به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

آنچه «همنت» در راه از صفحه به صفحه از دست داد (و به دست آورد).

آنچه «همنت» در راه از صفحه به صفحه از دست داد (و به دست آورد).

نیویورک تایمز
1404/09/23
1 بازدید

کلوئه ژائو همیشه به تراژدی شکسپیر "هملت" به عنوان یک نمایشنامه انتقام‌جویانه فکر می‌کرد.

یک فیلم وقایع وقایع که خلق نمایشنامه را شکل داده است - اقتباس شده از رمان تخیلی تاریخی مگی اوفارل در سال 2020 «همنت، همسرش، آگاره و گریه‌های او را دنبال می‌کنند. مرگ پسر 11 ساله‌شان، همنت.

معمولاً به‌عنوان بسیار خشن و مردانه تبلیغ می‌شود، اما من می‌گویم: «این خیلی چیزهای بیشتری دارد»، ژائو، که برنده اسکار بهترین کارگردانی برای درام سال 2021 خود با نام «سرزمین عشایر» و صداپیشگی بیش از 6 ماه و صدها نفر از من است. اوفارل، که در ادینبورگ زندگی می کند، در فیلمنامه «همنت، که اکنون در سینماها عرضه می شود، همکاری کرد.

جسی باکلی ("دختر گمشده") نقش آگنس را بازی می کند که اوفارل او را به عنوان یک زن جوان با روحیه آزاد تصور می کند. او چشم یک ویلیام نوجوان را به خود جلب می کند - با بازی پل مسکال ("Aftersun") - که هنگام ملاقات، سرکوب شده، بی قرار و همچنان در جستجوی زندگی خود است. هدف.

تصویر
باکلی در نقش اگنس شکسپیر در تئاتر گلوب.اعتبار...AgataFocus ویژگی‌ها

بررسی‌های اولیه درخشان بوده‌اند - آلیسا ویلکینسون در نیویورک تایمز و اجرای باکلی «وحشیانه» و «حیرت انگیز». پس از کسب جایزه برتر در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو، این فیلم به عنوان یکی از رقبای اولیه در مسابقه اسکار بهترین فیلم ظاهر شد.

در یک تماس ویدیویی ماه گذشته - ژائو، 43 ساله، با جلیقه‌ای مشکی در اقامتگاه آفتابی‌اش، و اوفارل، 53 ساله، در یک یقه یقه‌دار در خانه، جایی که به مناسبت او، بنگلادش می‌کند. در سراسر صفحه کلید او رد شد - درباره تغییراتی که برای نمایش داستان روی صفحه ایجاد کردند و آنچه از کار با یکدیگر یاد گرفتند صحبت کرد. اینها گزیده هایی از گفتگو هستند.

مگی، چه چیزی در مورد همسر شکسپیر شما را مجذوب خود کرد؟ چگونه به این ایده رسیدید که داستان را از دیدگاه او در این رمان روایت کنید؟

MAGGIE O’FARRELLهیچ هنرمند و هیچ نویسنده ای به طور اتفاقی نمایشنامه ای را به نام پسر مرده خود نام نمی برد. باید معنایی داشت. از آنجا شروع کردم. اما در حالی که داشتم درباره شکسپیر می خواندم، حواسم به این بود که تاریخ، علم و نقد ادبی با همسرش چقدر بد رفتار می کرد. فقط همیشه یک روایت در مورد او گفته شده است، و آن این است که او از او متنفر بود، اینکه آنها باید ازدواج کنند، اینکه او به لندن فرار کرد تا از او دور شود. برای هیچ یک از اینها یک ذره مدرک وجود ندارد؛ در واقع، کاملا برعکس. بنابراین می‌خواستم آنها را در مرکز صحنه قرار دهم و به نمایشنامه - که فکر می‌کنم بزرگ‌ترین اوست - از دریچه نگاه کنم: شاید او همسرش را دوست داشت، و شاید او شخصیت بسیار بسیار مهمی در زندگی او بود. ژائو گفت: "مردانه، اما من می‌گفتم: "خیلی چیزهای بیشتری برای این وجود دارد." درگیر؟

CHLOÉ ZHAO Paul Mescal کتاب را خواند و به آن وسواس داشت و می خواست در نقش ویل بازی کند. او گفت: "باید آن را بخوانید. این آن چیزی نیست که شما فکر می کنید." من به باد رفت. نه تنها احساس می‌کردم این ظرفی است برای گفتن یک داستان عالی، بلکه برای کشف ایده‌های درونی خودم که مانند بسیاری از زنان اجازه نداده بودم به آن‌ها برسم. هنگامی که جسی گفت بله، می‌دانستم که می‌توانم مگی را به توافق برسانم.

مگی، شما در ابتدا تمایلی به نوشتن فیلمنامه نداشتید. کلوئه چه گفت؟

O’FARRELL من می دانستم که کلویه هرگز کسی نخواهد بود که یک درام لباس بکر و لباس بسازد، چیزی که من هرگز نمی خواستم فیلمی از «همنت» باشد. می خواستم مردم کثیف به نظر برسند. هر بار که دست جسی را می بینم و ناخن هایش واقعا سیاه است، خوشحالم می کند. همچنین می‌دانستم که کلوئه علاقه خاصی به شکسپیر ندارد، و این مهم بود زیرا نمی‌خواستم کارگردانی او را در مرکز صحنه قرار دهد. می‌خواستم درباره بچه‌ها و خانواده باشد.

اما فکر نمی‌کردم بخواهم آن را تطبیق دهم، زیرا به پروژه دیگری رفته بودم. ما با زوم تماس گرفتیم، و من همه آماده بودم که بگویم، "نه، نه، نه، فکر نمی کنم من آن شخص باشم." من نمی دانم چه اتفاقی افتاده است. فکر می‌کنم او مرا طلسم کرد زیرا در پایان تماس، نه تنها موافقت کرده بودم که آن را با او بنویسم، بلکه موافقت کردم که اولین پاس را در یک یا دو ماه دیگر بنویسم.

درباره روند همکاری از راه دور خود به من بگویید.

O'FARRELL Chloé یک صدای شگفت‌انگیز نیست. من در اسکاتلند از خواب بیدار می شدم و این آبشار پینگ، پینگ، پینگ، پینگ، پینگ وجود داشت. در شب های بسیار شلوغ، زمانی که من خواب بودم و کلوئه بیدار بود، گاهی اوقات 13، شاید 16 نت صوتی وجود داشت. برخی از آنها واقعا کوتاه بودند، گاهی اوقات در مورد جزئیات بسیار کوچک. دیگران در مورد مسائل موضوعی بزرگ بودند. طولانی ترین چیزی که کلوئه برایم فرستاد 58 دقیقه بود. این اساسا یک پادکست روایی بود.

مگی، این اولین باری بود که شما فیلمنامه می‌نویسید. چه چیزی یاد گرفتید؟

O’FARRELLبرای تبدیل یک رمان ۴۰۰ صفحه‌ای به فیلمنامه ۱۰۰ صفحه‌ای، باید کارهای زیادی انجام دهید. و کلوئه از همان ابتدا ایده کاملاً روشنی داشت که می‌خواست کدام رشته‌های رمان را بیرون بیاورد و در یک فیلم ببافد.

ZHAO من همیشه به دنبال قطبی‌کننده‌ترین چیزها هستم، زیرا وقتی تنش وجود دارد، آب میوه وجود دارد. ایده زندگی و مرگ، یا عشق و از دست دادن، آفرینش و نابودی، در کتاب بسیار زنده است و سپس دگردیسی هنر و داستان سرایی در این میان. من به مگی گفتم که می‌توانی یک مینی سریال فقط درباره زنان در استراتفورد بسازی.

ما همچنین نیاز داشتیم که در پایان بازی بیشتری داشته باشیم، که احتمالاً بزرگترین پیشرفت بود. ما 25 صفحه به سکانس پایانی اضافه کردیم.

چگونه با آن برخورد کردید؟

O’FARRELL در سکانس پایانی در گلوب در رمان، اگنس به تنهایی وارد تئاتر می‌شود و او این تجربه درونی و احساسی را از تماشای «هملت» دارد. برای دور زدن این موضوع در فیلمنامه، ما فقط برادرش را آوردیم تا بتواند با او صحبت کند.

از طرف دیگر، کلوئه در انتقال افکار درونی یک نفر از طریق تصعید آنها در یک منظره فوق‌العاده است. این اتفاق در "سرزمین عشایر" با فرانسیس مک دورمند و این غارها و مناظر عظیم و در "همنت" با جسی در جنگل و پل در کارگاه دستکش رخ می‌دهد.

سخت‌ترین تزئینات شما چه بود؟ روشی ظریف برای مقابله با غم و اندوه و رابطه آنها با روح همنت و محیط طبیعی. و بسیاری از اگنس به دنبال همنت هستند. ما تمام صحنه های او را در آن خانه گرفتیم که منتظر او بود. اما بعد از اینکه فیلم را تست کردیم، بازخوردهایی از فیلمسازانی که واقعاً به آنها اعتماد دارم، دریافت کردم. آنها گفتند: "ببین، کلوئه، فقط باید مخاطب را به گلوب برسانی." از آنجایی که اجرای باورنکردنی جسی برای تماشاگران بسیار تحسین‌برانگیز است، آنها نمی‌توانند قبل از پرداختن به کاتارسیس تا این حد از پس آن برآیند. ویژگی‌ها

Chloé، جسی یک انتخاب طبیعی برای اگنس به نظر می‌رسد، اما پل در نقش شکسپیر شگفت‌انگیزتر است. چه چیزی در مورد او به شما برخورد کرد؟

ZHAO چیزی در مورد او احساس می‌کند که چیزی در درونش می‌لرزد، مثل آتشفشان، مثل حیوانی که می‌خواهد فوران کند. و من این را با شکسپیر احساس می کنم. باید در درون آنقدر حباب وجود داشته باشد تا این مقدار خلاقیت ظاهر شود.

هر کدام از شما در طول این فرآیند از دیگری چه آموختید؟

O’FARRELL من از کلوئه راه ساختن روایتی برای پرده و نحوه نگاه کردن به صحنه را از دید دیگران آموخته‌ام، زیرا شیوه‌ای که تماشاگر از دید دیگران در تعامل است کاملاً متفاوت است. با یک کتاب.

Chloé، آیا هرگز تمایلی به نوشتن یک کتاب دارید؟

ZHAO اگر می‌توانستم رمان‌نویس باشم، فیلم نمی‌سازم.

O’FARRELL لطفاً از ساختن فیلم دست نکشید. من یک روز خواهم کرد؛ من واقعاً، واقعاً می خواهم - اما مانع زبانی، عدم اعتماد به نفس، باعث می شود احساس کنم نمی توانم کاملاً این کار را انجام دهم. خلوصی در نحوه تعامل مگی با این شخصیت ها در صفحه وجود دارد. همیشه می‌خواهم، وقتی فیلمنامه‌ای می‌نویسم، آن را بیشتر شبیه نویسنده‌اش بنویسم و ​​نگران نباشم که فیلمی از آن ساخته شود.