«سونامی نقرهای» صاحبان مشاغل بازنشسته خیابانهای اصلی میشیگان را در یک چهارراه ترک میکند
مری راجاسخار به مدت 35 سال زمانی که کریسمس گذشته زمان بازنشستگی فرا رسیده بود مالک زیتون بود.
اما از آنجایی که فرزندانش در سراسر کشور پراکنده شده بودند و در حرفه خود بودند، هیچ وارثی برای فروشگاه فروش کتاب مقدس و کتاب مسیحی و هدایا در مرکز شهر آلپنا، میشیگان نداشت. هیچکس در خانهاش را کوبیده بود تا آن مکان را بخرد، و او نمیخواست قبل از کنارهگیری، منتظر عملی شدن برنامههای شخص دیگری باشد.
بنابراین او فروشگاه را در بهار بست، و ساختمان امروز هم خالی است، یک تابلوی «برای اجاره» در پنجرهی گوشهای که رهگذران تعطیلات را به نمایش گذاشته بودند. قبل از این.
راجاسخار گفت: «دلخراش است. "این غم انگیز است... اما من می دانم که خدا نقشه ای دارد."
داستان های مشابهی در سراسر میشیگان و کشور در حال پخش است، زیرا مالکان پیر می شوند و بسیاری به بازنشستگی چشم دوخته اند. برخی آن را "سونامی نقره ای بعدی" می نامند.
در میشیگان، طبق دادههای اداره سرشماری ایالات متحده، حدود 23 درصد از صاحبان مشاغل 65 سال یا بیشتر هستند، و حدود 53 درصد حداقل 55 سال دارند. این رقم در مقایسه با حدود 18 درصد که 65 سال یا بیشتر و حدود نیمی از 10 سال قبل حداقل 55 سال سن داشتند، بیشتر است.
در همین حال، سهم جوانترین صاحبان کسبوکار، آنهایی که تا اواسط 30 سال دارند، طی 10 سال گذشته به حدود 5 درصد کاهش نیافته است.
میشیگان سریعتر از بسیاری از ایالتها پیر میشود، تقریباً از هر 5 نفر ساکنان 65 سال یا بالاتر، 1 نفر، جمعیت را کاهش میدهد و هزینههای مراقبت از کار را کاهش میدهد.
داگ لپیستو، یکی از بنیانگذاران استاد دانشگاه وسترن غولچی و پروفسورهای دانشگاه وسترن غولچی در دانشگاه اسلیپینگ و پروفسورهای دانشگاه وسترن غولچی، گفت:با حداقل نیمی از کسبوکارها که بدون طرح جانشینی کار میکنند، بسیاری از کوچکترین کسبوکارها پس از بازنشستگی صاحبان آنها بسته میشوند، در حالی که کسبوکارهای بازار متوسط احتمالاً توسط سهام خصوصی غرق خواهند شد. کنترل این شرکتهای غرق شده به مکانهایی مانند بوستون، نیویورک و شیکاگو و دور از مکانهایی مانند کالامازو و گرند رپیدز منتقل میشود.
طبق دادههای اداره آمار کار ایالات متحده، در حالی که میشیگان هنوز کسبوکارهای بیشتری را نسبت به بسته شدنش باز میکند، شکاف در حال کاهش است. بین سه ماهه اول سال 1994 و سه ماهه اول سال 2024، تعداد افتتاحیه ها در میشیگان حدود 31 درصد رشد کرد، در حالی که تعداد تعطیلی ها حدود 45 درصد افزایش یافت.
این بسته شدن و ادغام شکاف هایی را در جوامعی ایجاد می کند که در آن کسب و کارها از باشگاه های بیسبال جوانان حمایت می کردند و از تیم های بیسبال محلی حمایت مالی می کردند. برای نیازهای جامعه.
لپیستو اصطلاح "سیلور تاید" را ترجیح می دهد. لپیستو گفت در حالی که سونامیها ناگهانی و خشونتآمیز هستند، جزر و مد انتظار میرود و مورد توجه قرار نمیگیرد، "اما آنها خط ساحلی را تغییر میدهند."
«رفتن به مکانهای دیگر»
کسبوکارهای کوچک هر روز هزاران نفر باز و بسته میشوند، و عوامل بیشماری اعم از خرد و کلان بر این تصمیمها تأثیر میگذارند، از زندگی شخصی مالکان گرفته تا ساختارهای مالیاتی ایالتی و فدرال و چارچوبهای نظارتی که بر کسبوکار تأثیر میگذارند تا فشارهای تورمی که بر نتایج آنها تأثیر میگذارد.
طبق دادههای اداره سرشماری ایالات متحده، میشیگان نزدیک به 8500 کسبوکار و نزدیک به 45 میلیارد دلار در حقوق و دستمزد تعدیلشده بر اساس تورم در 30 سال گذشته اضافه کرده است، اما این رشد حتی در سراسر ایالت هم نبوده است. 47 شهرستان از 83 شهرستان این ایالت در 30 سال گذشته زیان خالص در تعداد مشاغل داشتهاند و میانگین سنی در این شهرستانها به طور متوسط حدود دو سال بزرگتر از شهرستانهایی است که کسبوکار به دست آوردهاند.
لپیستو گفت که تأثیر "مد نقره" بر جوامع به ترکیب مشاغل آنها بستگی دارد. جوامعی که فروشگاههای مادر و پاپ زیادی دارند احتمالاً این فروشگاهها را از دست خواهند داد و ساکنان مجبور خواهند شد از رستورانها و فروشگاههای مواد غذایی دارای امتیاز خرید خرید کنند.
او گفت: «جوامع ذرهای از استعداد خود را از دست خواهند داد. «این عالی نیست، اما واقعاً ساختار مکان را تغییر نمیدهد.»
جوامع متشکل از کسبوکارهای بازار متوسط پایینتر تأثیر بیشتری خواهند دید، زیرا آن کسبوکارها توسط کسبوکارهای بزرگتر یا سهام خصوصی خریداری میشوند. آن کسبوکارهای بازار متوسط پایینتر تمایل دارند بیشتر به اهداف اجتماعی کمک کنند و رهبران آنها در هیئتهای مدیره انجمن خدمت میکنند، که اگر منافع خارج از ایالت آنها را خریداری کند، ممکن است همه آنها از بین بروند.
لپیستو گفت: «این داستان کنترل، تصمیمگیری رفتن به مکانهای دیگر، به نظر من، داستان واقعی است که هیچکس واقعاً در مورد آن صحبت نمیکند. «این سؤال را مطرح میکند که چگونه میتوانید مسیر را تغییر دهید.»سرمایه غولپیکر لپیستو برای تقویت سرمایهگذارانی کار میکند تا آن کسبوکارهای بازار متوسط پایینتر را تقویت کند، بنابراین کنترل ممکن است زمانی که صاحبان آنها کنار میروند، محلی باقی بماند، و او گفت که صرفهجویی در سرمایهگذاری جامعه به چنین تلاشهایی بستگی دارد.
مارک رحمن، ادمین، ادمین، و والدینش، رِنِنسی، و والدین کسبوکار خانوادهاش را به عهده خواهند گرفت. رحمان.
به گفته جیم مکلین، مدیر تیم رشد در مرکز توسعه کسبوکارهای کوچک تحت حمایت دولت در دانشگاه ایالتی گراند ولی، که با موفقیت نزدیک به 9000 سال از برنامهریزی تا برنامهریزی کسبوکار>، اکثر صاحبان کسبوکار برنامههای جانشینی را توسعه نمیدهند، زیرا آنها آنقدر درگیر اداره کسبوکار خود هستند که نمیتوانند آنقدر جلوتر فکر کنند.
مک لین گفت که مالکان باید به محض اینکه شروع به فکر کردن برای ورود به کسب و کارشان کنند، واقعاً باید به این فکر کنند که چگونه از تجارت خود خارج شوند.
مک لین گفت که اکثر مشاغلی که SBDC با آنها کار می کند در نهایت به فروش می رسند، و آژانس او سخت تلاش می کند تا فروش هایی را توسعه دهد که مشاغل و مشاغل آنها را در ایالت حفظ کند.
این همیشه اتفاق می افتد. مکلین اخیراً گفت که او به تازگی با یک تولیدکننده کوچک کار کرده است که به یک لباس فروخته است که تصمیم به انتقال کارخانه به خارج از میشیگان گرفته است. «فقط له شده است.»
«احتمالاً به تازگی منحل شده است»
اما گاهی اوقات نتیجه میدهد.
برنمای وبسایت اد رحمان و پسران میگوید «زنده باد محلی» و «جایی که سختکوشی به زادگاهش میرسد».
فروشگاه لباس Chesaning که متخصص در لوازم کارهارت است از سال 1919 در خانواده رحمان بوده است، زمانی که پدربزرگ راب رحمان، یک خیاط مهاجر، پس از چندین سال کار در آنجا، آن را خرید. آنها هنوز از همان چرخ خیاطی استفاده میکنند که رحمان اول روی آن تغییراتی ایجاد کرد.
در تمام آن سالها، فروشگاه به جامعه بازگشته است. اخیراً، رحمان ها با کارهارت برای میزبانی یک مسابقه هنری دانشجویی برای نقاشی دیواری در کنار فروشگاه همکاری کردند. دانشآموز برنده کلاس هشتم به ارزش 500 دلار جایزه کارهارت دریافت کرد، و رحمان نقاشی دیواری را روی تی شرتی که فروختند گذاشتند تا 5000 دلار برای برنامههای هنری و موسیقی منطقه مدرسه جمعآوری کنند.
راب رحمن گفت: "ما یکی از مجریان" جامعه هستیم.
همسرش گفت: نانسی.
با این حال، زمانی که برادر راب رحمان، ریک، تا حد زیادی از کسبوکار کنارهگیری کرد و راب و نانسی رحمان به بازنشستگی نزدیک شدند، نانسی رحمان گفت: «شب در رختخواب دراز میکشیدیم و میگفتیم: «میخواهیم چه کار کنیم؟» «میدانید، ما در حال افزایش 70 هستیم و مشغول هستیم. و ما گفتیم، «ما نمیتوانیم این درها را قفل کنیم، میدانی؟»
سپس، حدود 10 سال پیش، پسر راب و نانسی رحمان، مارک - که نانسی سالها پیش زمانی که نوجوان 15 ساله آن زمان در یک جمعه سیاه در آن میخوابید، از فروشگاه اخراج کرده بود - به پدر و مادرش نزدیک شد و گفت که او میخواهد سرپرستی خانوادهاش را بر عهده بگیرد.
راب رحمان گفت: «فکر میکنم ما همین الان انحلال میکردیم.امروز، مارک رحمان به والدینش کمک میکند تا فروشگاه را مدرن کنند - دیگر با دست نمینویسند - و به میراث خدمات اجتماعی ادامه میدهد.
گفت.
___
این داستان در ابتدا توسط Bridge Michigan منتشر شد و از طریق مشارکت با آسوشیتدپرس توزیع شد.