Oyinkan Braithwaite در مورد کتاب های مورد علاقه اش و رمان جدیدش، "دختران نفرین شده"
در یک مصاحبه ایمیلی، او فاش کرد که رئالیسم جادویی در رژیم خواندن او تازگی دارد و به خواهران مارس - به ویژه بث - ابراز علاقه کرد. اسکات هلر
چه کتاب هایی در غرفه شب شما وجود دارد؟
در حال حاضر، «مادام سوسوستریس و جشنواره برای دل شکسته ها» نوشته بن اوکری و «موردل» نوشته جی.تی. کاربر.
تجربه خواندن ایدهآل خود را توصیف کنید (چه زمانی، کجا، چه چیزی، چگونه).
روی مبل من، یک کتاب فیزیکی در یک دست، یک نوشیدنی در دست دیگر - کاکائو داغ اگر سرد باشد، یک ماکت گل سنجد در هر زمان دیگری - و مقداری شکلات میتوانم با بیحوصلگی و در عین حال بیهوشی بخورم. بخش بدون کالری ضروری است.
آیا تا به حال برای خواندن کتاب دچار مشکل شده اید؟
فکر نمی کنم که برای خواندن به دردسر افتاده باشم، اگرچه مادرم به سرعت متوجه شد که مصادره کتاب هایم مجازات بسیار مؤثری است. با این حال، یک بار زمانی که در طول یک سال استراحتم به جای کار کردن در حال نوشتن گرفتار شدم، با کمی دردسر مواجه شدم.
آیا شما هر کتابی را به عنوان لذت گناه به حساب میآورید؟
من معمولاً در بین خواندنهای «سنگین»م، رمانهای Mills & Boon را مصرف میکردم، اما وقتی از میلز میپرسیدند به ندرت میخواندم. واقعاً وحشتناک است که من آنها را در بین کتاب هایم به حساب نیاوردم. بسیاری از آنها واقعاً جذاب بودند - هر یک محصول اشتیاق و کار سخت یک نفر بود.
آیا میتوان یک کتاب عالی را بد نوشت؟ چه معیارهای دیگری می تواند بر نثر بد غلبه کند؟
شاید. اما من فکر میکنم غلبه بر نثر بد دشوارتر از طرحریزی ضعیف است.
در اینستاگرام خود را بهعنوان «مسیحی در حال راه رفتن؛ نویسنده در حال گذر؛ انیماتور در حال آموزش» توصیف میکنید. بیشتر به من بگویید.
منظورم صرفاً این است که ایمان مسیحی را به کار می گیرم زیرا تمام تلاشم را برای پیروی از تعالیم مسیح انجام می دهم. و با نوشتههای من، چیزی شبیه به آن است: من هنوز در حال رشد هستم، هنوز جذب میکنم، هنوز سعی میکنم بفهمم دقیقاً کجا مناسب هستم. بخش آموزش انیماتور سادهتر است - من عاشق هنر هستم و تمام تلاشم را میکنم تا این هنر را بیاموزم.
ادامهی رمانی مانند «خواهرم، قاتل سریالی» برای یک نویسنده سخت است. آیا این شما را نگران کرد؟
این من را نگران کرد. سالها طول کشید تا اضطرابم را آرام کنم تا بتوانم نوشتن رمان دومم را شروع کنم. میدانستم که ترسهایم منحصر به من نیست، چیزی به نام سندرم رمان دوم وجود دارد، اما دانستن آن، مقابله با این پدیده را آسانتر نمیکند. اما صادقانه بگویم، هر رمان با مجموعه ای از چالش های خاص خود همراه است - هر رمانی سخت است.
در این رمان چه چیزی را می خواستید انجام دهید که در اولین بار انجام ندادید؟
من سعی می کنم با هر نوشته جدید خود را به چالش بکشم، و با "دختران نفرین شده" چند چیز وجود داشت. دختران ادبی؟
دختران اسفند. و احساسات من نسبت به هر یک از آنها با رشد من تکامل یافته است. به جز بث عشق من به بث دائمی بوده است.
قاتل سریالی ادبی مورد علاقه شما؟
من به اندازه ای که مردم تصور می کنند داستان های قاتل زنجیره ای را نمی خوانم. اما من اخیراً «یک گرسنگی مشخص» اثر چلسی جی سامرز را خواندم. و خوانندهاش را به یک سواری جالب و کاملا خونین میبرد.
درباره نویسندگان نیجریهای که شایسته شناخته شدن هستند به من بگویید.
لزلی نکا آریما، مانند اوچه اوکونکوو، داستانسرای قدرتمندی است. من تیتی سونوگا را نیز به این فهرست اضافه میکنم - او شاعری است.
آیا در لاگوس کتابفروشی یا اقامتگاه ادبی مورد علاقهای دارید؟
برای مدت کوتاهی، در یک باشگاه کتاب به نام Sunshine Book Club شرکت کردم که در کتابفروشی Quintessence در پارک ویو، ایکویی گرد هم آمدم. Quintessence بخشی از کتابفروشی، بخشی از گالری هنری، و پر از شخصیت است. من با دوست پسر آن زمانم که اکنون شوهرم بود رفتم و اطراف ما با افرادی بود که به سرعت با هم دوست شدند. هنوز به آن روزها به گرمی فکر میکنم.
چه کتابهایی را که هنوز نخواندهای خجالت میکشی؟
تعداد کتابهای زیادی برای شمارش وجود دارد!
چگونه ذائقهی مطالعهی شما در طول زمان تغییر کرده است؟
من به اندازهای که دوست داشتم برخی از فانتزیها یا جنایات جدید را به آن اضافه میکردم، نمیخوانم. واقع گرایی من یک بار به طور تصادفی با داستان هایی در آن ژانر برخورد کردم، اما اکنون با عمد به دنبال آنها هستم.
آخرین کتابی که به یکی از اعضای خانواده خود توصیه کردید چیست؟
من «زندگی پی» را به شوهرم توصیه کردم. من مطمئن هستم که او از آن لذت خواهد برد.
شما در حال برگزاری یک مهمانی شام ادبی هستید. کدام سه نویسنده، مرده یا زنده، را دعوت میکنید؟
تونی موریسون، مطمئناً - اگرچه من خیلی میترسم که در حضور او چیزهای زیادی بگویم. شاید شارلوت برونته، او نژادپرست نیست (زمانی متفاوت بود). میتوانستم حیرتزده شدن او را بپذیرم و کاملاً انتظار داشتم گیج شده باشد - بالاخره او دو قرن پیش مرد - اما فکر نمیکنم بتوانم منزجر را تحمل کنم. و سومین من مالوری بلکمن است که من عمیقاً در مورد ذهن او کنجکاو هستم.