به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

تام هنکس در مورد تجربه برقی (و وحشتناک) نمایشنامه نویسی

تام هنکس در مورد تجربه برقی (و وحشتناک) نمایشنامه نویسی

نیویورک تایمز
1404/09/23
7 بازدید

در اولین تمرین نمایش جدید خارج از برادوی "این دنیای فردا" کارگردان ما، کنی لئون، پس از دو دقیقه - دو دقیقه ما را متوقف کرد. او به ما بازیگران گفت: «نمی‌خواهم بشنوم چگونه شما خطوط را بیان می‌کنید. «می‌خواهم بشنوم چی شما می‌گویید.»

شاید ما روی گویش‌هایمان تمرکز کرده‌ایم، اما او به دنبال زبان نمایشنامه گوش می‌داد. و آن زبان؟ این نمایشنامه از نثر در صفحه، نثر من تکامل یافته بود.

این نمایشنامه بر اساس مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاهی بود که من نوشته بودم، و حالا حرف‌های من توسط اعضای گروه ستاره‌های ما، از جمله کلی اوهارا، روبن سانتیاگو-هادسون، جی او. سندرز بیان می‌شد. من نه تنها در کنار آنها نقش آفرینی می کردم، بلکه مسئول آنچه از دهان آنها خارج می شد نیز بودم. آیا سخنان من به آنها الهام می شود؟ آیا آنها به بازیگران من کمک می‌کنند تا زبانی را که کنی گوش می‌داد، منتقل کنند؟

در اتاق تمرین ما، بازنویسی هرگز تمام نشد. فیلمنامه‌ای که همکارم، نمایشنامه‌نویس جیمز گلاسمن، و من ماه‌ها بر روی آن نوشته بودیم، اکنون کاملاً متفاوت از بازیگران به نظر می‌رسد. شنیدن روبن به عنوان یک نابغه فناوری از آینده که خطرات سفر در زمان را توضیح می دهد یا کلی به عنوان یک دفتردار از برانکس که داستان روز جادویی خود را در نمایشگاه جهانی 1939 در کوئینز می گوید، کمی سورئال بود. هر دو دقیقاً همانطور که تصور می‌کردیم به نظر می‌رسیدند، اما کاملاً متفاوت بودند، زیرا ما از جدول‌خوانی به بازنویسی به تمرین و بازنویسی‌های بیشتر قبل از اینکه در نهایت فیلمنامه را ثابت کنیم، کاملاً متفاوت بودند. بیرون روی صحنه." src="https://static01.nyt.com/images/2025/12/15/multimedia/00cul-tom-hanks-essay-jvcz/00cul-tom-hanks-essay-jvcz-articleLarge.jpg?quality=75&> هنکس نقش یک کارآفرین فناوری از سال 2089 را بازی می کند که به نمایشگاه جهانی 1939 سفر می کند. او گفت که می‌خواهد «زندگی‌هایی را که بین قطعیت‌های گذشته ما و آینده ناشناخته گیر کرده‌اند» کشف کند.

این کلمات بیش از یک دهه است که با من بوده‌اند. داستان های من در سال 2017 در مجموعه ای با عنوان "نوع غیر معمول" منتشر شد. سپس طی سه سال و نیم گذشته در قالب فیلمنامه ای اقتباس شده از دو مورد از این داستان ها. من با تعهد غریبه نیستم ماه‌ها از زندگی‌ام را وقف کار روی فیلم کردم و در سال 2013، نمایشنامه «مرد خوش شانس» را در برادوی بازی کردم. اما این متفاوت خواهد بود. این سالها بود.

بعد از رفع برخی تردیدهای درونی، این تلاش را آغاز کردم که تا حدی ناشی از میل به زنده کردن حس زندگی بر روی صحنه بود که بین قطعیت های گذشته و آینده ناشناخته گیر کرده بود. من می‌خواستم تماشاگران تئاتر در مورد امکانات هر لحظه کنونی فکر کنند.

همه چیز در زمان تعطیلی کووید شروع شد، زمانی که جیم در یک جمع‌آوری سرمایه برای استیج‌های سایه‌لند در النویل، نیویورک، خوانش صحنه‌ای از کار من را ارائه کرد (اگرچه ما هرگز در این دایره سفر نکرده بودیم، دهه‌های 1970 و 1980.) خواندن او ترکیبی از دو داستان از کتاب من بود: «گذشته برای ما مهم است»، درباره‌ی یک غول فناوری آینده که به نوعی تعطیلات سفر در زمان را به سال 1939 می‌رود، و «برو کاستاس را ببین»، با الهام از فرار پدرشوهرم از بلغارستان و ورود او به نیویورک پس از جنگ. شهر.

تام هنکس در حالی که پشت صحنه ایستاده است، کت و کلاه سنگر پوشیده است.

ما جلو رفتیم، داستان‌هایی را برای هر شخصیت ایجاد کردیم، متوجه شدیم کدام سخنرانی طنین‌انداز می‌شود و تعداد شوخی‌هایی را که مخاطبان می‌توانند تحمل کنند، آزمایش کردیم. ما می‌خواستیم دوره را درست کنیم. یکی از شخصیت‌هایی که سندرز بازی می‌کند، یک غذاخوری یونانی در نزدیکی میدان شریدان دارد. دیگری به نام کارمن پری (اوهارا) در یک کارخانه تولید کیف دستی کار می کند و با خانواده برادرش در برانکس زندگی می کند. ویرجینیا، خواهرزاده کارمن (کایلی کارتر)، رئیس باشگاه رادیویی مدرسه خود است و به ظهور تلویزیون وسواس دارد. من یک کارآفرین فناوری ثروتمند از سال 2089 را به تصویر می کشم که وقتی به گذشته سفر می کند با این شخصیت ها ملاقات می کند.

تصویر
در پشت صحنه در آلونک، کلاه گیس ها در حال آماده شدن هستند. نشان می دهد.

گاهی در تابستان 2024، به برخی از ذهن های مورد اعتماد اجازه می دهیم آخرین رندر کار ما را بخوانند. بحث در مورد عبارت‌های بی‌ضرر کمی آزاردهنده بود (آیا مخاطبان بهتر به «ما وضعیتی داریم» یا «مشکل داریم» پاسخ می‌دهند؟)، اما واکنش‌ها مانند یک مشت شدید بود: «جالب!» "ها؟" "شاید اینجا چیزی داشته باشید." ترجمه: کارهای بیشتری وجود دارد که باید انجام شود.

به نحوی دستنوشته به الکس پوتس و لورا اسود در آلونک راه یافت، که کارگاهی رسمی ارائه کردند - یک مطالعه صحنه‌ای. من و جیم معنای واقعی این پرتاب عمیق را بلعیدیم، سپس فکر کردیم «خب، آره، چرا که نه؟» تاریخ را روی تقویم‌هایمان گذاشتیم و با عجله وارد بازبینی‌های بیشتری شدیم.

حالا، این برای زمان‌بندی چگونه است؟ قرائت "این دنیای فردا" یک روز پس از انتخابات ریاست جمهوری 2024 در سوله برگزار شد. درست زمانی که مخاطبان را به سال 1939 برمی‌گرداندیم - که عدم اطمینان خود را در مورد جنگ و جهش مالی ناشی از رکود بزرگ داشت - در سال 2024 عدم اطمینان از معنای چهار سال آینده برای ایالات متحده وجود داشت. سپس واقعیت‌های تلاش ما به وجود آمد: انتقاد سازنده از آنچه در روایت، مضمون و زبان نمایش مبهم باقی مانده بود.

تصویر
پیوستن به گروهی از این نمایشنامه‌ها "یک لذت، و افتخار و افتخار" بوده است. گفت.

هنگامی که من و جیم دوباره وارد فیلمنامه شدیم، با یادداشت‌هایی از الکس و تاد کریدلر، دراماتورژ و دستیار کارگردان هدایت شدیم. واکنش افراد حاضر در کارگاه ها؛ و دوستانی که آن را خوانده بودند (و دوباره خوانده بودند). علیرغم کارهایی که باید انجام شود، شید پاییز امسال را برای تولید پیشنهاد داد. من و جیم موافقت کردیم که این جهش را انجام دهیم.

هنگامی که تمرین‌ها در مرکز شهر گیبنی شروع شد، ضربات از دست رفته مشخص شد. بازنگری های بیشتری انجام شد. نوشتن بی پایان احساس می شد. صفحات جدید هر روز صبح به تیم خوش آمد می گفتند. اغلب اوقات کار بازیگران یک روز قبل از این قسمت‌های جدید خبر می‌داد، اقتدار سنگی آن‌ها لحظاتی را روشن می‌کرد که نیاز به تعدیل داشت. کنی مدام جلوی ما را می گرفت و می خواست بشنود که نمایشنامه چه چیزی را می گوید، به زبان تئاتر. من و جیم فیلمنامه نهایی را برای اجرا به بازیگران تحویل دادیم.

این که یک نمایشنامه‌نویس شوم، هیجان‌انگیز است - به همان اندازه که تجربه خلاقانه‌ای وحشتناک داشته‌ام. پیوستن به گروه بازیگران و گروه با چنین فداکاری، شادی و برنجی نیز باعث خوشحالی و افتخار بوده است. برخی از روزها، در میان عجله اجرا برای تماشاگران، احساس می‌کنم واقعیت ما را مجبور می‌کند تا با مضامین نمایش درگیر شویم: حضور با در آغوش گرفتن لحظه، در عین حال عجله به سوی آینده اجتناب‌ناپذیرمان - اجرای نهایی نمایش در 21 دسامبر.