به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

آیا باید از پیوستن به یک مطب پزشکی دربان احساس بدی داشته باشم؟

آیا باید از پیوستن به یک مطب پزشکی دربان احساس بدی داشته باشم؟

نیویورک تایمز
1404/09/29
3 بازدید

من زنی 69 ساله هستم که در سلامت کامل هستم. مطب پزشکی بزرگی که من برای سال‌ها بیش از آنچه که بتوانم حساب کنم به آن می‌رفتم، برای جذب و نگه‌داشتن پزشکان مراقبت‌های اولیه با مشکل مواجه است و به‌طور کلی پرسنل کمی دارد. زمان انتظار برای قرار ملاقات‌ها طولانی‌تر شده است، پرستاری که مرتباً دیده‌ام به زودی بازنشسته می‌شود و من فقط مطمئن نیستم که توجه و مراقبتی را که می‌خواهم دریافت کنم، اگر و زمانی که وضعیت سلامتی من تغییر کند. هیچ کس در مطب به جز این پرستار حتی مرا نمی شناسد.

اخیراً با یک متخصص داخلی و مراقبت سالمندان آشنا شدم که یک مطب را در جامعه من افتتاح کرده است. او شهرت فوق‌العاده‌ای دارد و به نظر می‌رسد همه چیزهایی است که می‌توانم به یک پزشک امید داشته باشم، به خصوص در این مرحله از زندگی‌ام.

نکته مهم این است که اگرچه او بیمه درمانی من را می‌پذیرد، اما هزینه عضویت سالانه‌ای را به منظور کوچک نگه داشتن عمل می‌گیرد، که به نوبه خود به او امکان می‌دهد مراقبت‌های شخصی و به موقع را ارائه دهد. من خوش شانس هستم که می توانم هزینه عضویت را بپردازم، اما از اخلاقیات بخشی از این روند رو به رشد دربان-پزشکی ناراحتم. از یک طرف، آشکارا اکثر افراد را کنار می‌گذارد و کلینیک‌های بزرگ‌تر (مانند کلینیکی که می‌خواهم ترک کنم) را بیشتر تحت فشار قرار می‌دهد، زیرا آنها سعی می‌کنند بیمارانی را که پزشکانشان مدل دربان را اتخاذ می‌کنند جذب کنند. از سوی دیگر، تسویه حساب برای مراقبتی که کاملاً به آن اعتماد ندارم تا روی اصول بایستم، هیچ کمکی به ترمیم سیستم مراقبت بهداشتی وحشتناک در هم شکسته در کشور ما نخواهد کرد، و رفتن با پزشک جدید می‌تواند آرامش خاطر زیادی را برای من به ارمغان آورد.

کار درست چیست؟ — نام پنهان، ماساچوست

از اخلاق شناس:

آنچه در نظر دارید مزایای قابل توجهی برای شما و تأثیر ناچیزی بر دیگران دارد. یک بیمار کمتر روی مالی کلینیک بزرگ تاثیری نخواهد داشت. اگر تأثیری جزئی بر سایر بیماران داشت، ممکن است زمان انتظار آنها را اندکی کاهش دهد. بنابراین بیایید به نگرانی خود فکر کنیم: اینکه شما در یک فرآیند مضر شرکت می کنید که در مقیاس، بسیاری از افراد را از مراقبت بهتر محروم می کند و به خدمات کاهش یافته تنزل می دهد.

با توجه به طرد: بسیاری از کالاها - در جامعه ما توانایی های بسیار زیادی وجود دارد (فقط در جامعه ما می توان از آنها استفاده کرد. تعطیلات، بلیط‌های اپرا، گردن‌بندهای مروارید) و همچنین نسخه‌های جذاب‌تر از ملزومات مانند غذا و مسکن. بسیاری از مردم نمی توانند خانه ای را که در آن زندگی می کنید یا رستورانی که در آن غذا می خورید، بپردازند. اما خرید خانه شما هیچ کس را بی خانمان نکرد و آن وعده های غذایی غذا را از روی میز هیچ کس حذف نمی کند. ایده کلی این است که تا زمانی که همه چیزهایی را که حق دارند دریافت کنند، توزیع کالاهای دیگر بر اساس قیمت اشکالی ندارد.

در مورد اثرات دریافت مراقبت های پزشکی برتر شما چطور؟ شما ممکن است مانند من فکر کنید که جامعه ما نمی تواند سطح مراقبت های پزشکی را برای همه تضمین کند که باید دریافت کنند. و اقدامات پزشکی، نه فقط شما، برای یافتن و نگه داشتن پزشکان مراقبت های اولیه با مشکل مواجه هستند. از جمله دلایل: مدیکر، که به طور موثر سطوح غرامت را در سراسر سیستم مراقبت بهداشتی ثابت می کند، به پزشکان بر اساس «واحدهای ارزش نسبی» بازپرداخت می کند و این موارد عمدتاً توسط یک کمیته مشورتی تحت سلطه متخصصان تعیین می شود. رویه ها بیشتر از مکالمات ارزش دارند. اگرچه تغییرات قوانین اخیراً فاصله را کمی کاهش داده است، بسیاری از کلینیک‌های مراقبت‌های اولیه برای بقای خود، پزشکان را وادار می‌کنند تا بیماران را در فرصت‌های 15 دقیقه‌ای عجولانه ببینند و آنها را نتوانند سطح مراقبتی را که برای ارائه آموزش دیده‌اند ارائه دهند.

این امر نه تنها برای بیماران بلکه برای پزشکان نیز هزینه دارد. در واقع، در میان ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی بحثی در مورد «آسیب اخلاقی» وجود داشته است، که ناشی از این احساس آنها است که محدودیت‌های سازمانی باعث ناتوانی آنها در مراقبت مناسب از بیمارانشان شده است. یک گزارش در سال 2023 نشان داد که یک چهارم پزشکان ایالات متحده به ترک کار بالینی به طور کلی فکر می کنند. مدل عضویت ممکن است برخی از آنها را در عمل حفظ کند، که این چیزی است که در هر ارزیابی نقش دارد. پزشکانی مانند متخصص پیری که شما نام بردید حریص نیستند (هیچ کس به خاطر پول وارد رشته پیری شناسی نمی شود). یک حدس مطمئن این است که آنها از چرخ همستر خارج می‌شوند زیرا می‌خواهند پزشکی خوب انجام دهند و مراقبت‌های شناختی ارزشمندی را که سیستم فعلی ما کوتاه می‌کند، ارائه دهند.

نکته این است که رشد پزشکی عضویت باید به عنوان یک علامت تلقی شود، نه بیماری. «سیستم شکسته‌ای» که شما به آن اشاره می‌کنید سیستمی است که از قبل ارزش زمان و توجهی را که ممکن است به عنوان یک فرد مسن به آن نیاز داشته باشید، کاهش می‌دهد. و از آنجایی که محاسبه پیامدهای انتخاب خاص یک مصرف کننده بسیار سخت است، این مشکلی است که به بهترین وجه در سطح سیاست عمومی به آن پرداخته می شود. اگر می‌خواهید کاری در مورد آن انجام دهید، در سیاست مراقبت‌های بهداشتی درگیر شوید، یا حداقل هنگام رای دادن به آن توجه داشته باشید.



خوانندگان پاسخ می‌دهند

سوال قبلی از طرف یکی از خوانندگان بود که می‌دانست همسر سابقش به او پی برده است یا خیر. همسرش در مورد رابطه آنها او نوشت:

تابستان گذشته، با مردی در جامعه آخر هفته‌مان در خارج از شهر نیویورک قرار ملاقات داشتم که مرد فوق‌العاده‌ای به نظر می‌رسید. یک ماه بعد از صمیمی شدن ما به من گفت که ازدواج کرده اما یک سال است که از همسرش جدا شده است. او توضیح داد که دلیل طلاق نگرفتن او سرطان بوده و تحت بیمه درمانی است. ... در نهایت، من به رابطه پایان دادم، زیرا احساس می کردم داستان کامل را نمی فهمم. وقتی با دوستی که او را می شناسد صحبت کردم، متوجه شدم که غریزه ام درست است. ظاهراً او هنوز در کنار همسرش است و او سالم است. من از این خیلی شوکه شده ام. آیا باید با همسرش تماس بگیرم و به او بگویم که او این کار را می کند و می گوید؟ با توجه به اینکه هر دو روزنامه نگار هستند، فکر می کنم صحت در اولویت باشد. — Name Hedd

در پاسخ خود، اخلاق شناس خاطرنشان کرد:

خشم شما موجه است. اما خشم موجه لزوماً راهنمای خوبی برای اقدام موجه نیست. اگر می‌خواهید به همسرش بگویید تا او را زخمی کنید، انتقام شما را هدایت می‌کند، احساسی که به ندرت وضعیت اخلاقی را بهبود می‌بخشد. همچنین نباید با احساس گناه تحریک شوید. او فریبکار بود نه تو. بیایید واضح بگوییم: او هر ادعایی را که به صلاحدید شما بود، از دست داد وقتی به شما اینقدر دروغ گفت. و اگر این یک الگو با او است، به اشتراک گذاشتن تجربه خود در میان آشنایان متقابل خود می تواند دیگران را از این درد رها کند. ما نیز می توانیم قبول کنیم که همسرش حق دارد حقیقت را در مورد شوهرش بداند. اما این بدان معنا نیست که شما کسی هستید که باید آن را ارائه دهید. ... اگر او از این قسمت بی خبر باشد، افشای شما می تواند زندگی او را مختل کند. اگر او از قبل بداند، این زوج ممکن است به آتش بس رسیده باشند. ... سوال شما این است که آیا می خواهید با مداخله مستقیم در ازدواج با این مرد درگیر بمانید؟ شما نمی توانید او را صادق کنید، اما مجبور نیستید اجازه دهید عدم صداقت او زندگی شما را تعریف کند.

(سؤال و پاسخ کامل را اینجا بخوانید.)

من با نظر اخلاق شناس مخالفم. افرادی مانند این مرد برای انجام این اعمال وحشتناک و مضر به عدم تمایل دیگران به درگیری متکی هستند. اگر بین او و همسرش توافقی بود، دروغ نمی گفت. او را مسئول نگه دارید و در عین حال که در امان هستید، اقداماتش را به اطلاع او برسانید. — سامانتا

این اتفاق برای من افتاد. معشوقه سابق شوهرم با من تماس گرفت تا خیانتش را افشا کند. مطمئنم این کار برای تسکین گناه او و گرفتن انتقام از او بود. به همان اندازه که افشاگری ها برای من ویرانگر بود، خوشحالم که در مورد شوهر خیانتکارم مطلع شدم. اطلاعات مهمی در مورد شخصی که به او اعتماد داشتم و سلامت مالی و جسمی من به من داد. من اکنون طلاق گرفته ام و احساس بهتری دارم بدون کسی که نه تنها به اعتماد من خیانت کرده، بلکه جرات مالکیت آن را هم نداشته است. — Shoey

The Ethicist در این زمینه حضور دارد. با گفتن حیله شوهرش به زن چه چیزی عایدش می شود؟ من در نقطه ای مشابه بودم و به این نتیجه رسیدم که سکوت راه بهتری برای دراز مدت است، حتی اگر در لحظه رضایت بخش نباشد. نامه نویس باید آن را رها کند، و باید خوشحال باشد که غرایزش به او کمک کرد تا از یک نتیجه آسیب زاتر طفره برود. — استیو

نویسنده نامه چند ماه با این مرد رابطه داشت و صمیمی شد اما احتمالاً هرگز به خانه اش دعوت نشد یا در گروه دوستانش شرکت نکرد. او می دانست که او ازدواج کرده است اما با این وجود ادامه داد. به نظر من او باید کمتر نگران اخلاق دوست پسر سابقش باشد و بیشتر در مورد پیامدهای اخلاقی نادانی عمدی خود. — رابرت

شوهر اولم به من خیانت کرد. اگر کسی به من می‌گفت که این اتفاق می‌افتد، خیلی خوشحال می‌شدم تا بتوانم این انتخاب را داشته باشم که زندگی‌ام را زودتر «تغییر» کنم، نه اینکه به دروغ‌گویی ادامه دهم و به خطر انداختن S.T.I. ها و جنجال‌های مالی که او می‌تواند بر من تحمیل کند. اگر این نویسنده را متقاعد نمی کند، شاید قرار دادن خود به جای همسر و پرسیدن اینکه آیا او دوست دارد بداند کمک خواهد کرد. همانطور که معلوم شد، تغییر دادن زندگی من به طرز شگفت انگیزی برای من رقم خورده است، و اکنون بسیار شادتر هستم. — کتی