نظر | رای دهندگان به تصمیم خود برای تغییر کشورمان ادامه می دهند، سپس این کار را نکنید
با نزدیک شدن به سال جدید، بسیاری از مردم به آنچه که امیدوارند در سال جدید متفاوت باشد فکر می کنند. ما تصور می کنیم که به یک ایده آل رسیده ایم و آرزوی فردای بهتری داریم. به زودی، تنش بین اینکه چه کسی هستیم و چه کسی می خواهیم باشیم نمایان می شود. ممکن است بگوییم که میخواهیم سالمتر یا دوستانهتر باشیم، اما متوجه میشویم که تغییر واقعی سادهتر از انجام آن است.
آمریکاییها همچنان امیدوارند سال آینده برای کشورشان بهتر باشد. در نظرسنجی هایی که من هر روز برای کارم می بینم، رای دهندگان به طور مداوم می گویند که خواهان نوع متفاوتی از رویکرد به سیاست و حکومت هستند. آنها مخالفت خود را با رهبرانی که بد رفتار می کنند ابراز می کنند. سطوح بالای رای دهندگان می گویند که هیچ یک از طرفین را دوست ندارند. آنها بارها و بارها در نظرسنجیها و گروههای متمرکز به من میگویند که نگران این هستند که چقدر ما دچار دودستگی شدهایم، یا سیاستهای ما چقدر زشت است.
و بنابراین، رأیدهندگان همچنان تصمیم میگیرند کشور ما را نیز تغییر دهند. تقریباً هر انتخابات فدرال در 20 سال گذشته، به نوعی از طریق واگذاری کنترل کاخ سفید یا یکی از اتاقهای کنگره به حزبی که در قدرت نیست، انتخابات تغییر نامیده میشود. و با این حال ما به طور فزاینده ای از کسانی که انتخاب می کنیم ناامید می شویم. جای تعجب نیست که دو سوم آمریکاییها به مرکز تحقیقات پیو گفتند که اغلب از سیاست احساس خستگی میکنند - و این در سال 2023 بود.
چگونه دائماً ناامید شویم؟ چرا ما به افزایش سمیت در سیاست خود ادامه میدهیم، حتی اگر نظرسنجیهای سالهای اخیر نشان میدهند که ادعا میکنیم برعکس میخواهیم؟
در تحقیقات بازار، ما این تقسیم را بهعنوان ترجیحات اعلام شده در مقابل ترجیحات آشکار توصیف میکنیم. مصرفکنندگان ممکن است به شرکتی بگویند که محصولی با ویژگی جدید میخواهند، فقط زمانی که در قفسهها فرود میآید. در نظرسنجیهای سیاسی، آنچه که ما میگوییم برای رهبران ارزش قائل هستیم، ممکن است با فضیلتتر یا بلندمرتبهتر باشد، اما وقتی نامزدهایی که با آن ارزشها مطابقت دارند در رایگیری حضور داشته باشند، همیشه برنده نمیشوند.
نظرسنجی جدید از CNN این سوال را مطرح کرد که رایدهندگان میخواهند ببینند چه کسی برای ریاستجمهوری در سال 2028 نامزد میشود. در میان دو سوم افرادی که گفتهاند، کسی صادق است و میگوید که کسی صادق است و در ذهنشان صادق است. مردم، و به مردم کمک می کند. رای دهندگان در گروه های متمرکز بیان می کنند که توانایی گرد هم آوردن مردم، عمل گرا بودن و تجسم شخصیت قوی برای آنها مهم است. در نظرسنجیها، رأیدهندگان اغلب میگویند نامزدهایی را ترجیح میدهند که مایل به سازش برای انجام کارها هستند، بیش از آنهایی که روی اصول ثابت قدم میمانند.
اگر واقعاً این همان چیزی است که رأیدهندگان میخواهند، پس چرا رهبران منتخب آنها بیشتر آن را به آنها نمیدهند؟
یک پاسخ، رأیدهندگان میگویند، این است که رهبران آنها گوش نمیدهند. بسیاری فکر میکنند که رهبران سیاسی فقط برای شهرت یا پول در آن هستند، نه برای سیاست یا خدمت. با این حال، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد سیاستمداران صرفاً به انگیزههای (گاهی انحرافی) که در مقابل آنها قرار دارد پاسخ میدهند. در عمل، به نظر نمیرسد که خوب بازی کردن شما را خیلی به جایی برساند. مطالعات آکادمیک نشان دادهاند که به نظر میرسد سیاستمداران و رهبرانی که توافقپذیری بیشتری از خود نشان میدهند، موفقیت سیاسی کمتری دارند.
سیاستمداران همانطور که انجام میدهند صحبت میکنند و رای میدهند زیرا، در برخی سطوح، با خواستههای رایدهندگانشان همسو است. وقتی رهبران سیاسی پیامهای افراطی یا دستکاری شده را تحت فشار قرار میدهند، اغلب در تلاشهای خود برای جمعآوری سرمایه پاداش قابل توجهی دریافت میکنند. این یکی از دلایلی است که شما چنین تبلیغات منفی سمی را در کمپین ها مشاهده می کنید. در اکوسیستم رسانهای مبتنی بر توجه ما، به نظر میرسد آنچه باعث میشود احساس کنیم چیزی بسیار سادهتر از آن چیزی است که ما را به فکر میاندازد، ویروسی میشود.
رایدهندگانی که میگویند میخواهند ما به سبکی متحدتر از سیاست روی بیاوریم - ترجیح اعلام شده آنها - به احتمال زیاد از نظر آنها کاملاً واقعی هستند. گاهی اوقات وقتی اولویت آشکار شده چیز متفاوتی را نشان میدهد، لزوماً موردی نیست که مردم درباره خودشان توهم میخورند. زندگی در این ترجیح ممکن است به دلیل نداشتن گزینه های خوب سخت باشد.
به عنوان مثال، بیشتر مردم می گویند که می خواهند سالم غذا بخورند، اما از هر 10 نفر هفت نفر می گویند که انجام این کار به دلیل هزینه بالای گزینه های غذایی سالم دشوار است. آیا می توان مردم را به خاطر بد غذا خوردن سرزنش کرد اگر آن کیفیت غذا تمام چیزی باشد که می توانند بپردازند؟ به طور مشابه، آیا رای دهندگان را می توان به خاطر انتخاب نامزدهایی که در نهایت آنها را ناامید می کنند، سرزنش کرد، اگر گزینه های بهتری وجود نداشته باشد؟ کاندیداهای بالقوه خوب ممکن است اصلاً وارد رقابت نشده باشند. به هر حال، از هر 10 رای دهنده هفت نفر می گویند که نامزدهایی که در سال های اخیر برای انتخابات شرکت می کنند بد بوده اند.
درست است، تصور نامزدهایی که الهام بخش هستند و هواداران را با حس خوش بینی پر می کنند غیرممکن نیست. ممکن است به طور فزاینده ای نادر به نظر برسد، اما، خوشبختانه، ما هنوز هم گاهی استثناهایی از این قاعده داریم. یکی از نمونهها اسپنسر کاکس، جمهوریخواه است که علیرغم چالش اولیه ترامپ، دوباره بهعنوان فرماندار یوتا انتخاب شد، علیرغم اینکه او به خاطر گفتن «شاید از اینکه من به اندازه کافی متنفر نیستم» متنفر باشید.
اما، در لحظه داغ حزبی ما، برخی از رایدهندگان ممکن است احساس کنند که اتحاد تجملی است که نمیتوانند از عهده آن برآیند، حداقل تا زمانی که طرف مقابل تسلیم نشود. ما می گوییم می خواهیم دما را پایین بیاوریم، اما فقط یک بار فکر می کنیم که تب ویروس را از بین برده است. در این شرایط، مهربانی اغلب به عنوان ضعف در نظر گرفته میشود.
از همه مهمتر، رایدهندگان مدتهاست به نظرسنجیکنندگان گفتهاند که حمایت آنها از رئیسجمهور ترامپ لزوماً به این دلیل نیست که او «دوستداشتنی» یا به معنای سنتی خوب است، بلکه بیشتر به این دلیل است که آنها او را قوی و قاطع میدانند. این به او این توانایی را میدهد که چیزهای زشتی را بیان کند، مانند نظراتش در پی قتل راب راینر و همسرش، میشل سینگر راینر، و با تکانهای سر مخالفت مواجه شود – اما با طرد گسترده حزب خود مواجه نشود.
در طول سال 2025، دادههای من نشان داد که رأیدهندگان کمتر و کمتری با چنین تلاشهایی مخالفت میکنند و میگویند که مبارزه با آتش با آتش ضروری است. با اکثریت 85 به 10، این نظرسنجی نشان میدهد که دموکراتها کاندیداهایی را میخواهند که به جای تلاش برای همکاری با آقای ترامپ، دعوا را با آقای ترامپ ببرند.
وقتی فرماندار گاوین نیوسام در حالی که یک حساب کاربری X در کپیبرداری از لفاظیهای خام آقای ترامپ را راهاندازی میکند، برای تغییر منطقه در کالیفرنیا فشار میآورد، او در پاسخ به تمایل رایدهندگان دموکرات نسبت به آن واکنش نشان میدهد. نظرسنجیها.
در حالی که دویست و پنجاهمین سال آمریکا را آغاز میکنیم، سخت است که به نمونه جورج واشنگتن فکر نکنیم، کسی که به اندازه کافی فداکار بود و افسار قدرت را رها کرد، در حالی که میتوانست با استفاده از محبوبیت بیشمار خود برای انتخاب دوره سوم ریاست جمهوری، آنها را محکم در دست بگیرد. او رهبری بود که سخنانش نشاط آور بود و شخصیتش سیستم حکومتی ما را ممکن ساخت. وقتی میشنوم که رایدهندگان در گروههای متمرکز چیزهایی را که از رهبران میخواهند توصیف میکنند - وقف خدمات عمومی، کمتر طرفدار، با قدرت اعتقاد - ویژگیهایی را توصیف میکنند که به نظر بیزمان میآیند، اما متأسفانه در مقایسه با آنچه که در صندوقهای رای موفق میشوند، خارج از مد هستند.
سال 2025 سالی بود که با خشونتهای سیاسی و تشدید شکافها مشخص شد. هشتاد و پنج درصد از جمهوریخواهان و 87 درصد از دموکراتها موافقند که کشور ما به دلیل اختلاف نظرهای ما بر سر سیاست در «نقطه شکست» قرار دارد. برای یافتن فرصت هایی برای اتحاد در جوامع خود؛ بیشتر از آنچه می سوزانیم پل بسازیم. محکوم کردن خشونت سیاسی؛ و به رهبرانی که برای اتخاذ تصمیمات شجاعانه شجاعت نشان می دهند، پاداش می دهد. آمریکایی ها آرزوهای زیبایی برای خود و ملت خود دارند. هر روز فرصتی تازه است برای حرکت به سمت کشوری که میگوییم میخواهیم باشیم.
کریستن سولتیس اندرسون، نویسنده Opinion، یک نظرسنجی جمهوریخواه و ناظر مجموعه گروههای کانونی Opinion است.
تایمز متعهد به انتشار eتنوع نامهها است. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.
بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام،