نقد و بررسی «Tartuffe»: متیو برودریک و دیوید کراس با هم روبرو می شوند
شخصیت عنوان «تارتوف» مولیر از یکی از بزرگترین ساختهها در تئاتر بهره میبرد. مدتها قبل از ظهور او، اعضای یک خانواده ثروتمند بورژوایی نمیتوانند از انتخاب تارتوف دست بردارند و او را متهم میکنند که او یک کلاهبردار مقدس و بداخلاق است که به نوعی پدرسالار خانواده را مسحور کرده و تحت تعقیب قرار داده است. پس از چنین هیاهوی تبلیغاتی، شما نمی توانید منتظر باشید تا با این دستکاری چیره دست کاریزماتیک روبرو شوید.
اما وقتی تارتوف سرانجام در احیایی که به تازگی در کارگاه تئاتر نیویورک گشایش یافته ظاهر می شود، او چیزی نیست که بین برنی مادوف و ما انتظار داشتیم. هرمن متعصب با بازی متیو برودریک در اوج میلکتواست. در مورد طعمه ساده تارتوف، اورگون، او توسط دیوید کراس به تصویر کشیده میشود که بیشتر با خاصیت سایشی مرتبط است.
یک تولید سنتیتر ممکن است با توجه به سبکهای برودریک و کراس، بازیگرانی را که نقش این دو مرد را بازی میکنند تغییر دهد، اما انتخاب بازیگران غیرمعمول، نمایش را در نوک انگشتان خود نگه میدارد. در واقع، انتخاب بازیگران به طور کلی در آستین کارگردان سارا بنسون است، زیرا این شرکت با مهارت در اقتباس شعری سیال، اگر گاهی اوقات بیضرر بیهیچوجه، لوکاس هنات از این کمدی کلاسیک فرانسوی قرن هفدهمی پیش میرود. (البته، من از شنیدن قافیه هنات با کلماتی مانند «گوف» میلرزیدم زیرا آیا این یک اتاق است")، حس عجیبی را برای کمدی فیزیکی به نمایش می گذارد، و عمل ساده خروج از صحنه را به نمایشی حماسی تبدیل می کند. وقتی اورگون دیمیس را که ناله میکرد بیرون میکند و به او میگوید که «جایی دیگر» برود، حداد از بازگشت خود صرف غذا میکند و با ناراحتی میپرسد: «اما منظورت جای دیگری در این خانه است؟»
تعلیق نمایشنامه در این است که «بهعنوان اورگون توصیهشده است». دشمنان تارتوف از آنجایی که به نظر می رسد او از تفلون خالص ساخته شده است، کار خود را برای آنها قطع می کنند. حتی برادر المایر، کلیانته (فرانسیس جوئه)، که ایمانش صادقانه است، نمی تواند دسیسه ها را افشا کند. اورگون حتی قصد دارد دخترش را به تارتوف بدهد و به ماریان میگوید: «من را راحت میکنم که بدانم یک مرد الوهیت کسی است که باکرگی شما را میگیرد.» در همین حال، کلاهبردار طرحهایی روی المیر دارد و با تقوا به او اطلاع میدهد که «وقتی احساس میکنم مثلاً شهوت نیم تنه زنانه را دارم، شهوت من برای نیم تنه در واقع شهوت خلقت خداست.»
بنسون - که تمایل دارد به انتخابهای جسورانه و بسیار تئاتری را در آغوش بگیرید، همانطور که در صحنهپردازی او از "An Octoroon" "Fairview" یا "The Welkin" — به نظر میرسد راضی است که به بازیگرانش اجازه دهد این کار را انجام دهند. (بیایید بیانکا دل ریو را در نقش مادر اورگون، مادام پرنل، و ایکچوکو اوفومادو در نقش والیر، معشوق ماریان را نیز ذکر کنیم.) اما این بدان معنا نیست که نمایش میداند به کجا میرود.
مطمئناً این تولید با طراحی رقص توسط Raja Feather Heather Kelly و موسیقی اصلی توسط Raja Feather Kelly به نظر لوکس است. کتانی) لباس های انور چاکارتاش. تنها چیزی که کمبود دارد یک دیدگاه قوی در مورد مواد است.
مفهوم اصلی صحنهپردازی بنسون ارجاع به تنیس است، با خطوط کشیده شده در کف مجموعه نسبتا مینیمالیست مجموعه نقطهها و برخی از شخصیتها گهگاه با راکت یا یک توپ زرد مبهم به صدا در میآیند. اما اینها نکات زیبایی هستند که چیز زیادی به تفسیر نمایشنامه اضافه نمی کنند. سخت است که گروه Wooster را در html در (2002) تقریباً غیرقابل درک است - حداقل آن شرکت کاملاً متعهد است. بر اساس بازبینی در نیویورک تایمز.
در اینجا، چیز زیادی برای دستیابی به آن وجود ندارد، و بنسون حتی برای پایان دادن به نمایش به یک شماره موسیقی مختصر متوسل می شود. سپس دوباره، مولیر پادشاهی را از کلاه خود بیرون کشید - اگر بخواهید یک رکس سابق ماشینی - تا «Tartuffe» را بپیچد، بنابراین کدی که احساس میشود به آن چسبیده است، مناسب است.
Tartuffe
تا ژانویه. 24 در کارگاه تئاتر نیویورک، منهتن. nytw.org. مدت زمان: 2 ساعت.