"Tartuffe" یک تغییر رنگارنگ مدرن می شود
رایان جی حداد در تاری از خشم از مخفیگاه خود در کمد بیرون آمد. شخصیت او، دیمیس، در مقابل تارتوف (متیو برودریک) گفت: "حالا تو را گرفتم! همه را شنیدم." آیا تلاش او برای افشای دلتنگی تارتوف سرانجام به ثمر خواهد نشست، یا این شیطنتگر متعهد بار دیگر از مدعیان متعدد خود سبقت خواهد گرفت؟
شش روز قبل از اینکه نسخه جدید لوکاس هنات از «تارتوف» مولیر اولین اجرای خود را در کارگاه تئاتر نیویورک اجرا کند، بازیگران پر ستارهاش غرق در هزینههای بسیار شد. سارا بنسون کارگردان برنده Obie در حال اجرای نمایش مسخره با سرعت بالا و درگیری های سنگین آن بود. ترکیب های خیره کننده ای از نور در بالای امبر گری (بازیگر نقش المیر)، حداد و برودریک، که شخصیت اصلی آنها - غیرقابل درک و آشفتگی - همانطور که دیگران به درستی او را محکوم کردند، مورد آزمایش قرار گرفت.
در طنز مولیر در سال 1664 از تقوای مذهبی، پدر مزدور Damisavid و Dasarich و مزدور Dartuf. شوهر المیر، در تسخیر اوست. وفاداری اورگون به تارتوف - که او را به عنوان یک گورو معنوی از نظر اخلاقی غیرقابل تعرض می بیند - برای همسر دوم و فرزندانش بیشتر از آن به نظر می رسد، به طوری که او در ابتدا فکر نمی کند تارتوف سعی کرده او را اغوا کند.
اورگون، عشق خود را نادیده می گیرد. ثروت خود را به نقشه کش روغنی. مادر اورگون، مادام پرنل (بیانکا دل ریو) به همان اندازه از تارتوف حمایت می کند.
فیلمنامه هنات - شامل لعنهای فراوان - لحن مدرن است. او امیدوار است که در نتیجه "مستقیم تر، مانند پاره کردن یک چسب زخم" باشد. طراحی صحنه به صورت نقطهای - رنگی پراکنده از پاستیلهای تابستانی - و لباسهای مجلل انور چاکارتاش، هم شبیه قرن هفدهم و هم در رنگها و پرداختها، کاملاً معاصر هستند. این تولید یک تقابل شیطنت آمیز قدیمی و جدید برای کسانی است که نمایشنامه برادوی برادوی 2017 برگرفته از تونی را به یاد می آورند، "خانه عروسکی، قسمت 2."
"وقتی المایر به تارتوف می بیند که او فقط بیرون می آید و می گوید هرچه که می گوید این نسخه از آن من است، من احساس کردم که این نسخه از آن من است. هنات گفت: اورگون آنقدر از ماهیت واقعی تارتوف چشم پوشی می کند که می خواهد دخترش ماریان (امیلی دیویس) با او ازدواج کند نه عشق واقعی اش والیر (ایکچوکوو اوفومادو که به طرز زیرکانه ای در نقش های کوچک نیز حضور دارد). برادر شوهر اورگون، کلئانته (فرانسیس ژو) نمی تواند با او ارتباط برقرار کند، در حالی که خدمتکار خانواده دورین (لیزا کرون) سعی می کند به ماریان و والیر کمک کند و تارتوف را افشا کند. اما نقشه بی وقفه دومی به این معنی است که خانواده ممکن است همه چیز را از دست بدهد.
مولیر و هنات نه تنها تارتوف را به چالش می کشند. خشم جمعی اعضای خانواده ارگون ریشه در منافع شخصی آنها دارد. بنسون برای کارگردانی نمایشنامه از طریق "مشاهده موقعیتهای اجتماعی که در آن شخصی چیزی نادرست میگفت، و همه میدانستند که درست نیست، الهام گرفته شد، اما به نظر میرسید که این شخص به آنچه میگفتند باور داشت."
"لوکاس و من میخواستیم بپرسیم: ماهیت باور چیست؟ چه کسی واقعاً میتواند به شما باور داشته باشد؟ چیزی؟»
همانطور که مولیر در مورد نسخه مذهبی و ریاکاری مذهبی و ریاکاری های مذهبی مشابه آنها هشدار می داد. - هر چند بازی آنها به طور آشکار سیاسی نبود. هنات گفت: «من علاقه ای به ساخت نسخه ای از «تارتوف برابر با ترامپ» نداشتم. «بنسون افزود: «این احساس مرده است.»
«بنسون افزود: «ما میخواهیم متن برای همه باز باشد.
بروفق میگوید: «این لحظه سیاسی در ایالات متحده به نظر میرسد که ما در نوعی شبیهسازی هستیم، مثل اینکه شما همان هوای بسیاری از افراد دیگر را تنفس میکنید، اما ممکن است آنها همان جهان را کاملاً متفاوت ببینند. شخصیت او میتواند بسته به اینکه با چه کسی صحبت میکند و چه میخواهد متفاوت باشد. من فکر میکنم او احتمالاً زندگی سختی داشته است و این راهی است که او زنده میماند. این مانند یک سپر است، و مردمی که او برایشان افتضاح است نیز افتضاح هستند.»
هنات فکر میکرد که برودریک برای بازی در نقش تارتوف ایدهآل است، زیرا او را در «عصر در خانه گفتگو» والاس شاون دیده بود، که در آن برودریک به بهترین شکل ممکن، «خیلیکنندهترین» را بازی میکرد. برودریک گفت: میخواهم تارتوف غافلگیرکننده و شرور باشد، اما تماشای آن لذت بخش باشد. او باید ترسناک باشد و همچنین باید خندهدار و مضحک باشد.
هنگامی که طنز مولیر برای اولین بار اجرا شد، لوئی چهاردهم فرانسوی آن را ممنوع کرد. برای کلیسای کاتولیک روم نسخه دوم نمایشنامه "L'Imposteur" در سال 1667 منتشر شد، سپس نسخه سوم، که به طور رسمی توسط پادشاه تایید شد و هنوز هم اجرا می شود، در سال 1669 منتشر شد. برودریک در مورد شخصیت عنوان خود گفت: "او بسته به اینکه با چه کسی صحبت می کند و چه می خواهد متفاوت باشد." یونانیها، آنچه برای من جالب است نقش استدلال، ضد استدلال و ضد استدلال است.» هنات گفت: «من به نمایشنامههایی علاقهمندم که به بحثهای جسورانه نمیپردازند.»
«مولیر به ایدههای دردناک و جدی نگاه میکند و در مواجهه ما با این چیزها، به طرزی پوچ میگوید.» وقتی صحبت از مشاهده درد و پوچی در مجاورت میشود، هنر شکل میگیرد.
هنات مانند مولیر از قافیه بهعنوان وسیله اصلی برای گفتار شخصیتها استفاده میکند، حتی اگر هنات از قافیههای نامنظم متری و کج استفاده میکند - «بیایید بایستیم و به بهترین چیز فکر کنیم/و چند گام بعدی تولید را طراحی کنیم و برنامهریزی کنیم.» به عنوان مثال، عناصری را در داستان پشتی اورگون اضافه کرده یا گسترش داده است، مثلاً شخصیتی که پدر و همسر اول خود را در همان سال از دست داده است.
بررسیهای نمایش متفاوت بوده است. در نیویورک تایمز، الیزابت وینسنتلی گفت: «به طور کلی انتخاب بازیگران در آستین بنسون است زیرا این شرکت با مهارت در اقتباس از شعر هنات، حتی گاهی اوقات بیضرر بیاهمیت، حرکت میکند». «هنگامی که باید دلخراش باشد، دلخراش و زمانی که باید خوشمزه باشد، خوشمزه است.» مک گرگور با استناد به روح «کمدی وحشی» که با موفقیت اخیر کول اسکولا «اوه، مری!» مشترک است، گفت امیدوار است که به طور مشابه با مخاطبان ارتباط برقرار کند و شاید به برادوی منتقل شود. همه،" بنسون گفت.اعتبار...الیاس ویلیامز برای نیویورک تایمز
نمایشنامه بهطور بنیادی و با ظاهری زنانه بازنگری نشده است، اما گفته شده که این نمایشنامه بهطور بنیادی بازنگری شده است. عمق شخصیت آنها گری خاطرنشان کرد: "المیر می خواهد چهره خود را حفظ کند و از موقعیت خود محافظت کند." او قدرت و ورقهای بازی خود را میداند. اما همیشه قدرت را ندارد، و گاهی اوقات باید از آن عبور کند و در عین حال آنچه را که نیاز دارد به دست آورد.»
بنسون گفت که بازی او و سایر شخصیتها به معنای واقعی کلمه در طرحهای نقطهای پیکربندی شده است، که از شرکت تئاتر مولیر الهام گرفته شده است. دوران). در این تولید، سقف شیبدار، خطوط تراموا، تیرهای قلعهای و نورپردازی به سبک استادیوم به آن منبع ورزشی گوش میدهند، در کنار شخصیتهایی که توپهای تنیس را در دست دارند و پرتاب میکنند، و همچنین رگبار کلامی آنها.
لباسهای چاکارتاش شامل پارچهها و رنگهای معاصر در کنار طرحهای تاریخی الهامگرفته شده توسط ژوئن است. چاکارتاش گفت: «آنچه مرا تحت تأثیر قرار داد این بود که همه چیز چقدر جزئی و خودنمایی بود: منسوجات، کاغذ دیواری، مجسمهها و نقاشیهای مردم در رجالیا». «شخصیتهای «Tartuffe» در ورسای نیستند، اما برای ساختن لباسها - با استفاده از ابریشم، ترکیبهای ابریشم، پارچههای براده و توری زیاد - آنها را در حال قدم زدن در فضای آن تصور کردم.»
در تزیینات شاهانهاش، دل ریو، که برنده فصل ششم «RuPaul's Drag Race» شد، در حال خواندن کاراکتر فیلم Perthne است. دل ریو با خنده گفت: «بیایید واقعی باشیم: این من هستم، در هر مهمانی چند نوشیدنی مینوشم. «طنز دیگری هم وجود دارد - اینکه متعصبانهترین شخصیت مذهبی و قضاوتکننده، چشمک توسط یک درگ کوئین بازی میشود.»
«دو رویی، استانداردهای دوگانه و شخصیتهای مذهبی متقلب که مردم در معرض آن هستند - این یک داستان قدیمی است. ممکن است هزار سال پیش، 200 سال در آینده یا همین الان باشد.»