به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

نظر | وقتی درمانگر شما فوت می کند چه اتفاقی می افتد؟

نظر | وقتی درمانگر شما فوت می کند چه اتفاقی می افتد؟

نیویورک تایمز
1404/10/08
2 بازدید

چند سال پیش، یکی از همکاران به من زنگ زد و به من گفت که دوست و روانپزشک ما در خانه به هم ریخته و بر اثر ایست قلبی فوت کرده است. او در اوایل دهه 70 زندگی خود بود، بدون هیچ گونه بیماری پزشکی شناخته شده قبلی. در عرض چند ساعت، گروهی از روانپزشکان شوکه شده و غمگین در مطب خانه او جمع شدند و با مشکلی مواجه شدند: ما هیچ ایده ای نداشتیم که بیماران او چه کسانی هستند، حتی بیشتر از این که چگونه با آنها تماس بگیریم.

وقتی بالاخره با کمک شوهرش و کمی شانس موفق شدیم وارد رایانه او شویم، یکی از بیماران طولانی مدت او به تازگی برای یک برنامه زمان بندی شده وارد Zoom شده بود. "اوه، خدای من. او کجاست؟ چه اتفاقی افتاده است؟" آن شخص پرسید که کی مرا به جای روانپزشکش دید؟ در حالی که اشک‌هایم را نگه می‌داشتم، به او گفتم که درمانگرش آن روز صبح به‌طور ناگهانی درگذشت.

برای بیماران به‌اندازه‌ی کافی سخت است که درمانگران خود را از دست بدهند، اما این از دست دادن با یک خطای فاحش در رشته ما تشدید می‌شود: درمانگران عمدتاً برای تأثیر مرگ یا ناتوانی ناگهانی‌شان آمادگی ندارند. نظارت کنجکاو پس از آن، روانپزشکان احتمالاً مانند بقیه هستند. چه کسی می خواهد در مورد ناتوانی یا مرگ و میر خود فکر کند؟

روانپزشکان و روانشناسان معمولا طول عمر شغلی بالایی دارند. تقریباً دو سوم روانپزشکان فعال 55 سال یا بیشتر دارند، در حالی که کمتر از نیمی از پزشکان خانواده به این سن هستند. من همکارانی دارم که در اواخر دهه 80 خود هستند که از نظر ذهنی تیز هستند و هنوز بیماران جدید را می پذیرند. بنابراین اگر بیمار هستید، احتمال اینکه درمانگرتان را از دست بدهید بسیار بیشتر از مثلاً پزشک خانواده‌تان است.

تصور کنید همان فردی را که برای کمک به شما در مقابله با فقدان حساب می‌کنید از دست می‌دهید. یکی از بیماران همکارم به من گفت که غیرقابل درک است که او درمانگرش را در کنارش نداشته باشد تا به او کمک کند تا با غمش کنار بیاید. یک بیمار دیگر به فقدان به عنوان یک رها شدن واکنش نشان داد و گفت: "مثل اینکه او را ربوده اند." این بیمار در کودکی پدرش را در یک سانحه رانندگی از دست داد و احساس رها شدن برای مراقبت از خود این آسیب را دوباره به ارمغان آورد.

بعضی از بیماران مرگ غیرمنتظره درمانگر خود را به عنوان نوعی خیانت تجربه می‌کنند، نقض اعتمادی که از آنها مراقبت خواهد شد. این خطر می‌تواند باعث عود و ناراحتی حاد یا حتی افکار خودکشی در بیماران آسیب‌پذیر شود، از جمله آن‌هایی که سابقه افسردگی اساسی، اختلال دوقطبی یا اختلالات شخصیتی دارند.

بر خلاف مرگ همسر یا یکی از اعضای خانواده، غم از دست دادن درمانگر خصوصی است، که اغلب می‌تواند به‌طور خاص توسط شبکه‌ای اجتماعی ناشناخته باشد. به همین دلیل، من و همکارانم مطمئن شدیم که اطلاعات مربوط به مراسم یادبود او را به بیماران روانپزشک همکارمان می‌دهیم. ما می خواستیم به آنها این فرصت را بدهیم که در یک آیین عمومی عزاداری شرکت کنند. بیماران او نگاهی اجمالی به زندگی شخصی پزشک خود داشتند، اما ما فکر می‌کردیم اگر ببینند که درمانگرشان نیز انسان و فانی است، مشکلی نیست.

هر درمانگر دارای مجوز باید برای زندگی حرفه‌ای خود وصیت‌نامه‌ای داشته باشد که حداقل دو بار در سال به‌روزرسانی می‌شود و مقرراتی را برای مراقبت از بیمارانش در صورت مرگ یا مرگ ناگهانی تعیین می‌کند. وصیت نامه باید توصیه های مشخصی را در مورد مراحل بعدی ارائه دهد و حاوی اطلاعات بالینی اولیه در مورد بیماران باشد و یک همکار را برای تماس با آنها معین کند. بیماران باید در شروع درمان در مورد وصیت نامه مطلع شوند و از آنها رضایت خواسته شود تا سوابق پزشکی خود را با همکار منتخب درمانگر خود به اشتراک بگذارند.

سازمان های حرفه ای، مانند انجمن روانپزشکی آمریکا، توصیه می کنند که متخصصان سلامت روان مجری را تعیین کنند که به این دستورالعمل های پزشکی دسترسی داشته باشد، اما اگر آنها دیگر نمی توانند به سوابق پزشکی بیماران خود دسترسی داشته باشند. آنها همچنین به نظر می رسد کمی شناخته شده است. هیچ‌کدام از ده‌ها همکارانی که از او پرسیده‌ام، وصیت‌نامه را در نظر نگرفته‌اند، اگرچه همه آنها فکر می‌کردند که داشتن وصیت‌نامه ایده خوبی است.

درست است که پرونده الکترونیکی پزشکی بیمار حاوی برخی اطلاعات بالینی است، اما در مورد روان‌پزشکی، معمولاً این حداقل برای محافظت از حریم خصوصی است. به عنوان مثال، شما به راحتی می توانید در مورد علائم افسردگی یک بیمار - مانند خلق و خوی غمگین، بی خوابی، کناره گیری اجتماعی و افکار خودکشی آنها اطلاعات کسب کنید - اما سوابق معمولاً از جزئیات غنی زندگی آنها که برای ادامه مراقبت از آنها و یافتن درمانگر جدید مناسب برای آنها ضروری است، نادیده گرفته می شود.

من به عنوان یک روانپزشک، باید یک دوره آموزشی سالانه کنترل عفونت را بگذرانم. و ایمنی آتش نشانی اما چیزی در مورد اینکه چگونه باید بیمارانم را برای زمانی که رفته ام آماده کنم وجود ندارد. باید وجود داشته باشد. اگر تجربه ناراحت کننده ام نبود، اراده حرفه ای نداشتم. به خاطر بیمارانمان، ما باید این حذف را برطرف کنیم.

ریچارد آ. فریدمن، استاد روانپزشکی بالینی و مدیر کلینیک روانپزشکی در پزشکی ویل کورنل است. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چندنکات آورده شده است. و این ایمیل ما است: letters@nytimes.com.

بخش نظرات نیویورک تایمز را در فیس بوک، اینستاگرام، TikTok، دنبال کنید. WhatsApp و Threads.