تحقیقات نشان میدهد افرادی که در اواخر زندگی به بیشترین دستاوردها میرسند، معمولاً شروع به فعالیت در رشتهها میکنند.
طبق یک مطالعه جدید، اعجوبههای جوان - ستارگان ورزشی نوجوان، دانشآموزان دبیرستانی که در ردههای شطرنج بالا میروند یا اکتشافات علمی انجام میدهند - معمولاً همان افرادی نیستند که در بزرگسالی به قلههای رشتههای خود میرسند. و این دو گروه سفر خود را به روش های بسیار متفاوتی آغاز می کنند.
این مطالعه که روز پنجشنبه در مجله Science منتشر شد، نشان داد که موفقیت نخبگان در جوانان معمولاً با تمرکز بر یک چیز شروع می شود: یک پیانیست هیچ ساز دیگری نمی نوازد. یک شناگر از مسیر دویدن خارج می شود. اما افرادی که در مراحل بعدی زندگی خود بیشترین موفقیت را کسب میکنند معمولاً با مشارکت کمتر تکنگر در رشتههای مختلف و موفقیتهای اولیه کمتر شروع میکنند.
محققان نوشتند: «هنگام مقایسه بازیگران در بالاترین سطوح موفقیت، شواهد نشان میدهد که اوج عملکرد نهایی به طور منفی با عملکرد اولیه مرتبط است.»
البته استثناهایی وجود دارد که در نهایت ستارگان توانایی را محدود میکنند. فقط به سیمون بایلز یا موتزارت نگاه کنید که توانایی های استثنایی آنها در دوران کودکی مشهود بود. اما اغلب، نخبگان بلندمدت به کندی پیشرفت میکنند و در نهایت از واندرکایندها پیشی میگیرند.
مطالعه جدید 19 مجموعه داده موجود را تجزیه و تحلیل کرد که بیش از 34000 بزرگسال بالغ در سراسر جهان را در بر میگرفت، از جمله موارد جامعی که شامل، به عنوان مثال، همه دادههای نوبل فیزیک عمومی تا برندگان جایزه نوبل فیزیک و زمان بود. مجموعه ها همچنین 66 مطالعه در مورد اعجوبههای جوان و افرادی که درست پایینتر از سطح نخبگان رشتههایشان بودند را بررسی کرد. این تحقیق توسط یک دانشمند ورزش، یک اقتصاددان ورزش و دو کارشناس روانشناسی انجام شد.
مدل جوانان - تمرکز اولیه و تک رشته ای با پیشرفت سریع - دیدگاه رایجی در مورد چگونگی رسیدن افراد به اوج توانایی بوده است، محققان نوشتند، زیرا مطالعات مربوط به موفقیت های بالا اغلب بر روی جوانان متمرکز شده است. اما محققان مطمئن نبودند که آیا میتوان یافتههای آن مطالعات را به بزرگسالان برتر تعمیم داد.
آنها دریافتند که نمیتوانند. افرادی که به اوج رشته خود میرسند - مثلاً برندگان جایزه نوبل - معمولاً رشتههای مختلفی را در کودکی دنبال میکنند و به تدریج در رشته نهایی خود در مدت زمان طولانیتری پیشرفت میکنند.
این الگوها در سراسر رشتههایی که محققان به آنها نگاه کردند، از جمله دو و میدانی، موسیقی، علم و شطرنج، صادق است.
Kaiserslautern-Landau، یکی از نویسندگان این مطالعه بود. دکتر دکتر "در رشته های بسیار متفاوت، با مشخصات مهارتی بسیار متفاوت و ساختار سنی بسیار متفاوت از نظر سن شروع و سن اوج عملکرد، الگوی پیشرفت بهترین بازیگران جهان بسیار مشابه است." گولیچ در مصاحبه ای گفت.
الگوها بین نخبه ترین مجریان و افراد درست زیر آنها قابل مشاهده بود. فکر کنید برندگان نوبل و کسانی که در جوایز علمی در سطح ملی رتبه اول را کسب کردند. هر دو گروه دستاوردهای بالایی دارند، اما افرادی که به اوج مطلق رسیدند - برندگان جایزه نوبل - به طور کلی پیشرفت تدریجیتری را با شروعی چند رشتهای نشان دادند.
دین کیت سیمونتون، استاد دانشگاه کالیفرنیا که بازنشسته روانشناسی در دانشگاه بود، میگوید: «در اینجا برای ما که کودک اعجوبهای نبودیم، چیز امیدوارکنندهای وجود دارد. فرآیند "اغلب لاک پشت خرگوش را می زند."
اما محدودیت هایی برای تجزیه و تحلیل وجود دارد. این تحقیق دادههای دو نوع مطالعه را مورد بررسی قرار داد: مطالعات آیندهنگر، که جوانان با پیشرفتهای بالا را در طول زمان مشاهده کردند، و مطالعات گذشتهنگر، که به دوران کودکی بزرگسالان با پیشرفتهای بالا نگاه میکردند. آنها مطالعات تصادفی ای نبودند که در آن گروه های مختلفی از کودکان به دنبال یک یا چند فعالیت اختصاص یافته بودند.
الن وینر، محقق ارشد در پروژه صفر هاروارد که اعجوبه های کودک را مطالعه کرده است و در مطالعه جدید شرکت نداشت، گفت که دوست داشت نتایج تحقیقات آینده نگر و گذشته نگر را به طور جداگانه بداند. اعجوبه ها در بزرگسالی به اوج رشته خود نرسیدند، اما بیشتر بزرگسالانی که به اوج رشته خود رسیدند در واقع "در دوران کودکی غیرعادی شناخته می شدند."
"اگر چنین است، به این معنی است که بسیاری از اعجوبه ها می سوزند، اما آنهایی که آن را بزرگ می کنند، از استخرهای حرفه ای بیرون آمده اند." من گمان میکنم که دیرشکوفهها (آنها وجود دارند) کمتر از گلدهندگان زودرس که به گلدهی خود ادامه میدهند، رایج هستند. اما با ترکیب مطالعات آیندهنگر و گذشتهنگر در تجزیه و تحلیل، حذف این دو دشوارتر است.
و در حالی که اندازهگیری برخی دستاوردها آسان است - یکی یا در المپیک شرکت میکند یا نه - برخی دیگر، مانند عملکرد شناختی، سختتر هستند. دکتر وینر گفت که مشخص نیست این تحلیل چگونه عملکرد شناختی را در دوران کودکی اندازه گیری می کند. او همچنین خاطرنشان کرد که در برخی زمینهها، به دستمزد بزرگسالان بهعنوان شاخصی برای دستیابی به موفقیت متکی است، که برخی از مطالعات قبلی نیز انجام دادهاند، اما لزوماً اینطور نیست که افراد در یک حوزه معین موفقیت را اندازهگیری کنند.
Dr. گولیچ گفت که اکثر افراد با بالاترین موفقیت در این تجزیه و تحلیل «در دوران جوانی جزو بهترینهای سن خود نبودند، اما افزایش قابل توجهی در بهبود عملکرد در بخش میانی حرفهشان نشان دادند.»
این مطالعه دلیل این امر را تأیید نمیکند، اما محققان سه فرضیه را ارائه کردند که همه آنها دکتر بود. گولیچ گفت احتمالاً نقشی داشته است.
اول، کودکانی که طیف وسیعی از فعالیتها را امتحان میکنند، ممکن است شانس بیشتری برای یافتن فعالیتهایی داشته باشند که در آن فوقالعاده خوب باشند. دوم، ممکن است فردی پس از به چالش کشیدن وظایف و موقعیتهای مختلف در اوایل زندگی، ظرفیت بالاتری برای یادگیری ایجاد کند. سوم، کودکانی که تمام تخمهای خود را در یک سبد قرار میدهند، در معرض خطر آسیبهای ناشی از استفاده بیش از حد یا سوختگی ذهنی قرار میگیرند.
دکتر گولیچ گفت: «بسیاری از آنها زودتر از موعد ترک تحصیل میکنند، زیرا این الگوی درگیر شدن با افزایش خطر مرتبط است. "شاید شما در رشته دیگری خیلی بهتر باشید، اما هرگز نخواهید شناخت زیرا آن را امتحان نکرده اید."
بنابراین بچه ها، سعی کنید فعالیت های جدیدی را انتخاب کنید. چه کسی می داند — ممکن است برنده جایزه نوبل شوید.