«مدیر شب» فصل 2: یادآوری جان لو کاره
چگونه میتوانید دنبالهای برای یک برنامه تلویزیونی موفق بنویسید که بر اساس رمانی ساخته شده بود که نویسنده آن اکنون مرده است؟ این چالش برای تیم خلاق پشت «مدیر شب»، مینیسریال شش قسمتی بر اساس کتابی از جان لو کاره بود.
دیوید فار، نویسندهای که این کتاب را برای تلویزیون اقتباس کرده است، گفت که در مورد او این کار با نوعی رویا شروع شد.
در ساعات اولیه 13 دسامبر 2020، زمانی که او در نیمهی اول سال 2020 مصاحبهای را انجام میداد. یک چشم انداز داشت: یک ماشین سیاه رنگ که به سمت یک پسر جوان می رفت. او احساس کرد که به نوعی با "مدیر شب" مرتبط است و این تصویر نقطه ورود به دنباله است، راهی برای جلو بردن داستان.
چند ساعت بعد به شریکش گفت: "عجیب بود." نمیدانم چرا روی زمین به این فکر کردهام. مدتهاست به «مدیر شب» فکر نکردهام.»
این سریال با بازی تام هیدلستون و هیو لوری در داستانی درباره هتلدار درگیر در یک داستان دولتی بریتانیایی برای سرنگونی یک معاملهگر تسلیحاتی بدنام، پایانی بود. بازیگران و عوامل آن از زمان پخش موفقیتآمیز آن در چهار سال قبل، به سراغ چیزهای دیگری رفته بودند.
سپس فار تلفن خود را روشن کرد و پیامی از نمایندهاش دید که به او اطلاع میداد که لو کاره در همان شب مرده است. به نظر یک نشانه بود.
فار با آهی گفت: «این داستانی است که هیچ کس هرگز آن را باور نخواهد کرد. "این احتمالا فقط یک تصادف است. یا می توانید به ریتم های عجیب و غریب حیوانات اعتقاد داشته باشید. من نمی دانم. این فقط حقیقت است." کلمبیا.اعتبار...Des Willie/Amazon MGM Studios
سایمون کورنول، یک تهیهکننده اجرایی سریال، واقعاً یک تهیهکننده اجرایی سریال، دیوید و دیوید بود. خرید حکایت او درباره فار گفت: «من گمان میکنم واقعیت این است که با درگذشت پدرم، او سرانجام آزاد شد و شروع به نوشتن داستان خودش برای «مدیر شب» کرد.
اما کورنول گفت که کاملاً معتقد است، فارغ از منشأ آن، فار شخص مناسبی برای نوشتن فصل دوم سریال بیبیسی در ایالات متحده آمریکا و فصل دوم سریال در ایالات متحده بود. بریتانیا.
کورنول گفت: «اگر پدرم امروز اینجا بود، این را با افتخار به او نشان میدادم. «فکر میکنم آنچه به دست آوردهایم پیشرفتی است که کاملاً با تفکر پدرم مطابقت دارد.»
فصل جدید از جایی شروع میشود که فصل اول متوقف شد، با جاناتان پاین (هیدلستون) که اکنون تحت یک هویت فرضی به عنوان یک افسر نظارت سطح پایین زندگی میکند. او سپس دنباله یکی از همکاران سابق رقیب اصلیاش، دلال اسلحه، ریچارد روپر (لوری)، را میگیرد که در شرایط مشکوکی دوباره در لندن ظاهر شده است.
این یک یورش شیک و اغواکننده دیگر به دنیای علامت تجاری لو کاره از شنل و خنجر است که بهطور ابتدایی درام و مواد مخدر را در سراسر جهان به نمایش میگذارد. ویلاهای کلمبیا، جایی که پاین مخفیانه می رود. جورجی بنکس-دیویس، کارگردان این فصل، گفت: در آنجا، پاین «یک شخصیت را بازی میکند - شخصیتی جسورتر، جسورتر، متکبرتر». "دوربین این قدرت را به خود می گیرد. سبک اعتماد به نفس تر و سبک تر و جذاب تر است."
اما، دیگران مدتی با این ایده موافق بودند. به گفته استفان گرت، تهیهکننده اصلی سریال، برخی صحبتهای اولیه در مورد انجام بیشتر «مدیر شب» انجام شده بود، و لو کاره حتی از یک شرط اولیه که هرگونه دنباله یا آثار مشتق شده را ممنوع میکرد، چشم پوشی کرده بود.
«Le Carré کاملاً تاکید کرده بود که هیچ فصل دومی وجود نخواهد داشت، که ما میگفتیم یک فیلم Garrethour ساخته نمیشود. اما نویسنده به قدری از کاری که تیم با «مدیر شب» انجام داده بود تحت تأثیر قرار گرفت که به آنها اجازه داد تا در صورت رسیدن ایده درست، فصل های بیشتری را دنبال کنند.
در یک تماس ویدیویی اخیر، هیدلستون به یاد آورد که در فوریه 2016 پس از پخش فصل اول، با لو کاره چت کرده بود. هیدلستون گفت: «خود مرد با برق زدن در چشمانش پیشنهاد کرد که شاید راهی برای گفتن بیشتر این داستان وجود داشته باشد. «همه ما میدانستیم که رمان دیگری برای اقتباس وجود ندارد، اما این زمانی بود که فکر کردم، باشه، اینجا زمزمهای به گوش میرسد.»
اما به گفته گرت، یک شرط وجود داشت: «ما این کار را فقط در صورتی انجام میدادیم که به خوبی فصل 1 بود - و در حالت ایدهآل. بهتر است.»
از این رو تقریباً 10 سال تاخیر بین فصلها وجود دارد. او گفت: «استفن و بازیگران و من بر این عقیده بودیم که چیزی در فصل اول وجود دارد که جادویی بود، و ما نمیخواهیم فصل دیگری را انجام دهیم، مگر اینکه در قلبمان احساس کنیم که داستان را واقعاً به جلو میبردیم. "و این مدتی طول کشید."
هیدلستون گفت که تیم میخواست به این تاخیر متمایل شود - برای بازی کردن در گذر زمان. او گفت: «ما باید اذعان میکردیم که جهان 10 سال قدیمیتر بود، من 10 سال پیرتر هستم، که جهان 10 سال غریبتر و نامطمئنتر است.
کتابهای لو کاره همچنان به الهامبخش آثار جدید در چاپ ادامه دادهاند. سال گذشته، نیک هارکاوی، یکی دیگر از پسرانش، «انتخاب کارلا» را نوشت، قسمت جدیدی از مجموعه رمانهای طولانیمدت نویسنده درباره جاسوس جورج اسمایلی. هارکاوی در زمان انتشار خود گفت که این ادامه میراث او آرزوی مرگبار پدرش بود.
کورنول گفت که پدر آنها "به ما دستور بسیار خاصی داده است که به نظر من مسئولیتی است که همه چیز را به جلو ببریم."
کورنول گفت: «ببین، فکر میکنم پدرم دنیاهای خارقالعادهای خلق کرده است، و میتوانی تصور کنی که شخصیتهای او زندگیهایی فراتر از کتابها دارند. "در عین حال، یکی از خوشحالیهای مخاطب این است که اینها داستانهایی هستند که پایان دارند. ما نمیخواهیم در هیچ چیز عجله کنیم."
گرت با لبخند گفت: "پس باز هم، "چه کسی دوست ندارد جورج اسمایلی را در فضا ببیند؟"