روشن کردن، تنظیم کردن... پلیس خارج شد؟ کنایه های «سوررئال دهه شصتی» در ویتنی.
عنوان "سوررئال دهه شصت" اضافی است. چه چیزی سوررئال نبوددر دهه ای که موسیقی عامه پسند را به کمترین نتایج تجاری سوق داد، زاد و ولد را به زنان واگذار کرد و پلنگ های سیاه را چنان آشکارا مسلح کرد که NRA برای کنترل اسلحه گریه کرد؟
این اولین تحریک این نمایشگاه جذاب و تجدیدنظر طلبانه است که در 19 ژانویه موزه هنر آمریکا در حال پایان است. این نمایش استدلال میکند که بسیاری از هنرمندان آن دهه، چه شناخته شده و چه ناشناخته، به بدن انسان و بدنه سیاسی ارادت دارند، که شایستگی یک جنبش هنری-تاریخی کاملاً جدید را دارد: سوررئال دهه شصت.
این نمایش شما را تا حدودی از مسیر در زمین بزرگ خود راهنمایی میکند - هنر استودیویی آمریکایی از 1958 تا 197 - حس و حال خودتان را تفسیر میکند. اما همچنین حاوی کافئین است به نحوی که در حال حاضر هیچ نمایش دیگری در نیویورک شما را رها نمی کند.
نمایش بر قطعات بیانیه بزرگی تکیه دارد که بی تفاوتی را به چالش می کشد: سطل گور و عکس واقعی پل تک، گره ای که با غرور برروی آن H.C. وسترمن از لایههای تخته چندلای دریایی سمباده زد، بوم دی گلو اثر پیتر ساول از کارتون G.I. در حال حمله به غیرنظامیان در ویتنام، که میتواند راحتترین نقاشی در شهر در حال حاضر باشد. "Saigon"، 1967، یک نقاشی ضد جنگ که شکنجه و تجاوز به مردم در سایگون را از طریق چهره های کارتونی در رنگ های Day-Glo محکوم می کند.اعتبار...پیتر ساول/انجمن حقوق هنرمندان (ARS)، جدید یورک
با این و 150 اثر دیگر، چهار متصدی (همگی ویتنی) استدلال میکنند که ظاهر واقعی هنر در دهه 60 - یا حداقل جریانی که به شدت نادیده گرفته شده بود - بهعنوان یک نوع رنگآمیزی یا مینیماژی فروخته نمیشد. بازگشت به سوررئالیسم کلاسیک، جنبش اروپایی دهه 1920 که گروتسکری آگاهانه را به عنوان راهی برای مقابله با افکار مزاحم اما معتبری که جامعه برای سرکوب آنها وجود دارد، تشویق کرد. (اینکه این هنرمندان جوانتر چقدر آگاهانه به نسل ماگریت و دالی، یعنی سوررئالیستهای اصلی پاسخ میدادند، پاسخ ناهمواری داده میشود.)
تک در مصاحبهای با Art News در سال 1966: "من این موضوع را انتخاب میکنم زیرا حساسیتهای من را نقض میکند، اما این همان چیزی نیست که من با آن کار میکنم. به زیبایی قرار داده شده اما چگونه می توان چنین جدایی را نشان داد؟
بخش «خود بدن» موضوع را با صدای بلند بیان می کند. سکویی از آثار مواج مانند احشام - صندلی راحتی از پوسچول های سفید پف کرده اثر Yayoi Kusama، نوعی اپی گلوت گچی آویزان اثر لوئیز بورژوا، یکی از بوم های لی بونتکو از روزنه های شکاف و بخیه شده، صادقانه در مورد یک خاصیت بی قراری خاص از همکار خود صادق هستند (به شکلی زیباتر از نظر ظاهری ناخوشایند همکارشان. نه.
لوستر رشته نایلونی اثر کی سکیماچی میتواند یک روت آساوا زیبا باشد، به جز یک اتوبوس روث آساوا که تماماً در حال بازگشت است. موهایش را برس بزن تخم سرامیکی کن پرایس به اندازه باربارا هپورث حسی است، با این تفاوت که سبز رادیومی است و چیزی از تخم بیرون میزند.
من فکر میکنم این تضادهای ضمنی نکته اصلی هستند. آنها پیشنهاد می کنند که به اصطلاح سوررئالیست های دهه شصت فقط یک ضد فرهنگ نبودند، بلکه یک ضد فرهنگ بودند. آنها پس از اینکه هنر مدرن برای حدود 50 سال خود را به فعالیتی بیش از حد با سردی، ظرافت یا بدبینی محدود کرده بود، تجسم یک آه از فروپاشی جمعی هستند. تضادها نشان می دهد که به اصطلاح سوررئالیست های دهه شصت فقط یک ضد فرهنگ نبودند، بلکه یک ضد فرهنگ بودند.
«سوررئال دهه شصت» 25 سال پیش به عنوان پایان نامه کارشناسی کارگردان ویتنی، اسکات روتکف، یکی از متصدیان، به وجود آمد. با بسیاری از خردهپینگهای دنیای هنر، پرسشهایی - و ردّیههای خودش - درباره تاریخ هنر ایجاد میکند. این موارد در درجه اول برای متخصصان جذاب خواهد بود. آیا اکسپرسیونیست های انتزاعی فروید و یونگ را هم نخوانده اند؟ واقعاً «پسا مینیمال» به چه معناست؟
اما اصل این نمایش سر و صدا را از بین می برد: هنر دهه 1960 به قدری سرکش و متنوع بود که هیچ نمایشگاهی به این اندازه تجدیدنظرطلبانه نمی تواند امیدی به اجرای عدالت کامل داشته باشد. از کیوریتورهایی به این توانایی، حتی کاستیهای اجتنابناپذیر آموزش میدهند.
مثل تمرکز تقریباً انحصاری بر هنرمندان با جاهطلبیهای گالری. این بدان معناست که - برخلاف نمایش عظیم "تابستان عشق" ویتنی در سال 2007 - ما تقریباً چیزی از D.I.Y دریافت نمی کنیم. شکار و رها کردن زنگها، صورتحسابها، پوسترها و دکمهها که بیش از هر نمایشگاه دیگری باعث میشود یک آمریکایی معمولی از معیارهای مادی موفقیت و به سمت حیوان درونیاش بازگردد. اینجا نبودی را حس می کنی دن نادل مهیب، کارشناس کامیکس که به سرپرستی نمایش کمک کرد - او اکنون متصدی طراحی و چاپ موزه است - احساس میکند که کمتر مورد استفاده قرار گرفته است. پرهای روی بوم.
تمرکز دنیای هنر نیز بهعنوان آلرژی به کلیشههای مربوط به آن دوره نمایان میشود. (همانطور که طارق علی کتاب خود را در مورد دهه شصت پیشگفتار کرد: «این یک خاطرات سیاسی است. توجه داشته باشید که روایتی از دامنهای کوچک روی پلههای سوربن نیست.») برای مثال، روانگردانها. بخشی درباره معنویت و آگاهی شامل لحاف پرهای قرقاول کارلوس ویلا، یک ویدیوی رنگی تپنده بر روی فیلم 16 میلی متری جردن بلسون، و آثار دیگری است که به تجسم درونی ترین و قدیمی ترین قلمروهای فکری نزدیک است.
مواد مخدر کلیشه ای از دهه شصت است. اما آنها همچنین صمیمیت با آگاهی را آزاد کردند. در جستوجوی راهی عمیقتر برای درک دهه، متصدیان نمایش - که شامل لورا فیپس و الیزابت ساسمن نیز میشوند - فقط به طور مایل به آن مواد اشاره میکنند. در نمایشی به این بزرگی، هم طراوت و هم ناعادلانه است.
سازمان موضوعی نمایش نیز شیوهای از دید مبتنی بر موضوع را تحمیل میکند که همیشه به مزاحمت بصری بهترین آثارش پاداش نمیدهد. Dog, 1963-64.اعتبار...املاک ماریسول/انجمن حقوق هنرمندان (ARS)، نیویورک
در جاهای دیگر کار بسیار سادهتر است. در بخشی از سیاست به نام «نمایش نیرو»، تراکم پرچمهای آمریکا - حتی چاپ چوبی نفیس یادگاری قدرت سیاه باربارا جونز-هوگو - به ما یادآوری میکند که نمادهای نیکسون و ویتنام چقدر میتوانند در کارگاه یک هنرمند فیگوراتیو باشند. کلاژ رالف آرنولد در مورد ترورهای سیاسی با تراژدی کینگ و کندی صادق است. به عنوان هنر، کسل کننده است.
آثار هنری قبل از رسیدن به شرمآورترین جنگ آمریکا، به نظر میرسد که بیشتر مخفیانه هستند. پرچم سبز روی خاکستری جاسپر جانز، به نظر میرسد که هر دو به نمایندگی از یک جامعه نامشخص به شما خیره شدهاند.
آیا چیدمان زمانی به اثر فضای بیشتری را میدهد، جدول زمانی فروشندگان، متصدیان و منتقدانی که به این هنرمندان کمک کردهاند.
ماشینها را در نظر بگیرید، جعبه مجسمهای از اندامهای داخلی جرمی اندرسون، که مانند یک میل چرخشی در میل لنگ مونتاژ شدهاند، و شاسیهای چوبی تقریباً لگنی دان پاتس بین 1970 و 1970 است. من با در نظر گرفتن امکانات آناتومیکی "Little Deuce Coupe"، قصیده برایان ویلسون برای نماد ملی آزادی. «تو نمیدانی من چه چیزی دارم...»
بزرگترین هدیه، نگاهی اجمالی به بدنهی سیاسی، ناخودآگاه جمعی است که از زمان جنگ جهانی دوم تهدید به فوران از روکش آمریکایی بود. لوگوسی در نقش «دراکولا»، کلوزآپ 1958». شاون واکر، "پنجره تیفانی در خیابان 57، نیویورک،" حدود 1968-1972; و دایان آربوس، «ابرهای روی صفحه در یک فیلم درایو، N.J.»، 1961.
در بخش جامعه و رسانه، سه عکس به زیبایی انتخاب شده، با وضوح یک تلویزیون مارشال مکلوهان را آشکار میسازد، بهعنوان تجربهی بسیار متفاوت مارشال مکلوهان در تلویزیون. نسل اول بینندگان تلویزیونی کشور در حال ورود به دوران بزرگسالی بودند.
این تصاویر یک دایان آربوس از بلا لوگوسی در نقش دراکولا هستند که از تلویزیون عکس گرفته شده است. Arbus دیگری از یک صفحه نمایش درایو، که ابرهای مصنوعی را در برابر آسمان شب نمایش می دهد. و سپس عکسی از شاون واکر از پنجره تیفانی که در کنار ویترین فروشگاهش قاب شده است، صفحه ای برای خودش.
صفحه نمایش خصوصی، صفحه عمومی، زندگی واقعی - همه از نظر بصری یکی. چگونه یک بدن منفرد می تواند انتظار داشته باشد که آنها را سالم زندگی کند؟ نمی توانست. و هنوز هم نمی تواند. آیا تا به حال Twister را بازی کردهاید؟
در قرن گوشیهای هوشمند، این سه عکس کوچک چقدر پیشگویانه به نظر میرسد. این یکی از دلایل بسیاری برای دیدن این نمایش است. مانند نوجوانان مداخله گر در Scooby-Doo، متصدیان آن این لطف را به ما می دهند، حتی اگر گاه به گاه بیش از حد لطف کنند، که بر واقعیت های انسانی در پشت همه ارواح این کشور پافشاری کنند.
سوررئال دهه شصت
از 19 ژانویه در 19 ژانویه در موزه آرتنی ویتنی آمریکا، خیابان ویتنی 99، در خیابان ویتنی 99، ستاره فیلم. (212) 570-3600; whitney.org.