راجا شهاده معتقد است که اسرائیلی ها و فلسطینی ها هنوز هم می توانند صلح پیدا کنند
راجا شهاده، نویسنده، وکیل و فعال حقوق بشر که 74 سال سن دارد، بیشتر عمر خود را در رام الله، شهری در کرانه باختری اشغالی توسط اسرائیل گذرانده است. اینجا جایی است که خانواده مسیحی فلسطینی او پس از فرار از یافا، که اکنون بخشی از تل آویو بزرگ است، در سال 1948، زمانی که نیروهای شبه نظامی یهودی شهر را بمباران کردند، به پایان رسید. شحاده از زمانی که مردی بسیار جوانتر بود، با جدیت تجربه زندگی تحت اشغال اسرائیل را ثبت میکرد — ثبت آنچه از دست رفته و آنچه باقی مانده است.
این اثر، که با توصیف دقیق و بهکارگیری احساسات ظریف تعریف شده بود، تحسین گستردهای را برای او به همراه داشت. کتاب شحاده در سال 2007 با عنوان «پیادهرویهای فلسطینی: یورش به منظرهای در حال محو»، جایزه اورول بریتانیا را برای نوشتن سیاسی دریافت کرد. اینجا در ایالات متحده، کتاب او «ما می توانستیم دوست باشیم، من و پدرم» نامزد نهایی جایزه کتاب ملی 2023 بود. او همچنین یکی از بنیانگذاران الحق است، یک سازمان حقوق بشر - که اخیراً توسط دولت ایالات متحده تحریم شده است - که به مدت بیش از 45 سال تخلفات علیه فلسطینیان در سرزمین های اشغالی را مستند کرده است.
خواندن آثار شحاده - از جمله مقالات او برای بخش نظرات تایمز - باید متفکری را با نگاهی طولانی و گیج کننده در معرض دید قرار داد. درگیری اسرائیل و فلسطین. این مردی است که معتقد است صلح ممکن است. اما او همچنین معتقد است که برای اینکه صلح شانسی برای حاکمیت داشته باشد، چیزهای زیادی وجود دارد - داستانهای گفته شده در مورد منطقه، حتی حقایق اساسی - که نیاز به بازنگری اساسی دارد.
در پایان یک سال بیرحمانه دیگر از نزاع و رنج، با آتشبس بعدی، من فکر میکنم که هنوز چه طرحی بین اسرائیل و هاا وجود ندارد. صحبت کردن با نویسنده ای که درک مستقیمی از روش هایی دارد که گذشته نیازی به نشان دادن آینده ندارد - و راه هایی که باید از آن ها نشان دهد.
اشتراک: پادکست های اپل | Spotify | یوتیوب | آمازونآمازون | iHeart
عدالت جویی یکی از موضوعات عالی کار شماست. با توجه به اینکه سیاست مبتنی بر قدرت خام اکنون بسیار بالا رفته است، نقش یک نویسنده عدالت محور چیست؟ اولین کار مستندسازی، شفاف سازی شرایط و پرهیز از ابهام است. استعمار با ایجاد رمز و راز کار می کند، به این ترتیب که مردم احساس خود را از دست می دهند که چه کسی هستند و چگونه به نقطه ای رسیده اند که به آن رسیده اند. مردمی که از من کوچکتر هستند هرگز زمین را مانند قبل نمی دانستند، هرگز نمی دانستند که تپه ها قبل از اینکه شهرک ها در سراسر آنها ساخته شود چگونه به نظر می رسیدند، هرگز جاده ها را قبل از اینکه مخدوش و پر از ایست بازرسی شوند نمی دانستند. بنابراین یکی از اهداف نوشتار من این بوده است که منظره را مانند قبل توصیف کنم. سپس ممکن است آنها از اینکه ما چگونه به وضعیت حقوقی که اکنون در آن هستیم، قرار نگرفتیم. مهم است که این رمز و راز را حذف کنیم و توضیح دهیم که این یک روند آهسته بود، که عمدی بود.
وقتی در مورد این روند صحبت میکنید، به طور خاص به شهرک سازی در کرانه باختری اشاره میکنید؟ این بخش بزرگی از آن است. بخشهای دیگر این است که نسل کنونی فلسطینیها هرگز با یک اسرائیلی که شهرکنشین یا سرباز نباشد ملاقات نکردهاند. زمانهایی بود که اسرائیلیها به رامالله و مکانهای دیگر در کرانه باختری و غزه میآمدند و به رستورانها میرفتند و با فلسطینیها تجارت میکردند. تعامل در سطوح مختلف وجود داشت. اکنون هیچ کدام از اینها به دلیل دیوار آپارتاید و به دلیل پست های بازرسی امکان پذیر نیست. بسیاری از فلسطینی ها هرگز از رام الله که 15 کیلومتر دورتر است به اورشلیم نرفته اند و هرگز با یک غیرنظامی اسرائیلی عادی ملاقات نکرده اند. بنابراین آنها تصویری تحریف شده از آنچه اسرائیلی ها هستند دارند. و به همین ترتیب، اسرائیلیهای فلسطینیها.

این به توهم جمعی مرتبط است: این توهم که همه اسرائیلیها به نوعی مسئول اقدامات دولت نتانیاهو یا داعش هستند، یا این توهم که همه فلسطینیها حامی حماس هستند یا ممکن است تروریست باشند. با این توهم چه کنیم؟این توهم بسیار خطرناک است، زیرا منجر به نسل کشی در غزه شد. اسرائیلی ها متقاعد شدند، زیرا رهبران آنها گفتند که همه فلسطینی ها مسئول قتل هایی هستند که در 7 اکتبر رخ داد. بنابراین آنها بدون فکر کردن به کشتار غیرنظامیان پرداختند. به همین ترتیب، در کرانه باختری. من قبلاً می توانستم با شهرک نشینان یا ارتش صحبت کنم و از آنها بپرسم که چرا این کار را می کنند؟ و اکنون غیرممکن است. حالا آنها تیراندازی می کردند. بنابراین بسیار خطرناک است، این توهم. این رهبران هستند که به مردم خود تلقین میکنند که چنین است، و مشکل اینجاست.
چگونه میتوانیم این توهم را بشکنیم؟ تدریس در مورد دیگری را شروع کنید، ادبیات دیگری را تدریس کنید، آموزش دهید که زمان هایی در فلسطین وجود داشته است که یهودیان و اعراب با یکدیگر دوستانه و مسالمت آمیز زندگی می کردند و دوران مهمی بود. آنها می توانستند به جای تمرکز بر قتل عام هایی که اتفاق افتاده بود، روی این مسائل تمرکز کنند. آنها برگزار شد. اما به جای تمرکز روی این موارد، روی نقاط روشن تر تمرکز کنید. اما این بدان معناست که دولت باید راه حل مسالمت آمیز را دنبال کند. اکنون اینطور نیست.
مردم اغلب میتوانند تعارض را هزاران ساله تصور کنند، در حالی که واقعیت این است که قدمت آن کمی بیش از 100 سال است. و تاریخچه ای طولانی از آنچه که شما توضیح دادید وجود دارد: نوع متفاوتی از زندگی در آن منطقه با آنچه اغلب تصور می شود. این کاملا درست است. فلسطین همیشه مکانی برای سه دین بوده است و این سه دین در کنار یکدیگر زندگی می کردند و زندگی را غنی می کردند، زیرا وجود تفاوت ها غنی است. و اکنون یک دین سعی می کند تسلط پیدا کند و بگوید این تنها دینی است که قرار است در آن سرزمین مجاز باشد، و این انحرافی است.
آنچه شما توصیف می کنید صهیونیسم است. آیا می توانید در مورد تجربه شخصی خود از صهیونیسم به عنوان یک پروژه سیاسی صحبت کنید؟ صهیونیسم زندگی من را غیرممکن کرده است. ابتدا در سال 48 سعی کردند کشوری ایجاد کنند و مردم فلسطین را مجبور به ترک کردند و اجازه بازگشت به آنها را ندادند. سپس در سال 67 به سیاست تلاش برای شهرک سازی و تشویق مردم به ترک ادامه دادند. [سیاستمدار راستگرای اسرائیلی] رهاوام زئیوی آن را «آهنربای منفی» نامید – که آنها زندگی را برای ما در کرانه باختری چنان سخت میکنند که ما را ترک میکنیم. بنابراین زندگی ما با هدف صهیونیستی تخلیه فلسطین از فلسطینی ها پیچیده شده است. ما تابع قوانین و مقررات زیادی هستیم که زندگی را تقریباً غیرممکن می کند. اما مردم بر ماندن پافشاری کردهاند و از رفتن خودداری کردهاند و فکر میکنم این مهمترین تاکتیک و استراتژی بوده است. بسیار مهمتر از مقاومت مسلحانه است، زیرا مقاومت مسلحانه فقط باعث افزایش تسلیحات می شود که اسرائیل آن را دارد.
بحث زیادی در مورد میزان درهم تنیدگی صهیونیسم و یهودیت وجود دارد، که در نهایت به این سؤال می رسد که آیا انتقاد از صهیونیسم عملاً یهودی ستیزانه است یا خیر. حس من این است که جدا کردن پروژه سیاسی صهیونیسم از احساسات در مورد مردم یهود برای شما چندان دشوار نیست.من هرگز چنین مشکلی نداشتهام، زیرا همیشه احساس میکردم یهودیان فقط اعضای یک دین هستند و هیچ چیز منفی در مورد آن و هیچ دشمنی با من ندارد. اما صهیونیسم که تلاش می کند از دین برای ترویج یک پروژه سیاسی خاص استفاده کند، برای من دشمن است. این دو در ذهن من کاملاً جدا هستند. وقتی مردم می گویند که انتقاد از صهیونیسم یهودستیزانه است، برای من بسیار عجیب است. من درک می کنم که این یک ابزار سیاسی است تا مردم را بترساند که به صهیونیسم حمله نکنند و در صورت حمله آنها را یهودی ستیز خطاب کنند. Times
شما به طور مفصل درباره دوستی خود با یک اسرائیلی یهودی، هنری آبراموویچ نوشتهاید. آیا جنبه هایی از دوستی شما با هنری وجود دارد که می تواند الگویی برای گروه های بزرگ تری از مردم در روابط سیاسی آنها باشد؟ من چندین دوست بسیار خوب در بین اسرائیلی ها دارم و دوستی آنها برای من بسیار مهم است. مهم صراحت و وضوح و توجه به رنج دیگری است. بنابراین من کسی را به عنوان دوست نمی پذیرم که نمی داند حق بازگشت حقی است که باید رعایت شود. زیرا انکار وجود فلسطینیان آنقدر عمیق و دردناک است که دوستی مبتنی بر انکار آن دوستی خوبی نخواهد بود و دوام نخواهد آورد.
دوستی شما با اسرائیلی های یهودی چه زمانی به شدت مورد آزمایش قرار گرفته است؟ در رابطه با نسل کشی، این یک چالش بسیار بزرگ است، زیرا من از دوست اسرائیلی انتظار دارم که با دیدن اینکه بخشی از مردم من به طور عمده در غزه به قتل می رسند، سخن بگوید و محکوم کند و به درد و رنج من به عنوان یک فلسطینی توجه کند.
در کتاب شما "اسرائیل از فلسطین چه می ترسد؟" شما در مورد مکالمه ای که با یک دوست اسرائیلی داشتید نوشتید. شما نوشتید: "هر بار که من به جنایتی که ارتش اسرائیل در غزه علیه غیرنظامیان فلسطینی انجام داد، اشاره کردم، او یک جنایت جنایتکارانه توسط حماس در 7 اکتبر را مطرح کرد. سپس با صدایی غمگین به من اطمینان داد که اسرائیلی ها از تروما رنج می برند و اندوهگین هستند." برای من کاملاً قابل درک است که مردم میل شدیدی دارند، شاید حتی یکنیاز به تشخیص رنجشان. اما آیا راهی برای رفع این نیاز در هر دو طرف بدون استناد به رقابت بیثمر و بیپایان رنج وجود دارد؟ بله، من فکر میکنم که این درست است، زیرا از رنجهای زمان هولوکاست نیز همیشه استفاده میشود، همانطور که ما بیشترین رنج را متحمل شدهایم، و هیچکس نمیتواند به اندازه آن رنج بکشد. هر رنجی یک رنج است و نباید آن را دست کم گرفت. اما استفاده از آن به عنوان توجیهی برای ایجاد رنج بیشتر غیرقابل دفاع، اشتباه، غیراخلاقی است. به همین دلیل بود که وقتی این دوست به دلیل ضربه روحی اتفاقات غزه را توجیه می کرد، من قبول نکردم. فکر کردم خیلی ناامید کننده بود. اما در اسرائیل چیزهای زیادی وجود دارد، و این آگاهی مضاعف از دانستن و ندانستن وجود دارد.
میتوانید درباره آن آگاهی مضاعف به من بگویید؟ خب، آنها از یک طرف می دانند که در غزه چه می کنند و از طرف دیگر جلوی آن را می گیرند و وانمود می کنند که نمی دانند. اینگونه است که میتوانند با خودشان زندگی کنند: با مسدود کردن دانشی که وجود دارد، آن را نمیتوانند انکار کنند، این بدیهی است، که تمام دنیا از آن میدانند. در مورد پناهندگان هم همینطور است. آنها از این واقعیت میدانستند که فلسطینیها را [در سال 1948] از خانههایشان بیرون کردند، اما واقعاً نمیدانستند و آن را نمیپذیرفتند. آن را مسدود کردند. به همین دلیل بود که توانستند در خانههای فلسطینیهایی که رفتند زندگی کنند و احساس گناه نکنند.
ادوارد سعید نویسنده معروف مینویسد که فلسطینیها اجازه روایت ندارند. آیا هنوز هم همینطور است؟ تقریباً یک تغییر انقلابی از زمان نسل کشی غزه رخ داده است. فلسطینیها اکنون بسیار بیشتر میتوانند داستان خود را بیان کنند. فکر می کنم منظور ادوارد این بود که در آن زمان نمی توانستند درباره نکبت صحبت کنند. اکنون می توان در مورد نکبه صحبت کرد و کلمه نکبه معروف شده است و حتی لازم نیست توضیح دهید که چیست. فرصتی برای نویسندگان و فیلمسازان و نمایشنامه نویسان وجود داشته است تا آثار هنری و ادبی خلق کنند و توسط مطبوعات مؤسسه منتشر شوند و توسط کسانی توزیع شوند که در گذشته از توزیع ادبیات فلسطین خودداری کردند. بنابراین تغییر بزرگ و دانش بسیار بیشتر در مورد فلسطینی ها و گشودگی بسیار بیشتری برای گوش دادن به فلسطینی ها صورت گرفته است.
از فلسطینی ها و حامیان آرمان فلسطین درخواست هایی مبنی بر تحریم نیویورک تایمز و سایر نشریات به دلیل پوشش آنها در مورد درگیری در غزه وجود داشته است. اما برای شما، چگونه و چرا تصمیم به تعامل با رسانه ها می گیرید؟ من فکر میکنم انتقادات درباره تایمز درست است، زیرا تایمز در نسلکشی خواندن نسلکشی و پوشش کامل فلسطینیها چندان صریح نبوده است، اگرچه این موضوع در هفتهها و ماههای اخیر تغییر کرده است. بنابراین تغییری رخ داده است و ما باید همیشه به جای تسلیم شدن برای تغییر تلاش کنیم، زیرا تایمز روزنامه بسیار مهمی است و خوانندگان مهم زیادی دارد. بنابراین باز نگه داشتن خطوط و تلاش برای جلب همدردی و درک بیشتر فلسطینیان مهم است. این یک مسئله مداوم است، زیرا می توان آن را تغییر داد و سپس به روش های قدیمی بازگرداند. این یک نبرد مداوم است.
در نوامبر 2023 شما قطعه ای برای The New York Review of Books نوشتید که در آن توضیح دادید که دو لوله کش به خانه شما در رام الله می آیند و در حال تماشای ویدیوهایی در مورد تلفن همراه جوان او در صبح روز اکتبر 7 به خانه شما در رام الله می باشند. حماس پست می گذاشت. تصور اینکه کسی از آن روز احساس لذت کند برای بسیاری از مردم وحشتناک است. چگونه ابراز خوشحالی در مورد آنچه در 7 اکتبر اتفاق افتاد را درک کردید؟ خب، بلافاصله پس از این اتفاق بود، بنابراین ما اطلاعات زیادی به جز آنچه که به صورت زنده پخش می شد در مورد شکستن سد نداشتیم. این تصور که مردم غزه که سال ها در زندان بودند توانستند این سد را بشکنند، چیزی بود که باعث خوشحالی این جوان شد. در آن لحظه ما از همه جزئیات آنچه در حال رخ دادن بود اطلاع نداشتیم، بنابراین خوشحالی او را به دلیل شجاعت و اینکه امکان شکستن سد وجود داشت، درک کردم. بعداً، وقتی متوجه شدم چه اتفاقی افتاده و برخی از جنایاتی که مرتکب شدهاند، البته احساس متفاوتی داشتم.
«شجاع» کلمهای است که شما در کتاب «زبان جنگ، زبان صلح» که پس از جنگ غزه در سال ۲۰۱۴ نوشتهاید، برای من جالب بود. شما در آن کتاب به شجاعت مبارزان حماس که در مقابل ارتش قدرتمند اسرائیل ایستاده اند اشاره کردید. شجاعت به طور گسترده ای به عنوان یک ویژگی مثبت شناخته می شود، بنابراین چگونه می توانید شجاعتی را که مشاهده کردید با واقعیت افراط گرایی مذهبی خشونت آمیز حماس و بی توجهی کامل به حقوق بشر، حتی در غزه، تطبیق دهید؟ این واقعیت که حماس در حال تلاش برای مقابله با اسرائیلی ها بود، امری مشروع است، زیرا قوانین بین المللی به اشغالگران و مبارزه علیه مردم اشغالگر اجازه می دهد تا مبارزه کنند. قدرتی که بسیار بسیار قوی تر از آنهاست. و با این حال، حماس، البته، گاهی اوقات پاسخگوی حقوق بشر نیست. این چیزی است که باید محکوم شود. بنابراین تلاش برای موضع گیری علیه اسرائیل مشروع است، اما زیاده روی برای من قابل قبول نیست.
میدانم که از شما میخواهم به طور گسترده از طرف فلسطینیها صحبت کنید. آیا به نظر شما این موقعیت دشواری است؟من همیشه احساس می کردم که نماینده فلسطینی ها نیستم. من بیش از حد فردگرا و بیش از حد تک فکر هستم. من عقاید و احساسات و نظراتم را می گویم و حتی اگر مورد پسندم نباشد، ترجیح می دهم آنها را تغییر ندهم. بنابراین، اگر از من خواسته شود که یک طرف یا طرف دیگر را محکوم کنم، قبول نمیکنم، زیرا فکر میکنم محکوم کردن امری بیفایده است. من کیستم که محکوم کنم و محکومیت من چه تأثیری دارد؟ خیلی وقت ها، با یک فلسطینی، باید با اطمینان از اینکه فلسطینی چیزهای خاصی را محکوم می کند، قبل از اینکه بتوانیم جلوتر برویم، شروع کنید. و من فکر می کنم که این یک نگرش بسیار تاسف بار است.
اما مطمئنا کار شما محکومیت رفتار اسرائیل است؟ خب، بله، به یک معنا همینطور است، اما این تلاشی است برای متوقف نشدن در محکوم کردن رفتار اسرائیل، بلکه توضیح آن، و توضیح آن با هدف تغییر آن و خروج ما از این درگیری که در آن قرار داریم.
آیا مواردی وجود دارد که شما می گویید که در میان فلسطینی ها بحث برانگیز است؟ بسیاری از فلسطینی ها هستند که به یک کشور فکر می کنند. من یک ایالت را می خواهم، اما مطمئن نیستم که برای یک ایالت آماده باشیم. من ترجیح میدهم که اول پایان اشغال باشد، و سپس بررسی کنیم که چگونه میخواهیم با طرف مقابل زندگی کنیم. باید روند کندی داشته باشد. و اکنون در میان بسیاری از فلسطینی ها چندان محبوب نیست.
به گفتگو با راجا شحاده گوش دهید
این نویسنده و وکیل چندین دهه است که این اشغال را مستند می کند. او به نوعی امید خود را حفظ می کند.به نظر شما پایان بازی برای دولت نتانیاهو در کرانه باختری و غزه چیست؟ اگر به همین شکلی که الان هستند ادامه دهند، در این همه جبهه به جنگ بپردازند و فکر کنند که فقط با جنگیدن و قدرت می توانند زنده بمانند، در نهایت در وضعیت بسیار بدی قرار خواهند گرفت. این پایان صهیونیسم خواهد بود و شاید اسرائیل به یک کشور منحوس و کاملا غیر دموکراتیک تبدیل شود و آینده آن در خطر باشد. شما نمی توانید به جنگیدن ادامه دهید و فکر کنید که از طریق جنگیدن، زنده خواهید ماند. همچنین، این فرض که ایالات متحده به طور مستمر از آنها در حدی که اکنون هستند حمایت خواهد کرد، شروع به تردید می کند. و بدون حمایت ایالات متحده، امکانات آنها برای جنگیدن و پیروزی در جنگ ها بسیار کمتر است. من فکر میکنم اسرائیل در مسیری بسیار دشوار و بد پیش میرود.
پیش از این، شما از کلماتی مانند «آپارتاید» و «نسلکشی» استفاده میکردید. اینها اصطلاحات بسیار مورد مناقشه هستند. گاهی اوقات تعجب میکنم که آیا انگیزه بحث در مورد آن اصطلاحات میتواند این خطر را داشته باشد که بحثهای مربوط به تعارض را به استدلالهایی درباره معناشناسی تبدیل کند. آیا استفاده از این اصطلاحات دارای اشکالاتی است، یا شاید بحث برانگیز بودن این است که چرا احساس میکنید باید از آنها استفاده کنید؟من از سال 1979 توسعه رژیم آپارتاید در کرانه باختری را دنبال میکنم، بنابراین با چگونگی شکلگیری آن بسیار آشنا هستم. من از اصطلاح «آپارتاید» استفاده نکردم، زیرا نمیخواستم خوانندگان را از خود دور کنم و دقیقاً همان کاری را انجام دهم که شما میگویید: به جای تمرکز بر واقعیتها، روی اصطلاح تمرکز کنید. اما اکنون که کاملاً روشن شده است که وضعیت آپارتاید است، به نظر من استفاده از این اصطلاح بسیار مهم است. و به همین ترتیب با "نسل کشی". من از نسلکشی استفاده نکردم تا زمانی که کاملاً روشن شدم که تعریف نسلکشی دقیقاً با مورد غزه مطابقت دارد، و سپس فکر کردم استفاده از این اصطلاح مهم است زیرا پیامدهای قانونی دارد، که مایلم شاهد وقوع آن باشم.
برخی از این پیامدهای قانونی چیست؟ خب، این یک جرم است و کسانی که مرتکب جرم شده اند باید مجازات شوند. این بسیار مهم است، زیرا در غیر این صورت آنها همان عمل را تکرار خواهند کرد. و به نوعی، چون هیچ اتفاقی برای اسرائیلیهایی که طرفدار نسلکشی در غزه بودند، نیفتاده است، آنها هر روز تاکتیکهای مشابهی را در کرانه باختری تکرار میکنند. بنابراین ادامه دارد و ادامه می یابد. تنها راه برای جلوگیری از آن، اقدام قانونی علیه آنهاست.
پس از 7 اکتبر، پیتر بینارت، نویسنده یهودی ضدصهیونیستقطعی را برای بخش نظرات نیویورک تایمز نوشت و استدلال کرد که «وقتی فلسطینی ها در برابر ظلم خود مقاومت می کنند - ایالات متحده به روش های اخلاقی تحریم ها و قوانین بین المللی را تحریم می کند. متحدان تلاش میکنند تا اطمینان حاصل کنند که این تلاشها با شکست مواجه میشوند، که بسیاری از فلسطینیها را متقاعد میکند که مقاومت اخلاقی کارساز نیست و حماس را قدرتمند میکند.» آیا این تشخیص برای شما درست است؟ حتما. و بهترین مثال، مورد تحریم الحق است، سازمانی که من 40 سال پیش راه اندازی کردم. دولت ترامپ این سازمان را تحریم کرده و عملکرد آن را دشوار کرده است. نمی تواند به ایمیل خود دسترسی داشته باشد، نمی تواند بودجه داشته باشد، نمی تواند به فعالیت های عادی خود ادامه دهد، ویدئوهایی که نقض اقدامات اسرائیل را مستند می کنند از یوتیوب حذف شده اند. بنابراین مردم خواهند گفت، وقتی این درمان است، حقوق بشر چه فایده ای دارد؟ وقتی مردم در برابر وحشیگری اسرائیل توسط ارتش یا شهرک نشینان محافظت نمی کنند، آنگاه می گویند: وقتی خشونت علیه ما انجام می شود، خشونت پرهیز از خشونت چه فایده ای دارد؟ سپس پاسخ این است که تنها راه این است که مانند حماس بجنگیم، و این چیزی است که جوانان به این نتیجه رسیده اند.
زمانی که وزیر امور خارجه، مارکو روبیو بیانیه ای صادر کرد که تحریم ها علیه الحق را اعلام کرد، توجیهی که او ارائه کرد این بود که الحق "مستقیماً توسط دادگاه بین المللی درگیر تلاش های Crime.C است. اتباع اسرائیلی را بدون رضایت اسرائیل دستگیر، بازداشت یا محاکمه کنید.» آیا این درست است؟الحق در کمک به تحقیقات توسط I.C.C مشارکت داشته است. جنایات اسرائیل، و این چیزی است که ما همیشه به آن امیدوار بودهایم - به جایی برسد که بتوانیم پرونده را به بالاترین دادگاه جهان ببریم. بنابراین ما با کمال میل از آن تحقیق حمایت می کنیم. تحریم شدن به دلیل تلاش ما برای ورود به دادگاه برای کشوری مانند ایالات متحده که پیشنهاد می کند کشوری حاکمیت قانون و حقوق بشر باشد، بسیار عجیب و بسیار مشکل ساز است. تلاش فعالان جوان طرفدار فلسطین من کنجکاو هستم که آیا تفاوت های نسلی را در نحوه بیان صدای طرفداران فلسطین و تاکتیک هایی که آنها خواستار آن هستند می بینید؟ بله، اما فکر میکنم حتی وقتی جوان بودم همیشه لحن ملایمی داشتم.
پس این شما هستید، نه نسلی؟ من همیشه سعی میکنم طرف مقابل را درک کنم، زیرا میخواهم مؤثر باشم و با طرف مقابل به زبانی صحبت کنم که آنها بتوانند بفهمند. من همیشه در استفاده از زبان تند و تندرو برای جلب نظر طرف مقابل مردد بوده ام. این تلاش من در تمام طول مدت بوده است - برای بردن طرف مقابل - اما هرگز کارساز نبوده است.
آیا این به شما در مورد اثربخشی تاکتیکهایتان مکث میکند؟ خیر. من به همان مسیر ادامه خواهم داد، زیرا فکر میکنم درک این موضوع مهم است که ما دو ملت داریم که در یک نوار کوچک از زمین زندگی میکنند. بالاخره باید با هم زندگی کنند. و تا زمانی که تلاش نکنیم که دیگری انسانیت هر یک از ما - آنها از ما و ما آنها - را احساس کند، نمیتوانیم زنده بمانیم.
ما دقیقاً در پایان سال صحبت میکنیم. آرزوی شما برای سال جدید چیست؟من دوست دارم محاصره غزه پایان یابد. اگر محاصره پایان یابد و مردم بتوانند از غزه به ویژه اسرائیلیها بازدید کنند و ببینند چه بلایی سر غزه آوردهاند، ممکن است مردم اسرائیل را نسبت به جنایتی که مرتکب شدهاند بیدار کند. این می تواند بسیار امیدوار کننده باشد. همچنین این فرصتی را به مردم غزه می دهد تا دوباره زندگی کنند، ماشین آلات مورد نیاز خود را برای بازسازی غزه وارد کنند، کاری که اکنون قادر به انجام آن نیستند، و به رنج آنها که 18 سال است پایان می دهد. خیلی زیاد است خیلی زیاد. و بنابراین این امید من برای سال جدید است. این چیز کوچکی نیست - چیز بزرگی است - اما امید من است.
این مصاحبه از دو گفتگو ویرایش و فشرده شده است. «مصاحبه» را در پادکست های اپل، Spotify، یوتیوب، iHeartRadio یا آمازون موزیک
گوش دهید و دنبال کنید: نان