نقد فیلم هلندی: آندره هالند در نیویورک گم شده است
هیجانانگیز روانشناختی آندره گینز، «هلندی»، به گونهای به سیاستهای نژادی و جنسی میپردازد که «برو بیرون» جوردن پیل را به یاد میآورد - بهقدری که عنوان آن میتوانست یک «برو داخل» آموزنده باشد، هرچند نه به اندازه جذاب.
«هلندی» حتی با نقل قولی از کارل یونگ شروع میشود: «آنکه به بیرون نگاه میکند، رویا میبیند؛ کسی که به درون نگاه میکند، بیدار میشود.»
در این نسخه که گینز با قاسم بصیر نوشته است، آندره هالند در نقش یک تاجر محاصرهشده به نام کلی بازی میکند، که در اوایل، در کنار همسرش، دکتر Amirrapyaist، Faazie the Kayaist مینشیند. (استیون مک کینلی هندرسون). اگر کلی ناراضی به نظر می رسد، این است: کایا رابطه نامشروع داشته است.
بعد از اینکه کایا مطب را ترک می کند، دکتر امیری چیزی برای کاهش بدبختی کلی تجویز می کند: «هلندی»، نمایشنامه ای که «در یکی از تاریک ترین دوران زندگی من» به او کمک کرد. با توجه به اینکه اعتراف دکتر کمی غیرمعمول به نظر می رسد، ماکت یک صحنه با یک مجسمه روی مانتو مطمئناً قصد دارد بیننده را شگفت زده کند.
وقتی کلی در قطار مترو با لولا (کیت مارا) روبرو می شود، این نمادهای واقعی و شگفت انگیز بسیار بیشتر وجود خواهد داشت. کاوش در مورد اضطراب های نژادی با رنگ پریدگی عجیب، موهای قرمز و رژ لب قرمزتر، لولا یک قطعه کار است. (یک خواهر خاله گلدیس از «سلاحها» به ذهنم میآید.) «یک زن بوهمی سفید کمی دیوانه (کاملا خطرناک)» اینگونه است که باراکا زمانی او را توصیف کرد.
همانند نمایشنامه (و اقتباس سینمایی آن در سال 1967)، سیاستهای جنسی در اینجا به هم ریخته است. چیزی که نیست، غواصی جسورانه فیلمسازان در آرشیو جنبش نوپای هنرهای سیاه برای یک خط مقدم است. دکتر خوب به کلی میگوید: «گاهی اوقات در ادبیات بخشهایی از خودمان را مییابیم که به بهبودی ما کمک میکنند. در واقع.
The Dutchman
به دلیل محتوای جنسی، زبان و خشونت مختصر رتبه R داده است. مدت زمان: 1 ساعت و 28 دقیقه. در سینماها.