این ستاره نوجوان دهه 90 راه طولانی را طی کرده است
جرج کلونی و برد پیت شانسی نداشتند.. اگر در اواسط دهه 1990 یک دختر نابالغ بودید که به پخش کننده VHS و قفسه مجله فروشگاه مواد غذایی دسترسی داشتید، دوون ساوا بزرگترین ستاره اطراف بود.
ساوا گفت: «من میدانستم جاناتان تیلور توماس دارد مرا بیرون میآورد زیرا سرش همیشه بزرگتر بود» روی جلد مجله نوجوان.اما در حالی که توماس مشغول بازی در «بهسازی خانه» و گوشهگیری از بازار عاقلانه و زودرس بچهها بود، ساوا فضایی مقدس و شاید در نهایت تأثیرگذارتر را اشغال میکرد بهعنوان علاقه عشقی به یک جفت فیلم خانوادگی زن محور.
قبل از اینکه دختران به دنبال ادوارد کالن یا کنراد فیشر باشند، ساوا تجسم یک تخیل هزاره با درجه PG بود: پسر نوجوانی غیرتهدید کننده که با احترام از کریستینا ریچی پرسید: "آیا می توانم تو را نگه دارم؟" (در «کسپر») و «میتوانم تو را ببوسم؟» (در «اکنون و سپس»).
هر دوی این فیلمهای 1995 امسال 30 ساله میشوند، یعنی ساوا اکنون یک 47 ساله قابل احترام است.
او در مورد کارهای اولیهاش گفت: «سالها بود که دیگر نمیخواستم در مورد آن صحبت کنم.»
ساوا موافقت کرد که یک بار دیگر به گذشته نگاه کند، زمانی که ما برای یک وعده صبحانه اخیر در یک رستوران کوچک فرانسوی در شرمن اوکس، کالیفرنیا، تقریباً 15 دقیقه با ماشین از محل استودیو یونیورسال جایی که او «کسپر» را فیلمبرداری کرد، ملاقات کردیم.
در سال 1994، تولید "کاسپر" از قبل شروع شده بود که تهیه کنندگان (از جمله استیون اسپیلبرگ) تصمیم گرفتند صحنه ای را اضافه کنند که در آن ظاهر دوست داشتنی برای مدت کوتاهی زنده می شود تا لحظه ای ارزشمند را با دوست انسانی خود، کت (با بازی ریچی) سپری کند. مالاچی پیرسون، که صداپیشگی نقش بسیار جوان C.G را بر عهده داشت. نانسی نایور، مدیر بازیگران، جستجوی گسترده ای را انجام داد برای یک چهره جدید.
نایور گفت: «او باید این ویژگی ظریف و دوستداشتنی را داشت که با کریستینا و آسیبپذیری او همخوانی داشت.. "دوون آخرین قطعه از پازل بود، و احساس میکرد که خدایان بازیگر به ما لبخند میزنند."برای ساوا 15 ساله که در آن زمان در یک خانواده کارگری در حومه ونکوور بزرگ شد و فقط در تولیدات محلی کانادا بازی کرده بود، تست بازیگری برای فیلم "کسپر" و دریافت آن "مثل برنده شدن در لاتاری بود" او گفت. ساوا که بین لقمههای نان تست فرانسوی و جرعههای قهوه سیاه فکر میکرد، گفت: "من رنگ پریده و بلوند بودم، و در آن زمان کمی شبح به نظر میرسیدم" ضرری نداشت.
وقتی او به مجموعه "کسپر" رسید، یک آرایشگر فوراً یک شانه و آهن صاف را به کاسهاش برد و یک قسمت مرکزی تیز را حک کرد. این مدل موهای او برای سالهای آینده تبدیل به مدل موی او خواهد شد.
در حالی که ساوا و ریچی صحنه اوج خود را که شامل یک رقص آهسته و یک بوسه بود فیلمبرداری می کردند، ریچی در یک مصاحبه تلفنی گفت: "او یک جنتلمن تمام عیار و بسیار شیرین بود."
هنوز، شیمی عاشقانه بازیگران جوان فقط روی پرده نمایش بود. ریچی، که در آن زمان 14 سال داشت، یک کهنه کار صنعت بود و قبلاً برای نقش هایش در فیلم های "پری دریایی" و "خانواده آدامز" تحسین شده بود. در حالی که ساوا گفت که "احتمالا" به او علاقه دارد، ریچی گفت که او علاقه ای به دوستیابی ندارد>.
او گفت: «در آن زمان، من به Pixies و Fugazi گوش میدادم و خودم را غیرجنسی اعلام کرده بودم.» «من در منطقه خودم بودم.
وقتی «کاسپر» به پایان رسید، ساوا شروع به رزرو یک جریان ثابت از نقشهای هالیوود کرد. در خانه، پدر ساوا که یک مکانیک بود، او را از ابراز احساساتش منصرف کرده بود.. بازیگری به مجری جوان اجازه میداد گریه کند و احساساتش را در شخصیت بررسی کند. ساوا گفت: «مکان امنی بود.. "درست مثل این بود که باید این کار را انجام دهم."
با آگاهی از اینکه ساوا و ریچی اخیراً به خوبی با هم کار کردهاند، فیلمسازان «اکنون و آنگاه» ساوا را در داستان بلوغ خود که عمدتاً در تابستان 1970 اتفاق میافتد، در مورد چهار دوست زن انتخاب کردند. او نقش اسکات ورمر، رهبر گروهی از برادران را بازی میکند که با دختران دشمنی میکنند تا زمانی که اسکات عاشق شخصیت ریچی، روبرتا شود.
سوزان تاد، تهیهکننده «اکنون و آنگاه» به همراه دمی مور، و او که بعداً از ساوا در کمدی ترسناک «دستهای بیکار» انتخاب شد، گفت: «ما به دنبال آن پسری بودیم که همه دخترها برایش رویاپرداز باشند»."قیافهاش عالی بود، اما به روشی قابل دسترس. نه آنقدر زیبا که دخترها مجبور به ترسیدن شوند."
علیرغم اینکه تاد و دیگران مسابقهای را بین ستارگان زن برای رقابت برای محبتهای خارج از صفحه دوون به یاد میآورند، ریچی تکرار کرد که "از قبل خیلی باحال بود که تا به حال بخشی از چنین چیزی نبود."
او گفت: "من عاشق کار با دوون بودم. او شگفت انگیز بود."
در عوض، ریچی با محبت به یاد ساوا افتاد که به او و هافمن یاد میداد که چگونه دویدن را دویدن کنند و در سفرهایی که به سینمای محلی برای تماشای مکرر «داستان عامه پسند» میکردند به آنها ملحق شد. در همین حال، ساوا از اینکه چگونه ریچی و هافمن به طور معمول لباسهایی را از کاتالوگ خدمه جی.. سفارش میدادند تعجب کرد. او گفت: «فکر میکردم خیلی پیچیده است.
مخاطرهآمیزتر صحنه غوطهور شدن لاغر «حالا و آنگاه» بود که از ساوا میخواست در دریاچه برهنه شود و شنا کند. این سکانس برای خنده پخش میشود، زیرا دختران به کرمها نگاه میکنند و متعاقباً لباسهای پسران را میدزدند. سازندگان فیلم قصد داشتند این یک «اوه، وحشتناک» باشد! تاد گفت: لحظهای، و آنها پیشبینی نمیکردند که بینندگان زن جوان آن را غم انگیز ببینند.
با این حال، بسیاری این کار را کردند، و به نوعی، در دنیایی عمدتاً قبل از اینترنت، کودکان آمریکا این شایعه را پخش کردند که اگر آن صحنه را در لحظه مناسب متوقف کنید، میتوانید اندام تناسلی ساوا را ببینید. شایعات به سرعت به ساوا بازگشتند.
او گفت: "این وحشتناک بود.". "از مرکز خرید به مرکز خرید گسترش یافت." برای سالها، او با این ایده که این شایعه میتواند به نوعی درست باشد، "دغدغه" میکرد، حتی اگر در حین فیلمبرداری لباس متواضعانه به تن کرده بود، و او گفت که خود فیلمبرداری "خیلی امن بود."
بهطور قابلتوجهی، ساوا گفت که در دوران دلبازیاش هرگز با طرفداران وسواسی سروکار نداشته است. در حالی که او به طور دورهای درخواستهایی برای توضیح جزئیات «بچگیهای وحشتناکی داشتهام» را مطرح میکند، نسخه او از شهرت اولیه هالیوود نسبتاً پیش پا افتاده بود.
در اواخر نوجوانیاش، او آماده بود تا از شخصیت بتهای نوجوانی که جیغ میکشد، به پروژههای بزرگسالانتر برود. بنابراین، نقشهایی را در «دستهای بیکار»، اولین فیلم «مقصد نهایی» و موزیک ویدیوی «استن» امینم به عهده گرفت.
همانطور که نقشهای ساوا در اوایل قرن حاضر برجستهتر میشد، رفتار او در خارج از صفحه نمایش نیز بیشتر شد.
پس از اینکه در ۱۸ سالگی به تنهایی به لس آنجلس نقل مکان کرد، ساوا اکثر شبهای هفته به کلوپهای هالیوود رفت و آمد کرد و آن صحنه را بر حرفهاش اولویت داد.
او گفت: «من یک شناسه جعلی داشتم و هیچکس دوبار نگاه نمیکرد.. با پیژامهام به آن مکانها میچرخیدم.. تلفن همراه وجود ندارد، بنابراین هیچکس نمیتوانست چیزی ضبط کند، و همه چیز در آن باشگاهها در جریان بود.
او گفت که خانواده ساوا سابقه اعتیاد داشتند و در 20 سالگی، مصرف الکل او به شکل مارپیچی افزایش یافت. او گفت که برای دنباله "مقصد نهایی" از او درخواستی نشده بود زیرا "آنها فکر می کردند ممکن است من مسئول باشم."
بعد از اینکه ساوا در صحنههای آویزان حاضر شد و در موارد متعدد با قانون مشکل پیدا کرد، گفت که آژانسش قاطعانه به او پیشنهاد داد بازیگری را رها کند و به کانادا برگردد.
او گفت: "بازیگری همیشه کاری بود که من تا آخر عمرم قرار بود انجام دهم - تا زمانی که اینطور نبود."
در بازگشت به ونکوور، ساوا دوره نقاهت پر زحمت و چند ساله ای را آغاز کرد.. او قبلاً به مراکز درمانی رفته بود، اما تا زمانی که مست در یک گردهمایی خانوادگی کریسمس حاضر شد، مجبور شد برای خودش کمک بخواهد.
او گفت: "من به تنهایی در 90 روز در 90 جلسه خزیدم. می دانستم که باید آن را به تنهایی انجام دهم." "در نهایت، همانطور که گفته می شود، من از مریض بودن و خسته بودن بیمار و خسته شدم."
در اوایل 30 سالگی، او با هوشیاری و آماده برای بازی دوباره به لس آنجلس بازگشت. و در طول یک دهه و نیم گذشته، او با بازی در تلویزیونهای «نیکیتا» و «چاکی» و همچنین در مجموعهای از فیلمهای ترسناک و اکشن، با پشتکار حرفهای خود را بازسازی کرده است.
او حتی با بازی در نقش مهمان در فصل 2 «هک» به ریشههای عاشقانهاش بازگشت، که در نقش یک حامی بار که با دبورا ونس (ژان اسمارت) یک شب میگذرد، بازی کرد. اسمارت در یکی از برنامه های HBO Max در مورد این صحنه به طعنه گفت: "دروغ نمی گویم، بدترین روز کاری من نبود."
ساوا اکنون به مدت 19 سال هوشیار بوده و به همراه همسرش داونی و دو فرزندشان در بل کانیون، منطقه ای زیبا در حومه لس آنجلس زندگی می کند.
در یک لحظه در طول ناهار ما، عینک ضخیم را که چشمان آبی او را پنهان کرده بود، برداشت و بوم کرد. آن چشمک شایسته پوستر بازگشت. کمی محتاط تر خطوط حک شده، درس های آموخته شده.
ساوا گفت: «گاهی اوقات پر از دست انداز بود، اما فکر میکنم اگر در کار فیلم نبودم، آن زمانها بسیار پر دستاندازتر و طولانیتر میشدند.»