شخصی به دوست من اتهامات ناشناس زده است. چه کاری باید انجام دهم؟
من اخیراً اپلیکیشنی را کشف کردم که در آن زنان به طور ناشناس با مردان صحبت می کنند تا به یکدیگر در مورد شکارچیان و سوء استفاده کنندگان هشدار دهند. در حالی که نیت نجیب است (و بسیار مهم است)، ناشناس بودن به هر کسی اجازه میدهد هر چیزی بگوید، به طور بالقوه به مردان نالایق که نمیتوانند از خود دفاع کنند، آسیب میرساند.
با مرور، با بحثی در مورد یکی از دوستان مرد خود مواجه شدم. زنی که خود را به عنوان سابقش توصیف می کند، او را به سوء استفاده و خودشیفتگی متهم می کند. هنگامی که من برای اطلاعات بیشتر درخواست کردم، او از به اشتراک گذاشتن جزئیات خودداری کرد، و دفاع کرد و ادعا کرد که او تلافی خواهد کرد. در نهایت، او داستانی متناقض را برای من تعریف کرد.میدانم که ناهماهنگیها در مورد آسیبهای روحی چقدر رایج هستند.
من همیشه در مورد زنان مؤمن اشتباه میکنم (هر کدام از ما با گزارشهای نادرست چه سودی میبریم؟)، و میدانم که سوء استفادهکنندگان میتوانند «آدمهای خوب» به نظر برسند. من احساس وحشتناکی میکنم که داستان آزار یک زن را رد کنم، اما در مورد پایان دادن به دوستیها بر اساس یک برنامه ناشناس دچار تعارض هستم. به طور معمول به صدای قلبم گوش میدهم، اما حتی رودهام هم گیر کرده است. با وجود علاقه ای که به دوستم دارم، کمتر از یک سال است که او را می شناسم و این واقعیت که او با من خوب رفتار می کند، تضمین نمی کند که او فرد خوبی است. من پیامهای دوستم را نادیده گرفتهام، اما واقعاً دلم برای او تنگ شده است و نمیدانم که نوشتن او کار درستی است یا نه. بنابراین، چگونه میخواهید در این وضعیت حرکت کنید، و پیامدهای اخلاقی گستردهتر این برنامه چیست؟ — نام پنهان
از The Ethicist:
مشکلات شما منعکس کننده مزایا و معایب این مکان های ناشناس است. دلیلی وجود دارد؛ مردان مدتهاست که با زنان بدرفتاری می کنند. هنگامی که افراد نشان داده اند که قادر به ایجاد آسیب جدی هستند، به اشتراک گذاشتن آن اطلاعات با افرادی که ممکن است در برابر درمان مشابه آسیب پذیر باشند، یک عملکرد محافظتی دارد.
اما همان ویژگی که باعث می شود مشارکت کنندگان احساس امنیت کنند، ناشناس بودن، نیز باعث سوء استفاده می شود. اگر نگرانی خود را با افرادی که می شناسید در میان بگذارید، آنها زمینه ای برای ارزیابی ادعاهای شما دارند. و از آنجایی که شما با آنها رابطه دارید، اگر آنها تصمیم بگیرند که شما غیرقابل اعتماد هستید، هزینه اجتماعی را پرداخت خواهید کرد. بنابراین شما انگیزه ای برای مراقبت دارید. با این حال، اگر چیزی به صورت ناشناس در وبسایتی برای افراد غریبه بنویسید، هیچ یک از این شرایط برقرار نیست.
این بدان معنا نیست که هشدارهای ناشناس معمولا اشتباه میشوند یا افرادی که سوءاستفاده را گزارش میکنند معمولاً غیرقابل اعتماد هستند. یک مشکل این است که حتی ارزیابی صمیمانه برای یک فرد خارجی دشوار است، به خصوص وقتی که عمدتاً از برچسب های تشخیصی تشکیل شده باشد تا توصیف رویدادها. شما از ویژگیهایی که معمولاً برای تنظیم قضاوت دیگران استفاده میکنید، محروم هستید. افراد منطقی ممکن است در مورد آنچه اتفاق افتاده توافق داشته باشند اما در مورد معنای آن توافق ندارند. ممکن است با کسی موافق نباشید که آیا او مورد آزار عاطفی قرار گرفته است، حتی اگر شما شاهد این تعامل بوده باشید. حداقل، شما در حال حاضر در موقعیتی هستید که میتوانید درباره شخصیت دوستتان قضاوت مستقلی داشته باشید، از جمله اینکه آیا ویژگیهایی که با خودشیفتگی مرتبط میشوید در برخورد شما با او نشان داده شده است یا خیر.
هیچکدام از اینها به این معنی نیست که واقعاً با زن بدرفتاری نشده است. اما بین تمایل به گوش دادن جدی به اتهامات یک غریبه علیه دوست و پذیرفتن آن به عنوان یک حکم قطعی، دنیایی تفاوت وجود دارد، به خصوص زمانی که داستان تغییر می کند و او از پاسخ به درخواست های شما برای اطلاعات بیشتر امتناع می ورزد. (ناهماهنگی ها در همه بازیابی حافظه رایج است، اما ادبیات تحقیق این ادعا را که ضربه روحی خاطرات را ناسازگارتر می کند، تایید نمی کند.)
شما نباید به اعتماد به نفس او خیانت کنید. شما به این نتیجه نرسیده اید که او از سیستم سوء استفاده کرده است، او در مورد انتقام گیری ابراز نگرانی کرده است و بدون شک تجربه بدی با دوست شما داشته است. این بدان معناست که شما باید تصمیم بگیرید که چه کاری انجام دهید بدون اینکه این اتهامات را با او انجام دهید. به ناچار به دنبال شواهدی مبنی بر اشتباه بودن شک و تردید شما در مورد شهادت او خواهید بود. اما نباید احساس کنید که باید بر اساس شواهدی که اکنون دارید از دوستی دست بکشید. اگر او واقعاً همان مردی است که او توصیف می کند، احتمال زیادی وجود دارد که در نهایت به شما نشان دهد. تا آن زمان، شما آزاد هستید که با او مانند مردی که میشناسید رفتار کنید.
یک سوال پاداش
چند ماه پیش، من حمایت خود را از درخواست گرینکارت همسرم قطع کردم. ازدواج ما با سوء استفاده عاطفی و دستکاری مالی به پایان رسیده بود، و من احساس می کردم که دیگر نمی توانم با وجدان خوب به عنوان حامی او عمل کنم. اخیراً متوجه شدم که یک اشتباه اداری توسط وکیل او باعث بازگشایی پرونده شده است و اکنون از طرف دوستانش (که یکی از آنها شبح آن فرانک را مطرح کرده است!) و حتی وکیل از من می خواهند که دوباره فرم های پشتیبانی را ارسال کنم. آنها استدلال می کنند که اگر این کار را نکنم، او مجبور خواهد شد به روسیه بازگردد، جایی که شرایط سیاسی وخیم است.
من با این واقعیت همدردی می کنم، اما عمیقاً احساس ناراحتی می کنم: او بی پروا، فریبنده و از نظر مالی غیرمسئول بوده است و من دیگر به او اعتماد ندارم. موافقت با حمایت از او به این معناست که برای سالها مسئولیت قانونی و مالی را بر عهده میگیرم، و عملاً دوباره خودم را به کسی که با من بدرفتاری میکند، میبندم.
بهدلیل همه اینها، من پاره شدهام. آیا من وظیفه اخلاقی دارم که علیرغم هزینه شخصی و عدم اعتمادم به او کمک کنم در ایالات متحده بماند؟ یا از نظر اخلاقی امتناع جایز است؟ — نام محفوظ است
از طرف اخلاق شناس:
اگرچه عدم حمایت شما به این معنی نیست که همسر شما نمی تواند گرین کارت را دریافت کند (راه های دیگر شامل فرآیند پناهندگی و گزینه های مبتنی بر کارفرما می شود)، اما آشکارا شانس او را بدتر می کند. این یک نتیجه بد برای او خواهد بود، اما صرفاً این کار شما نخواهد بود. رفتار نادرست او همان چیزی است که منجر به بیگانگی و تردید فعلی شما شده است. شما تجربه مستقیمی از رفتار و بیاحتیاطی مالی او دارید، و نمیتوانید از شما خواسته شود که آن را تخفیف دهید، بهویژه زمانی که قرار گرفتن در معرض پولی و قانونی کاملاً متوجه شما میشود.
در اصل، دوستان او میتوانند قرارداد غرامت امضا کنند تا هر گونه مسئولیتی را به شما بازپرداخت کنند. متوجه شدم که به نظر نمی رسد این پیشنهاد ارائه شود. در عوض، آنها شما را سرزنش میکنند - و از آن فرانک استناد میکنند - به خاطر اینکه نتوانستهاید پول و آرامش خود را به خطر بیندازید، بدون اینکه خودشان داوطلب شوند. با این حال، مسئله اساسی شامل شکست عمل متقابل است. شما موظف نیستید که با مردی که ثابت کرده است لایق چنین اعتمادی نیست، یک رابطه حمایتی را رسمی کنید یا خود را با کسی که حق دارید از او کنار بگذارید، درگیر کنید. به پناهگاه های حیوانات دروغ می گویند تا به مادر ارشد خود کمک کنند سگی را به فرزندی قبول کنند. آنها نوشتند:
مادرم در اواخر دهه 80 است و به تنهایی در خانه ای با حیاط بزرگ حصاردار زندگی می کند. او تیزبین، متحرک و در محاصره دوستان است. او همیشه با یک سگ زندگی میکرد و آخرین سگش را تا زمان مرگش زندگی شگفتانگیزی بخشید. او آماده پذیرایی از یک همراه مسن دیگر است که با سبک زندگی او سازگار است. با این حال، زمانی که او اخیراً سعی کرد به فرزندخواندگی بپذیرد، چندین نجات به دلیل سن او امتناع کردند. چند تن از دوستان کوچکتر او - از جمله من - به او پیشنهاد داده اند که به عنوان یک جبهه عمل کنند و از طرف او فرزندخوانده شوند. او این را غیراخلاقی می داند. اگر قرار بود سگی بیشتر از او زنده بماند، با کمال میل او را می پذیرم. و نمی توانم فکر نکنم که همراهی، ورزش و هدفی که یک سگ ارائه می دهد بسیار بیشتر از فریب کوچکی است که ممکن است برای آوردن یک سگ به خانه اش لازم باشد. کدام مسیر اخلاقی تر است: احترام به قوانین سنی سیستم، یا خم کردن آن قوانین در خدمت شفقت؟ — Name Hedd
در پاسخ خود، Ethicist خاطرنشان کرد:
با توجه به کمبود خانه برای حیوانات خانگی در پناهگاهها، ممنوعیت مطلق فرزندخواندگی توسط افراد مسنتر به نظر میرسد سخت است. ... بخشی از اشکال سن گرایی این است که شامل رفتار با افراد بر اساس کلیشه های گروهی می شود. من تمایل دارم فکر کنم که برای انجام آنچه پیشنهاد می کنید یک مورد مناسب وجود دارد: این به سگ، مادر شما و شاید شما سود می رساند. اما حالت بهتری هم وجود دارد که به پناهگاه ها بگویید اگر مادرتان قادر به مراقبت از سگ نباشد، شما به عنوان پذیرنده پشتیبان تعیین شده خواهید بود. در صورت تمایل، می توانید سندی را برای این منظور امضا کنید. بسیاری از پناهگاه ها این طرح ها را در نظر می گیرند (در برخی موارد به عنوان بخشی از برنامه "سالمندان برای سالمندان" که شامل حیوانات خانگی مسن تر می شود). این به آنها اجازه می دهد یک جعبه را بررسی کنند و به یک فرد مسن کمک می کند. همانطور که مادرتان احتمالاً در مقطعی به شما گفته است، بهتر است از دروغ گفتن، حتی برای یک دلیل خوب، اجتناب شود.
(سؤال و پاسخ کامل را در اینجا دوباره بخوانید.)
⬥
به عنوان یک داوطلب برای یک نجات مبتنی بر فرزندخواندگی، من یاد میگیرم که این موضوع بسیار مورد قبول نیست. هشت ساله همانطور که Ethicist اشاره می کند، حیوانات زیادی در انتظار خانه های دوست داشتنی هستند و هر علاقه مندی باید مورد توجه قرار گیرد. نجاتی که من با او هستم در فرم فرزندخواندگی می پرسد که اگر فرزندخوانده تغییر زندگی یا مرگ را تجربه کند، چه برنامه هایی برای مراقبت از حیوان در نظر گرفته شده است. بسیاری از متقاضیان می گویند که در وصیت نامه آنها پیش بینی شده است یا سیستم حمایتی بزرگی از دوستداران حیوانات دارند که وارد عمل می شوند. در موارد دیگر، آنها اذعان می کنند که این سوال آنها را برای اولین بار به فکر انداخته است. فرض اینکه یک فرد مسن نمی تواند از سگ یا گربه مراقبت کند، اشتباه، ساده و ساده است. یک تماس تلفنی پنج دقیقه ای با دامپزشکی که از حیوان خانگی قبلی این زن مراقبت می کرد، نوع مراقبت از حیوانات خانگی قبلی او را روشن می کند. — جیمی
⬥
در حالی که من با پیشنهاد Ethicist موافقم، با برچسب گذاری خط مشی نجات به عنوان سنی مخالفم. من در 18 سال گذشته در پناهگاه حیوانات شهرم داوطلب شدهام و نمیتوانم به شما بگویم چند بار حیوانات خانگی را که صاحبانشان مرده یا تحت مراقبت قرار گرفتهاند، گرفتهایم. این حیوانات خانگی اغلب خودشان سالمندان هستند و به مراقبت های پزشکی نیاز دارند زیرا صاحب ضعیف نتوانسته بود به اندازه کافی از آنها مراقبت کند. بازار بزرگی برای حیوانات همدم مسن وجود ندارد، و اینکه بدانیم این حیوانات خانگی احتمالاً سالهای طلایی خود را در یک موسسه به جای خانه سپری خواهند کرد، دلخراش است. شاید یک سیاست سخت و سریع که فرزندخواندگی را بدون در نظر گرفتن شرایط فردی محدود به افراد مسن میکند، بیش از حد سفت و سخت باشد، اما من گمان میکنم که این سیاست بیشتر ناشی از شفقت است، نه سنگرایی. — کارلا
⬥
من سگ ارشدم را تابستان گذشته از دست دادم و می دانستم که می خواهم به زودی سگ دیگری بگیرم. شنیده بودم که افرادی در گروه سنی ام توسط امدادگران دور شدند و می ترسیدم که مجبور شوم به یک پرورش دهنده بروم. درعوض، با این فکر که اگر دیگر نتوانم از سگ مراقبت کنم، به همراه دخترم بهعنوان یک فرزندخوانده برای نجات چندین بار درخواست دادم، حتی اگر او با من زندگی نمیکند. ما در این مورد صادق بودیم و در هر نجاتی که درخواست می کردیم تایید می شدیم. سه ماه پیش، ما یک سگ جدید به سرپرستی گرفتیم، بدون دروغ یا مبهم کردن. و حتی اگر دخترم با من زندگی نمی کند، او به سگ کمک می کند، او را اغلب به پارک سگ می برد و حتی در آموزش او شرکت می کند. — سوزان
⬥
من یک دامپزشک هستمکه به مدت ۴۰ سال در یک جامعه یقه آبی صاحب مطب بودم و اکنون دامپزشک امدادی در یک جامعه بازنشستگی هستم. سطح تعهد، مراقبت و منابعی که برای مشتریان مسنترم برای حیوانات خانگیشان در دسترس است، اغلب فراتر از آن چیزی است که برای جامعه وسیعتری که سالها خدمت کردهام، در دسترس بود. مطالعات به وضوح مزایای مالکیت حیوان خانگی را برای افراد مسن نشان داده است. به نظر من، انکار این روابط با سالمند آزاری مرز دارد. به نظر من راه حل عالی همان راه حلی است که Ethicist پیشنهاد کرد: پذیرش با یک طرح پشتیبان. پناهگاه ها با قلب های خوب اداره می شوند اما اغلب عقل سلیم کمی دارند. — آیلین
⬥
من در جامعه انسانی محلی خود داوطلب می شوم. ما از پذیرش افراد مسن امتناع نمی کنیم، اما پناهگاه های خصوصی ممکن است قوانین بسیار متفاوتی داشته باشند. اعتقاد من این است که پناهگاه ها حق قانونی دارند که برخی از حیوانات را به پذیرندگان مسن تر قبول نکنند. کسی که 80 سال دارد، مهم نیست که چقدر به نظر می رسد که از زیست شناسی سرپیچی کرده است، نباید یک حیوان جوان زیر پا داشته باشد. یک سقوط خوب واقعاً می تواند احساس پیری یک فرد را تغییر دهد. و من حیوانات زیادی را دیدهام که وقتی صاحبشان میمیرد یا به خانهای نقل مکان میکند که اجازه حیوانات را نمیدهد، به پناهگاه برگشتهاند. در همین حال، نامه نویس و دوستانشان، مهم نیست که در حال حاضر چقدر مایلند سگ را به خانه ببرند، اما نمی دانند که اگر سگ ناگهان خود را بی خانمان ببیند، وضعیت زندگی آنها چگونه خواهد بود. و در واقع دروغ گفتن و دادن قول هایی که ممکن است نتوانید به خوبی به آنها عمل کنید، غیراخلاقی است. اگر زن حیوان خانگی میخواهد، میتواند یک حیوان مسن را تربیت یا به فرزندخواندگی بپذیرد. به عنوان یک جامعه، ما به بسیاری از چیزها دست و پنجه نرم می کنیم. گاهی اوقات کار درستی است. (و من این را به عنوان یک 65 ساله می گویم.) — کریستال