سازندگان «چیزهای عجیب» آخرین تأثیرات خود را شکست می دهند
مت و راس دافر، خالقان موفقیت آمیز نتفلیکس «چیزهای عجیب»، هرگز از منابع الهامبخش متعدد خود دلسرد نبودند. این سریال ترسناک-فانتزی با محوریت گروهی از نوجوانان نامناسب در دهه 1980، جذابیت بین نسلی فوری داشت، که دلیل آن تداعیات نوستالژیک فرهنگ پاپ دهه 1970 و 1980 بود.
همچنین معیارهای فرهنگی خاصی در هر فصل جدید ارائه شده است - استیون کینگ، استفن کینگ، جان کار، استیون، یک مجموعه جدید است. از مراجع برخی صریح هستند، اما برخی دیگر مورب تر هستند و مضامین و جنبه های فنی نمایش را شکل می دهند. دافرها در مصاحبهای برخی از تأثیرات پنهان چهار قسمت اول فصل آخر سریال را که ماه گذشته نمایش داده شد، توصیف کردند. src="https://vp.nyt.com/video/2025/12/18/157686_1_ST-onetake-93649_wg_1080p.mp4">
در اپیزود 4، قهرمانان جوان سعی می کنند گروهی از کودکان را که عملاً در یک اردوگاه نظامی زندانی شده اند، نجات دهند. نقشه خراب میشود، دموگورگونها حمله میکنند، و برخی از بچهها باید برای جان خود فرار کنند، به رهبری مایک (فین ولفهارد).
بهعنوان یک مدل، دافرها به دنبال یک فیلم مستند بلند معروف از فیلم هیجانانگیز پسا آخرالزمانی «کودک» آلفونسو کوارون در سال 2006 بودند. مردان»:
آنها گوشهای را در اطراف میبینند و میبینند راس دافر گفت. «و لحظهای در «بچههای مردان» وجود دارد که کلایو اوون دارد به اطراف این آوار نگاه میکند و تماشا میکند، و به محض اینکه انفجار رخ میدهد و پاک میشود، حرکتی انجام میدهد. منظورم این است که شبیه کاری است که ما انجام دادیم.»
سکانس «چیزهای عجیب» در واقع یک پلان دیجیتالی نبود. مت دافر توضیح داد: «ما مجبور بودیم عکسها را به هم بچسبانیم، زیرا شبها با بچهها کار میکردیم، و کار کردن با آنها آنقدر طول نمیکشد». «و شیرینکاریهای زیادی درگیر شد.»
P.O.V. ترسناک
DemoVision
این فصل، ویل (نوآ اشنپ) گرفتار چشماندازهای جدیدی میشود که در آنها از چشمان دموگورگونها میبیند - هیولاهایی که مانند غزالها به هم میپیوندند و سر مردم را جدا میکنند.
دافرها از دو منبع اصلی برای ظاهر و احساس دیدگاه دموگورگون الهام گرفتند. اولین مورد، کمدی ترسناک کالت سام رایمی "Evil Dead II" (1987) بود، به ویژه زمانی که دوربین چشم انداز نیروی شیطانی را در حال هجوم به جنگل می گیرد:
"هنگامی که تماشاچیان را مجبور می کنید" گفت. ما همان احساس عجله و لرزش را میخواستیم.
دومین مورد، محو شدن لبهها در فیلم اسپیلبرگ «گزارش اقلیت» (2002) بود، که برای نشان دادن اینکه یک شخصیت در حال داشتن دیدی از جنایت قریبالوقوع است استفاده میشد: src="https://vp.nyt.com/video/2025/12/19/157772_1_st-vecna-69734_wg_1080p.mp4">
هنگامی که زمانها و زمانهای مختلف را فیلتر میکنید، یا در حال فیلتر کردن زمانها و افراد مختلف هستید، راس گفت، از روایت اصلی، میتواند به سرعت جذاب شود. «آن فیلم، وقتی به گذشته نگاه میکنید، در سطوح مختلف بسیار پیشگام است، و این سنگ محک آسان و خوبی برای ما بود، زیرا در حال توسعه این ظاهر بودیم. src="https://vp.nyt.com/video/2025/12/19/157768_1_st-vecna-18889_wg_1080p.mp4">