دیگر نادیده گرفته نمی شود: پاملا کولمن اسمیت، هنرمند پشت عرشه معروف تاروت
این مقاله بخشی از Overlooked است، مجموعه ای از آگهی های ترحیم در مورد افراد برجسته ای که مرگ آنها از سال 1851 شروع شد و در روزنامه تایمز گزارش نشد.
در سال 1904، زمانی که پاملا کولمن اسمیت دیلی بود، گفت: "در سال 1904، زمانی که پاملا کولمن اسمیت دیلی بود. نه یک صفحه از زندگی او، نه یک حادثه، که سرشار از عاشقانه نباشد.»
این به معنای عاشقانه سنتی نبود. در واقع، کولمن اسمیت ممکن است هرگز حتی یک شریک عاشقانه نداشته باشد. دیلی ایگل بیشتر به این معنا بود که زندگی او پر از هیجان و رمز و راز بود - حتی شاید جادو.
این حساسیت در آثار او، بهویژه تصاویر نقاشی دستی او برای پرفروشترین کارتهای تاروت در جهان به وجود آمد. همانطور که شناخته شده است، حدود 100 میلیون نسخه از عرشه Rider-Waite در بیش از 20 کشور فروخته شده است.

با سحر و جادو، و به Order Hermetic of the Golden Dawn، یک گروه غیبی مخفی قرن 19 که تحت تأثیر فراماسونری بود، پیوست.
از طریق طلوع طلایی، او با آرتور ادوارد وایت، یک محقق غیبی آشنا شد که به او مأموریت داده بود تا عرشه تاروتی را که در حال ایجاد آن بود، به تصویر بکشد. برای چندین ماه کار و تحقیق، یک بار هزینه کوچک به او پرداخت شد.





Sonny Figueroa/>
بعضی از مناظری که او کشیده بود شبیه به مکان هایی بود که در آن اقامت داشته است.
چهره های روی کارت های او منعکس کننده افرادی بود که با او دوست شده بود و تصاویر او اجازه می داد تا تفاوت های ظریفی را ارائه دهد. بسته به درک فرد از استقبال یا عدم استقبال از دو چهره در داخل کلیسا، بیرون رانده شدن یا رسیدن به پناهگاه را پیشنهاد دهید.
مری کی گریر، نویسنده کتاب «تاروت برای خودت: کتاب کاری برای تحول شخصی، صد سال بعد، گفت: «عرشه او از زمان و مکان فراتر میرود» (1984 سال بعد). تامارا اسکات-ویلیامز، تصویرگری که در مورد زندگی کولمن اسمیت تحقیق کرده است، گفت: "کلمن اسمیت بخشی از دوران کودکی خود را در جامائیکا گذراند، که نشان دهنده سبک هنری او بود." تصاویر، رنگهای آن، شخصیتهای آن، رویای آن، تخیل آن.
زمانی که اسمیت در انگلستان انبوهی از عرشه را ترک کرد، اسمیت را ترک کرد، اما اسمیت در انگلستان رد شد. میراث خود را در حروف اول سیم پیچی که در گوشه هر کارت جوهر می کرد، تضمین کرد.




موزه هنر آمریکایی ویتنی؛ با مجوز Scala/Art Resource، NY
او از همان علامت مارپیچ - یا نماد جادویی - در بیشتر آثار هنری که در طول زندگی خود خلق کرد استفاده کرد.
این نقاشی در "موج" (1903) ظاهر شد، طرحی که کولمن اسمیت پس از مرگ پدر و مادرش ساخته شده بود.
اقیانوس، بدن آبی مایل به غم و اندوه آنها در زوایای عذاب و انعکاس تبدیل شده است.
لباسهای آنها روی دریای آرامی کف میکند.
«موج» در مجموعه موزه هنر آمریکایی ویتنی است. باربارا هسکل، متصدی ویتنی در مصاحبه ای گفت: انسان سازی طبیعت به عنوان زنانی که در حالت سوگواری قرار دارند، و این بلافاصله درگیر است. «کار او در دنیای امروز به اعصاب آسیب میزند: در مواجهه با بحران، مردم واقعاً مشتاق یک ارتباط واقعی با روح هستند.»
زنانی که بهعنوان درختان و امواج تصور میشوند، مضامین تکرارشونده در هنر کولمن اسمیت هستند. تا زمانی که 24 ساله بود، 25 سفر دریایی انجام داده بود و بیشتر سفرهایش را از طریق دریا انجام می داد.
کورین پاملا کولمن اسمیت، که گاهی توسط پم، کان یا پیکسی در آمریکا میرفت. پدر و مادر پدرش، چارلز ادوارد اسمیت، تاجری بود که گرفتار بدهی بود و مادرش، کورین کولمن اسمیت، در نمایشهای اتاق نشیمن بازی میکرد.
این خانواده بین ایالات متحده، اروپا و کارائیب زندگی میکردند. (در حالی که اسمیت ها سفیدپوست بودند، برخی از کسانی که کولمن اسمیت را بعداً در زندگی می شناختند، معتقد بودند که ممکن است حداقل تا حدودی او از نژاد آسیایی یا آفریقایی کارائیب بوده باشد.) کولمن اسمیت برای تحصیل هنر در موسسه پرت در نیویورک شرکت کرد، اما در آموزش رسمی مهار شد و پس از دو سال ترک کرد.
"به نظر می رسید که نگهداشتن او به صورت روزانه، حتی بدتر از هر چیز دیگری، غیر ممکن بود." نوشت.
اگرچه کلمن اسمیت برنامه خواب نامنظمی را تا ظهر دنبال می کرد، اما در نیویورک و لندن به موفقیت دست یافت. او «داستانهای آنانسی» (1899) را نوشت و تصویرسازی کرد، مجموعهای از داستانهای عامیانه که هنگام گوش دادن به داستانهای شبانه در پاتوآی جامائیکا آموخته بود. داستانها، مجموعهای از داستانهای عامیانه که او در پاتوآی جامائیکا آموخت.اعتبار...از طریق آرشیو شخصی استوارت آر. کاپلان در U.S Games Systems، Inc.
در سال 1907 اولین عکاسی که الفری کارش را نشان نمیداد، به نمایش گذاشت. استیگلیتز در گالری تجربی 291 خود در منهتن، جایی که جمعیت قابل توجهی از جامعه بالا برای دیدن 72 نقاشی او آمدند، که بیشتر آنها را «تصاویر موسیقی» نامید. (کولمن اسمیت توانایی دیدن تصاویر در صدا را داشت.) او طی چهار سال آینده دو نمایش انفرادی دیگر در گالری داشت.
او از هنرمندان جوان تر خواست، "سعی کنید واقعاً یک فکر، یک صحنه را احساس کنید، و کاری کنید که دیگران آن را به همان شکلی که شما انجام می دهید احساس کنند - به این ترتیب هنر همان طور که می خواهید احساس کنید. متولد شد."
کلمن اسمیت پس از تکمیل تصاویر تاروت خود، توجه خود را به جنبش حق رای معطوف کرد و پوسترها و کارتون هایی را برای گروه هنرمندان مبارز لندن که به عنوان آتلیه حق رای شناخته می شود، طراحی کرد. او بعداً به شورای اجرایی Players Pioneer ملحق شد، انجمنی تئاتری که نمایشنامههایی نوشته شده توسط زنان تولید میکرد و در آنجا نمایشنامهها را به تصویر میکشید و لباسها را طراحی میکرد. او همچنین به تظاهرات حق رأی پیوست و حداقل یک بار زندانی شد.
بعدها در زندگی به کاتولیک گروید، به کورنوال نقل مکان کرد و نمایشنامه عیسی مسیح برای کودکان را در کلیسایی که او کمک کرد تا دوباره زنده شود، نوشته و کارگردانی کرد و نام آن را بانوی ما مارمولک گذاشت. او روزهای باقی مانده خود را در شهر ساحلی بوده در انگلیس گذراند.
"ما در نور ماه کروکت بازی میکردیم!" او نوشت و از پسر عموی خود خواست تا در جامائیکا با او ملاقات کند. «به اندازه کافی سبک است!»
لباسهای او نیز گویا بود، چیزی که بروکلین دیلی ایگل او را «عشق به رنگهای عجیب و غریب و وحشیانه» مینامید و تاریکی او را برجسته میکرد. ویژگیها.
Alex V. سیپل، یکی از بستگان دور کولمن اسمیت و یک روزنامهنگار هنری، تابستانهای کودکیاش را در خانهای کوهستانی در شمال نیویورک گذراند، جایی که حدود دوازده نقاشی کولمن اسمیت هنوز روی دیوارها آویزان است، تصاویری مانند بیشهای از مردم درختی که در حال تاب خوردن و رقصیدن هستند، و زنانی که پاهایشان به کوهها و آبشارهای جالب تبدیل میشود.
سیپل گفت: خطوطی را منعکس میکند که کولمن اسمیت چگونه زندگی میکرد.
«او این فمینیست رادیکال - یک شمایلباز - بود که بسیار جلوتر از زمان خود بود. "من فکر می کنم او هنوز هم امروز رادیکال خواهد بود."
مقاله تهیه شده توسط Amy Padnani. سوزان سی بیچی تحقیقاتی را انجام داد.