زبان تام استاپارد، شعله ور با انرژی و فوریت
در یک روز چسبناک اوت در لندن، 23 سال پیش، با چشمانی براق، آج سنگین و خستگی غیرقابل غلبه وارد تئاتر ملی سلطنتی شدم. من تازه - یا بهتر بگویم کهنه شده بودم - از هواپیمای نیویورک خارج شده بودم و بیش از 9 ساعت از مردم با نامهای غیرقابل تلفظ دراز کشیده بودم که درباره تاریخ روسیه صحبت میکردند.
تصویری از من، ناشناس، در روزنامه The Evening Standard روز بعد ظاهر شد، که در بین تماشاگران پشت خبرنگاری نشسته بودم که در مورد چگونگی زنده ماندن از رویداد مورد بحث مینوشت: اتوپیا» که در آن روز به طور رسمی افتتاح شد. نزدیک به مرده به نظر می رسیدم.
تصویر صحنه ای از تولید سال 2006 تئاتر لینکلن سنتر «سفر»، اولین قسمت از سه گانه استوپارد «ساحل مدینه فاضله». اعتبار... سارا کرولویچ/ نیویورک تایمزکه قبل از ساعت 11 صبح گرفته شده بود. مردی بیانرژی را میدید که انگار تازه عاشق شده بود. آیا شما آن را نمی دانید؟ سخنان استوپارد مرا از تاخیر جت ترمینال درمان کرده بود.
البته باید میدانستم که اینطور خواهد بود. زبان استوپارد - نمایشنامه نویس انگلیسی متولد چک که در 88 سالگی درگذشت - همیشه مانند یک کوکتل داخل وریدی از آدرنالین و اندورفین بر من تأثیر گذاشته است.
او احتمالاً از زمان جرج برنارد شاو، پرکارترین نمایشنامه نویس زبان انگلیسی بوده است، زیرا با موضوعاتی دست و پنجه نرم می کرد که در آن زمان بسیار غیرعادی بودند، اگر نگوییم آکادمیک غیرعادی بودند. نمایشنامه ای که نام او را بر سر زبان ها انداخت، «روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده اند» (1966)، «هملت» را از دیدگاه دو شخصیت حاشیه ای گریزناپذیر در آن تراژدی بازگو کرد. و کار ماقبل آخر او، «مشکل سخت» (2015)، درباره ماهیت خود آگاهی بحث کرد.
ما در بازیابی محتوای مقاله با مشکل مواجه هستیم.
لطفاً جاوا اسکریپت را در تنظیمات مرورگر خود فعال کنید.
از شکیبایی شما تا زمانی که ما دسترسی را تأیید می کنیم، متشکریم. اگر در حالت Reader هستید، لطفاً خارج شوید و وارد حساب Times خود شوید، یا برای همه The Times مشترک شوید.
از شکیبایی شما تا زمانی که ما دسترسی را تأیید میکنیم، متشکریم.
از قبل مشترک هستید؟ وارد شوید.
همه تایمز را میخواهید؟ مشترک شوید.