"ما باید خوب باشیم وگرنه ICE ما را به دست خواهد آورد": غذای آماده از کودکان شیکاگو که در حملات مهاجرت گرفتار شده اند
شیکاگو (AP) - درست قبل از ظهر یک جمعه آفتابی در اوایل این ماه، ماموران مهاجرت فدرال گاز اشک آور را به خیابان شلوغ شیکاگو، درست خارج از مدرسه ابتدایی و یک کافه بازی کودکان پرتاب کردند.
والدین، معلمان و مراقبان برای محافظت از کودکان در برابر هرج و مرج هجوم آوردند و از آن زمان تاکنون با این موضوع دست و پنجه نرم می کنند که چگونه آنچه را که دیده اند به آنها توضیح دهند: چقدر باید به آنها گفت تا آنقدر بدانند که در امان بمانند، اما نه آنقدر که بی گناهی آنها را از بین ببرند.
هفتهها بعد، خانوادهها - حتی آنهایی که به احتمال زیاد در خطر دستگیر شدن در حملات مهاجرتی نیستند - میگویند که همچنان میترسند این اتفاق دوباره رخ دهد، و نشان میدهد که چگونه ترس در تمام جنبههای زندگی آمریکاییها نفوذ میکند، وقتی که سرکوب مهاجرت توسط دولت ترامپ یک شهر را اشغال میکند.
چرا ماموران یک محله مسکونی گاز اشک آور زدند؟
وزارت امنیت داخلی در بیانیهای گفت که ماموران گشت مرزی در جریان یک عملیات اجرایی هدفمند که در آن یک مرد دستگیر شد، "با ممانعت معترضان" مواجه شدند.
سرکوب شیکاگو، که "عملیات رعد و برق میدوی" نامیده شد، در اوایل سپتامبر آغاز شد. ماموران نقابدار، مسلح در کامیونهای بدون علامت در محلهها گشت میزنند و ساکنان به شیوهای بزرگ و کوچک علیه آنچه شهرشان در محاصره میدانند اعتراض کردهاند.
DHS نوشت که مأموران آن در حال رعب و وحشت هستند: "افسران شجاع ما با افزایش حملات علیه آنها، تحریک حملات تک تیرانداز، استفاده از خودروها به عنوان سلاح به آنها و حمله توسط شورشگران مواجه هستند. این خشونت علیه مجریان قانون باید پایان یابد. ما با ایمن نگه داشتن آشوبگران و معترضان از آمریکا جلوگیری نخواهیم کرد."
ماموران با یک خودروی شاسی بلند بدون علامت در نیم بلوک مدرسه ابتدایی فانستون در میدان لوگان، محله ای در شمال غربی شهر، وارد شدند. ویدئوها نشان می دهد که توسط خودروهایی که بوق می زدند، آنها را دنبال می کردند تا به همسایگان هشدار دهند که این یک عملیات اجباری مهاجرت است.. یک روروک مخصوص بچهها جلوی شاسیبلند کشیده شد تا جلوی آن را بگیرد.
شیشه سمت سرنشین SUV پایین آمد و مردی نقابدار داخل آن، گاز اشک آور را به خیابان پرتاب کرد.
بیانیه DHS میگوید که ماموران «پس از تلاشهای صوتی مکرر برای متفرق کردن جمعیت» از گاز اشکآور و گلولههای فلفل استفاده کردند.
شاهدان می گویند هیچ هشداری وجود ندارد
معلم کلاس پنجم لیزا اولیوا پرز برای ناهار به فروشگاه مواد غذایی آن طرف خیابان می رفت.
او متوجه چرخش هلیکوپتری شد، سپس خودروی شاسی بلند و دم آن از ماشینهایی که بوق میزدند.
آن روز صبح، معلم دیگری به او سوتی داد و دستور داد که اگر ماموران مهاجرت در نزدیکی بودند، سوت را بزند.
هنگامی که اولیوا پرز سوت را به لبانش رساند، شیشه SUV پایین آمد و مرد نقابدار اولین کپسول گاز را پرتاب کرد.
اولیوا پرز گفت: «نمیتوانستم بفهمم که این اتفاق میافتد.» سپس یکی دیگر را، این بار به سمت او پرتاب کرد.
او گفت که فقط چند متر در پیاده رو فاصله داشت و چیزی نشنید که ماموران چیزی گفتند. سپس به سمت مدرسه دوید و سر کارکنان داد زد تا بچه ها را داخل کنند.
کودکان نوپا در یک کافه بازی در پایین خیابان ناهار می خوردند
نیم دوجین کودک نوپا در پنجره کافه بازی Luna y Cielo نشسته بودند، جایی که کودکان در حین بازی اسپانیایی یاد میگیرند در حالی که والدین و پرستاران قهوه مینوشند.
مالک ونسا آگویر-آوالوس به بیرون دوید تا ببیند چه اتفاقی میافتد، زیرا پرستار بچهها آنها را به اتاق پشتی میبردند.
Aguirre-Ávalos یک شهروند ایالات متحده است و پرستار بچه ها شهروند هستند یا به طور قانونی مجاز به کار در ایالات متحده هستند. با این حال، آنها وحشت کرده بودند. یک پرستار بچه به Aguirre-Avalos التماس کرد: اگر آنها مرا می برند، لطفاً مطمئن شوید که بچه ها سالم به خانه می رسند.
مولی کوچیچ که پسران 2 ساله و 14 ماهه اش در لونا و سیلو بودند، مشغول خرید مواد غذایی بود. شوهرش زنگ زد. او صدای "حمله مهاجرت" و سپس "گاز اشک آور" را شنید. او سبد خرید خود را رها کرد و با حداکثر سرعتی که میتوانست رانندگی کرد و به سمت حاشیه بیرون رفت، چنان دیوانهوار به پسرانش رسید که برایش اهمیتی نداشت که ممکن است ماشینش بکسل شود.
کودک 2 ساله چنان ترسیده بود که لکنت زبان داشت.
او در حالی که به او چسبیده تکرار کرد: "مامان، مامان، مامان".
در هفتههای بعد، او به پرستار بچهاش، یک شهروند آمریکایی از گواتمالا، دلبسته است. او میپرسد کجاست و کی میآید.. با صدای آژیر خطر میپرد.. مادرش با پزشک اطفال تماس گرفت تا او را به یک درمانگر معرفی کند.
از زمان این حادثه، آندریا سوریا، که کودک 6 سالهاش در Luna y Cielo بازی میکند، زمزمه او را با عروسکهایش شنیده است: "ما باید خوب باشیم وگرنه ICE ما را به دست میآورد." با اشاره به اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده.
آگویر-آوالوس گفت: «این بچهها آسیب دیدهاند».
محله برای محافظت از فرزندانش می شتابد
معلمان دبستان فانستون بعدازظهر را به بچه ها گفتند که همه چیز خوب است.. اما آنها از زنگ آخر روز می ترسیدند.. آنها باید دانش آموزان را به بیرون هدایت می کردند و نمی دانستند چه چیزی در انتظار است.. مردان نقابدار؟. گاز اشک آور بیشتر؟
معلم کلاس اول ماریا هیونر در چت های گروهی جامعه این خبر را منتشر کرد که مدرسه به کمک نیاز دارد.
وقتی زنگ آخر به صدا درآمد، دانشآموزانش را به بیرون برد. از هر جهت، همسایهها در کنار پیادهرو صف کشیده بودند، دهها نفر.. افرادی بودند که هرگز خود را فعال یا حتی سیاسی نمیدانستند، آنجا ایستاده بودند، خشمگین بودند، خیابانها را برای یافتن خودروهای شاسیبلند و مردان نقابدار بررسی میکردند. آنها ثبت نام میکردند تا هر روز صبح و بعدازظهر برگردند.
هیونر گفت: «شما با بچهها درگیر نمیشوید.. به مدرسهها نزدیک نمیشوید».. "برنامه کاری شما هر چه باشد، به نظر می رسد که در حال عبور از بسیاری از خطوط است."
اولین مدینه بیرون از مغازه هدیه فروشی خود در مجاورت مدرسه ایستاده بود و کودکانی را که در حال قدم زدن بودند تماشا می کرد. دو پسر کوچک یکدیگر را چنان محکم گرفته بودند که انگشتانشان در دستان یکدیگر فرو رفته بود.
مدینه که وقتی فکر میکند در آن روز چگونه مدرسه را ترک میکنند، گریه میکند، گفت: «آنها خیلی ترسیده بودند.» «تصور آنچه در ذهن کوچک آنها میگذرد واقعاً سخت بود.»پوشش آموزشی آسوشیتدپرس از چندین بنیاد خصوصی حمایت مالی دریافت میکند. AP تنها مسئول تمام محتوا است. استانداردهای AP را برای کار با خیریهها، فهرستی از حامیان و مناطق تحت پوشش مالی را در AP.org بیابید.