به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

نقد و بررسی: «فصول» هشدارهای پیچیده درباره بحران آب و هوا

نقد و بررسی: «فصول» هشدارهای پیچیده درباره بحران آب و هوا

نیویورک تایمز
1404/10/01
3 بازدید

شاید متوجه شده باشید: فصول مانند گذشته رفتار نمی کنند. هوا گرمتر و سردتر است و به طور فزاینده ای از نظم خارج می شود. چیزهای آشنا به طرز غم انگیزی ناآشنا شده است.

چه راهی بهتر از موسیقی فصلی بسیار آشنای ویوالدی برای انتقال این موضوع به صورت اپراتیک؟ این ایده هوشمندانه سارا رول نمایشنامه نویس و کنترتنور آنتونی راث کوستانزو است. نمایش آنها "فصول" با "چهار فصل" ویوالدی ترکیب می شود، با برخی از آریاها و آثار کرال این آهنگساز باروک مرتبط با آب و هوا ترکیب می شود، سپس کلمات جدیدی از رول برای بیان داستانی درباره بحران آب و هوای امروز ارائه می کند.

پس از اولین نمایش آن در Boston Lyric Operasson در مارس، در "Opera Seabut Lyric Deal" در ماه مارس، "Opera Lyric deadel" در بوستون برگزار شد. جایی که کوستانزو مدیر کل است. برای کمک به برانگیختن آب و هوا، او و رول گروهی قوی از خوانندگان و همکاران پر ستاره را گرد هم آوردند، از جمله طراح صحنه میمی لین، طراح رقص پم تانوویتز و کارگردان زک وینوکور. با این حال، نتیجه بسیار شبیه آن چیزی است که به دنبال نمایش آن است: به طور متناوب هیجان انگیز اما در نهایت یک درهم ریختگی.

داستان رول پنج هنرمند را دنبال می کند که در یک خلوتگاه روستایی گرد هم می آیند تا از طبیعت بیاموزند. همانطور که در مستعمرات هنرمندان اتفاق می افتد، آنها به سرعت جفت می شوند. شاعر (کوستانزو) عاشق نقاش (کانگمین جاستین کیم) می شود، در حالی که طراح رقص (مگان مور) با میزبان خود، بازیگری که به کشاورز تبدیل شده است (ابیگیل ریفورد) این کار را انجام می دهد. همچنین هنرمند پرفورمنس (ویتنی موریسون) و چهره تمثیلی تر هواشناس کیهانی (جان امبورو) حضور دارند. آب و هوا داستان های آنها را پرت می کند، به خصوص بعد از اینکه همه جهنم ها در پرده دوم از بین می روند.

تصویر
آنتونی راث کوستانزو، کنترتنور، که نقش آن را می خواند. شاعر.اعتبار...استیون پیزانو

اولین بار با هواشناس ملاقات می کنیم. امبورو در باس استنتورین خود مستقیماً مخاطب را خطاب قرار می دهد و وظیفه همه را در قبال دنیا یادآوری می کند و آنها را تشویق می کند که بیدار شوند و بجنگند. به نظر می رسد که چقدر کم به چنین پیام هایی گوش می دهیم، نکته اصلی اولین اقدام عمدتاً طنزآمیز است. کشاورز هنگام تهیه سالاد در شبکه های اجتماعی به طرز سرگرم کننده ای درباره طبیعت غوغا می کند. شاعر که در آهنگی از جدایی شکایت می کند، موپ می زند تا اینکه خودش را به نقاش مجبور می کند. دعواهای عاشقانه و عاشقان آنها به صورت نوجوانی رخ می دهد.

برای بیان حال و هوای عاطفی خود، آریاهایی دارند (خوانده شده به انگلیسی رول، ایتالیایی یا لاتین). برای بیان آب و هوای خارجی، تولید از رقصنده ها و کف صابون استفاده می کند. Lien که با جک فورمن متخصص طراحی حباب کار می کند، به طور جادویی برف، باران، دود و یخ را تداعی می کند. آتش، به شکلی کمتر، عمدتاً مربوط به نورپردازی جان تورس است.

این جنبه از تولید در پایان پرده اول، زمانی که شاعر در کولاک گرفتار می‌شود و تقریباً تا حد مرگ یخ می‌زند، بهترین کار را دارد. ماشین‌های حباب‌دار هوا را پر از برف می‌کنند، نور سردی از آن عبور می‌کند، و همانطور که کوستانزو آریا «Farnace» «Gelido in ogni vena» را با کوچک‌ترین صدایش می‌خواند، نمی‌توانی سرما را حس نکنی.

هیچ رقصنده‌ای در آن صحنه وجود ندارد. آنها عالی هستند، اما تولید برای ادغام موثر آنها تلاش می کند. این رقص بهار را تداعی می کند به شیوه ای که مارک موریس در حال انجام ایزادورا دانکن با فیگورهای روان و بوتیسلی است. تانوویتز در برخی ویژگی‌های عجیب و غریب مانند پاهای تکان‌خورده می‌لغزد و موسیقی را تکمیل می‌کند، مانند زمانی که «Vedrò con mio diletto» غم‌انگیز طراح رقص با رقص مگی کلود همراه می‌شود، که تعادل‌های چرخشی‌اش بیانگر ایده‌ای از یکی از شاعران است که با هایکوی درختی خم شده است: ابری که طبیعت را به تصویر می‌کشد، شانه‌ها را بالا می‌اندازد.

اما تانوویتز، استاد زیبایی و شوخ‌طبعی، واقعاً کار اصلی را انجام نمی‌دهد، و حتی با پیشروی «تابستان» ویوالدی، رقص نمی‌تواند حال و هوای شدید پرده دوم را نشان دهد. این کمکی نمی کند که رهبری کورادو روواریس در سمت رام باشد، و صداها (همه کنترتنورها و سوپرانوها، به غیر از امبورو) در هوای نازک تر رجیسترهای بالا جمع می شوند. «فصول» وزن می‌خواهد.

تصویر
امی فرگوسن، نوازنده فلوت، در میان نوازندگان نمایش برجسته است.اعتبار...

بدون یک مجموعه متعارف، تولید مملو از مجموعه‌های فوق‌العاده است: آکروبات‌های آوازی «In furore iustissimae irae» هنرمند پرفورمنس «In furore iustissimae irae»، «وووُمِرِ بی‌سابقه» criùomar. امی فرگوسن، نوازنده فلوت، از همه برجسته تر است. او که توسط رقصندگان حمل می شود در حالی که او با شکوه می نوازد، به اندازه کافی آرام و برازنده به نظر می رسد که رقصنده ای باشد که وانمود می کند فلوت می نوازد. با این حال، قطعات کاملاً جمع نمی‌شوند.

رول در مورد دشواری توجه مردم به بحران آب‌وهوایی و نقش مبهم هنرمندان حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. شاعر از ناتوانی عملی شعر می نالد و هواشناس بی توجه از اینکه موسیقی چگونه ما را آرام می کند و ما را فراموش می کند شکایت می کند. "فصول" بهتر است ما را آرام کند تا اینکه ما را بیدار کند، اما سعی می کند به ما هشدار دهد.

در بخش پایانی که برای درک آن باید خلاصه داستان را بخوانید، گروه کر جوانان مشترک المنافع از راه می رسد. آنها با برداشتن لباس‌های کوچک بزرگ‌سالان جلو می‌روند و در مورد صلح روی زمین آواز می‌خوانند. به نظر نمی‌رسد آن‌ها آماده به ارث بردن آن باشند.

فصول

در تئاتر پرلمن در فیلادلفیا اجرا شد.