگیزتر بود که بگوییم این پروسه مستلزم حق بر حریم خصوصی است، که در متن قانون اساسی جایگاه کمتری امن داشت.
منتقدان حتی در لحظه پیروزی آن از ظلم و ستم این پروسه رنجیدند. قاضی محافظه کار ویلیام رنکوئیست در Roe مخالفت کرد و اکثریت را متهم کرد که دیدگاه های سیاسی خود را در پوشش روند پنهان می کنند. دیگر منتقدان محافظهکار تا آنجا پیش رفتند که نظریه جدیدی از تفسیر قانون اساسی، یعنی اصالتگرایی، ارائه کردند. اصالت گرایی که توسط دادگاه عالی امروز موعظه شد، تلاشی را برای مقابله با روند تکاملی یک قانون اساسی زنده آغاز کرد.
در سیاست، مکتب فرآیند نیز به زودی در یک عقب نشینی بدبین قرار گرفت. در گذشته، علاقه مندان به مکتب فرآیند دریافتند که گروه های تجاری قدرتمند، نهادهای ظاهراً مستقل و مبتنی بر فرآیند آمریکا را تسخیر کرده اند. آژانسهای نظارتی مانند هیئت هوانوردی غیرنظامی در خدمت منافع صنایعی بودند که آنها را تنظیم میکردند. خطوط هوایی معاملات شیرینی دریافت کردند و مشتریانشان قیمتهای بالاتری دریافت کردند.
در سمت چپ، کادر فزایندهای از وکلای منافع عمومی در اطراف رالف نادر، مدافع ایمنی مصرفکننده جمع شدند تا فرآیندهای ایالت نیو دیل را به نفع خود انجام دهند. مهاجمان نادر، همانطور که شناخته می شدند، برای بررسی های زیست محیطی و الزامات دست و پا گیر قوانینی که تهدیدی برای توقف دولت بود، تحت فشار قرار دادند. در دهه 1990، دانشمندان علوم سیاسی مشاهده می کردند که فرهنگ متمایز آمریکایی قانون گرایی خصمانه، کانال های حتی ابتدایی ترین اقدامات دولت را مسدود کرده بود.
به نوعی، این گواهی بر قدرت پایدار ایده فرآیندی است که دادگاه عالی نزدیک به 50 سال طول کشید تا سرنگون شود. اما در دهه 2020 یک ضد رویه گرایی فزاینده شورشی علیه دو نسل تفکر فرآیندی ایجاد کرد. در سال 2025، به نظر می رسید که کنگره کنترل قدرت اساسی خود را بر فرآیند تخصیص از دست داده است. سازمان های اداری از روش های معمول اطلاع رسانی و دعوت از نظر عمومی صرف نظر کردند. وزارت دادگستری در اخراجهای اولیه قانون دشمنان بیگانه، از روند قانونی خود تمسخر کرد. مکانیسمهای منظم فدرال رزرو برای تصمیمگیریهای نرخ بهره به تصمیمهای مخالفی تقسیم شده است که در دهههای گذشته دیده نشده بود.
در ماه ژوئیه، وزارت امنیت داخلی بهشدت برنامه حذف سریع را گسترش داد که میتوانست میلیونها نفر را بدون حتی یک جلسه استماع اجمالی رئیس جمهور تحت اخراج قرار دهد. روال عادی عفو در سال 2025. جو بایدن این کار را در عفو پیشگیرانه در آخرین لحظه برای اعضای خانواده خود و عفو از طرف پسرش انجام داد. آقای ترامپ عفو فرآیند صفر را به عیاشی از عفو تبدیل کرده است که نسبت به بوی بد فساد بی تفاوت است. آقای ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود تا به امروز بیش از 1600 نفر را عفو کرده است، از جمله چانگ پنگ ژائو، الیگارشی رمزارز که با وقاحت خانواده ترامپ را نزدیک به 2 میلیارد دلار ثروتمند کرده بود. بر اساس گزارشی از ProPublica، تنها 10 مورد از عفوهای ترامپ برای دوره دوم، روند عادی ارائه دادخواست به دفتر دادستان عفو را طی کرده اند.
دیوان عالی نیز از فرآیندهای عادی خود دور شده است و به طور فزاینده ای به "سایه" یا "موقت"، و مکانیسم استدلال مختصر خارج از اختیار ما، و مکانیسم استدلال مختصر خارج از پرونده خود تکیه می کند. نتیجه تقریباً سه دوجین دستور غیرقابل رمزگشایی به نفع دولت ترامپ بوده است - دستوراتی که حداقل یکی از قاضی دادگاه فدرال پایینتر آن را «عرفانی» نامیده است.
طلبیطل خشونت سیاسی شاید میانبر نهایی در این فرآیند بود. از آتش زدن عمارت جاش شاپیرو فرماندار پنسیلوانیا در آوریل و قتل ملیسا هورتمن نماینده ایالت مینه سوتا و همسرش در ژوئن گرفته تا ترور چارلی کرک، آتشزن برجسته سیاسی در ماه سپتامبر، ناظران صحنه آمریکا با این حس محسوس مواجه شدند که همه رویههای عملیاتی استانداردبه سرعت ناپدید میشوند. 2025 نشانه هایی را به همراه داشته است که یک تصور ساده تر و درست تر از فرآیند ممکن است کاملاً مرده نباشد. اجرای نظرسنجی مهاجرت توسط ICE بد است، به طوری که اکثر آمریکایی ها می گویند که موضع تهاجمی آژانس بسیار سخت است. آزمایش DOGE در کاهش عملیات دولتی تعطیل شده است و از برخی از کارکنان اخراج شده با عجله خواسته شده است که به سر کار بازگردند.
در همین حال، یک قاضی فدرال کیفرخواستهای غیرقانونی رویهای جیمز کومی و لتیشیا جیمز - دو مخالف سیاسی آقای ترامپ - را رد کرد. این هفته، قاضی دیگری به دولت فدرال دستور داد تا جلسات استماع مردان ونزوئلایی را که طبق قانون دشمنان بیگانه به طور خلاصه از کشور خارج شدهاند، تسهیل کند.
در مورد ایستگاههای شارژ الکتریکی بدنام که نمونهای از اینرسی بوروکراتیک دولت بایدن بودند، چطور؟ به نظر می رسد که تعداد آنها بی سر و صدا در حال افزایش بوده است - ظاهراً به لطف فرآیندهای بوروکراتیک پشت صحنه که برای ایجاد استانداردسازی مؤثر در شبکه ملی شارژرها طراحی شده است.
نکته سال 2026 نباید ناگوار از فروپاشی اعتماد در فرآیند باشد. در بلندپروازانهترین شکل، رویهگرایی بهطور غیرممکنی به خطر افتاده بود: مصنوع موریانهزده دوران جنگ سرد، زمانی که نخبگان آمریکایی قانون و سیاست را حول یک حس درهم شکسته از هدف جمعی سازماندهی کردند.
آنچه که استاد حقوق دانشگاه میشیگان، نیکلاس بگلی آن را «مسئلهی فتیش سبز» مینامد، در گذشته به یک پروژه مهم برای جمعآوری انرژی عمومی تبدیل شد. حمل و نقل اگر فرآیند به معنای انسدادگرایی خود ویرانگر یا تلاشهای دیوانهکننده برای دوری از قضاوتهای ارزشی مهم باشد، پس بهترین نگرش نسبت به تخریب پرشور آن ممکن است رهایی خوب باشد. اگر سال شکستن بتهای فرآیند توسط دولت ترامپ، بازگشت به عقب را غیرممکن کند، باید قدردان باشیم.
اما فرصتی برای نابودی وجود دارد. دموکراتها هم در مرکز سیاسی و هم در جنبش ممدانی از شکستهای دوران بایدن درس میگیرند و به سمت چشماندازی از حکومت میکوشند که نتایج را بدون تضعیف منافع جامعه به ارمغان میآورد. درست در این ماه، روسای کمیته های مجلس نمایندگان و سنا جمهوری خواه، لایحه ای را برای تأیید مجدد هزینه های دفاعی به اجرا گذاشتند که نظارت کنگره بر سیاست نظامی در دریای کارائیب را مجدداً تأیید می کرد.
در اوج اقتدار خود در اواسط قرن، فرآیندهای دولت آمریکا مبتنی بر هدف و حس اعتماد متقابل بود. بازیابی بخشی از این حساسیت جمعی زودگذر، مبارزه آمریکا در سال 2026 و سال های آینده خواهد بود. دلبستگی دائمی، اگر شکست خورده باشد، به ارزش انصاف رویه اولیه نشان میدهد که ممکن است هنوز زمینههای مشترکی وجود داشته باشد.
جان فابیان ویت، استاد دانشکده حقوق ییل و نویسنده کتاب "صندوق رادیکال: چگونه گروهی از بیناترها و میلیونها دلار آمریکا متعهد به انتشار است. تنوع نامه به ویرایشگر. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.
بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام،