به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

منظره ای از صندلی من در یک شام فوق العاده مجلل

منظره ای از صندلی من در یک شام فوق العاده مجلل

نیویورک تایمز
1404/09/25
5 بازدید

Times Insider توضیح می‌دهد که ما چه کسی هستیم و چه کار می‌کنیم و اطلاعاتی از پشت صحنه در مورد چگونگی جمع‌آوری روزنامه‌نگاری ما ارائه می‌دهد.

در فصل من از 20 نوامبر تا 202 در برلین، از خانه من تا 4 آبان ماه را پوشش می‌دهم. href="https://www.nytimes.com/2024/11/18/style/prize-picks-world-championships.html" title="">مسابقات قهرمانی جهان فوتبال فانتزی. این یک رقابت عجیب و شگفت‌آور پر زرق و برق بود که نمونه‌ای از رویدادهای ورزشی جایگزینی بود که من تمایل دارم برای نیویورک تایمز پوشش دهم، از ناآشنا تا واقعاً نامتعارف.

در طول یک سال گذشته، برای تماشای علاقه مندان به ارتش به AR-15 شلیک می کنند; مشخصات بنیانگذار متخاصم CrossFit را در مورد آخرین سرمایه گذاری بهداشتی خود؛ و درباره جنجال‌های انفجاری در جهان‌های دوردست مسابقه‌های آمادگی جسمانی حرفه‌ای، پیلاتس و موارد دیگر. اگر عجیب باشد و حتی به طور مماس با ورزش مرتبط باشد، احتمالاً به آن علاقه دارم.

وقتی در آتلانتا بودم، یک روزنامه‌نگار پروژه‌ای را مطرح کرد که روی آن کار می‌کرد: یک رستوران پاپ‌آپ ناهار خوری عالی که در طول مسابقه جایزه بزرگ لاس وگاس برگزار می‌شد، مسابقه سالانه فرمول 1 . سرآشپزهای تحسین شده و برنده جایزه و شخصیت های برتر تلویزیونی، از جمله ولفگانگ پاک و مایکل مینا. در حین خوردن غذاهای فوق العاده، غذاخوری ها از روی صندلی های مجاور پیست مسابقه با اکتان بالا را انجام می دادند.

اما چیزی که من را بیشتر به خود جلب کرد، مکان پاپ آپ بود: این پنجره مستقیماً در بالای دریاچه ساخته شده توسط انسان در هتل بلاجیو ساخته می شد. محل برگزاری یک شاهکار مهندسی خارق‌العاده بود و به نظر می‌رسید این تجربه فرصتی عالی برای ثبت چیزی منحصر به فرد در مورد سبک زندگی افراد ثروتمند و مشهور و تجملات بیش از حد وگاس است. فکر می‌کردم در زمانی که آمریکایی‌ها به‌سختی برای تهیه یک وعده غذایی شکرگزاری تلاش می‌کردند. href="https://www.nytimes.com/2025/11/25/dining/f1-las-vegas-bellagio-hotel-fountain-club.html" title="">ماه گذشته به لاس وگاس سفر کردم تا رستوران سه طبقه را روی یک چشمه آبی تماشا کنم، رستورانی که در عرض 60 روز ساخته شده بود. من دیدم که چگونه ده‌ها سرآشپز سخت کوش در محله‌های تنگ با هم اشتراک می‌گذاشتند تا هزاران غذای فوق‌العاده را تهیه کنند، صدها تن بره را با احتیاط تفت دادند و سوپ‌های خاویار را به بالای تخم‌های شیطانی اضافه کردند. آشپزهای سخت کوش با موچین به تارت های تمشک تکه هایی از ورق طلا اضافه کردند، زیرا اتومبیل های F1 با سرعت 200 مایل در ساعت در فاصله 50 فوتی زوم می کردند.

در طبقه بالا، در اتاق غذاخوری شلوغ و مجهز رستوران، سرآشپزهای مشهور در حال عکاسی با مهمانان و عکس گرفتن از مهمانان، از پشت سر میهمانان عکس گرفتند. لینگوین یا برای بشقاب کارپاچیو گوشت گاو واگیو. علیرغم شلوغی آشپزخونه، جو بین غذاخوری‌ها آرام و راحت به نظر می‌رسید.

از سرآشپز دیوید چانگ، که رستوران موموفوکو او مکانی در هتل دیگری در استریپ دارد، پرسیدم که انجام یکی از این رویدادها چگونه بود. آیا تهیه غذای درجه یک در یک مکان پاپ آپ چالش برانگیزتر یا استرس زاتر بود تا در یکی از آشپزخانه های خودش؟

تصویر
ماریو کربن، چپ وسط، و دیوید چانگ از جمله افراد مشهوری بودند که در آن نقش آفرینی کردند. رویداد.اعتبار...راجر کیسبی برای نیویورک تایمز

آقای. چانگ در این نوع چیدمان‌های شیک پذیرایی دست قدیمی است، و البته، سیستمی را توسعه داده است: «هدف من این است که تا حد امکان فراموش‌نشدنی باشم.» او توضیح داد: «اگر ظرف شما خیلی خوب باشد، انواع مشکلات را ایجاد می‌کند. «صف خیلی طولانی می‌شود. حرف‌ها به گوش می‌رسد. غذا تمام می‌شود.»

کمی بعد، با ماریو کربن، رستوران‌دار، دوست نزدیک آقای چانگ از زمانی که در دهه ۹۰ با هم در کافه بولود در Upper East Side منهتن کار می‌کردند، گپ زدم. من همین سوال را در مورد چالش‌های چنین رویدادی از او پرسیدم و اشاره کردم که آقای چانگ مرا با فلسفه خودش راهنمایی کرده است.

آقای کربن گفت: «اجازه دهید حدس بزنم. «کیسه شنی».

من شک او را تأیید کردم.

او گفت: «این را می‌دانستم.

سرآشپزهای مشهور پشت هم در طول شام مسابقه مستقر بودند: آقای کربن در حال سرو کوفته‌های معروف و راویولی خرچنگی بود و آقای چانگ نوعی اردک می‌نوشید. کوفته‌ها و راویولی‌ها از روی میز پرواز می‌کردند، و در اواسط سرویس، صفی از مهمان‌داران بی‌صبر بودند که بعد از تمام شدن غذای آقای کربن منتظر کمک‌ها بودند.

"این بهترین چیزی بود که تا به حال خورده‌ام. کوفته.

Mr. چانگ با دیدن این همهمه فقط لبخند زد.

در حالی که سرویس شام کم شد، کارکنان منتظر به سرعت و بی سر و صدا اتاق غذاخوری را جدا کردند و سرآشپزهای مشهور در شب ناپدید شدند. خسته و کلافه شده بودم. علیرغم اینکه با تپه‌هایی از خاویار و ترافل احاطه شده بودم، فقط می‌خواستم به خانه بروم و غذای هندی را از محل زیر آپارتمانم در برلین ببلعم.

اما قبل از ترک مراسم، با همان تبلیغاتی که برای اولین بار در مورد این رویداد به من گفته بود، صحبت کردم.

«حالا چی؟» از او پرسیدم.

او با اشاره به اطرافش گفت: «ما همه چیز را پایین می آوریم. کل ساختمان طی چند هفته آینده برای آماده شدن برای مهمانی سالانه هتل در شب سال نو از هم جدا خواهد شد. حدود 300000 مهمان به زودی در جای خود می ایستند تا آتش بازی و نمایش فواره را تماشا کنند. مهمانی."

اما من در آن شرکت نمی‌کنم. در حالی که برای یک شب سرگرمی با ثروتمندان فوق العاده سرگرم کننده بود، اما من آرامش آرام خانه ام در برلین را ترجیح می دهم و با همسرم و گربه مان فیلم تماشا می کنم.