به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

نظر | تام بردی بز نیست

نظر | تام بردی بز نیست

نیویورک تایمز
1404/10/14
3 بازدید

طبقه‌بندی تام بردی به عنوان بهترین بازیکن فوتبال در تمام دوران، یکی از کم بحث‌برانگیزترین ادعاهایی است که هر کسی می‌تواند درباره هر چیزی داشته باشد. این یک عقیده ذهنی است که به عنوان حقیقت عینی پذیرفته شده است: او 23 فصل حرفه ای در دفاع بازی کرد و اگر آن 23 فصل به سه حرفه جداگانه تقسیم شود، هر سه ممکن است واجد شرایط تالار مشاهیر فوتبال حرفه ای شوند. او شش سوپربول را با نیوانگلند پاتریوتز و یک قهرمانی هفتمی را با تیم تامپا بی بوکانرز برد. او برنده‌ترین بازیکن، مردی است که طولانی‌ترین بازی را در سطح نخبگان انجام داد و پاسخی نادرست به این بحث خاص است.

تنها مشکل این است که این ادعا اشتباه است. و این به هیچ وجه انتقاد برادی نیست. این انتقادی است از اینکه چگونه عظمت در نظر گرفته می‌شود.

این باور که بردی بزرگ‌ترین کسی است که تا به حال زندگی کرده است، ابتدا در حدود سال 2015 رسوخ کرد، و پس از هفتمین قهرمانی او در سال 2021، سخت‌تر شد. شبکه در سال 2010; قبل از تاجگذاری رایس، پاسخ این سوال این بود که جیم براون در سه دهه گذشته ادامه داشته باشد. در طول تاریخ، وضعیت GOAT (به طور موقت و دمدمی مزاج) برای افراد متعددی اعمال شده است، که مسلماً با ویلیام (پاج) هفلفینگر شروع می‌شود، که در سال 1888 برای ییل بازی کرد.

این روند اختراع مجدد تاریخی هرگز پایان نمی‌یابد. در 20 سال آینده، شخص متفاوتی به‌طور اجتناب‌ناپذیر به‌عنوان بهترین بازیکن فوتبال در تمام دوران طبقه‌بندی می‌شود - و این یک مشکل است، زیرا اختراع مجدد دائمی کل بحث را بی‌ربط می‌کند.

منظورم این است: اگر مثل من معتقدید که چرا گروه بیتلز از شما می‌خواهد که بهترین باور شما در تمام دوران است انگیزه ای برای گفتن وجود دارد به این دلیل که آنها بهترین آهنگ ها را ساخته اند. به نظر می رسد پاسخی که قرار است فرد ارائه دهد.

اما این یک استدلال ناقص است، حتی اگر درست باشد. در طول هشت سال، گروه بیتلز 213 آهنگ را ضبط کرد که 188 آهنگ آن را خودشان نوشتند. حدود 80 آهنگ از این 213 آهنگ در جایی بین خیلی خوب و فراتر از استثنایی قرار می گیرند، یک انفجار شگفت انگیز از درخشش در یک پنجره کوچک از زمان.

با این حال تعداد زیاد آهنگ های خوبی که منتشر کردند چیزی نیست که بیتلز را بی رقیب می کند. بزرگی بازی اعداد نیست. تجمعی یا ریاضی نیست. عظمت مربوط به خلق کهن الگوهاست.

این امکان وجود دارد که یک هنرمند پاپ مدرن بتواند حرفه ای مشابه بیتلز داشته باشد که پنج برابر بیشتر طول بکشد و دو برابر تعداد آهنگ هایی تولید کند که از طبقه بندی "بسیار خوب" فراتر می رود. اما اگر این اتفاق بیفتد، باز هم این هنرمند فرضی را بزرگتر از بیتلز نمی کرد، مگر اینکه نوع جدیدی از موسیقی که قبلاً تصور نشده بود را اختراع کند که تعریف موسیقی پاپ را تغییر دهد. اگر این کار را نمی کرد، به این معنی بود که او هنوز اساساً با همان اصطلاحی کار می کرد که بیتلز ایجاد کرده بود، و خزانه سرودهای بانکی او عمدتاً منعکس کننده مهارت، طول عمر و ظرفیت جذب و باز کردن هزاران آهنگ آشنا جمع آوری شده در سایه بیتلز بود.

بنابراین، همانطور که من معتقدم، گروه بیتلز بهترین بحث در تمام دوران است. راک اند رول را اختراع نکردند، آهنگ‌هایی که آنها ساختند و ضبط کردند نشان‌دهنده درک پایدار راک و پاپ و روان‌گردان است، و تقریباً هر چیزی که هنوز در مورد آن دسته‌های موسیقی مرتبط است را می‌توان در فهرست 213 آهنگ‌شان جستجو کرد، به این معنی که هیچ هنرمند بعدی که در آن دسته‌ها کار می‌کند، بدون در نظر گرفتن کیفیت یا کمیت کار، نمی‌تواند از عظمت خود فراتر رود. تولید کنید.

این بدان معنا نیست که "بزرگترین" نسخه به طور خودکار اولین نسخه از چیزی است، زیرا نسخه اول اغلب هیچ ارتباطی با هر چیزی که تولید می کند ندارد. اول بودن کافی نیست. برای اینکه بهترین [هرچیز] در همه زمان‌ها باشد، چیزی باید اولیننخب رندر یک موجود هنوز دارای ویژگی‌های اصلی مدرن‌ترین نسخه‌اش باشد.

به عبارت دیگر، این اولین تجسم عظمت است که هنوز به تمام نمونه‌های بعدی مرتبط است. به همین دلیل است که علیرغم شواهد بسیار بر خلاف آن، بهترین بازیکن فوتبال تمام دوران هنوز هم جیم تورپ است، یک بومی آمریکایی که در سال 1928 از بازی بازنشسته شد و در زمان ریاست جمهوری دوایت دی. آیزنهاور درگذشت.

من متوجه شدم که این احساس اشتباه است. این با روشی که بیشتر مردم مشروط به تفکر درباره عظمت هستند، در تضاد است. برادی و رایس مطمئناً موفق‌ترین فوتبالیست‌های تمام دوران هستند و عظمت در بیشتر زمینه‌های حرفه‌ای به این ترتیب سنجیده می‌شود. اما در دو و میدانی، این سوال به گونه دیگری در نظر گرفته می شود. در دو و میدانی، عظمت به روشی که در زمین بازی ارزیابی می شود سنجیده می شود (یا باید باشد): ما در شرف بازی فوتبال هستیم. چه کسی اول انتخاب می‌شود؟

در پاسخ می‌گویید: «مطمئناً جیم تورپ نیست،» زیرا فرد معقولی هستید. ثورپ 6 فوت 1 و 202 پوند وزن داشت و به ندرت وزنه می زد. در المپیک 1912، او دوی 100 متر را در 11.2 ثانیه دوید. در سال 2025، این او را در میان 10 دانش‌آموز سریع دبیرستان در اورگان قرار نمی‌داد.

اگر کسی تورپ را در ماشین زمان پرتاب می‌کرد و بدن منسوخ سال 1920 او را به امروز منتقل می‌کرد، شاید می‌توانست به عنوان پشتیبان نیکل برای ایالت داکوتای جنوبی راه برود. ساقون بارکلی را در همان دستگاه قرار دهید و او را به بولداگ کانتون 1920 بازگردانید، و او سه بار اول را که توپ را لمس می‌کند، گل می‌زند.

اما این یک راه احمقانه برای بررسی این سوال است، و نه فقط به این دلیل که سفر در زمان غیرممکن است. این یک معیار معیوب برای تلاش برای تعریف هر شکلی از عظمت است، مگر اینکه بخواهید بپذیرید که "بزرگترین بازیکن تمام دوران" همیشه کسی است که اتفاقاً بهترین بازیکن در حال حاضر باشد. در غیر این صورت هیچ تفاوتی با تلاش برای شناسایی تجاری ترین فیلم تاریخ بدون تعدیل تورم قیمت بلیط نخواهد داشت. هنگام مقایسه افراد از دوره‌های مختلف، مقایسه باید مجموع تجربه را برای هر جزئیات مرتبط منعکس کند - شخص، بلکه شرایط.

یکی از شناخته‌شده‌ترین داستان‌ها در مورد قهرمانی ثورپ در المپیک این است که شخصی کفش‌های او را در روز اول مسابقه ده‌گانه دزدید و او را مجبور کرد که یکی از کفش‌های حریف را قرض بگیرد و از طریق یک کفش دیگر را ببرد. گیره ها اندازه های مختلفی داشتند و یکی آنقدر بزرگ بود که مجبور بود دو جفت جوراب بپوشد تا مناسب باشد. زمانی که 11.2 خود را در 100 متر، در پیست ساخته شده از خاکستر و قبل از قانونی شدن بلوک های شروع، آن کفش های تصادفی را پوشیده بود. این امر باعث می‌شود که هر تحلیل‌گری زمان واقعی خود را در 100 سریع‌تر پیش‌بینی کند.

اما آنچه در مورد این حکایت آموزنده‌تر است، حتی اگر تأیید آن غیرممکن باشد، این است که چگونه جهان را در سال 1912 نشان می‌دهد: یک ورزشکار در سطح جهانی می‌توانست تنها با یک جفت کفش دویدن در المپیک حاضر شود. وقتی کفش‌ها دزدیده شد، او شکایتی نکرد و به مقامات شکایت نکرد و اگر نمی‌توانست از زباله‌ها یک جفت نامتناسب بسازد، احتمالاً با کفش‌های مجلسی رقابت می‌کرد یا پابرهنه می‌دوید. در سال 1912، رویداد ورزشی برتر جهان، بی‌پرواتر و غیررسمی‌تر از هر مسابقه پیست متوسطه در سال 1982 بود. و آن بازی‌های المپیک نمونه‌ای مجزا نیستند: این برای همهچیزهای مرتبط با ورزش، و برای بیشتر زندگی روزمره صدق می‌کرد.

وقتی ارزیابی می‌شود که فردی مانند تامپ یا تامپدی چقدر آن را ارزیابی می‌کند. از تغذیه مدرن بهره برده اند یا اگر برادی قبل از اختراع غلات صبحانه مجبور به بزرگ شدن در روستایی اوکلاهاما می شد چقدر رنج می برد. همچنین باید در نظر داشت که چگونه آن محیط‌های مختلف باعث می‌شد که آنها تقریباً هر جنبه‌ای از دنیای مادی را به روش‌های کاملاً متفاوت درک کنند.

ما فیلم ویدیویی از تروپ در حال اجرای فوتبال نداریم. چنین فیلمی وجود ندارد. با این حال می دانیم که او بزرگترین حامل توپ دوران خود بود، و می دانیم که این دوران زمانی بود که فوتبال (همانطور که هنوز آن را می فهمیم) به وجود آمد.

این یک ورزش 11 در مقابل 11 بود که تاثیرگذاری کامل داشت. چهار نزول و یک تاچ داون شش امتیاز بود. یک بازی از سال 1920 به شکل امروزی یک بازی به نظر نمی رسد، اما شباهت های آن بیشتر از تفاوت هاست. و در آن دنیای مشابه و در عین حال ابتدایی، تورپ T بود. رکس.

او قوی‌ترین دونده، تنبیه‌کننده‌ترین تکل‌گر و بهترین ضربه زننده بود که کسی تا به حال دیده بود. او الگوی نحوه بازی فوتبال است که در زمانی تحقق یافت که هیچ مدل قبلی انتخاب نشده بود. او نمونه اولیه چیزی بود که یک بازیکن فوتبال قرار بود باشد، اولین نمونه ای که سایر بازیکنان سعی کردند از آن الگوبرداری کنند. برای دیدن «جیم تورپ» به فیلمی از جیم تورپ نیاز نداریم. ما او را هر زمان می‌بینیم که کسی با فوتبال می‌دود، در هر سطحی، او را می‌بینیم.

سعی کنید هیجان‌انگیزترین دویدن در زمین باز را که تا به حال شاهد بوده‌اید، به یاد بیاورید. (من تجسم سال 2005 رجی بوش را انتخاب می‌کنم که در مقابل ایالت فرسنو شرکت می‌کند، هرچند هزاران نفر دیگر به همین خوبی وجود دارند.) هر آنچه که در تلویزیون در ذهن شما می‌بینید ساختار اتمی فوتبال است - سرعت، قدرت، چابکی و غریزه.

شما می‌بینید که 11 مرد تلاش می‌کنند تا یک مرد را متوقف کنند و در حال شکست خوردن هستند. مرد با توپ سرعت و قدرت بیشتری دارد. چابکی و غرایز او باعث می شود نتوان او را روی زمین قرار داد. نحوه حمل توپ و نحوه حرکت دونده منحصر به فرد و آشنا است، و اگر بتوان آرم ها را از کلاه ایمنی و رنگ ها را از لباس ها و اعداد را از پشت هر بازیکن حذف کرد، ممکن است در هر دهه ای اتفاق بیفتد. ممکن است در سال 1920 اتفاق بیفتد. ابدی است و طبیعی است، و همیشه جیم تورپ است.

چاک کلسترمن نویسنده و روزنامه نگار است. این مقاله از کتاب جدید او، "فوتبال" اقتباس شده است.

تایمز متعهد به انتشار تنوع نامه برای سردبیر است. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.

بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام، TikTok، دنبال کنید. WhatsApp و Threads.