پناهگاه ها به مادرم اجازه نمی دهند سگی را به فرزندی قبول کند. آیا می توانم وانمود کنم که برای من است؟
مادرم در اواخر 80 سالگی است و به تنهایی در خانه ای با حیاط بزرگ حصاردار زندگی می کند. او تیزبین، متحرک و در محاصره دوستان است. او همیشه با یک سگ زندگی میکرد و آخرین سگش را تا زمان مرگش زندگی شگفتانگیزی بخشید. او آماده است تا از یکی دیگر از همراهان مسنتر استقبال کند که با سبک زندگیاش مطابقت دارد.
وقتی او اخیراً سعی کرد به فرزندخواندگی بپذیرد، چندین نجات به دلیل سن او امتناع کردند. چند تن از دوستان کوچکتر او - از جمله من - به او پیشنهاد داده اند که به عنوان یک جبهه عمل کنند و از طرف او فرزندخوانده شوند. او این را غیراخلاقی میداند.
اگر سگی بیشتر از او زنده بماند، با کمال میل او را میپذیرم. کدام مسیر اخلاقی تر است: احترام به قوانین سنی سیستم، یا خم کردن آن قوانین در خدمت شفقت؟ — Name Hedded
From the Ethicist:
با توجه به کمبود خانه برای حیوانات خانگی در پناهگاهها، ممنوعیت مطلق فرزندخواندگی توسط افراد مسنتر به نظر میرسد سخت است. برای یک چیز، یک فرزندخوانده ۲۵ ساله از نظر آماری بیشتر از یک بزرگسال مسنتر دچار تغییراتی در زندگی (از دست دادن شغل، نقل مکان، ازدواج، جدایی و غیره) میشود که میتواند باعث ناتوانی در نگهداری حیوان شود. برای دیگری، یک پذیرنده مناسب که سال ها پیشرفت کرده است، در صورت لزوم به یک طرح جانشینی فکر می کند. بخشی از اشکال سن گرایی این است که شامل رفتار با افراد بر اساس کلیشه های گروهی می شود.
من تمایل دارم که فکر کنم یک مورد مناسب برای انجام کاری که شما پیشنهاد می کنید وجود دارد: این به نفع سگ، مادر و شاید شما خواهد بود. اما حالت بهتری هم وجود دارد که به پناهگاه ها بگویید اگر مادرتان قادر به مراقبت از سگ نباشد، شما به عنوان پذیرنده پشتیبان تعیین شده خواهید بود. در صورت تمایل، می توانید سندی را برای این منظور امضا کنید. بسیاری از پناهگاه ها این طرح ها را در نظر می گیرند (در برخی موارد به عنوان بخشی از برنامه "سالمندان برای سالمندان" که شامل حیوانات خانگی مسن تر می شود). این به آنها اجازه می دهد یک جعبه را بررسی کنند و به یک فرد مسن کمک می کند. همانطور که مادرتان احتمالاً در مقطعی به شما گفته است، بهتر است از دروغ گفتن، حتی برای یک دلیل خوب، اجتناب کنید.
یک سوال پاداش
بیش از 40 سال با شوهرم بودم. وقتی متوجه اعتیاد جنسی او شدم، ویرانگر بود. و جهنم ترسناک است که بفهمیم در ذهن یک معتاد جنسی چه می گذرد. او می خواست متاهل بماند، اما به دروغ گفتن ادامه داد. من به ازدواج پایان دادم.
سوال اخلاقی من این است: وقتی مردم در مورد طلاق من می پرسند، پاسخ می دهم که شوهرم اعتیادی داشت که نتوانست بر آن غلبه کند و شیمیایی نبود. من میخواهم صادق باشم و فکر میکنم باید در مورد اعتیاد جنسی، که فکر میکنم در حال افزایش است، بحث بیشتری شود. چیزی نگفتن اشتباه به نظر می رسد. اما دادن پاسخ کامل کمی تکان دهنده به نظر می رسد. من در اواخر دهه 60م هستم و بدشان نمی آید که مردم را شوکه کنم، اما نمی دانم اخلاقی ترین پاسخ چیست. — نام محفوظ
از The Ethicist:
شما در رابطه با ازدواج خود به کسی مدیون نیستید. به سادگی می توان گفت که دیگر ازدواج سالمی نبود. اما مطمئناً اصل موضوع این بود که او وفادار نبود و در این مورد صادق نبود. شما نمیتوانید در ازدواجی بمانید که این امر ادامه داشته باشد. اگر مایلید میتوانید این را بگویید.
زبان بالینی در مورد رفتار اجباری ممکن است به توصیف یک الگو یا کمک به درمان کمک کند، اما عاملیت یا مسئولیتپذیری او را از بین نمیبرد. اگر چارچوب اعتیاد را ترجیح می دهید، می توانید بگویید که او اعتیاد رفتاری داشته است. اگر میخواهید دقیقتر بگویید، میتوانید بگویید که او اعتیاد جنسی داشته است. اما لازم نیست داستان شما برای راحتی دیگران بسته بندی شود، و وظیفه شما این نیست که کنجکاوی همه را برآورده کنید.
Readers Respond
سوال قبلی از خواننده ای بود که در حال بحث در مورد اینکه آیا باید به یک نگهبان برای مراقبت های بهداشتی خود روی آورد یا خیر. او نوشت:
من یک زن 69 ساله هستم که در سلامت کامل هستم. مطب پزشکی بزرگی که من برای سالها بیش از آنچه که بتوانم حساب کنم به آن میرفتم، برای جذب و نگهداشتن پزشکان مراقبتهای اولیه با مشکل مواجه است و بهطور کلی پرسنل کمی دارد. زمان انتظار برای قرار ملاقاتها طولانیتر شده است، پرستاری که مرتباً دیدهام به زودی بازنشسته میشود و من فقط مطمئن نیستم که توجه و مراقبتی را که میخواهم دریافت کنم، اگر و زمانی که وضعیت سلامتی من تغییر کند. ... اخیراً با یک متخصص داخلی و مراقبت سالمندان آشنا شدم که یک مطب را در جامعه من افتتاح کرده است. او شهرت بسیار خوبی دارد و به نظر می رسد همه چیزهایی است که من می توانم به یک پزشک امیدوار باشم، به خصوص در این مرحله از زندگی ام. نکته مهم این است که اگرچه او بیمه درمانی من را می پذیرد، اما برای کوچک نگه داشتن این عمل، حق عضویت سالانه دریافت می کند، که به نوبه خود به او امکان می دهد مراقبت های شخصی و به موقع را ارائه دهد. من خوش شانس هستم که می توانم هزینه عضویت را بپردازم، اما از اخلاقیات بخشی از این روند رو به رشد دربان-پزشکی ناراحتم. ... کار درست چیست؟ — Name Meheld، ماساچوست
در پاسخ خود، Ethicist خاطرنشان کرد:
آنچه در نظر دارید مزایای قابل توجهی برای شما و تأثیر ناچیزی بر دیگران دارد. یک بیمار کمتر روی مالی کلینیک بزرگ تاثیری نخواهد داشت. اگر تأثیری جزئی بر سایر بیماران داشته باشد، ممکن است زمان انتظار آنها را اندکی کاهش دهد. بنابراین بیایید به نگرانی خود فکر کنیم: اینکه شما در یک فرآیند مضر شرکت می کنید که در مقیاس، بسیاری از افراد را از مراقبت بهتر کنار گذاشته و به خدمات کاهش یافته منتقل می کند. ... شما ممکن است فکر کنید، مانند من، که جامعه ما نمی تواند سطح مراقبت های پزشکی را برای همه تضمین کند که باید دریافت کنند. و اقدامات پزشکی، نه فقط شما، برای یافتن و نگه داشتن پزشکان مراقبت های اولیه با مشکل مواجه هستند. از جمله دلایل: مدیکر، که به طور موثر سطوح غرامت را در سراسر سیستم مراقبت بهداشتی ثابت می کند، به پزشکان بر اساس «واحدهای ارزش نسبی» بازپرداخت می کند و این موارد عمدتاً توسط یک کمیته مشورتی تحت سلطه متخصصان تعیین می شود. رویه ها بیشتر از مکالمات ارزش دارند. اگرچه تغییرات قوانین اخیراً فاصله را کمی کاهش داده است، بسیاری از کلینیکهای مراقبتهای اولیه برای بقای خود، پزشکان را مجبور میکنند تا بیماران را در فرصتهای 15 دقیقهای سریع ببینند و آنها را قادر به ارائه سطح مراقبتی که برای ارائه آن آموزش دیدهاند ناتوان میسازد. این امر نه تنها برای بیماران بلکه برای پزشکان نیز هزینه دارد. گزارشی در سال 2023 نشان داد که یک چهارم پزشکان ایالات متحده به ترک کار بالینی به طور کلی فکر می کنند. مدل عضویت ممکن است برخی از آنها را در عمل حفظ کند. ... نکته این است که رشد پزشکی عضویت را باید به عنوان یک علامت دید، نه بیماری. ... اگر می خواهید کاری در مورد آن انجام دهید، در سیاست مراقبت های بهداشتی شرکت کنید، یا حداقل در هنگام رای دادن به آن توجه داشته باشید.
(سوال و پاسخ کامل را در اینجا بخوانید.)
⬥
دوست بزرگی دارم
کلینیک سال پیش برای راه اندازی یک عمل دربان-پزشکی. همانطور که Ethicist پیشنهاد کرد، او این تغییر را انجام داد تا بتواند بدون محدودیتهایی که کارفرمای قدیمیاش برای او ایجاد میکرد بهتر به بیمارانش خدمت کند. همچنین شایان ذکر است که او یک مقیاس کشویی از حق عضویت ارائه می دهد که برخی از بیمارانش خدمات خود را رایگان دریافت می کنند. ممکن است ارزش زمان نامه نگار را داشته باشد تا به دنبال پزشکی باشد که از این مدل عضویت استفاده می کند. نیازی به گفتن نیست که تمرین دوست من در حال رونق است! — سوشیلا
⬥
من احساس میکنم کل کار پزشکان دربان مایه شرمساری است. مادر 99 ساله من یکی پس از دیگری دکتری را که دوست داشت از دست داده است، زیرا آنها "دربان" می روند. ثروتمندان اینجا می توانند از عهده حفظ دکتر خود برآیند، اما بیشتر آنها نمی توانند. چگونه می توان این را همیشه توجیه کرد؟ — جیل
⬥
من و شوهرم پنج سال پیش، پس از اینکه او دچار حمله قلبی شد، به یک مطب دربان پیوستیم. من قبلاً بیمار همین پزشک بودم، اما زمانی که او مطب دربانی خود را ایجاد کرد، آنجا را ترک کرده بودم، زیرا همان نگرانیهایی را داشتم که نامهنویس داشت. با این حال، پس از حمله قلبی شوهرم، ما واقعاً به کمک و دانشی نیاز داشتیم که عمل جدید او فراهم می کرد. من می دانم که این امتیازی است که بیشتر مردم از آن برخوردار نیستند، اما معتقدم که این یک راه برای ما برای سالم ماندن و افزایش عمر مفید است. این مراقبت دیگران را از بین نمی برد، اما به ما به عنوان سالمندان فعال این امکان را می دهد که بتوانیم وقت خود را برای کمک به دیگران در جامعه خود اختصاص دهیم. — رابین
⬥
من یک پزشک بازنشسته هستم و همیشه اصطلاح "پزشکی دربان" را بهعنوان یک واژه بدبین میدانم. من با Ethicist موافقم که بیمارانی که از این فرصت برای دریافت مراقبت های پزشکی برتر استفاده می کنند، از نظر اخلاقی به چالش کشیده نمی شوند. اما پزشکانی که این مراقبت را ارائه می دهند مطمئناً هستند. مفهوم انتخاب بیماران بر اساس توانایی آنها در پرداخت هزینه اضافی برای مراقبت های پزشکی قابل قبول، برای من ناخوشایند است. — آلن
⬥
از آنجایی که اختلاف درآمد در چند دهه گذشته عمیقتر شده است، بیماران ثروتمندتر بیشتر و بیشتر از واقعیتهای مراقبتهای پزشکی که همسایگان کمدرآمدشان با آن مواجه هستند، در امان هستند. اگر بیمار مراقبت های غیر استانداردی را تجربه می کند، مطمئناً این حق اوست که آن عمل را ترک کنند. اما وقتی افراد ثروتمند از حقیقت مصون می مانند، فکر می کنم بیش از حد خوش بینانه است که باور کنیم آنها از تغییر حمایت خواهند کرد. — راشل