قهرمان پینگ پنگ که الهام بخش «مارتی سوپریم» بود
چند هفتهای بود که نمیتوانستم این احساس را از خودم دور کنم که در تور مطبوعاتی بیوقفه تیموتی شالامه برای «مارتی سوپریم»، حماسه جدید تنیس روی میز پس از جنگ، چیزی آشنا وجود دارد.
این فقط کت و شلوار چرمی نارنجی رنگی نبود که او در فیلم لسآنجلس به تن داشت، اما قبل از نمایش فیلم در لس آنجلس. اعتقادات.
این صرفاً منظره یک سرگرم کننده نبود که از فداکاری و آموزش متعصبانه خود صحبت می کرد، که زنگ ها را نیز به صدا در آورد. حتی زمزمه کوبنده یک نیویورکی نیویورکی که از جاه طلبی و عظمت حرف می زند و همه چیز را می خواهد، اگرچه من هم زمانی این را از کسی شنیده بودم.
واقعاً، همه چیز در پوستر فیلم وجود داشت: Chalamet's Marty، عینکی و سیری ناپذیر و متعهد به افسانه سرپرستی خودش.
«من مردم را با روحیه گلادیاتوری پذیرفتم»، الهام واقعی شخصیت او در سال 2012 به من گفته بود و زندگی تنیس روی میز را توصیف می کرد - و نمی توانم به اندازه کافی روی این موضوع تاکید کنم. "هرگز از شرط بندی عقب نشینی نکرد."
آن مرد، مارتی رایسمن، قهرمان سریال در این ورزش و یک سوپرسریال کله پاچه-قمارباز-رامبلر، 9 ماه بعد در 82 سالگی درگذشت و تا پایان بر عظمت داستان خود پافشاری کرد. alt="Timothée Chalamet، با عینک و سبیل، دست و پا زدن پینگ پنگ را در دست دارد." src="https://static01.nyt.com/images/2025/12/24/multimedia/24CUL-REAL-MARTY-mqkg/24CUL-REAL-MARTY-mqkg-articleLarge.jpg?quality=75&auto=webp&disable=webp&disable=upscale. Chalamet در «مارتی سوپریم»، که به طور آزادانه از رایسمن الهام گرفته شده بود. اعتبار...A24
سالهاست که هر وقت کسی از من درباره جالبترین شخصی که با او مصاحبه کردهام میپرسد، او پاسخ استاندارد من بوده است. (با پوزش از مایک تایسون، نانسی پلوسی، گای فیری، پرزیدنت ترامپ و بسیاری از نامزدهای دیگر آنها.)
این کمک کرد که رایسمن خود را بسیار جالب ببیند. او ادعا می کرد که ثروت به دست آورده است، و ثروت را از دست داده است، و همه را ملاقات کرده، و همه را شکست می دهد.
او در دهه 80 زندگی خود، با آشنایان و غریبه ها به شدت معاشقه می کرد، و از تک گویی های شکسپیر برای نجات حیوانات نقل قول می کرد. عادت اندازه گیری ارتفاع تور قبل از مسابقات برای اطمینان از دقت - با اسکناس های 100 دلاری.
من تعجب کردم که چرا یک اسکناس 1 دلاری نیست؟ ابعادش یکی بود این موضوع او را بهطور بدیهی مضحک نشان داد.
"چرا در مورد آن بدبین باشید؟" او پاسخ داد.
با انتشار گستردهاش در این ماه، «مارتی سوپریم» که بهطور ضعیفی از رایسمن الهام گرفته شده است، او را در جایگاهی قرار داده است که پس از مرگش در همهجای فرهنگی و برخورد مگاواتی که او همیشه معتقد بود کمانش سزاوار آن است.
ریزمن با پوشیدن لباسی قرمزرنگ و بورتینت به من گفت: «تنیس روی میز مانند تجارت نمایشی است. عینک در داخل خانه "شما باید ارائه داشته باشید."
ریزمن که به خاطر کادر باریک و شوخ طبعی اش به "سوزن" ملقب شده بود، با دقت به علایق سفارشی خود توجه کرد: اشراف پاروهای هاردبت (نه هیولاهای اسفنجی که بازی مدرن را به هم می زند) و به ویژه هر داستانی که او آن را "دوباره خودخواهی" می نامید. اسطوره."
این فیلم از رایسمن گرفته شده است، اما یک فیلم زندگینامه ای نیست. در حالی که کارگردان، جاش سافدی، گفته است که رایسمن و خاطرات بیحرمانهاش («بازیکن پول: اعترافات بزرگترین قهرمان تنیس روی میز آمریکا» و «هستلر») «نقطه ورود» او به خرده فرهنگ بوده است، فیلم از نام خانوادگی متفاوتی استفاده میکند و به طور عمده در جزئیات.
بستگان رایسمن گفتند که هیچ ارتباطی با فیلمسازان نداشتند. دختر رایسمن و دو تن از نوههایش در مصاحبههای خود گفتند، دردناک است که او دیگر برای گفتن داستان خود در اطراف نیست - و هیچ نقشی در این داستان به خانواده داده نشده است. (آنها گفتند که در حال نهایی کردن زندگینامه دیگری هستند که رایسمن روی آن کار کرده است، که امیدوارند در ماه های آینده منتشر کنند.)
با این وجود، آنها می توانند تصور کنند که رایسمن چگونه از این لحظه استقبال کرده است. دخترش، دبی رایسمن، گفت: «او بسیار خوشحال خواهد شد که اکنون در سراسر جهان شهرت دارد.»
روی پرده، بیش از چند تکرار در افسانه رایسمن هالیوود وجود دارد: این مارتی یک تلاشکننده اصلاحناپذیر، حریص و نیازمند و سوزندار است. نقش، یک کاراکتر همیشگی، مطمئناً بخش کوچکی از آن نیست زیرا رایسمن یک شخصیت تمام دوران بود.
مناسبت مقاله من در سال 2012 مرگ دوست و رقیب رایسمن، سول شیف، مردی بود که به «آقای» معروف بود. تنیس روی میز.” رایسمن احساس نوستالژی میکرد - برای رقابت، شهرت، تکرار ترسناکتر و هیجانانگیز یک ورزش زیرزمینی که میترسید برتری خود را از دست داده باشد.
ریسمن، قهرمان نوجوانان شهری در ۱۳ سالگی، به سرعت فارغالتحصیل شده بود و بهسرعت با شلوغیهای مناسب فارغالتحصیل شده بود، و برای پول نقد در یک اسپیکر سابق در Si>
در طول دههها، هیچ ریسک مالی برای رایسمن آنقدر ضعیف نبود که بتوان آن را دنبال کرد. او به یاد می آورد: «ما برای یک وثیقه جنگی 50 دلاری به کلمبوس، اوهایو می رفتیم. "یک بار سفر به تولدو را هدر دادم زیرا آنها گفتند که دارند یک جیپ هدیه می دهند."
و هیچ شرط رقابتی برای او سنگین نبود که بتواند آن را هدایت کند. از سال 1946 تا 2002، رایسمن 22 عنوان اصلی را به دست آورد، و او را به عنوان یکی از بهترین های بازی ثبت کرد.
اما این C.V کمتر رسمی رایزمن بود. که موقعیت مردمی او را تقویت کرد.
او با هارلم گلوبتروترز در اروپا تور کرد، با ماهیتابه و کف کفشهایش به توپها نگاه میکرد.
او در ست آخر شب دیوید لترمن از ترفند امضای خود - شکستن یک سیگار از آن طرف میز - استفاده کرد. کرت وونگات و ویولونیستهای اپرای متروپولیتن بهعنوان افراد عادی.
او برای نوههای مهدکودکیاش کت و شلوارهای سه تکه خرید و به آنها آموزش داد تا یک خط مورد علاقه را برای پیشخدمتهای رستورانهای شیک تکرار کنند: «غذاها عالی است. به سرآشپز تعارف می کنم."
"او یک شخصیت وست ساید بود، می دانید؟" جان کاتسیماتیدیس، یک میلیاردر ثروتمند سوپرمارکت و یکی دیگر از شخصیت های مشهور وست ساید، که برای مدتی صاحبخانه رایسمن بود، گفت. (کاتسیماتیدیس، که در «مارتی سوپریم» ظاهر میشود، گفت که صفدی از ارتباط آنها در هنگام انتخاب بازیگر بیاطلاع بوده است. 82.اعتبار...یانا پاسکووا برای نیویورک تایمز
مسیر رایسمن راهی زیگزاگی داشت. باشگاه تعطیل شد. او در یک رستوران زنجیره ای چینی سرمایه گذاری کرد. او خود را سه بار میلیونر و سه بار میلیونر سابق نامید.
او از محبوبیت کم تنیس روی میز نزد برخی از آمریکایی ها ابراز تاسف کرد.
او استدلال کرد: «مردم پس از فرود روی ماه بسیار خسته بودند. نمونه ای از یک کلوپ مد روز منهتن به نام اسپین است. رایسمن بهعنوان پلی بین دورهها قرار گرفت.
وقتی از اسپین بازدید کردیم، که دکوراسیون آن شامل پرترهای از رایسمن با شلوار طرح پلنگ بود، او به سرعت به یک جوان ۲۰ ساله با استعداد، مارک کروتورو، نگاه کرد که با پارویی مدرسه جدید تمرین میکرد. رایسمن پرسید که آیا کروتورو با تجهیزات برگشتی مخالف است یا خیر؟
ریزمن گفت: «این راکت خالصترین بازتاب توانایی یک بازیکن است. "بازی مدرن با تقلب، فریب و فریب انجام می شود."
Croitoroo موظف است. آنها چند عکس احساسی رد و بدل کردند. مرد جوان کمی بی قرار به نظر می رسید. ناگهان، رایسمن شانههایش را چرخاند، بازوی راستش را روی تنهاش چسباند، و یک بک هند را سوزاند تا نقطه پایانی را به پایان برساند.
هر دو لبخند زدند.
کروتورو بعد از آن گفت: «او یک آدم کش است». در مارس 2012، یکی از آخرین مصاحبههای رایسمن قبل از مرگش در دسامبر آن سال بود.
هنگامی که مقاله منتشر شد، او یک پیام صوتی گذاشت که من 13 سال آن را ذخیره کردهام.
«میدانی امروز تلفن از دیوار زنگ میخورد؟»
این موضوع داشت گوز میشد. هنوز اشتها برای داستان مارتی رایسمن وجود داشت.
«هنوز زنگ میزنی، میدانی؟»