به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

دیگر نادیده گرفته نمی شود: پاملا کولمن اسمیت، هنرمند پشت عرشه معروف تاروت

دیگر نادیده گرفته نمی شود: پاملا کولمن اسمیت، هنرمند پشت عرشه معروف تاروت

نیویورک تایمز
1404/10/13
1 بازدید

این مقاله بخشی از Overlooked است، مجموعه ای از آگهی های ترحیم در مورد افراد برجسته ای که مرگ آنها از سال 1851 شروع شد و در روزنامه تایمز گزارش نشد.

در سال 1904، زمانی که پاملا کولمن اسمیت دیلی بود، گفت: "در سال 1904، زمانی که پاملا کولمن اسمیت دیلی بود. نه یک صفحه از زندگی او، نه یک حادثه، که سرشار از عاشقانه نباشد.»

این به معنای عاشقانه سنتی نبود. در واقع، کولمن اسمیت ممکن است هرگز حتی یک شریک عاشقانه نداشته باشد. دیلی ایگل بیشتر به این معنا بود که زندگی او پر از هیجان و رمز و راز بود - حتی شاید جادو.

این حساسیت در آثار او، به‌ویژه تصاویر نقاشی دستی او برای پرفروش‌ترین کارت‌های تاروت در جهان به وجود آمد. همانطور که شناخته شده است، حدود 100 میلیون نسخه از عرشه Rider-Waite در بیش از 20 کشور فروخته شده است.

تصویریک عرشه کارت به رنگ زرد فرسوده و فقط با عبارت "درجه اصلی" و "Rider
چه زمانی عرشه تاروت Rider-Waite به طور انبوه به بازار عرضه شد، نام کولمن اسمیت از بسته بندی خارج شد. ناشر، مدافع حقوق زنان که زمانی زندانی شده بود، جهانگرد، نامه نویس پرکار، مهماندار مهمانی، سرگرم کننده عمومی، داستان سرا و عارف، که در سال های آخر عمرش - قبل از مرگش در سال 1951، در 73 سالگی - به کاتولیک گروید و کلیسایی پژمرده را در حومه انگلیسی احیا کرد.

با سحر و جادو، و به Order Hermetic of the Golden Dawn، یک گروه غیبی مخفی قرن 19 که تحت تأثیر فراماسونری بود، پیوست.

از طریق طلوع طلایی، او با آرتور ادوارد وایت، یک محقق غیبی آشنا شد که به او مأموریت داده بود تا عرشه تاروتی را که در حال ایجاد آن بود، به تصویر بکشد. برای چندین ماه کار و تحقیق، یک بار هزینه کوچک به او پرداخت شد.

photophotophotophotophoto

Sonny Figueroa/>P 80 طراحی برای عرشه تاروت Waite، یکی از اولین نقاشی هایی که به طور کامل نشان داده شده است. (عرشه دارای 78 کارت است.)

بعضی از مناظری که او کشیده بود شبیه به مکان هایی بود که در آن اقامت داشته است.

چهره های روی کارت های او منعکس کننده افرادی بود که با او دوست شده بود و تصاویر او اجازه می داد تا تفاوت های ظریفی را ارائه دهد. بسته به درک فرد از استقبال یا عدم استقبال از دو چهره در داخل کلیسا، بیرون رانده شدن یا رسیدن به پناهگاه را پیشنهاد دهید.

مری کی گریر، نویسنده کتاب «تاروت برای خودت: کتاب کاری برای تحول شخصی، صد سال بعد، گفت: «عرشه او از زمان و مکان فراتر می‌رود» (1984 سال بعد). تامارا اسکات-ویلیامز، تصویرگری که در مورد زندگی کولمن اسمیت تحقیق کرده است، گفت: "کلمن اسمیت بخشی از دوران کودکی خود را در جامائیکا گذراند، که نشان دهنده سبک هنری او بود." تصاویر، رنگ‌های آن، شخصیت‌های آن، رویای آن، تخیل آن.

چهار چوبدستی جشنی از کار به خوبی انجام شده را به تصویر می کشد، گویی در یک جشنواره برداشت محصول. از میهمانان با شادی استقبال می شود یا برای خداحافظی دست تکان می دهند.
ملکه شمشیرها در حالی که از تاج و تخت خود انصاف و عدالت را نصیحت می کند، نگاهی خشن به خود می گیرد. او استاد عقل است و تصمیمات لازم و عاقلانه می گیرد. در حالی که گاهی خشن است، اما هرگز از احمق ها رنج نمی برد.
چرخ بخت فراز و نشیب شرایط زندگی را به تصویر می کشد. ما نمی توانیم از سرنوشت فرار کنیم، اما می توانیم دیدگاه خود را تغییر دهیم و به مرکز حرکت کنیم. سال 2026 به 10 می رسد و آن را به سال چرخ تبدیل می کند.
روی کارتی شناور یا ضربه بزنید تا معنای آن آشکار شود.

زمانی که اسمیت در انگلستان انبوهی از عرشه را ترک کرد، اسمیت را ترک کرد، اما اسمیت در انگلستان رد شد. میراث خود را در حروف اول سیم پیچی که در گوشه هر کارت جوهر می کرد، تضمین کرد.

photophotophotophoto

موزه هنر آمریکایی ویتنی؛ با مجوز Scala/Art Resource، NY

او از همان علامت مارپیچ - یا نماد جادویی - در بیشتر آثار هنری که در طول زندگی خود خلق کرد استفاده کرد.

این نقاشی در "موج" (1903) ظاهر شد، طرحی که کولمن اسمیت پس از مرگ پدر و مادرش ساخته شده بود.

اقیانوس، بدن آبی مایل به غم و اندوه آنها در زوایای عذاب و انعکاس تبدیل شده است.

لباس‌های آنها روی دریای آرامی کف می‌کند.

«موج» در مجموعه موزه هنر آمریکایی ویتنی است. باربارا هسکل، متصدی ویتنی در مصاحبه ای گفت: انسان سازی طبیعت به عنوان زنانی که در حالت سوگواری قرار دارند، و این بلافاصله درگیر است. «کار او در دنیای امروز به اعصاب آسیب می‌زند: در مواجهه با بحران، مردم واقعاً مشتاق یک ارتباط واقعی با روح هستند.»

زنانی که به‌عنوان درختان و امواج تصور می‌شوند، مضامین تکرارشونده در هنر کولمن اسمیت هستند. تا زمانی که 24 ساله بود، 25 سفر دریایی انجام داده بود و بیشتر سفرهایش را از طریق دریا انجام می داد.

تصویر
یک نصب 2022-23 در موزه هنر آمریکایی کول من اسمیت توسط ویتنی اسمیت وجود داشت. کار.اعتبار...امیلی پالمر

کورین پاملا کولمن اسمیت، که گاهی توسط پم، کان یا پیکسی در آمریکا می‌رفت. پدر و مادر پدرش، چارلز ادوارد اسمیت، تاجری بود که گرفتار بدهی بود و مادرش، کورین کولمن اسمیت، در نمایش‌های اتاق نشیمن بازی می‌کرد.

این خانواده بین ایالات متحده، اروپا و کارائیب زندگی می‌کردند. (در حالی که اسمیت ها سفیدپوست بودند، برخی از کسانی که کولمن اسمیت را بعداً در زندگی می شناختند، معتقد بودند که ممکن است حداقل تا حدودی او از نژاد آسیایی یا آفریقایی کارائیب بوده باشد.) کولمن اسمیت برای تحصیل هنر در موسسه پرت در نیویورک شرکت کرد، اما در آموزش رسمی مهار شد و پس از دو سال ترک کرد.

"به نظر می رسید که نگهداشتن او به صورت روزانه، حتی بدتر از هر چیز دیگری، غیر ممکن بود." نوشت.

اگرچه کلمن اسمیت برنامه خواب نامنظمی را تا ظهر دنبال می کرد، اما در نیویورک و لندن به موفقیت دست یافت. او «داستان‌های آنانسی» (1899) را نوشت و تصویرسازی کرد، مجموعه‌ای از داستان‌های عامیانه که هنگام گوش دادن به داستان‌های شبانه در پاتوآی جامائیکا آموخته بود. داستان‌ها، مجموعه‌ای از داستان‌های عامیانه که او در پاتوآی جامائیکا آموخت.اعتبار...از طریق آرشیو شخصی استوارت آر. کاپلان در U.S Games Systems، Inc.

تصویر
کولمن اسمیت بخشی از دوران کودکی خود را در جامائیکا گذراند، که به هنر او کمک کرد. سبک.اعتبار...از طریق آرشیو شخصی استوارت آر. کاپلان در U.S. Games Systems, Inc. کولمن اسمیت که در دریای کارائیب بزرگ شد، در ایالات متحده و اروپا زندگی کرد.اعتبار...از طریق آرشیو شخصی استوارت آر. کاپلان در US Games Systems, Inc. او در سال‌های 1902 تا 1903 اشعار و نقاشی‌هایی را با جک بی. ییتس (که برادرش شاعر مشهور دبلیو.بی. ییتس بود) در نشریه A Broad Sheet منتشر کرد. او سپس مجله‌ای ادبی The Green Sheaf را ایجاد کرد که برای هر نسخه آن را با دست نقاشی می‌کرد. از سال 1904 تا 1906، او و یکی از دوستانش به نام اتل فرایر-فورتسکیو، چاپخانه گرین شیف را اداره می‌کردند، آثاری از نویسندگان زن را به نمایش می‌گذاشتند و مجموعه دوم داستان‌های عامیانه جامائیکایی کولمن اسمیت را در کتابی به نام «چیم-چیم» (1905) منتشر کردند.

در سال 1907 اولین عکاسی که الفری کارش را نشان نمی‌داد، به نمایش گذاشت. استیگلیتز در گالری تجربی 291 خود در منهتن، جایی که جمعیت قابل توجهی از جامعه بالا برای دیدن 72 نقاشی او آمدند، که بیشتر آنها را «تصاویر موسیقی» نامید. (کولمن اسمیت توانایی دیدن تصاویر در صدا را داشت.) او طی چهار سال آینده دو نمایش انفرادی دیگر در گالری داشت.

تصویر
از سال 1902 و 1902-19 طرح‌های Yeman Smith منتشر شد. (که برادرش شاعر مشهور W.B. Yeats) در نشریه A Broad Sheet.اعتبار...از طریق آرشیو شخصی استوارت R. Kaplan در U.S Games Systems, Inc. مانیفست، "اعتراض علیه ترس"، که در آن او استدلال کرد که "ترس تمام این سرزمین را فراگرفته است. هر کس ترس زیادی از خودش دارد، ترسی از باور کردن، فکر کردن، انجام دادن، بودن، عمل کردن."

او از هنرمندان جوان تر خواست، "سعی کنید واقعاً یک فکر، یک صحنه را احساس کنید، و کاری کنید که دیگران آن را به همان شکلی که شما انجام می دهید احساس کنند - به این ترتیب هنر همان طور که می خواهید احساس کنید. متولد شد."

کلمن اسمیت پس از تکمیل تصاویر تاروت خود، توجه خود را به جنبش حق رای معطوف کرد و پوسترها و کارتون هایی را برای گروه هنرمندان مبارز لندن که به عنوان آتلیه حق رای شناخته می شود، طراحی کرد. او بعداً به شورای اجرایی Players Pioneer ملحق شد، انجمنی تئاتری که نمایشنامه‌هایی نوشته شده توسط زنان تولید می‌کرد و در آنجا نمایشنامه‌ها را به تصویر می‌کشید و لباس‌ها را طراحی می‌کرد. او همچنین به تظاهرات حق رأی پیوست و حداقل یک بار زندانی شد.

بعدها در زندگی به کاتولیک گروید، به کورنوال نقل مکان کرد و نمایشنامه عیسی مسیح برای کودکان را در کلیسایی که او کمک کرد تا دوباره زنده شود، نوشته و کارگردانی کرد و نام آن را بانوی ما مارمولک گذاشت. او روزهای باقی مانده خود را در شهر ساحلی بوده در انگلیس گذراند.

تصویر
در مانیفست خود در سال 1907، "اعتراض علیه ترس"، کولمن اسمیت به یک هنرمند جوان تر به این فکر می کرد که "یکی از هنرمندان جوان تر را به این فکر می کرد: او در طول زندگی خود مکاتبات گسترده ای با دوستان و اقوام داشت، نامه هایش مملو از علامت تعجب، زیر زبان های خط دار، خط تیره های مکالمه و نقاشی ها در حاشیه بود. به نظر می‌رسید که او یک موتور حیله‌گر است - به سختی می‌توان از کاما یا نقطه استفاده کرد، یک فکر به فکر بعدی می‌افتد، بدون اینکه نفس بکشد.

"ما در نور ماه کروکت بازی می‌کردیم!" او نوشت و از پسر عموی خود خواست تا در جامائیکا با او ملاقات کند. «به اندازه کافی سبک است!»

لباس‌های او نیز گویا بود، چیزی که بروکلین دیلی ایگل او را «عشق به رنگ‌های عجیب و غریب و وحشیانه» می‌نامید و تاریکی او را برجسته می‌کرد. ویژگی‌ها.

تصویر
زندگی مشایی کلمن اسمیت شامل نویسنده، ناشر، رای‌خوان، جهانگرد و عارف بود.
<> یک بیماری قلبی در 18 سپتامبر 1951، در سن 73 سالگی، فقیر بود و هر چه پول کمی داشت صرف مهمانی های مجلل شام و بازسازی کلیسا کرده بود. او را در یک قبر بی نشان دفن کردند. اما میراث میراث فراتر از محدوده یک گورستان حومه انگلیسی است.

Alex V. سیپل، یکی از بستگان دور کولمن اسمیت و یک روزنامه‌نگار هنری، تابستان‌های کودکی‌اش را در خانه‌ای کوهستانی در شمال نیویورک گذراند، جایی که حدود دوازده نقاشی کولمن اسمیت هنوز روی دیوارها آویزان است، تصاویری مانند بیشه‌ای از مردم درختی که در حال تاب خوردن و رقصیدن هستند، و زنانی که پاهایشان به کوه‌ها و آبشارهای جالب تبدیل می‌شود.

سیپل گفت: خطوطی را منعکس می‌کند که کولمن اسمیت چگونه زندگی می‌کرد.

«او این فمینیست رادیکال - یک شمایل‌باز - بود که بسیار جلوتر از زمان خود بود. "من فکر می کنم او هنوز هم امروز رادیکال خواهد بود."

مقاله تهیه شده توسط Amy Padnani. سوزان سی بیچی تحقیقاتی را انجام داد.